چگونه جنگ با ايران ميتواند اقتصاد ديجيتال جهان را فلج كند؟
در نگاه نخست، هر جنگي در خاورميانه معمولاً با بازار نفت و انرژي گره ميخورد؛ افزايش قيمت نفت، اختلال در صادرات انرژي و نگراني درباره امنيت مسيرهاي دريايي نخستين پيامدهايي هستند كه اقتصاد جهاني را تحت تأثير قرار ميدهند.

در نگاه نخست، هر جنگي در خاورميانه معمولاً با بازار نفت و انرژي گره ميخورد؛ افزايش قيمت نفت، اختلال در صادرات انرژي و نگراني درباره امنيت مسيرهاي دريايي نخستين پيامدهايي هستند كه اقتصاد جهاني را تحت تأثير قرار ميدهند. اما در جهان امروز كه اقتصاد ديجيتال به يكي از ستونهاي اصلي توليد ثروت تبديل شده، پيامدهاي جنگ ديگر فقط به حوزه انرژي محدود نميشود. درگيريهاي نظامي ميتوانند زنجيرههاي پيچيده فناوري را نيز تحت فشار قرار دهند؛ زنجيرههايي كه از استخراج مواد معدني آغاز ميشوند و تا توليد تراشههاي پيشرفته، مراكز داده، زيرساختهاي ابري و خدمات هوش مصنوعي ادامه دارند. جنگ ميان امريكا و ايران كه به اختلال در عبور نفتكشها از تنگه هرمز و جهش قيمت انرژي منجر شده، نمونهاي از همين بحران چندلايه است. در حالي كه نگاه بسياري از دولتها و بازارها به افزايش قيمت نفت دوخته شده، در لايهاي عميقتر اقتصاد ديجيتال جهاني نيز با تهديدي جدي روبهرو شده است. اختلال در زنجيره تأمين مواد اوليه موردنياز صنعت نيمههادي، افزايش هزينه انرژي براي كارخانههاي توليد تراشه و حتي تهديد مستقيم زيرساختهاي فناوري در منطقه، مجموعه عواملي هستند كه ميتوانند پيامدهاي گستردهاي براي اقتصاد ديجيتال جهان داشته باشند. امروزه تقريباً هيچ صنعتي بدون تراشههاي الكترونيكي قادر به ادامه فعاليت نيست؛ از توليد خودرو و تجهيزات پزشكي گرفته تا تلفنهاي هوشمند، شبكههاي مخابراتي و سامانههاي هوش مصنوعي. به همين دليل هرگونه اختلال در توليد يا توزيع اين قطعات كوچك اما حياتي ميتواند اثر دومينويي بر بخشهاي مختلف اقتصاد جهاني داشته باشد. در چنين شرايطي، جنگي كه در ظاهر يك بحران منطقهاي به نظر ميرسد، ممكن است در عمل به بحراني جهاني براي فناوري و اقتصاد ديجيتال تبديل شود. كارشناسان هشدار ميدهند اگر درگيريها در خاورميانه طولاني شود، پيامدهاي آن ميتواند بسيار فراتر از بازار انرژي باشد. از اختلال در تأمين مواد اوليه توليد تراشهها گرفته تا افزايش هزينههاي زيرساختهاي ابري و حتي كاهش سرعت توسعه فناوريهاي نوظهوري مانند هوش مصنوعي، همه از جمله سناريوهايي هستند كه در صورت تداوم بحران ميتوانند اقتصاد ديجيتال جهان را با چالشهاي جدي روبهرو كنند. يكي از مهمترين پيامدهاي جنگ، تأثير آن بر زنجيره تأمين نيمههاديهاست؛ صنعتي كه به عنوان ستون فقرات اقتصاد ديجيتال شناخته ميشود. در اين ميان تايوان جايگاه ويژهاي دارد. اين كشور مسوول توليد بيش از ۹۰ درصد تراشههاي پيشرفته جهان است و بسياري از شركتهاي بزرگ فناوري به توليدات آن وابستهاند.
اما توليد اين تراشهها به مجموعهاي پيچيده از مواد اوليه، انرژي و زيرساختهاي صنعتي نياز دارد. جنگ در خاورميانه با ايجاد اختلال در بازار انرژي و حملونقل جهاني، فشار زيادي بر تايوان وارد كرده است. اين كشور تقريباً تمام انرژي موردنياز خود را وارد ميكند و هرگونه افزايش قيمت نفت يا اختلال در مسيرهاي حملونقل ميتواند هزينه توليد در كارخانههاي تراشهسازي را بهشدت افزايش دهد. افزون بر اين، برخي مواد حياتي براي توليد نيمههاديها مانند هليوم و برم نيز تحت تأثير بحران قرار گرفتهاند. اختلال در تأمين اين مواد ميتواند روند توليد تراشهها را با مشكل مواجه كند و در نتيجه عرضه جهاني آنها كاهش يابد.
در دهههاي اخير نيمههاديها به بخش جداييناپذير اقتصاد جهاني تبديل شدهاند. تقريباً تمامي دستگاههاي ديجيتال به نوعي از اين تراشهها استفاده ميكنند. از ماهوارهها و تلفنهاي همراه گرفته تا خودروهاي برقي، تجهيزات پزشكي و سيستمهاي پيشرفته هوش مصنوعي، همه به اين قطعات وابستهاند. كارشناسان فناوري معتقدند اختلال در عرضه نيمههاديها ميتواند همان نقشي را در اقتصاد ديجيتال ايفا كند كه بحران انرژي در اقتصاد صنعتي داشت. اگر توليد اين قطعات كاهش يابد يا قيمت آنها بهشدت افزايش پيدا كند، بسياري از صنايع مجبور خواهند شد توليد خود را كاهش دهند يا قيمت محصولات را بالا ببرند. ري وانگ، تحليلگر صنعت نيمههادي، معتقد است درگيريهاي طولانيمدت در خاورميانه ميتواند تأمين مواد اوليه حياتي براي توليد تراشهها را با مشكل مواجه كند. او هشدار داده است كه اگر جنگ ادامه پيدا كند، زنجيره تأمين جهاني ممكن است مجبور به تغيير مسيرهاي تأمين مواد اوليه شود؛ فرآيندي كه زمانبر و پرهزينه خواهد بود. اگرچه بسياري تصور ميكنند صنعت تراشه تنها در شرق آسيا متمركز است، اما واقعيت اين است كه خاورميانه نيز نقش مهمي در زنجيره تأمين آن ايفا ميكند. يكي از مهمترين اين نقشها توليد گاز هليوم است؛ مادهاي كه در فرآيند توليد نيمههاديها و خنكسازي تجهيزات پيشرفته كاربرد دارد. بيش از يكسوم هليوم جهان در كشورهاي خاورميانه بهويژه قطر توليد ميشود. اين گاز براي توليد تراشهها در مراحل مختلفي مانند خنكسازي سيستمهاي ليزري و چاپ مدارها استفاده ميشود. هرگونه اختلال در توليد يا حملونقل هليوم ميتواند روند توليد تراشهها را در كارخانههاي بزرگ جهان مختل كند.از سوي ديگر مسيرهاي حملونقل دريايي خاورميانه نيز براي انتقال مواد اوليه و تجهيزات فناوري اهميت زيادي دارند. بسته شدن يا ناامن شدن تنگه هرمز ميتواند هزينه و زمان حملونقل اين مواد را افزايش دهد.
يكي از مهمترين پيامدهاي جنگ، اختلال در بازار جهاني نفت بوده است. تنگه هرمز كه حدود ۲۰ درصد از نفت جهان از آن عبور ميكند، به يكي از كانونهاي اصلي تنش تبديل شده است. بسته شدن يا محدود شدن عبور نفتكشها از اين مسير ميتواند بزرگترين اختلال در عرضه نفت در تاريخ معاصر را رقم بزند. در حال حاضر قيمت نفت از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشكه عبور كرده و بسياري از تحليلگران معتقدند در صورت ادامه بحران ممكن است افزايش بيشتري نيز پيدا كند. افزايش قيمت انرژي نهتنها بر صنايع سنتي بلكه بر صنعت فناوري نيز تأثير ميگذارد. كارخانههاي توليد تراشه از جمله پرمصرفترين واحدهاي صنعتي هستند و انرژي نقش مهمي در هزينههاي توليد آنها دارد. افزايش قيمت انرژي ميتواند هزينه توليد تراشهها را افزايش دهد و در نهايت قيمت محصولات ديجيتال را بالا ببرد. كره جنوبي يكي ديگر از بازيگران اصلي صنعت نيمههادي است. شركتهايي مانند سامسونگ و SK Hynix بخش بزرگي از تراشههاي حافظه جهان را توليد ميكنند. اين تراشهها در سرورها، تلفنهاي همراه و مراكز داده كاربرد گستردهاي دارند. با گسترش فناوريهاي هوش مصنوعي، تقاضا براي اين نوع تراشهها به سرعت افزايش يافته است. اما جنگ و افزايش هزينههاي توليد ميتواند قيمت اين قطعات را بالا ببرد و توسعه زيرساختهاي هوش مصنوعي را با مشكل مواجه كند. تحليلگران اقتصادي هشدار ميدهند اگر هزينه تراشههاي حافظه بيش از حد افزايش يابد، بسياري از شركتها ممكن است سرمايهگذاري در پروژههاي هوش مصنوعي را كاهش دهند. چنين وضعيتي ميتواند سرعت پيشرفت اين فناوري را كند كند. يكي ديگر از جنبههاي نگرانكننده جنگ، تهديد مستقيم زيرساختهاي فناوري در منطقه است. مراكز داده و زيرساختهاي ابري كه خدمات بسياري از شركتهاي فناوري را پشتيباني ميكنند، در سالهاي اخير به نقاطي حياتي در اقتصاد ديجيتال تبديل شدهاند.
برخي گزارشها حاكي از آن است كه مراكز داده مرتبط با شركتهاي بزرگ فناوري در خليج فارس هدف حملات قرار گرفتهاند. چنين حملاتي ميتواند موجب قطع خدمات آنلاين، اختلال در شبكههاي بانكي و مشكلات گسترده در خدمات ديجيتال شود. براي مثال گزارشهايي درباره حملات پهپادي به مراكز داده در امارات و بحرين منتشر شده كه باعث آتشسوزي، قطع برق و اختلال در برخي خدمات مالي شده است. اگر چنين حملاتي گسترش پيدا كند، پيامدهاي آن ميتواند فراتر از منطقه باشد و بر خدمات ديجيتال جهاني تأثير بگذارد. در پي افزايش تنشها، برخي شركتهاي بزرگ فناوري اقدامات احتياطي انجام دادهاند. گزارشهايي منتشر شده كه نشان ميدهد برخي شركتها دفاتر منطقهاي خود را بهطور موقت تعطيل كردهاند يا كاركنان خود را از مناطق پرخطر خارج كردهاند. بازارهاي مالي نيز به اين تحولات واكنش نشان دادهاند. ارزش سهام برخي شركتهاي فعال در حوزه نيمههادي در روزهاي اخير كاهش يافته و سرمايهگذاران نسبت به آينده زنجيره تأمين فناوري ابراز نگراني كردهاند.
