بورسهاي دنيا زير سايه نا اطميناني
بازارهاي مالي امريكا بار ديگر روزي سنگين و پرتنش را پشت سر گذاشتند؛ روزي كه به روايت گزارشها، حدود يك تريليون دلار از ارزش بازارهاي سهام امريكا دود شد و به هوا رفت.
بازارهاي مالي امريكا بار ديگر روزي سنگين و پرتنش را پشت سر گذاشتند؛ روزي كه به روايت گزارشها، حدود يك تريليون دلار از ارزش بازارهاي سهام امريكا دود شد و به هوا رفت. اين افت سنگين كه يادآور روزهاي تلخ همهگيري كرونا و حتي شوكهاي عميق بحران مالي ۲۰۰۸ توصيف شده، نهفقط يك عقبنشيني عددي در تابلوهاي بورس، بلكه نشانهاي روشن از بازگشت اضطراب به قلب سرمايهگذاري جهاني است. بسياري از تحليلگران عقيده دارند كه مهمترين دليل ريزش بازار در اين روزها افزايش تنشهاي نظامي ميان ايران، اسراييل و امريكاست.
ريزش گسترده بازار در شرايطي رخداده كه سرمايهگذاران طي ماههاي گذشته با مجموعهاي از ريسكهاي همزمان مواجه بودهاند از ترديد نسبت به دوام رشد اقتصادي امريكا گرفته تا اثر سياستهاي تجاري، نگرانيهاي تورمي، نااطميناني نسبت به مسير نرخ بهره و افزايش حساسيت بازار به هر نشانهاي از كندشدن سودآوري شركتها. همين همزماني ريسكها باعث شده هر شوك تازه، به سرعت به موجي از فروش در سهام تبديل شود.
چرا يك تريليون دلار در يك روز از بين رفت؟
در ظاهر، بازارها با يك خبر يا يك عامل فرونميريزند؛ بلكه مجموعهاي از عوامل انباشتهشده، در يك نقطه به واكنشي شديد منجر ميشود. افت يك تريليون دلاري ارزش بازار امريكا را ميتوان حاصل همپوشاني چند محرك كليدي دانست، يعني نگراني از كندي رشد اقتصادي، نااطميناني درباره نرخ بهره، فشار سياستهاي تجاري و تعرفهاي و شكنندگي سهام بزرگ و فناوري و به عقيده برخي از كارشناسان جنگ ميان ايران، امريكا و اسراييل نيز توانسته روي بورس نيز تأثير بسزايي داشته باشد. درباره نگراني از كندي رشد اقتصادي بايد گفت كه هر زمان اين تصور در بازار تقويت شود كه اقتصاد امريكا در حال ازدستدادن شتاب است، سهام بهويژه در بخشهاي رشدي و پرارزش، بيشترين ضربه را ميخورند. دليلش ساده است؛ قيمت بسياري از شركتها بر پايه سودهاي آينده تنظيم شده و اگر انتظار رشد سود كاهش يابد، ارزشگذاريها به سرعت تحتفشار قرار ميگيرند. درباره نااطميناني درباره نرخ بهره نيز بايد نوشت كه اگرچه بازارها معمولاً از كاهش نرخ بهره استقبال ميكنند، اما وقتي احتمال كاهش نرخ ناشي از ترس ركود باشد، ماجرا متفاوت ميشود. در چنين وضعي، سرمايهگذاران بهجاي خوشبيني، اين پيام را دريافت ميكنند كه اقتصاد به حمايت نياز دارد. ازسويديگر، اگر نگراني تورمي هنوز كاملا از بين نرفته باشد، ابهام درباره تصميم بعدي فدرال رزرو بيشتر ميشود. در ادامه نيز درباره فشار سياستهاي تجاري و تعرفهاي نيز بهصراحت اشاره ميكند كه تعرفههاي گسترده و سختگيرانه در اوايل آوريل، ترس از ركود امريكا را تشديد كرده است. تعرفهها ازيكطرف ميتوانند هزينه واردات را بالا ببرند و از طرف ديگر، حاشيه سود شركتها و اعتماد مصرفكننده را تحتفشار قرار دهند. بازار سهام به اين جنس از نااطميناني واكنش منفي نشان ميدهد، زيرا اثر آن هم بر تورم و هم بر رشد اقتصادي مبهم و بالقوه مخرب است. درنهايت شكنندگي سهام بزرگ و فناوري است. بخش مهمي از رشد سالهاي اخير والاستريت بر دوش تعداد محدودي از شركتهاي غولپيكر فناوري بوده است. اين تمركز، در روزهاي صعودي به نفع شاخصها تمام ميشود، اما در زمان اصلاح، به عاملي براي تشديد ريزش بدل ميشود. كافي است چند نماد بزرگ و شاخصساز وارد فاز فروش سنگين شوند تا كل بازار سرخپوش شود.
مقايسه با كرونا و بحران ۲۰۰۸
اينكه برخي ناظران از «بزرگترين افت روزانه از زمان كرونا» يا حتي از قياس با دوره بحران مالي ۲۰۰۸ سخن ميگويند، بيش از هر چيز بهشدت رواني و وسعت افت اشاره دارد. بااينحال، بايد ميان اين دورهها تمايز قائل شد.
در بحران كرونا، بازارها با شوكي ناگهاني و فراگير روبرو شدند؛ شوكي كه فعاليت اقتصادي را در سطح جهان متوقف كرد. در بحران ۲۰۰۸ نيز منشأ مشكل در قلب نظام مالي و اعتباري قرار داشت. اما در وضعيت فعلي، دستكم بر اساس دادههاي موجود، بازار بيشتر با انباشت نااطمينانيهاي كلان، كاهش اعتماد و بازبيني انتظارات سرمايهگذاران دستبهگريبان است، نه لزوما با فروپاشي ساختاري مشابه ۲۰۰۸. با اينحال، شباهت مهم اين دورهها در يك نكته نهفته است؛ وقتي سرمايهگذاران احساس كنند روايت غالب بازار در حال فروريختن است، سرعت واكنشها بهطور غيرعادي بالا ميرود. همين اتفاق ميتواند به افتهاي بسيار بزرگ در زماني كوتاه منجر شود.
بررسي كلي وضعيت بازار امريكا نشان ميدهد فضاي عمومي همچنان ريسكگريز است. يعني معاملهگران بيش از آنكه به دنبال خريد تهاجمي باشند، در پي كاهش موقعيتهاي پرريسك و پناهبردن به داراييهاي امنتر هستند. در چنين فضايي معمولاچند نشانه ديده ميشود؛ افزايش فشار فروش در شاخصهاي اصلي، ضعف بيشتر در سهام فناوري و رشدي، برتري نسبي صنايع تدافعي مانند خدمات عمومي، سلامت يا كالاهاي مصرفي ضروري، افزايش توجه به اوراق خزانه يا داراييهاي امن. حتي اگر در بخشي از معاملات روزانه شاهد بازگشت موقت خريداران باشيم، تا زماني كه عامل اصلي اضطراب بازار رفع نشود، اين بازگشتها بيشتر به «نوسان در روند نزولي» شباهت دارند تا آغاز يك صعود پايدار. نكته مهم ديگر اين است كه بازار امريكا ديگر صرفاً به دادههاي اقتصادي خام واكنش نشان نميدهد؛ بلكه به تفسير آن دادهها واكنش نشان ميدهد. مثلاً يك آمار ضعيف از اقتصاد ميتواند همزمان اين نگراني را ايجاد كند كه ركود نزديكتر شده است؛ بنابراين جهتگيري فعلي بازار، بيش از هر زمان ديگري تابع روانشناسي سرمايهگذاران و برداشت آنها از آينده است.
اروپا؛ برنده نسبي ماههاي اخير
يكي از نكات مهم اين است كه بازار سهام اروپا در ماههاي اخير از يك بازار حاشيهاي به گزينهاي مهم براي سرمايهگذاران بدل شده است. اين تغيير نگاه چند علت دارد. نخست آنكه ارزشگذاري بسياري از شركتهاي اروپايي در مقايسه با همتايان امريكايي پايينتر بوده و ازاينرو، در دورههاي ترديد نسبت به سهام امريكا، جذابيت نسبي اروپا افزايش پيدا ميكند. دوم آنكه چرخش بخشي از سرمايهها از بازار بيش از حد متمركز امريكا به سمت بازارهاي متنوعتر، به نفع اروپا تمام شده است. سوم آنكه در دورههايي كه دلار تضعيف ميشود يا استثناگرايي اقتصاد امريكا زير سوال ميرود، اروپا ميتواند مقصد جايگزين بخشي از سرمايهگذاريها باشد. بااينحال، بورسهاي اروپا هم در روز جاري از شوك والاستريت بينصيب نماندهاند. بازارهاي اروپايي معمولا به دو شكل از افت امريكا اثر ميپذيرند: نخست، از مسير رواني و كاهش اشتهاي ريسك جهاني و دوم، از مسير نگراني نسبت به اثر افت امريكا بر تجارت، سرمايهگذاري و تقاضاي جهاني. به همين دليل، اگرچه اروپا در مقايسه با امريكا در ماههاي اخير موقعيت بهتري براي جذب سرمايه پيدا كرده، اما در روزهاي ريزش شديد جهاني، بازارهاي اين قاره نيز غالبا در مدار نزولي قرار ميگيرند. تفاوت در اين است كه شدت افت و تركيب بخشهاي آسيبپذير ممكن است با امريكا متفاوت باشد. آيا اين ريزش موقتي است يا آغاز يك اصلاح عميقتر؟ پاسخ قطعي به اين پرسش هنوز ممكن نيست، اما چند سناريو پيشروي بازار قرار دارد. سناريوي اول: اصلاح كوتاهمدت و بازگشت؛ اگر دادههاي اقتصادي آينده نشان دهند اقتصاد امريكا هنوز از تابآوري كافي برخوردار است، تورم در مسير كنترل باقيمانده و تنشهاي سياسي يا تجاري تشديد نميشوند، ممكن است اين سقوط به عنوان يك اصلاح شديد؛ اما كوتاهمدت ثبت شود. در اين سناريو، سرمايهگذاران بار ديگر به سهام بزرگ و شاخصساز بازميگردند. سناريوي دوم: نوسان فرسايشي؛ در اين حالت، بازار نه به سرعت سقوط بيشتري ميكند و نه بهآساني به اوجهاي قبلي بازميگردد. شاخصها وارد دورهاي از نوسانهاي تند، بازگشتهاي مقطعي و ريزشهاي دوباره ميشوند. اين سناريو معمولا زماني رخ ميدهد كه ابهام زياد است؛ اما هنوز شواهد كافي براي بحران تمامعيار وجود ندارد. سناريوي سوم: اصلاح عميقتر؛ اگر افت بازار با نشانههاي روشنتري از ركود، كاهش سود شركتها، تشديد تنشهاي تجاري يا بحران اعتباري همراه شود، آنگاه ميتوان از ورود به يكفاز نزولي عميقتر سخن گفت. در اين حالت، ريزش يك تريليون دلاري فقط آغاز راه تلقي خواهد شد، نه نقطه اوج بحران.
پيام اين سقوط براي جهان
سقوط بازارهاي امريكا فقط مسالهاي داخلي براي اقتصاد اين كشور نيست. والاستريت هنوز مهمترين نبض مالي جهان است و هر اختلال بزرگ در آن، خيلي زود به ساير بازارها سرايت ميكند. افت ارزش سهام در امريكا ميتواند بر بورسهاي اروپا، بازارهاي نوظهور، قيمت كالاها، جريان سرمايه و حتي انتظارات مصرفكنندگان و شركتها در نقاط مختلف جهان اثر بگذارد. اگر اين افت ادامه پيدا كند، پيامد آن تنها كاهش ثروت سهامداران نخواهد بود؛ بلكه ممكن است بر تصميم شركتها براي سرمايهگذاري، استخدام و توسعه فعاليتها نيز اثر منفي بگذارد. به همين دليل، بازارها اكنون فقط به تابلوهاي قرمز نگاه نميكنند؛ بلكه در پي يافتن پاسخي براي اين پرسش هستند كه آيا اين قرمزي، يك هشدار گذراست يا نشانه ورود اقتصاد جهاني به مرحلهاي سختتر. بهطوركلي بازارهاي سهام امريكا روزي كمسابقه را تجربه كردهاند؛ روزي كه در آن، بنا بر گزارشها، يك تريليون دلار از ارزش بازار از بين رفت و خاطره سقوطهاي بزرگ گذشته دوباره زنده شد. در پس اين ريزش، تركيبي از نگرانيهاي رشد، ابهام درباره نرخ بهره، فشار سياستهاي تجاري و شكنندگي سهام بزرگ قرار دارد. در امريكا، فضاي روز جاري بيش از هر چيز تدافعي و محتاطانه به نظر ميرسد؛ بازاري كه فعلا بيشتر به حفظ سرمايه ميانديشد تا شكار فرصت. در اروپا نيز هرچند طي ماههاي اخير جذابيت نسبي بيشتري براي سرمايهگذاران ايجاد شده، اما شوك ريزش والاستريت اين بازارها را نيز تحتفشار قرار داده است. آنچه اكنون اهميت دارد، نهفقط عدد افت امروز، بلكه مسيري است كه بازار در روزهاي آينده انتخاب ميكند. اگر ترس فروكش كند، اين ريزش ميتواند به عنوان يك شوك مقطعي در حافظه بازار ثبت شود. اما اگر نااطمينانيهاي فعلي پابرجا بماند، ممكن است اين سقوط، آغازي بر دورهاي طولانيتر از تلاطم در بازارهاي جهاني باشد.
