حقوق كارگران در روزهاي بحران؛ قانون چه مي‌گويد و واقعيت چيست؟

كارگاه خاموش، زندگي در تنگنا

۱۴۰۴/۱۲/۱۷ - ۰۰:۰۷:۴۷
کد خبر: ۳۷۹۷۱۳
كارگاه خاموش، زندگي در تنگنا

گلي ماندگار|  بحران‌هاي اقتصادي، حوادث طبيعي، جنگ، تحريم‌ها يا حتي ركودهاي مقطعي در توليد، همواره از عواملي بوده‌اند كه مي‌توانند چرخه فعاليت بسياري از بنگاه‌هاي اقتصادي را مختل كنند.

گلي ماندگار|  بحران‌هاي اقتصادي، حوادث طبيعي، جنگ، تحريم‌ها يا حتي ركودهاي مقطعي در توليد، همواره از عواملي بوده‌اند كه مي‌توانند چرخه فعاليت بسياري از بنگاه‌هاي اقتصادي را مختل كنند. در چنين شرايطي نخستين پيامد قابل مشاهده، كاهش يا توقف توليد و در نهايت تعطيلي موقت يا دايمي كارگاه‌هاست؛ اتفاقي كه بيش از همه بر زندگي كارگران تأثير مي‌گذارد. كارگران به عنوان يكي از آسيب‌پذيرترين گروه‌هاي بازار كار، معمولاً بيشترين فشار را در زمان بروز بحران‌ها تحمل مي‌كنند؛ زيرا بخش قابل توجهي از آنها از پس‌انداز يا منابع درآمدي جايگزين برخوردار نيستند و حتي يك وقفه كوتاه در پرداخت دستمزد مي‌تواند تعادل اقتصادي خانواده‌هايشان را برهم بزند. تعطيلي كارگاه‌ها در شرايط بحران، تنها يك مساله اقتصادي براي بنگاه‌ها نيست بلكه يك چالش اجتماعي گسترده نيز محسوب مي‌شود. وقتي فعاليت يك كارگاه متوقف مي‌شود، پرسش‌هاي متعددي براي كارگران شكل مي‌گيرد: آيا قرارداد كار همچنان اعتبار دارد؟ آيا كارفرما موظف به پرداخت دستمزد در دوره تعطيلي است؟ اگر تعطيلي ناشي از بحران‌هاي خارج از اراده كارفرما باشد، چه نهادي مسوول تأمين معيشت كارگران خواهد بود؟ و مهم‌تر از همه اينكه چه تضميني وجود دارد كه كارگران پس از پايان بحران دوباره به شغل خود بازگردند؟ در بسياري از موارد، تفاوت ميان «تعطيلي ناشي از قوه قهريه» و «تعطيلي به تصميم كارفرما» نقش تعيين‌كننده‌اي در پاسخ به اين پرسش‌ها دارد. قانون كار تلاش كرده است با پيش‌بيني سازوكارهايي مانند تعليق قرارداد كار، بازگشت به كار پس از بازسازي كارگاه و استفاده از بيمه بيكاري، تا حدي از امنيت شغلي و معيشتي كارگران در چنين شرايطي محافظت كند. با اين حال تجربه‌هاي گذشته نشان داده است كه فاصله‌اي ميان آنچه در قوانين پيش‌بيني شده و آنچه در عمل رخ مي‌دهد وجود دارد؛ فاصله‌اي كه در دوره‌هاي بحران بيشتر خود را نشان مي‌دهد. از سوي ديگر ساختار بازار كار نيز اين مساله را پيچيده‌تر كرده است. در سال‌هاي اخير سهم قراردادهاي موقت، پيمانكاري و كوتاه‌مدت در بسياري از بخش‌هاي اقتصادي افزايش يافته است. همين موضوع باعث شده بخش بزرگي از كارگران در موقعيت‌هاي شغلي ناپايدار قرار بگيرند و در زمان تعطيلي كارگاه‌ها بيش از گذشته در معرض خطر بيكاري يا قطع درآمد قرار داشته باشند. در چنين شرايطي حتي اگر قانون از كارگران حمايت كند، اجراي آن بدون نظارت و سازوكارهاي حمايتي موثر ممكن است با چالش‌هاي جدي روبرو شود.

   تعطيلي كارگاه‌ها تنها به معناي توقف فعاليت يك واحد توليدي نيست

از منظر اقتصادي نيز تعطيلي كارگاه‌ها تنها به معناي توقف فعاليت يك واحد توليدي نيست، بلكه پيامدهاي گسترده‌تري براي جامعه به همراه دارد. كاهش درآمد كارگران مي‌تواند به كاهش قدرت خريد خانوارها، افت تقاضا در بازار و در نهايت تشديد ركود اقتصادي منجر شود. به همين دليل بسياري از اقتصاددانان معتقدند حمايت از معيشت كارگران در زمان بحران نه تنها يك ضرورت اجتماعي بلكه يكي از پيش‌شرط‌هاي حفظ ثبات اقتصادي در جامعه است. در چنين شرايطي بررسي وضعيت حقوقي قراردادهاي كار و مسووليت كارفرمايان و دولت در قبال كارگران اهميت ويژه‌اي پيدا مي‌كند. اينكه قانون كار در مورد تعطيلي كارگاه‌ها چه مي‌گويد، در چه شرايطي قرارداد كار به حالت تعليق درمي‌آيد، چه زماني كارفرما همچنان موظف به پرداخت دستمزد است و نقش دولت در حمايت از كارگران بيكار شده چيست، از جمله موضوعاتي است كه مي‌تواند تصوير روشن‌تري از وضعيت كارگران در زمان بحران ارايه دهد.

   قانون چه مي‌گويد؟ مرز ميان بحران و مسووليت كارفرما

بر اساس قوانين كار، وضعيت قرارداد كار در زمان وقوع بحران به ماهيت تعطيلي كارگاه بستگي دارد. اگر تعطيلي كارگاه ناشي از «قوه قهريه» باشد، مانند زلزله، سيل يا جنگ، شرايط متفاوتي نسبت به زماني دارد كه كارفرما به دلايل مديريتي يا اقتصادي تصميم به تعطيلي كارگاه بگيرد. مطابق ماده ۱۵ قانون كار، اگر به دليل حوادث غيرقابل پيش‌بيني يا قوه قهريه انجام تعهدات كارگر و كارفرما به‌طور موقت غيرممكن شود، قرارداد كار به حالت تعليق درمي‌آيد. در چنين وضعيتي، رابطه كاري به‌طور كامل قطع نمي‌شود بلكه تا زمان رفع بحران متوقف مي‌ماند. از سوي ديگر ماده ۳۰ قانون كار تأكيد مي‌كند كه اگر كارگاه پس از وقوع چنين حوادثي دوباره فعاليت خود را از سر بگيرد، كارفرما موظف است كارگران بيكار شده را دوباره به كار بگمارد. در اين ميان، دولت نيز مكلف است از طريق سازوكارهايي مانند بيمه بيكاري، معاش كارگران بيكار شده را تأمين كند. اما نكته مهم اين است كه اين مقررات تنها در صورتي اجرا مي‌شود كه تعطيلي كارگاه واقعاً ناشي از قوه قهريه يا دستور رسمي دولت باشد. اگر كارفرما بدون چنين شرايطي و به تصميم خود كارگاه را تعطيل كند، مسووليت پرداخت حقوق كارگران همچنان بر عهده او باقي مي‌ماند.

   وقتي كارفرما كارگاه را تعطيل مي‌كند

يكي از موضوعات چالش‌برانگيز در روابط كار اين است كه گاهي كارفرمايان در شرايط بحران اقتصادي براي كاهش هزينه‌ها تصميم مي‌گيرند فعاليت كارگاه را موقتاً متوقف كنند. در چنين شرايطي برخي كارفرمايان تصور مي‌كنند كه با تعطيلي كارگاه مي‌توانند از پرداخت دستمزد كارگران نيز صرف‌نظر كنند. اما كارشناسان حقوق كار مي‌گويند قانون در اين زمينه صراحت دارد. اگر تعطيلي كارگاه ناشي از تصميم كارفرما باشد و ارتباط مستقيمي با قوه قهريه يا دستور دولت نداشته باشد، كارفرما همچنان موظف به پرداخت حقوق كارگران در دوره تعطيلي است.محسن انوشه، حقوقدان و كارشناس حقوق كار در اين باره به«تعادل» مي‌گويد: قانون كار به روشني ميان تعطيلي ناشي از حوادث غيرقابل پيش‌بيني و تعطيلي ناشي از تصميم كارفرما تفاوت قائل شده است. اگر كارفرما به هر دليل اقتصادي يا مديريتي تصميم بگيرد فعاليت كارگاه را متوقف كند، نمي‌تواند از زير بار پرداخت دستمزد كارگران شانه خالي كند. زيرا قرارداد كار همچنان معتبر است. او مي‌افزايد: تنها مرجع تشخيص قوه قهريه نيز وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعي است و كارفرما نمي‌تواند به‌طور يك‌جانبه ادعا كند كه تعطيلي كارگاه ناشي از شرايط اضطراري بوده است. اين حقوقدان تاكيد مي‌كند: در عمل بسياري از اختلافات ميان كارگر و كارفرما به هيات‌هاي تشخيص و حل اختلاف وزارت كار كشيده مي‌شود. اما رسيدگي به اين پرونده‌ها گاهي زمان‌بر است و همين مساله باعث مي‌شود كارگران در دوره بحران با مشكلات معيشتي جدي مواجه شوند.

   بحران اقتصادي و سفره كارگران

در كنار مسائل حقوقي، تعطيلي كارگاه‌ها پيامدهاي گسترده‌اي بر زندگي خانوارهاي كارگري دارد. براي بسياري از كارگران، دستمزد ماهانه تنها منبع درآمد خانواده است و حتي وقفه‌اي كوتاه در پرداخت آن مي‌تواند مشكلات جدي ايجاد كند. فريبرز يميني، كارشناس اقتصاد خانواده نيز در اين باره به تعادل مي‌گويد: خانوارهاي كارگري معمولاً پس‌انداز قابل توجهي ندارند و بخش زيادي از درآمد آنها صرف هزينه‌هاي ضروري مانند مسكن، خوراك و درمان مي‌شود. در چنين شرايطي حتي يك ماه تأخير در پرداخت دستمزد مي‌تواند توازن اقتصادي خانواده را بر هم بزند. او مي‌افزايد: بحران‌هاي اقتصادي و تعطيلي كارگاه‌ها اغلب به افزايش بدهي خانوارها، كاهش مصرف كالاهاي ضروري و حتي بروز مشكلات اجتماعي در خانواده‌ها منجر مي‌شود. او تأكيد مي‌كند كه در بسياري از موارد، فشار اقتصادي ناشي از بيكاري يا توقف درآمد مي‌تواند آثار رواني و اجتماعي قابل توجهي نيز داشته باشد. اين كارشناس اقتصاد خانواده اظهار مي‌دارد: وقتي درآمد يك خانواده كارگري قطع يا كاهش پيدا مي‌كند، اولين واكنش معمولاً حذف برخي هزينه‌هاي ضروري است. اين موضوع در بلندمدت مي‌تواند بر سلامت، آموزش فرزندان و كيفيت زندگي خانواده تأثير منفي بگذارد.

   بيمه بيكاري؛ سپري كه هميشه كارآمد نيست

يكي از ابزارهاي حمايتي پيش‌بيني شده در قانون براي حمايت از كارگران در زمان تعطيلي كارگاه‌ها، بيمه بيكاري است. بر اساس قوانين موجود، كارگراني كه بدون اراده خود بيكار مي‌شوند مي‌توانند از اين حمايت استفاده كنند. با اين حال بسياري از فعالان كارگري معتقدند كه در عمل همه كارگران به اين حمايت دسترسي ندارند. برخي از كارگران قراردادهاي كوتاه‌مدت دارند و برخي ديگر نيز به دلايل مختلف تحت پوشش كامل بيمه قرار نگرفته‌اند.فريد اسدي، فعال كارگري نيز در اين باره مي‌گويد: در بسياري از كارگاه‌ها كارگران با قراردادهاي موقت يا سفيدامضا كار مي‌كنند. در چنين شرايطي وقتي كارگاه تعطيل مي‌شود، اين كارگران عملاً پشتوانه‌اي ندارند و دسترسي به بيمه بيكاري هم برايشان دشوار مي‌شود.او مي‌افزايد: در شرايط بحران، بيشترين فشار بر همين گروه از كارگران وارد مي‌شود؛ كساني كه نه امنيت شغلي دارند و نه حمايت كافي از سوي نظام تأمين اجتماعي.اين فعال كارگري تاكيد مي‌كند: تجربه‌هاي گذشته نشان داده كه در دوره‌هاي بحران اقتصادي يا تعطيلي‌هاي گسترده، بسياري از كارگران ماه‌ها بدون درآمد باقي مي‌مانند و فرآيند دريافت بيمه بيكاري نيز گاه با تأخيرهاي طولاني همراه است.

   شكاف ميان قانون و واقعيت

اسدي خاطرنشان مي‌كند: اگرچه قوانين كار چارچوب مشخصي براي حمايت از كارگران در شرايط بحران تعيين كرده‌اند، اما فاصله ميان قانون و واقعيت همچنان يكي از چالش‌هاي مهم در روابط كار است. در واقع يكي از دلايل اين شكاف، ضعف نظارت و اجراي قوانين است. در برخي موارد كارگران به دليل ترس از از دست دادن شغل خود حاضر نمي‌شوند تخلفات كارفرما را گزارش دهند. از سوي ديگر، طولاني بودن فرآيندهاي اداري و قضايي نيز باعث مي‌شود بسياري از كارگران پيگيري حقوق قانوني خود را رها كنند .

   ضرورت اصلاح سازوكارهاي حمايتي

او مي‌افزايد: براي كاهش آسيب‌هاي ناشي از تعطيلي كارگاه‌ها، بايد سازوكارهاي حمايتي موثرتري ايجاد شود. تقويت بيمه بيكاري، نظارت جدي‌تر بر قراردادهاي كار و افزايش شفافيت در روابط كار از جمله اقداماتي است كه مي‌تواند امنيت شغلي كارگران را افزايش دهد. اين فعال كارگري مي‌گويد: اگر حمايت‌هاي اجتماعي در زمان بحران تقويت نشود، آسيب‌هاي اقتصادي آن تنها به كارگران محدود نمي‌شود بلكه مي‌تواند كل اقتصاد را تحت تأثير قرار دهد. كاهش قدرت خريد كارگران در نهايت به كاهش تقاضا در بازار و ركود بيشتر اقتصاد منجر مي‌شود. او تأكيد مي‌كند: در شرايط بحران بايد سازوكارهاي فوري براي حمايت از كارگران ايجاد شود تا آنها مجبور نباشند براي تأمين حداقل‌هاي زندگي با مشكلات جدي مواجه شوند.