بررسي پيامدهاي رواني حملات هوايي بر شهروندان

زخم‌هاي پنهان جنگ هشدار درباره موج جديد استرس پس از سانحه

۱۴۰۴/۱۲/۱۴ - ۰۶:۵۵:۰۲
کد خبر: ۳۷۹۴۵۸
زخم‌هاي پنهان جنگ هشدار درباره موج جديد استرس پس از سانحه

 در روزهايي كه صداي آژير و انفجار، بخشي از تجربه زيسته شهروندان شده و تصاوير و ويديوهاي دلخراش با سرعتي سرسام‌آور در شبكه‌هاي اجتماعي دست به دست مي‌شود، سلامت روان جامعه در معرض تهديدي جدي قرار گرفته است؛ تهديدي كه شايد همچون ويراني‌هاي فيزيكي قابل مشاهده نباشد، اما آثار آن مي‌تواند عميق‌تر و ماندگارتر باشد.

سلامت رواني و اجتماعي افراد در خطر است گلي ماندگار|

 در روزهايي كه صداي آژير و انفجار، بخشي از تجربه زيسته شهروندان شده و تصاوير و ويديوهاي دلخراش با سرعتي سرسام‌آور در شبكه‌هاي اجتماعي دست به دست مي‌شود، سلامت روان جامعه در معرض تهديدي جدي قرار گرفته است؛ تهديدي كه شايد همچون ويراني‌هاي فيزيكي قابل مشاهده نباشد، اما آثار آن مي‌تواند عميق‌تر و ماندگارتر باشد. تجربه حملات هوايي، از دست دادن ناگهاني عزيزان، تخريب خانه‌ها و ناامني مستمر، تنها به خسارت‌هاي مادي محدود نمي‌شود؛ اين رخدادها لايه‌هاي پنهان روان انسان را نيز درگير مي‌كند و احساس امنيت پايه‌اي را كه ستون زندگي روزمره است، متزلزل مي‌سازد. در چنين شرايطي، اضطراب، بي‌خوابي، گوش‌به‌زنگي دايمي، تحريك‌پذيري و نگراني مداوم به تجربه‌اي مشترك براي بسياري از افراد تبديل مي‌شود. هرچند اين واكنش‌ها در روزها و هفته‌هاي ابتدايي پس از بحران، پاسخي طبيعي به يك وضعيت غيرطبيعي تلقي مي‌شوند، اما استمرار و تشديد آنها مي‌تواند نشانه‌اي از شكل‌گيري اختلالات جدي‌تري باشد؛ از جمله اختلال استرس پس از سانحه كه يكي از شناخته‌شده‌ترين پيامدهاي رواني مواجهه با حوادث آسيب‌زا به شمار مي‌رود.

    دامنه آسيب گسترده است

كارشناسان حوزه سلامت روان هشدار مي‌دهند كه در شرايط جنگي، دامنه آسيب تنها به كساني كه مستقيما در معرض انفجار يا صحنه‌هاي خشونت بوده‌اند محدود نمي‌شود. حتي افرادي كه صرفا از طريق رسانه‌ها و شبكه‌هاي اجتماعي در معرض تصاوير مكرر تخريب و مرگ قرار مي‌گيرند، ممكن است دچار فرسودگي رواني و علايم اضطرابي شوند. مغز انسان در برابر تهديدهاي مداوم، وارد وضعيت آماده‌باش دايمي مي‌شود؛ وضعيتي كه اگر تداوم يابد، مي‌تواند تعادل رواني فرد را بر هم بزند. از سوي ديگر، كودكان، سالمندان و افرادي كه پيش‌تر سابقه مشكلات روانپزشكي داشته‌اند، در برابر چنين بحران‌هايي آسيب‌پذيرترند. كودكي كه معناي دقيق جنگ را نمي‌داند اما ترس را در چهره والدينش مي‌بيند يا سالمندي كه خاطرات تلخ گذشته برايش زنده مي‌شود، هر يك به شكلي متفاوت تحت تاثير اين شرايط قرار مي‌گيرند. همين واقعيت، ضرورت توجه همزمان به ابعاد فردي، خانوادگي و اجتماعي سلامت روان را دوچندان مي‌كند.هشدار درباره احتمال افزايش موارد اختلال استرس پس از سانحه در پي حملات هوايي، تنها يك نگراني تخصصي در حوزه روانپزشكي نيست؛ بلكه هشداري اجتماعي است كه آينده سرمايه انساني كشور را نشانه گرفته و توجه فوري سياستگذاران، رسانه‌ها و خانواده‌ها را مي‌طلبد. در هفته‌ها و ماه‌هاي اخير، بسياري از شهروندان با صحنه‌هايي مواجه شده‌اند كه تا پيش از اين تنها در فيلم‌ها مي‌ديدند؛ صداي انفجار، تخريب خانه‌ها، نگراني از جان عزيزان و انتشار مداوم تصاوير تلخ در شبكه‌هاي اجتماعي. همين مواجهه‌هاي پي‌درپي،مي‌تواند زمينه‌ساز بروز واكنش‌هاي شديد رواني شود؛ واكنش‌هايي كه در ابتدا طبيعي به نظر مي‌رسند اما در برخي افراد به اختلالي ماندگار تبديل مي‌شوند.

    پيامدهاي بي‌توجهي به سلامت روان

دكتر نرگس شيراني، روانپزشك در اين باره به «تعادل» مي‌گويد: در شرايط جنگي، حتي افرادي كه به‌طور مستقيم در معرض انفجار قرار نگرفته‌اند نيز ممكن است دچار آسيب رواني شوند. مغز انسان تفاوت چنداني ميان تجربه مستقيم و مشاهده مكرر تصاوير خشن قائل نمي‌شود. وقتي فرد بارها صحنه‌هاي تخريب و مرگ را در شبكه‌هاي اجتماعي مي‌بيند، سيستم عصبي او وارد وضعيت آماده‌باش دايمي مي‌شود. اين حالت اگر تداوم يابد، مي‌تواند به اختلال استرس پس از سانحه يا ساير اختلالات اضطرابي منجر شود. او مي‌افزايد: يكي از نشانه‌هاي هشداردهنده، تداوم علايم بيش از چهار هفته است. اگر بي‌خوابي شديد، كابوس‌هاي مكرر، گوش‌به‌زنگي افراطي، پرخاشگري يا احساس كرختي هيجاني بيش از يك ماه ادامه يابد، فرد حتما بايد به متخصص مراجعه كند.

    در اين شرايط به تغيير رفتاري كودكان  توجه كنيد

اين روانپزشك همچنين به وضعيت كودكان اشاره مي‌كند و اظهار مي‌دارد: كودكان ممكن است نتوانند احساسات خود را به زبان بياورند و علايم به شكل شب‌ادراري، وابستگي شديد، گريه‌هاي بي‌دليل يا افت تحصيلي بروز كند. والدين بايد به اين تغييرات رفتاري حساس باشند. دكتر شيراني مي‌گويد: گفت‌وگوي صادقانه اما متناسب با سن كودك درباره اتفاقات، بهتر از پنهانكاري يا ارايه توضيحات مبهم است. كودكان بيش از آنچه تصور مي‌كنيم از فضاي اطراف تاثير مي‌گيرند. سكوت و انكار مي‌تواند اضطراب آنها را افزايش دهد. او در مورد بزرگسالان نيز توصيه مي‌كند: افراد احساسات خود را سركوب نكنند. صحبت كردن با يك دوست مورد اعتماد، نوشتن احساسات يا حتي استفاده از تكنيك‌هاي ساده تنفس عميق مي‌تواند به تنظيم هيجانات كمك كند. مهم اين است كه فرد احساس نكند در اين تجربه تنهاست.

    آسيب‌پذيري بيشتر افراد داراي اختلالات روانپزشكي

اين روانپزشك همچنين با اشاره به افرادي كه پيش‌تر سابقه اختلالات روانپزشكي داشته‌اند، مي‌گويد: اين افراد در شرايط بحران آسيب‌پذيرتر هستند و ممكن است علايمشان تشديد شود. لازم است درمان دارويي يا جلسات روان‌درماني خود را ادامه دهند و در صورت نياز، حتي به صورت تلفني با پزشك خود در ارتباط باشند. او خاطرنشان مي‌كند: در سال گذشته، به دليل بروز بحران‌هاي متعدد، برخي افراد ممكن است پيش از اين نيز دچار علايم مرتبط با تروما شده باشند و اكنون با وقوع حوادث جديد، مشكلاتشان شدت يافته باشد. از اين رو مراجعه به‌موقع براي پيشگيري از مزمن شدن اختلال اهميت ويژه‌اي دارد. دكتر شيراني هشدار مي‌دهد: بي‌توجهي به سلامت روان در شرايط جنگي مي‌تواند پيامدهايي فراتر از فرد داشته باشد. افزايش خشونت‌هاي خانگي، افت بهره‌وري شغلي، كاهش تمركز دانش‌آموزان و حتي افزايش مصرف مواد از جمله پيامدهاي احتمالي تداوم استرس‌هاي كنترل‌نشده است. او تاكيد مي‌كند: در چنين شرايطي، آگاهي‌رساني عمومي، دسترسي آسان به خدمات مشاوره و ترويج فرهنگ مراجعه به روانشناس مي‌تواند از تبديل يك بحران موقت به بحراني مزمن جلوگيري كند. همان‌طور كه براي زخم‌هاي جسمي به دنبال درمان مي‌رويم، زخم‌هاي روان نيز نيازمند توجه، همدلي و مداخله تخصصي هستند. اين روانپزشك در پايان مي‌گويد: حملات هوايي شايد در چند دقيقه رخ دهند، اما اثر آنها مي‌تواند سال‌ها در ذهن بازماندگان باقي بماند. آنچه امروز به عنوان اضطراب يا بي‌خوابي گذرا تجربه مي‌شود، اگر ناديده گرفته شود، ممكن است به اختلالي عميق‌تر تبديل شود. مراقبت از سلامت روان، بخشي جدايي‌ناپذير از مديريت بحران است؛ مسووليتي مشترك ميان فرد، خانواده و نظام سلامت كه بي‌توجهي به آن، هزينه‌اي سنگين براي آينده جامعه در پي خواهد داشت.

    سلامت رواني و اجتماعي افراد در خطر است

از سوي ديگر محمدرضا شالبافان، مديركل دفتر سلامت رواني، اجتماعي و اعتياد وزارت بهداشت، در اين باره به ايلنا گفت: واقعيت اين است كه جامعه ما طي ماه‌هاي اخير با اخبار و وقايع آسيب‌زاي متعددي روبه‌رو بوده است. جنگ و حملات هوايي به عنوان عاملي مضاعف، فشار رواني وارد بر مردم را افزايش داده و طبيعتا بر سلامت رواني و اجتماعي جامعه تاثير منفي مي‌گذارد. او با تاكيد بر اينكه در چنين شرايطي نقش مراقبت اوليه از سلامت روان تا حد زيادي بر عهده خود افراد و خانواده‌هاست، افزود: البته مراكز جامع سلامت، مراكز بهداشتي و درماني و متخصصان روانپزشكي و روانشناسي در شرايط اورژانسي آماده ارايه خدمات هستند، اما توصيه اصلي اين است كه افراد با تقويت مهارت‌هاي خودمراقبتي، از مراجعه غيرضروري به مراكز درماني پرهيز كنند تا فشار مضاعفي به سيستم درماني وارد نشود. به گفته شالبافان، تجربه بمباران و صحنه‌هاي مشابه، ذاتا استرس‌زاست و بروز علايمي مانند اضطراب، بي‌خوابي، تحريك‌پذيري، نگراني مداوم و حتي احساس خشم در اين شرايط مي‌تواند واكنشي طبيعي باشد. او تاكيد مي‌كند: افراد نبايد صرف مشاهده اين علايم، دچار نگراني بيش از حد شوند. بسياري از اين واكنش‌ها در روزها و هفته‌هاي نخست پس از حادثه طبيعي است و به تدريج كاهش مي‌يابد. با اين حال، مرز ميان واكنش طبيعي به استرس و يك اختلال روانپزشكي جدي، ظريف و حساس است. شالبافان توضيح مي‌دهد كه يكي از مهم‌ترين توصيه‌ها در شرايط بحران، حفظ روتين‌هاي روزمره زندگي است: حتي با وجود تعطيلي‌ها و تغيير شرايط كاري، افراد بايد تا حد امكان برنامه خواب و بيداري خود را منظم نگه دارند. خواب كافي نقش مهمي در تنظيم هيجانات دارد. هرچند صداي انفجار يا نگراني‌هاي محيطي ممكن است خواب را مختل كند، اما برنامه‌ريزي براي زمان استراحت بسيار مهم است.

    اهميت حمايت اجتماعي را ناديده نگيريم

او همچنين بر اهميت حمايت اجتماعي تاكيد مي‌كند: در چنين شرايطي افراد بهتر است از حال عزيزان خود باخبر شوند و اگر امكان دارد، در فضايي امن كنار يكديگر باشند. همين حضور و گفت‌وگو مي‌تواند بخش قابل توجهي از استرس را كاهش دهد. از سوي ديگر، پيگيري لحظه‌اي اخبار مي‌تواند به عاملي براي تشديد اضطراب تبديل شود. مديركل دفتر سلامت رواني، اجتماعي و اعتياد وزارت بهداشت هشدار مي‌دهد: برخي رسانه‌ها اخبار را با لحن و تصاويري منتشر مي‌كنند كه خودشان استرس‌زا هستند. طبيعي است كه افراد بخواهند در جريان امور باشند، اما قرار گرفتن مداوم در معرض اخبار تلخ مي‌تواند سلامت روان را تهديد كند.

    استرس پس از سانحه، رويدادي آسيب زا

اختلال استرس پس از سانحه، يكي از جدي‌ترين پيامدهاي رواني تجربه رويدادهاي آسيب‌زاست. اين اختلال معمولا پس از تجربه مستقيم يا مشاهده حادثه‌اي تهديدكننده جان شكل مي‌گيرد. در صورتي كه علايم در ماه نخست پس از حادثه بروز كند، از آن با عنوان اختلال استرس حاد ياد مي‌شود؛ مرحله‌اي كه در صورت مداخله به‌موقع مي‌تواند از مزمن شدن مشكل جلوگيري كند. شالبافان در توضيح علايم اين اختلال مي‌گويد: فرد ممكن است به‌طور مداوم احساس كند كه حادثه دوباره در حال رخ دادن است؛ كابوس‌هاي شبانه ببيند، دچار تعريق، لرزش، تپش قلب و بي‌قراري شود يا از هر موقعيتي كه يادآور حادثه است، اجتناب كند. در موارد شديدتر، علايم افسردگي مزمن نيز به اين وضعيت افزوده مي‌شود. او اضافه مي‌كند: در ماه‌هاي اخير دستورالعمل‌هاي درمان دارويي شرايط فوريت براي پزشكان عمومي ابلاغ شده تا در صورت دسترسي نداشتن به روانپزشك، بيماران بتوانند خدمات اوليه را از پزشكان مراكز جامع سلامت دريافت كنند.