اقتصاد جهان در گرداب جنگ امريكايي
با گذشت حدود دو هفته از آغاز جنگ ميان ايران و امريكا و اسراييل يكي از اصليترين موضوعاتي كه در جهان به عنوان يك سوال و چالش كليدي مطرح شده اين است كه آيا اقتصاد جهاني تاب شرايط فعلي را خواهد آورد؟
با گذشت حدود دو هفته از آغاز جنگ ميان ايران و امريكا و اسراييل يكي از اصليترين موضوعاتي كه در جهان به عنوان يك سوال و چالش كليدي مطرح شده اين است كه آيا اقتصاد جهاني تاب شرايط فعلي را خواهد آورد؟
ايران پيش از اينبارها اعلام كرده بود كه در برابر هر اقدام نظامي با تمام قوا از خود دفاع خواهد كرد و در روزهاي گذشته نيز اين موضوع خود را نمايان كرده است. با اين وجود يكي از اصليترين چالشهايي كه جهان بايد براي آن پاسخي پيدا كند بحث مسدود شدن تنگه هرمز و تاثيرات اقتصادي آن است. ايران در روزهاي گذشته اعلام كرده كه تنها به كشتيهايي اجازه عبور از اين تنگه را خواهد داد كه مجوز رسمي از ايران دريافت كنند و ساير شناورها مورد اصابت قرار خواهند گرفت. همين موضوع باعث شده كه قيمت نفت جهاني از مرز 100 دلار در هر بشكه عبور كند و به نظر ميرسد كه رييسجمهور امريكا با وجود تمام شعارهايي كه داده نتوانسته راهكاري براي برون رفت از اين شرايط پيدا كند. موضوعي كه كارشناسان اقتصادي نيز بر آن تاكيد دارند و معتقدند كه جهان بايد هزينه اين اقدام ترامپ را بپردازد.داوود دانشجعفري، عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام، با اشاره به اثر جنگ اخير در خليجفارس بر افزايش قيمت جهاني نفت، پاسخ داد: اتفاقاتي كه در چند روز اخير افتاده، اگر كنار هم گذاشته شوند، شايد بتوان تحليلي در مورد افزايش قيمت جهاني نفت و موضوعهاي مرتبط با آن ارايه كرد. وي افزود: اولين نكته اين است كه مديرعامل صندوق بينالمللي پول اخيراً اعلام كرده كه هر ۱۰درصد افزايش قيمت نفت، تورم جهاني را به ميزان ۰.۴واحد درصد افزايش ميدهد. يعني در واقع قيمت جهاني نفت يك اثر حراج بينالمللي دارد و يكي از دغدغههاي اصلي خيلي از كشورهاست. سايمون جانسون برنده جايزه نوبل ۲۰۲۴ نيز در مصاحبهاي گفته بود اگر تنگه هرمز باز نشود، جهان شاهد افزايش مستمر قيمت جهاني نفت خواهد بود. دانشجعفري درباره اهميت اين آبراه خاطرنشان كرد: تا پيش از بحثهاي اخير، روزانه حدود ۲۰ ميليون بشكه نفت از تنگه هرمز عبور ميكرد. از اين مقدار، ۳۵ درصد به چين و حدود ۲۰درصد به هند ميرفت. امريكا نفت خود را از مسيرهاي ديگري تأمين ميكند و وابستگي كمتري به خليج فارس دارد.وي با اشاره به سياستهاي انرژي امريكا گفت: در دهه گذشته، حضور نفت كشورهاي خليج فارس در بازارهاي امريكا كاهش يافته است. امريكا در سال ۲۰۱۵ قانون منع توليد نفت داخل را لغو كرد كه براساس آن اجازه برداشت از منابع داخلي نفت پيدا كرد. بعد از آن، ميدانهاي آلاسكا را فعال و توليد نفت شِل را آغاز كرد. هماكنون امريكا ظرفيت عرضه روزانه تا ۲۰ ميليون بشكه را دارد، اما همچنان واردكننده نيز هست و البته تا ۱۲ ميليون بشكه در روز از كشورهاي مختلف به كشورهاي امريكاي لاتين وارد ميكند تا آن را به فرآورده تبديل و صادر كند. عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام ادامه داد: افزايش قيمت جهاني نفت منافعي براي برخي از كشورها ايجاد ميكند و ضررهايي نيز براي برخي از كشورها به همراه دارد. شركتهاي بزرگ نفتي امريكا، كه ترامپ نيز روابط نزديكي با آنها دارد، از افزايش قيمت جهاني نفت سود ميبرند. دولت امريكا هم درصدي از فروش نفت - چه توليد داخلي و چه وارداتي - را بهصورت ماليات دريافت ميكند و از اين محل درآمد دولت امريكا افزايش پيدا ميكند. اما مصرفكنندگان امريكايي و حتي اروپايي زيان ميبينند.او تصريح كرد: افزايش قيمت جهاني نفت يعني افزايش قيمت بنزين و سوخت، و اين هزينه را مردم پرداخت ميكنند. مثلاً ديروز خبري داشتيم كه در انگلستان، قيمت نفت گرمايشي در روستاها بهشدت افزايش پيدا كرده است. اينها اثرات مستقيم براي مصرفكنندگان خود در اروپا امريكا و بهطور كلي كشورهاي مصرقكننده نفت در جهان به همراه دارد.
ضربه به اقتصاد چين؛ هدف پنهان امريكا از جنگ عليه ايران
وزير اقتصاد دولت نهم مطرح كرد: به نظر من، يك هدف پنهان در ارتباط با جنگ اخير نيز وجود دارد و آن هدف، ضربه به اقتصاد چين است. امريكا مدتهاست از گسترش نقش چين در اقتصاد جهاني ناخشنود است. امريكا براين باور است كه چين با استفاده از نفت ارزان، به كارخانه بزرگ جهان تبديل شده است. هدف امريكا اين است كه با گران كردن نفت، هزينه توليد در چين افزايش يابد و مزيت رقابتي آن كاهش پيدا كند.دانشجعفري تأكيد كرد: بايد توجه داشت افزايش قيمت جهاني نفت حتي منجر به افزايش قيمت كالاهاي توليدي چين نيز خواهد شد و از آن طريق تورمي را به خود امريكا و بقيه نقاط مصرفكننده بالاي چيني تزريق ميكند؛ اين نكتهاي كه ترامپ از آن غافل بوده است.
تلاش رسانهاي امريكا براي جلوگيري از افزايش قيمت نفت
وي درباره رفتارهاي اخير امريكا پاسخ داد: در چند روز گذشته، امريكا تلاش كرده از فشار سنگين رسانهها بكاهد. مثلاً گفت كه حاضرم كشتيهاي نفتي را در تنگه هرمز اسكورت كنم، اما شركتهاي نفتي كه درخواست اسكورت داده بودند، هيچ پاسخي از امريكا دريافت نگرفتند. ترامپ بعداً تغيير موضع داد و گفت چون خليجفارس ناامن است، از اين اقدام صرف نظر كرده است. اينها سياستهاي رسانهاي است و در عمل رييسجمهور امريكا كار مثبتي براي بازگشت ارامش و عبور نفتكشها از خليجفارس انجام نداده است.عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام تصريح كرد: نكته قابل توجه اين است كه حتي شركتهاي بيمه بينالمللي كشتيهاي نفتي حاضر نيستند كشتيهاي نفتي عبوري از تنگه هرمز را بيمه كنند و امريكا ادعا كرده ميخواهد اين نقش را ايفا كند، اما هيچ نشانهاي از اجراي موفقيت آميز تا به امروز وجود ندارد.دانشجعفري بيان كرد: در مجموع برداشت جهاني اين است كه اقداماتي كه ترامپ در منطقه انجام داده، باعث افزايش انتظارات نسبت به رشد بيشتر قيمت جهاني نفت شده است. ترامپ گمان نميكرد ملت ايران در برابر تجاوز امريكا و اسراييل ايستادگي كنند، اما مقاومت جانانه ايران همه معادلات او را بر هم زد. حالا بازارها انتظار افزايش قيمت را دارند و احتمال تداوم اين روند زياد است. توليدكنندگان، بهويژه كشورهاي خليجفارس، چون نميتوانند در حد دلخواه صادرات داشته باشند، متضرر ميشوند. برخي كشورها مانند كويت توليد داخلي خود را افزايش دادهاند تا نياز داخلي را تأمين كنند. اما كشورهاي مصرفكننده بيشتر از ناحيه افزايش قيمت نفت آسيب ميبينند.او افزود: در اين كشورها قيمت خردهفروشي انرژي بالا رفته است؛ همانند افزايش سهبرابري قيمت سوخت گرمايشي در روستاهاي انگليس. بنابراين، مصرفكننده بيشترين ضربه را ميبيند. دانشجعفري در پايان خاطرنشان كرد: راهحل، بازگشت به ريشههاي بحران است. اين بحران حاصل توطئهاي بود كه ترامپ با همكاري شركتهاي بزرگ نفتي طراحي كرد تا از طريق افزايش قيمت نفت، سودهاي كلان ببرد يا همانند ونزوئلا به ذخاير نفتي ايران دسترتسي پيدا كند. اين روند بايد متوقف شود تا هم مصرفكننده و هم توليدكننده به رفاه قبلي خود بازگردند.همزمان رييس صندوق توسعه ملي ميگويد كه اقتصاد ايران براي اين شرايط خود را آماده كرده و بايد از تمام ظرفيتها براي عبور از اين روزهاي دشوار استفاده كرد. مهدي غضنفري، رييس هيات عامل صندوق توسعه ملي به تحليل آچه در اين دو هفته در حوزههاي سياسي و اقتصادي رخ داده پرداخت و به سوالاتي درخصوص شرايط پيروزي در جنگ و به ويژه درباره اهميت بستن تنگه هرمز و پيامدهاي اقتصادي اختلال در اين گذرگاه انرژي پاسخ داد. وي در ارزيابي خود درباره وضعيت اقتصادي ناشي از جنگ اظهار داشت: براي پاسخ به پرسش ابتدا بايد يك مقدمه مهم را عرض كنم كه ممكن است با حضور نيروهاي مسلح مقتدر جمهوري اسلامي ايران در تنگه هرمز نيز مرتبط باشد. معمولا سرنوشت جنگها توسط يكي يا چند عاملي كه عرض ميكنم مشخص ميشود كه عبارتند از: «قدرت، قاعده و قانون، قوام، قول و قصد» كه آنها را «پنج قاف» مينامم.غضنفري توضيح داد: منظور از «قدرت»، داشتن برتري در مولفههاي اقتدار است مثل برتري نظامي يا اقتصادي يا سوقالجيشي و امثال آن، يا با هم يا به تنهايي كه خوشبختانه جمهوري اسلامي ايران به حد كفايت از آنها برخوردار است. وي افزود: منظور از «قاعده و قانون» داشتن امكان و توان بهكارگرفتن قواعد بينالمللي و كسب آراي كافي براي محكوميت دشمن در نهادهاي جهاني است كه ضمن داشتن دست بالا در اين مجامع، هم براي پيروزي و هم برا ي وضع مقررات جديد از آن بهره ببريم و هم بعدا در موضع غرامت يا امثال آن، بر خلاف منافع ملي تصميمي اخذ نشود. در اين خصوص شايد كارهاي بيشتري لازم است.«منظور از «قوام» وجود مردمان همدل و اقوام برادر در پشت جبهه و توان پايداري مردم و مقاومت در مقابل كمبودها و زخمهاست. در واقع مولفه قانون، كسب پشتيباني قانوني بينالمللي است ولي مولفه قوام به حفط پشتيباني ملي توجه دارد. كه دومي در قالب حضور مردم در خيابان بحمدالله بروز و ظهور دارد و مبتني بر دينداري و ايران دوستي است.وي در بيان منظور خود از عامل «قصد» همچنين گفت: منظور داشتن نوعي هوشمندي و رعايت ذكاوت در انتخاب اهداف و مقاصد و نيز نحوه بيان آشكار يا بيان مبهم و دگرگون شده اهداف است. به گفته وي، عامل «قول» به موضوع مذاكره، موضوع رسانه و پيوست رسانهاي اشاره دارد. در حالي كه «قصد» به يك نقشه همهجانبه براي رسيدن به پيروزي و برخورد مناسب با عدم قطعيتهاي پيش رو است، «قول» جنبه تبييني و روايتي دارد.وزير اسبق بازرگاني تاكيد كرد: براي اينكه كشور ما انشاءالله در اين جنگ نابرابر و ظالمانه به اذنالله تعالي پيروز شود، لازم است از هركدام از اين مولفهها سهم قابلي داشته باشد، كه خدا را شكر تاكنون در «قدرت و قوام» عالي بوده و در «قانون و قول» هم كار بيشتر و دقيقتري لازم است. «قصد» هم معمولا پنهان است و نميشود تدابير، سياستها، روشها و نقشههاي رزمي را در غير موقع خودش برملا كرد. رييس هيات عامل صندوق توسعه ملي در توضيح جايگاه تنگه هرمز در معاملات جنگ رمضان اظهار داشت: اين مولفهها كه گفته شد، در موضوع تنگه هرمز هم بايد مدنظر باشد. اولا همه ما ميدانيم تنگه هرمز و كلاً خليجفارس فقط گذرگاه كشتيهاي نفتكش و محصولات مرتبط با نفت و گاز نيست؛ بلكه محل تردد كشتيها و شناورهاي محصولات غذايي، كالاهاي صنعتي و نظامي نيز هست. كلاً يك شاهراه تجاري و اقتصادي است، و در صورتي كه مسدود بشود يا تحت كنترل قرار بگيرد روي همه حوزههاي انرژي و اقتصادي و امنيت غذايي و نظامي اثر ميگذارد. وي ادامه داد: گرچه قبلا بارها و بارها به اهميت راهبردي اين تنگه اشاره شده بود اما مردم ما در اين چند روز بيشتر متوجه شدند كه در مورد سهم و نقشي كه جمهوري اسلامي ميتوانست درخصوص حكمراني بر تنگه هرمز داشته باشد كمتر دقت كرده بوديم يا آن را به خوبي اعمال نكرده بوديم. غضنفري در عين حال تاكيد كرد: اين بيتوجهي شايد به اين دليل بوده كه كشور ما اهل ستيز و خشونت نيست و همواره اهل صلح و برادري و مشاركت و مدارا بوده و هست. براي همين، هيچوقت به اين فرصتهاي خدادادي به عنوان يك ابزار منفعت جويي و سلطه نگاه نكرده بوديم و برخلاف دشمنان شرور كشورمان، هيچگاه بدنبال در تنگنا گذاشتن ديگران نبوديم.وزير صمت دولت دهم اضافه كرد: هم اينك و در اين چند روز، در پي دومين جنگ امريكا و اسراييل عليه ايران، مردم ما نكات بيشتري را متوجه شدند. مردم ما شاهد بودند كه كشورهاي همسايه ما كه كلي در مورد رابطه برادري و برابري با آنها صحبت كرده بوديم چگونه تبديل به مراكزي شدهاند كه دشمنان ايران در آنجا پناه گرفتهاند و اين شاهراه حياتي در راستاي منافع شركتها، سازمانها و دولتهايي است كه برخي از آنان بر ضد منافع جمهوري اسلامي ايران تلاش ميكردند. غضنفري تصريح كرد: بيشك «حكمراني تنگه هرمز» توسط جمهوري اسلامي ايران تبعات منفي جدي براي دشمنان كشورمان خواهد داشت.
احتمالا در روزهاي آينده اثرات اقتصادي اين جنگ بيش از پيش خود را در اقتصاد جهاني نشان خواهد داد و بايد ديد كه چه كسي ميتواند پاسخي براي اين شرايط پيدا كند.