مديركل پيشين وزارت نفت: در گفت‌وگو با «تعادل» از تحولات بازار نفت مي‌گويد

نفت؛ تنش‌هاي ژئوپليتيك و عرضه و تقاضا

۱۴۰۴/۱۲/۲۲ - ۲۳:۳۸:۲۲
کد خبر: ۳۸۰۱۶۸

 يكي از اهرم‌هاي مهم ايران براي فشار به طرف مقابل، استفاده از ظرفيت‌هاي بازار انرژي است. افزايش قيمت نفت تا حول و حوش 120دلار، باعث شد تا ترامپ رسما از پايان تنازع با ايران سخن بگويد.

محمود خاقاني: تا زماني كه اين جنگ ادامه داشته باشد، قيمت نفت نيز از فضاي سياسي و امنيتي تاثيرپذيرفته و بالا تر مي‌رود

زهرا سليماني|

 يكي از اهرم‌هاي مهم ايران براي فشار به طرف مقابل، استفاده از ظرفيت‌هاي بازار انرژي است. افزايش قيمت نفت تا حول و حوش 120دلار، باعث شد تا ترامپ رسما از پايان تنازع با ايران سخن بگويد. به اعتقاد بسياري از تحليلگران فشار گراني نفت در كنار اهرم‌هاي نظامي و موشكي ايران يكي از عوامل اصلي، فشار به طرف اسراييل و امريكاست. محبوبيت ترامپ اين روزها در امريكا به پايين‌ترين سطح از زمان روي كارآمدن نزول پيد‌ا كرده است. سقوطي كه به اعتقاد تحليلگران، عامل اصلي آن، گراني نفت و افزايش قيمت بنزين در امريكاست. با توجه به اينكه قيمت بنزين در امريكا يك نرخ مرجع محسوب مي‌شود، افزايش آن به‌طور مستقيم اقتصاد خانوارهاي امريكايي را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد. «تعادل» براي ارزيابي ابعاد مختلف اهرم نفت و انرژي در تحولات اخير گفت‌وگويي را با محمود خاقاني، مديركل پيشين وزارت نفت انجام داده تا تصويري از دورنماي بازار نفت و انرژي ارايه شود. اين كارشناس انرژي، با اشاره به افزايش بهاي نفت پس از تحولات اخير مي‌گويد: در شرايط كنوني، بيش از آنكه سازوكار كلاسيك عرضه و تقاضا تعيين‌كننده باشد، اين التهابات ژئوپليتيك و نگراني‌هاي ناشي از جنگ است كه بازار نفت را تحت تأثير قرار داده است. او ادامه مي‌دهد: ايران با وجود هدف قرار گرفتن زيرساخت‌هاي نفتي‌اش از سوي طرف مقابل، تاكنون خويشتنداري كرده و زير‌ساخت‌هاي انرژي كشورهاي منطقه را هدف قرار نداده است. همين مساله يكي از عوامل مهم در جلوگيري از تشديد بحران در بازار جهاني انرژي بوده است.

   بازار نفت پس از تحولات اخير و حمله اسراييل و امريكا به ايران، يك جهش قيمتي قابل توجه را تجربه مي‌كند. تحليل شما از اين تحولات چيست؟

براي تحليل تحولات اخير بازار نفت بايد دو عامل اصلي را به‌طور همزمان مد نظر قرار داد؛ نخست عامل عرضه و تقاضا و دوم عامل رواني و ژئوپليتيك. وي گفت: در شرايط عادي، اگر عرضه از تقاضا بيشتر باشد، قيمت‌ها كاهش مي‌يابد و اگر تقاضا از عرضه پيشي بگيرد، بهاي نفت افزايش پيدا مي‌كند، اما در شرايط فعلي، وزن عامل دوم به‌مراتب بيشتر شده است. پيش از آغاز درگيري‌هاي اخير، در بازار نفت شرايطي وجود داشت كه عرضه نسبتا در سطح بالايي قرار داشت و به همين دليل قيمت‌ها در محدوده حدود ۷۰ دلار نوسان مي‌كرد. با اين حال، اكنون مساله اصلي ديگر صرفا تعادل عرضه و تقاضا نيست، بلكه نگراني‌هاي ناشي از تحولات جغرافياي سياسي و فضاي رواني حاكم بر بازار، نقش تعيين‌كننده‌تري در نوسان قيمت‌ها ايفا مي‌كند.در وضعيت كنوني، بازار بيش از هر چيز به اين مساله واكنش نشان مي‌دهد كه دامنه تنش‌ها تا كجا گسترش خواهد يافت و آيا زيرساخت‌هاي انرژي در منطقه در معرض آسيب جدي قرار مي‌گيرند يا نه. وي گفت: همين نااطميناني موجب شده بخش مهمي از افزايش قيمت‌ها نه از محل كمبود واقعي عرضه، بلكه از محل ترس، انتظار و التهاب در بازار شكل بگيرد.

   ايران در شرايط فعلي از يك طرف با اعمال محدوديت در آيند و روند تنگه هرمز حاكميت خود را بر اين تنگه تثبيت مي‌كند و از سوي ديگر از كشاندن دامنه نبرد به زيرساخت‌هاي انرژي پرهيز مي‌كند. اين رويكرد را چطور مي‌توان تحليل كرد؟

تاكنون در برنامه‌هاي دفاعي ايران مراقبت شده كه به مخازن نفت، سكوهاي نفتي در خليج فارس و ديگر زيرساخت‌هاي اصلي انرژي آسيبي وارد نشود. اگرچه طرف مقابل برخي مراكز مرتبط با فرآورده‌هاي نفتي را هدف قرار داده، اما ايران هنوز خويشتنداري مي‌كند تا حسن نيت خود را هم به كشورهاي مصرف‌كننده و هم به كشورهاي توليدكننده و صادركننده نفت نشان دهد. بي‌شك ايران توان آن را دارد كه سكوهاي نفتي، چاه‌ها، پالايشگاه‌ها و حتي بنادر صادراتي را هدف قرار دهد و به اقدامات انجام‌شده پاسخ متقابل بدهد، اما تا اين لحظه از اين ظرفيت استفاده نكرده است. دليل اين خويشتنداري آن است كه هرگونه آسيب گسترده به زيرساخت‌هاي نفتي، تبعاتي ميان‌مدت و بلندمدت براي كل منطقه و بازار جهاني خواهد داشت و جبران آن نيز در كوتاه‌مدت ممكن نيست.

   اين خويشتنداري ايران آيا منتج به نتيجه مناسب شده است؟ منظورم اين است كه واكنش طرف مقابل به اين رويكرد ايران چه بوده است؟

همين خويشتنداري باعث شده امريكا و اسراييل و همچنين برخي متحدان غربي آنها تلاش كنند اينگونه وانمود كنند كه بازار تحت كنترل است و امكان مديريت بحران وجود دارد. وي گفت: در همين چارچوب، دولت‌هاي غربي و به‌ويژه كشورهاي عضو گروه هفت اعلام مي‌كنند كه در صورت لزوم، از ذخاير نفت خام خود آزاد خواهند كرد تا از جهش شديد قيمت‌ها جلوگيري شود. آزادسازي ذخاير راهبردي ممكن است در كوتاه‌مدت بر بازار اثر بگذارد و مانع از آن شود كه قيمت نفت خام و به‌تبع آن، بهاي بنزين و گازوييل در امريكا و اروپا به سرعت افزايش يابد. وي ادامه داد: هدف اصلي از اين اقدام آن است كه افكار عمومي در كشورهاي غربي به‌شدت ضدجنگ نشود و دولت‌ها فرصت بيشتري براي مديريت فضاي سياسي و امنيتي پيدا كنند. يكي از نكات مهمي كه معمولا كمتر مورد توجه قرار مي‌گيرد اين است كه بازيگران اصلي بازار نفت، مردم عادي نيستند، بلكه توليدكنندگان بزرگ و شركت‌هاي بين‌المللي نفتي هستند كه در كشورهايي نظير عراق، عربستان، كويت و ديگر مناطق نفت‌خيز حضور فعال دارند. اين شركت‌ها بخش مهمي از معاملات را ميان خود انجام مي‌دهند و به همين دليل، بازار نفت در عمل بيش از آنكه يك بازار عمومي باشد، بازاري حرفه‌اي و تحت تأثير بازيگران بزرگ است.

   واكنش اين شركت‌ها و كارتل‌هاي بين‌المللي به تحولات جاري چيست؟ آيا ممكن است فشار اين كارتل‌ها منتج به عقب‌نشيني طرف امريكايي شود؟

اين شركت‌ها زماني كه نسبت به امنيت سرمايه‌گذاري‌هاي خود در خليج فارس، عراق و ساير مناطق حساس شوند، از مسير‌هاي سياسي تلاش مي‌كنند به طرف مقابل پيام دهند كه فكري به حال اين نبرد كنند. اگر اين شركت‌ها احساس كنند كه پالايشگاه‌ها، سكوها يا ساير تأسيسات انرژي در معرض تهديد جدي قرار دارند، مي‌توانند با بالا بردن قيمت‌ها، فشار مستقيم به دولت‌ها وارد كنند تا براي كاهش تنش‌ها چاره‌انديشي كنند. در چنين شرايطي حتي ممكن است قيمت‌ها تا سطوح بسيار بالا، از جمله حدود ۱۱۷ دلار و بالاتر افزايش پيدا كند تا به سياستمداران هشدار داده شود كه بحران در حال عبور از مرزهاي قابل مديريت كردن است. پس از آن، دولت‌ها معمولا به همان شركت‌هايي كه ذخاير نفتي را نگهداري مي‌كنند دستور مي‌دهند بخشي از اين ذخاير را وارد بازار كنند تا التهاب كنترل شود. در مرحله بعد هم فشار اين شركت‌ها منتج به تغيير در تصميم‌سازي‌ها مي‌شود.شركت‌هاي نفتي در عين همكاري با دولت‌ها براي كنترل بازار، نگران آينده سرمايه‌گذاري‌هاي خود هستند و به همين دليل، از يك‌سو نفت بيشتري روانه بازار مي‌كنند و از سوي ديگر، از سياستمداران مي‌خواهند براي حفظ امنيت انرژي و جلوگيري از گسترش بحران، تصميمات جدي‌تري اتخاذ كنند.

   در شرايط فعلي يكي از بازيگران اصلي بازار، روسيه است. اخيرا امريكا تحريم‌هاي نفتي كشورها را پايان داده تا افزايش قيمت‌ها كنترل شود. نحوه كنشگري روسيه در بازار نفت را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟

برخي اخبار و شايعاتي كه درباره تحريم‌ها يا صادرات انرژي روسيه مطرح مي‌شود، نشان‌دهنده آن است كه مسكو نيز از اين وضعيت براي وارد كردن فشار به اروپا استفاده مي‌كند. روسيه به اروپا اين پيام را مي‌دهد كه سال‌ها يكي از مهم‌ترين تأمين‌كنندگان نفت و گاز اين قاره بوده و اكنون نيز مي‌تواند از اهرم انرژي براي اثرگذاري بر تصميمات سياسي غرب بهره بگيرد.از اين منظر، روسيه الزاما از تنش در بازار انرژي ناراحت نيست، زيرا اين شرايط مي‌تواند به آن امكان دهد تا در تعاملات خود با اروپا امتياز بگيرد و برخي معادلات معطل‌مانده را به نفع خود بازتنظيم كند.  به همين دليل، بازار نفت در شرايط فعلي نه فقط يك بازار اقتصادي، بلكه صحنه‌اي از رقابت‌هاي ژئوپليتيك، امنيتي و راهبردي است.

نهايتا اينكه در مقطع فعلي، عامل اصلي اثرگذار بر قيمت نفت، تنش‌هاي ژئوپليتيك و نگراني از گسترش جنگ است، نه صرفا متغيرهاي مرسوم بازار. تا زماني كه اين نااطميناني ادامه داشته باشد، بازار نفت نيز به‌شدت از فضاي سياسي و امنيتي تأثير خواهد پذيرفت و هر تصميم بازيگران اصلي منطقه‌اي و بين‌المللي مي‌تواند بر روند قيمت‌ها اثر مستقيم بگذارد. ايران اما با استفاده از اهرم انرژي تلاش كرده اين پالس را به ساير كشورها ارسال كند كه زين پس، امنيت يا براي همه كشورها خواهد بود يا هيچ كشوري امنيت انرژي نخواهد داشت.