گزارش «تعادل» از حمله به تاسيسات ذخيره و انتقال سوخت در تهران و البرز

شعله در مخازن، آرامش در پمپ‌ها

۱۴۰۴/۱۲/۱۸ - ۰۰:۲۶:۲۵
کد خبر: ۳۷۹۸۲۱
شعله در مخازن، آرامش در پمپ‌ها

در پي انتشار اطلاعيه‌هاي رسمي درباره حمله به برخي تاسيسات ذخيره‌سازي و انتقال فرآورده‌هاي نفتي در استان‌هاي تهران و البرز، موضوع تامين سوخت در پايتخت و شهرهاي اطراف به يكي از اصلي‌ترين دغدغه‌هاي افكار عمومي تبديل شد؛ دغدغه‌اي كه مقام‌هاي مسوول تلاش كردند از نخستين ساعات پس از حادثه، با تاكيد بر وجود ذخاير راهبردي، مسيرهاي جايگزين تامين و كنترل شبكه توزيع، آن را مديريت كنند.

در پي انتشار اطلاعيه‌هاي رسمي درباره حمله به برخي تاسيسات ذخيره‌سازي و انتقال فرآورده‌هاي نفتي در استان‌هاي تهران و البرز، موضوع تامين سوخت در پايتخت و شهرهاي اطراف به يكي از اصلي‌ترين دغدغه‌هاي افكار عمومي تبديل شد؛ دغدغه‌اي كه مقام‌هاي مسوول تلاش كردند از نخستين ساعات پس از حادثه، با تاكيد بر وجود ذخاير راهبردي، مسيرهاي جايگزين تامين و كنترل شبكه توزيع، آن را مديريت كنند. بر اساس اطلاعيه شركت ملي پالايش و پخش فرآورده‌هاي نفتي ايران، شامگاه شنبه ۱۶ اسفند، تعدادي از انبارهاي نفت در تهران و البرز هدف حمله قرار گرفتند و همزمان تيم‌هاي آتش‌نشاني و مديريت بحران براي مهار حريق و كنترل خسارت وارد عمل شدند.

آنچه در ساعات اوليه بيش از هر چيز مورد توجه قرار گرفت، تاكيد مكرر نهادهاي متولي بر «پايداري تامين سوخت» بود. در متن اطلاعيه‌هاي منتشرشده آمده است كه از پيش، تمهيدات لازم براي كاهش حجم ذخيره در برخي مخازن و نيز استفاده از مبادي جايگزين انديشيده شده بود تا در صورت وقوع اختلال، شبكه عرضه دچار توقف نشود. همين گزاره، محور اصلي پيام رسمي به مردم بود: حادثه هرچند خسارت‌بار بوده، اما قرار نيست به كمبود گسترده يا توقف توزيع بنزين و ساير فرآورده‌ها بينجامد. شركت ملي پخش فرآورده‌هاي نفتي ايران در اطلاعيه ديگري اعلام كرد با وجود آسيب واردشده به بخشي از زيرساخت‌هاي توزيع سوخت، با اتكا به ذخاير راهبردي و فعال‌سازي مسيرهاي جايگزين، تامين سوخت همچنان تحت كنترل است و نگراني درباره پايداري عرضه وجود ندارد. در همين چارچوب، از اعمال محدوديت‌هاي مقطعي در سقف سوخت‌گيري در برخي مناطق متاثر خبر داده شد؛ تصميمي كه بيش از آنكه نشانه كمبود فوري باشد، تلاشي براي مديريت مصرف، جلوگيري از ازدحام و توزيع عادلانه‌تر سوخت در دوره پس از حادثه ارزيابي مي‌شود. همزمان، جزييات بيشتري نيز از ابعاد انساني و عملياتي حادثه منتشر شد. طبق اعلام شركت ملي پخش فرآورده‌هاي نفتي، در جريان اين حمله، چهار نفر از كاركنان اين مجموعه در حين انجام وظيفه جان خود را از دست دادند. در روايت رسمي، اين افراد در حال خدمت‌رساني و مشاركت در عمليات مرتبط با شبكه سوخت بوده‌اند. همچنين به تعدادي از تانكرهاي سوخت‌رسان نيز خسارت وارد شده است. از اين منظر، حادثه فقط متوجه زيرساخت‌هاي فيزيكي نبوده، بلكه هزينه انساني نيز برجاي گذاشته است؛ موضوعي كه بر اهميت تاب‌آوري شبكه انرژي در شرايط بحران مي‌افزايد.

مديرعامل شركت ملي پخش فرآورده‌هاي نفتي ايران نيز با تشريح ابعاد اوليه حادثه گفت چند تاسيسات ذخيره‌سازي و توزيع فرآورده‌هاي نفتي و نيزيك مركز انتقال، هدف قرار گرفته‌اند. به گفته او، در پي اين رخداد، عمليات اطفاي حريق و مديريت بحران به سرعت در نقاط آسيب‌ديده آغاز شد. او تاكيد كرد كه بر اساس سناريوهاي از پيش طراحي‌شده، براي تامين بنزين تهران و البرز تمهيدات لازم در نظر گرفته شده بود و به همين دليل، كمبودي در عرضه بنزين رخ نخواهد داد. چنين اظهاراتي نشان مي‌دهد كه دست‌كم از منظر مديريت رسمي، اصل ماجرا نه فقط مهار خسارت، بلكه حفظ اعتماد عمومي به استمرار عرضه بوده است.

با اين حال، تجربه‌هاي مشابه در حوزه انرژي نشان مي‌دهد حتي در شرايط وجود ذخاير كافي «رفتار مصرف‌كننده» مي‌تواند به اندازه خود حادثه تعيين‌كننده باشد. هر زمان كه شائبه كمبود در بازار سوخت شكل بگيرد، هجوم ناگهاني به جايگاه‌ها و افزايش تقاضاي احتياطي مي‌تواند فشار مضاعفي بر شبكه توزيع وارد كند. از همين رو، بخش مهمي از پيام‌هاي رسمي در ساعات پس از حادثه، نه فقط اطلاع‌رساني درباره وضعيت مخازن و خطوط انتقال، بلكه دعوت مردم به آرامش، پرهيز از سفرهاي غيرضروري و استفاده از كارت سوخت شخصي بود. همچنين از دارندگان خودروهاي دوگانه‌سوز خواسته شد براي كاهش فشار بر جايگاه‌هاي بنزين، بيشتر از ظرفيت سي‌ان‌جي استفاده كنند. اين توصيه‌ها از منظر مديريت بحران انرژي كاملا معنادار است. در شرايطي كه بخشي از زيرساخت‌هاي فيزيكي آسيب ديده، حتي اگر موجودي سوخت كافي باشد، سرعت و نظم در توزيع اهميت مضاعف پيدا مي‌كند. استفاده از كارت شخصي، كاهش مراجعه‌هاي غيرضرور، و هدايت بخشي از تقاضا به سمت سي‌ان‌جي، همگي ابزارهايي براي خريدن زمان و بازگرداندن تعادل به شبكه‌اند. به بيان ديگر، پايداري عرضه فقط به حجم ذخاير وابسته نيست؛ بلكه به كيفيت مديريت تقاضا و رفتار هماهنگ مصرف‌كنندگان نيز بستگي دارد. در اين ميان، يك نكته مهم در روايت رسمي، تاكيد بر دولتي‌بودن تاسيسات آسيب‌ديده و تعلق آنها به مجموعه شركت ملي پخش فرآورده‌هاي نفتي و شركت خطوط لوله و مخابرات نفت ايران است. اين تاكيد را مي‌توان تلاشي براي روشن‌كردن ماهيت زيرساخت‌هاي هدف‌قرارگرفته و جلوگيرياز گمانه‌زني‌هاي متفرقه دانست. در فضاي پس از حوادث اين‌چنيني، شايعه، خبر ناقص و روايت‌هاي متناقض مي‌توانند سريع‌تر از خود بحران گسترش پيدا كنند و اثر مستقيم بر رفتار عمومي بگذارند. به همين دليل، مقام‌هاي مسوول از مردم خواسته‌اند صرفا اطلاعيه‌هاي رسمي را مبنا قرار بدهند. اگرچه هنوز برآورد نهايي از ميزان خسارت، زمان كامل بازسازي بخش‌هاي آسيب‌ديده و جزييات فني اختلالات احتمالي منتشر نشده است، اما پيام محوري دستگاه‌هاي اجرايي روشن است: شبكه تامين سوخت از كار نيفتاده و قرار است با تكيه بر ذخاير، مبادي جايگزين و مديريت توزيع، نياز مصرفي تهران، البرز و ديگر مناطق كشور تامين شود. در چنين شرايطي، آزمون اصلي نه فقط در اتاق‌هاي فرمان و انبارهاي نفت، بلكه در سطح شهر و جايگاه‌هاي عرضه رقم مي‌خورد؛ جايي كه آرامش عمومي، پرهيز از خريد هيجاني و اعتماد به اطلاع‌رساني دقيق مي‌تواند به اندازه عمليات فني در حفظ ثبات موثر باشد.

حادثه اخير بار ديگر نشان داد زيرساخت انرژي، تنها مجموعه‌اي از مخازن، خطوط لوله و تانكرها نيست، بلكه ستون فقرات زندگي روزمره شهري است. از تردد خودروهاي شخصي گرفته تا حمل‌ونقل كالا، خدمات شهري و فعاليت اقتصادي، همه به تداوم اين شبكه وابسته‌اند. به همين دليل، هر ضربه به آن، فقط يك خسارت صنعتي نيست؛ آزموني براي تاب‌آوري ملي، ظرفيت واكنش اضطراري و توان حفظ نظم در زندگي روزمره است. اكنون در ميانه دود و التهاب حادثه، آنچه بيش از همه اهميت دارد، تبديل مديريت لحظه بحران به اطمينان پايدار در روزهاي پس از آن است.