تحليلي بر جنگ آشكار پاكستان و افغانستان

۱۴۰۴/۱۲/۱۴ - ۰۶:۳۳:۰۲
کد خبر: ۳۷۹۴۴۱
تحليلي بر جنگ آشكار پاكستان و افغانستان

در روزهايي كه توجه افكار عمومي ايرانيان و ساير كشورهاي جهان به نبرد ايران و «  امريكا -اسراييل»  دوخته شده، در همسايگي ايران جنگ پاكستان و افغانستان در حال وقوع است.

بهمن اكبري

در روزهايي كه توجه افكار عمومي ايرانيان و ساير كشورهاي جهان به نبرد ايران و «  امريكا -اسراييل»  دوخته شده، در همسايگي ايران جنگ پاكستان و افغانستان در حال وقوع است. در روزهاي آغازين اسفند ماه ۱۴۰۴ (پايان فوريه ۲۰۲۶) بود كه تنش ميان پاكستان و افغانستان به اوج تاريخي خود رسيد. حملات هوايي ارتش پاكستان به ولايات كابل، قندهار و پكتيا و پاسخ تلافي‌جويانه طالبان به مواضع پاكستان، وزير دفاع پاكستان را بر آن داشت تا وضعيت را «جنگ آشكار» توصيف كند. اين درگيري اگرچه براي ناظران عادي شگفت‌انگيز است، اما ريشه در تناقض عميق راهبردي در روابط اسلام‌آباد و كابل دارد: تغيير ماهيت طالبان از يك «ابزار راهبردي» به يك «تهديد امنيتي» براي پاكستان. اين يادداشت در چند گزاره مورد واكاوي قرارگرفته است: 

    گزاره نخست؛ پارادوكس تاريخي: پرسش اصلي اين است چگونه ممكن است كشوري كه «عقبه آموزشي» طالبان (مدارس حقاني) و «عقبه امنيتي» آنها (پناهگاه‌هاي تاريخي) بوده، امروز با همان گروه درگير شود؟ تحليل واقع‌بينانه نشان مي‌دهد كه پاكستان همواره دو نوع طالبان را از هم تفكيك مي‌كرده است: طالبان خوب (افغاني): ابزار نفوذ ژئوپليتيك اسلام‌آباد در كابل براي مقابله با نفوذ هند، طالبان بد (جنبش تحريك طالبان پاكستان - TTP): تهديدي براي امنيت داخلي پاكستان. مدرسه حقاني در اكوره ختك كه «دانشگاه جهاد» ناميده شده، سال‌ها رهبراني چون سراج‌الدين حقاني (وزير كشور فعلي طالبان) و اميرخان متقي (وزير خارجه) را تربيت كرده است. اما همين مدرسه، نيروهاي تحريك طالبان پاكستان را نيز آموزش داده كه اكنون عليه دولت پاكستان مي‌جنگند.

    گزاره دوم؛ واقعيت ميداني، تغيير معادله امنيتي: پاكستان در ماه‌هاي اخير شاهد افزايش چشمگير حملات تروريستي از سوي TTP بوده است. اسلام‌آباد مدعي است كه رهبران TTP در خاك افغانستان مستقر هستند و طالبان افغان به تعهدات خود در توافقنامه‌هاي پيشين (از جمله توافق ۲۰۲۴ با ميانجيگري سراج‌الدين حقاني) براي كنترل آنها عمل نكرده است.طالبان افغان پس از بازگشت به قدرت، دچار نوعي «مسووليت‌پذيري سرزميني» شده است. آنها نمي‌خواهند به عنوان دولت‌ وابسته به پاكستان ديده شوند و تلاش مي‌كنند با همه همسايگان (از جمله ايران، چين و حتي هند) تعامل متوازن داشته باشند. اين «استقلال عملي» براي پاكستان غيرمنتظره و غيرقابل قبول بوده است.

    گزاره سوم؛ سناريوي ژئوپليتيك، ژاندارمري امريكا و پايگاه بگرام: در همين حال، دونالد ترامپ رييس‌جمهور امريكا در سپتامبر ۲۰۲۵ به طالبان اولتيماتوم داد كه پايگاه هوايي بگرام را به امريكا بازگرداند؛ در غير اين صورت «اتفاقات بدي خواهد افتاد.» اين تهديد را بايد در بستر درگيري كنوني ديد. امريكا به دنبال حضور نظامي در نزديكي چين (فقط يك ساعت با تاسيسات هسته‌اي چين فاصله دارد) است. در شرايطي كه پاكستان از طالبان نااميد شده و عملا با آنها در جنگ است، اسلام‌آباد ممكن است به‌طور محرمانه از بازگشت امريكا به بگرام حمايت كند تا هم طالبان را تحت فشار قرار دهد و هم امنيت مرزهاي غربي خود را تامين شده ببيند. اين يك معادله سه‌وجهي خطرناك است: امريكا به دنبال پايگاه و مهار چين، پاكستان به دنبال مهار طالبان و TTP، طالبان به دنبال بقا و جلوگيري از محاصره.

    گزاره چهارم؛ پيامد منطقه‌اي، موج تازه مهاجرت به ايران: يكي از واقعيت‌هاي انكارناپذير اين بحران، تاثير آن بر موج مهاجرت است. بر اساس آمار سازمان ملل، تنها از اكتبر ۲۰۲۳ تا فوريه ۲۰۲۶، حدود ۵،۵ ميليون مهاجر افغان از ايران و پاكستان به كشورشان بازگشته يا اخراج شده‌اند. اين معادله را اين‌گونه مي‌توان تحليل كرد: 

۱. اخراج‌هاي برنامه‌ريزي شده: حتي پيش از جنگ، پاكستان سياست اخراج اجباري مهاجران غيرقانوني را در پيش گرفته بود.

۲. آوارگان جنگي: با آغاز «جنگ آشكار» و حملات هوايي به شهرهاي افغانستان (از جمله كابل)، زيرساخت‌هاي غيرنظامي در معرض خطر قرار مي‌گيرند. اين مي‌تواند جمعيت غيرنظامي را وادار به ترك كند.

۳. جهت مهاجرت: با توجه به بسته بودن مرزهاي پاكستان (كه خود درگير جنگ است)، مسير ايران به عنوان تنها راه خروج امن براي مهاجران جديد تقويت خواهد شد. اين به معناي افزايش فشار بر مرزهاي شرقي ايران در ماه‌هاي آينده است. درگيري كنوني ميان پاكستان و افغانستان، نشانه شكست پروژه «طالبان خوب» در برابر «طالبان بد» است.  پاكستان متوجه شده است كه ايدئولوژي فراملي طالبان (حمايت از امت اسلامي) با منافع ملي دولت‌ها (پاكستان) در تضاد است. از سوي ديگر، طالبان براي بقاي خود، تن به جنگ با حامي سابق داده است.  بهمن اكبري: در اين ميان، امريكا با طمع بازپس‌گيري بگرام به دنبال سوار شدن بر موج ناامني است و ايران بايد خود را براي سناريوي توفان مهاجرت آماده كند؛ موجي كه اين‌بار نه صرفا اقتصادي كه عمدتا امنيتي و ناشي از جنگ تمام‌عيار در شرق خواهد بود. صلح در اين معادله، تنها در گرو ميانجيگري جدي قدرت‌هايي مانند چين و ايران است كه خواستار آتش‌بس فوري شده‌اند.

بیمه ملت