درباره اهميت تنگه هرمز
تحولات اخير در خليج فارس و اختلال در جريان نفت از تنگه هرمز، بار ديگر نقش حياتي اين گذرگاه راهبردي در اقتصاد جهاني را برجسته كرده است؛ گذرگاهي كه عبور روزانه حدود ۲۰ ميليون بشكه نفت از آن، در صورت اختلال جدي ميتواند فشار بيسابقهاي بر بازارهاي انرژي و زنجيرههاي تأمين جهاني وارد كند.

تحولات اخير در خليج فارس و اختلال در جريان نفت از تنگه هرمز، بار ديگر نقش حياتي اين گذرگاه راهبردي در اقتصاد جهاني را برجسته كرده است؛ گذرگاهي كه عبور روزانه حدود ۲۰ ميليون بشكه نفت از آن، در صورت اختلال جدي ميتواند فشار بيسابقهاي بر بازارهاي انرژي و زنجيرههاي تأمين جهاني وارد كند. در بسياري از جنگها، واكنشهاي اوليه در ميدان نبرد ظاهر ميشود، اما پيامدهاي عميقتر معمولاً در بازارها، زنجيرههاي تأمين و محاسبات استراتژيك دولتها خود را نشان ميدهند كه تجاوز اخير امريكا و اسراييل به كشورمان نيز از اين قاعده مستثني نيست.
اگرچه در ابتداي اين جنگ، تصور ميشد كه اين يك درگيري نظامي سريع و محدود باشد اما نشانههاي رو به افزايش، حاكي از آن است كه اين بحران ميتواند به آزموني بسيار تعيينكنندهتر نه تنها براي اقتصاد جهاني، بلكه براي ثبات نظم بينالمللي تبديل شود. اقتصادهاي جنگي معمولاً در دو مرحله شكل ميگيرند كه مرحله نخست فوري و كوتاهمدت است، در اين مرحله بازارها واكنش شديدي نشان ميدهند، قيمت انرژي افزايش مييابد، خريدهاي هيجاني شدت ميگيرد و سرمايهگذاران به سمت داراييهاي امن حركت ميكنند.
مرحله دوم كه در ميانمدت ظاهر ميشود، پرسش اساسيتري را مطرح ميكند؛ آيا طرفهاي درگير واقعاً براي يك درگيري طولانيمدت آماده هستند؟ در اين مرحله ديگر تنها قدرت نظامي اهميت ندارد، بلكه استقامت اقتصادي، تابآوري اجتماعي و توانايي انطباق با اختلالات پايدار تعيينكننده خواهد بود. در قلب اين بحران، تنگه هرمز قرار دارد؛ گذرگاهي باريك كه اهميت آن اغلب با يك آمار ساده بيان ميشود كه حدود ۲۰ درصد از عرضه انرژي جهان از اين مسير عبور ميكند. با اين حال اين آمار تمام واقعيت را نشان نميدهد. مساله اصلي نه كل توليد جهاني نفت، بلكه سهمي از نفت و گاز است كه واقعاً در بازارهاي بينالمللي معامله ميشود.
جهان روزانه بيش از ۱۰۰ ميليون بشكه نفت خام و ميعانات گازي توليد ميكند، اما بخش قابل توجهي از آن در داخل كشورهاي توليدكننده مصرف ميشود. آنچه بازارهاي جهاني را شكل ميدهد، «نفت معامله شده» است. از اين منظر، حدود ۲۰ ميليون بشكه نفتي كه روزانه از تنگه هرمز عبور ميكند وزن بسيار بيشتري در بازار جهاني دارد و اگر اين مسير بهطور جدي مختل شود، فشار نه تنها بر يكپنجم عرضه انرژي جهان، بلكه بر نزديك به نيمي از نفتي كه ميان توليدكنندگان و مصرفكنندگان در گردش است وارد خواهد شد. وابستگي جهان به تنگه هرمز تنها به نفت خام محدود نيست. ميعانات گازي، گاز طبيعي مايع (LNG)، فرآوردههاي نفتي تصفيهشده و بخشي از صادرات مواد معدني و پتروشيمي منطقه نيز از اين مسير عبور ميكنند. در چنين شرايطي هرگونه اختلال در هرمز نه تنها قيمت نفت، بلكه هزينه گاز طبيعي، سوختهاي تصفيهشده، حملونقل، مواد اوليه صنعتي و در نهايت توليد در طيف گستردهاي از بخشها را افزايش خواهد داد. كشاورزي، فولاد، خودروسازي، صنايع شيميايي و حتي زنجيره تأمين غذا نيز بهطور مستقيم يا غيرمستقيم تحت تاثير تنگه هرمز قرار ميگيرند.