«تعادل» وضعيت بورس‌هاي جهاني را بررسي مي‌كند

مرز ميان ارزش و ريسك

۱۴۰۴/۱۲/۱۳ - ۰۱:۴۵:۱۷
کد خبر: ۳۷۹۳۳۹
مرز ميان ارزش و ريسك

با تشديد درگيري‌ها در خاورميانه نبض بازارهاي مالي جهاني در يك دوراهي استراتژيك قرار گرفته است. پس از يك دوره جهش خيره‌كننده كه عمدتاً توسط خوش‌بيني مفرط نسبت به تسلط هوش مصنوعي بر محاسبات و تجارت جهاني هدايت مي‌شد، اكنون شاهد يك‌فاز ارزيابي اجباري هستيم.

با تشديد درگيري‌ها در خاورميانه نبض بازارهاي مالي جهاني در يك دوراهي استراتژيك قرار گرفته است. پس از يك دوره جهش خيره‌كننده كه عمدتاً توسط خوش‌بيني مفرط نسبت به تسلط هوش مصنوعي بر محاسبات و تجارت جهاني هدايت مي‌شد، اكنون شاهد يك‌فاز ارزيابي اجباري هستيم. اين فاز نه يك سقوط، بلكه يك كاليبراسيون دقيق است؛ جايي كه ارزش‌گذاري‌ها ديگر صرفاً بر اساس پتانسيل بلندمدت نيستند، بلكه به‌شدت تحت نظارت معيارهاي كوتاه‌مدت سودآوري و ثبات پولي قرار گرفته‌اند و ريسك‌هايي چون جنگ و افزايش قيمت بنزين را در خود جاي داده‌اند. در اين روز، بازارها نشان مي‌دهند كه چگونه نيروهاي متضاد سياست‌هاي انقباضي بانك‌هاي مركزي، موفقيت‌هاي ملموس فناوري‌هاي پيشرو، و تداوم تنش‌هاي ژئوپليتيكي، چشم‌انداز سرمايه‌گذاري را در چهار گوشه جهان تعريف مي‌كنند. امريكا همچنان كانون نوآوري است اما تحت فشار ريسك‌هاي ناشي از نرخ‌هاي بهره است؛ اروپا با احتياط رشد مي‌كند؛ آسيا پتانسيل توليدي خود را در رقابت تراشه و توليد به نمايش مي‌گذارد؛ و از همه مهم‌تر خاورميانه با تمركز بر پروژه‌هاي عظيم زيرساختي، از نقدينگي و ثبات قيمتي بهره مي‌برد.تشديد تنش‌هاي نظامي در خاورميانه باعث شده است بازارهاي مالي جهاني وارد فاز احتياط شوند و برخي از بورس‌هاي كشورهاي عربي همچنان تعطيل هستند و به نظر مي‌رسد كه اين روند تعطيلي طي روزهاي آتي همچنان ادامه‌دار باشد. 

    اوج‌گيري تحت سايه فدرال رزرو

بازار سهام امريكا در ابتداي مارس ۲۰۲۶، نمايانگر رقصي پيچيده ميان بخش‌هاي نمادين رشد و بخش‌هاي محافظه‌كار سنتي است. شاخص S&P 500 كه معيار اصلي سلامت بازار است، پس از عبور از مرزهاي رواني جديد در سال ۲۰۲۵، اكنون با مقاومت جدي در سطوح بالا مواجه است. اين مقاومت ريشه در ترديد سرمايه‌گذاران نسبت به آينده سياست‌هاي نرخ بهره دارد. بخش بزرگي از توجهات به سمت غول‌هاي نرم‌افزاري (Big Tech) معطوف است كه سرمايه‌گذاري‌هاي عظيم در مراكز داده و زيرساخت‌هاي GPU انجام داده‌اند. درحالي كه عملكرد درآمدي اين شركت‌ها اغلب انتظارات را برآورده كرده است، ارزش‌گذاري‌ها P/E Ratios در حال بازگشت به ميانگين‌هاي تاريخي‌تر خود هستند. سرمايه‌گذاران ديگر تنها به پتانسيل ۲۰۳۰  اهميت نمي‌دهند؛ بلكه به جريان نقدي آزاد (Free Cash Flow) سال ۲۰۲۶ نياز دارند. شركت‌هاي كوچك‌تر حوزه SaaS و فين‌تك كه به‌شدت به استقراض وابسته بودند، به دليل هزينه بالاي سرمايه، شاهد كاهش قيمت سهام خود بوده‌اند. شاخص داو جونز (DJIA) به عنوان يك شاخصِ «اقتصاد واقعي» عمل مي‌كند. عملكرد مثبت در شركت‌هاي صنعتي سنگين، هوافضا و دارويي، ناشي از انعطاف‌پذيري مصرف‌كننده و پروژه‌هاي دولتي مداوم در بخش زيرساخت است. اين بخش‌ها به عنوان يك دارايي ضدتورمي عمل كرده‌اند، زيرا ارزش محصولات فيزيكي آنها كمتر تحت‌تأثير نوسانات بازار اوراق‌قرضه قرار مي‌گيرد. قيمت‌هاي نفت، هرچند از اوج‌هاي ناگهاني سال‌هاي پيش فاصله گرفته‌اند، اما به دليل ريسك‌هاي مستمر در تنگه‌هاي خاورميانه، در يك كانال قيمتي نسبتاً بالا تثبيت شده‌اند. اين وضعيت مستقيماً به نفع سهام انرژي است و به شركت‌هاي فعال در حوزه انتقال انرژي كمك كرده است تا بودجه بيشتري براي پروژه‌هاي كربن‌زدايي جذب كنند. محرك اصلي در سه‌ماهه اول ۲۰۲۶، داده‌هاي تورم ايالات متحده است. هر نشانه‌اي از «بازگشت تورم» باعث تقويت دلار و افزايش بازده اوراق‌قرضه ۱۰ساله مي‌شود كه مستقيماً بر ارزش فعلي سودهاي آتي شركت‌ها سايه مي‌اندازد. اين امر تقاضا براي سهام رشد (Growth Stocks) را كاهش داده و تمايل به «سهام ارزشي» (Value Stocks) را افزايش مي‌دهد.بازار اروپا، به‌ويژه در منطقه يورو، با چالش‌هاي ساختاري متفاوتي روبه‌روست. تمركز اصلي بر روي اين است كه آيا اقتصاد بزرگ منطقه، يعني آلمان، مي‌تواند از ركود ملايم ناشي از افزايش قيمت انرژي و انقباض تقاضاي صادراتي اروپا به امريكا، عبور كند. شاخص فرانكفورت تحت‌فشار است. اگرچه شركت‌هاي بزرگ صادراتي همچنان سهم قابل‌توجهي در بازار جهاني دارند، اما خوش‌بيني‌هاي مربوط به انرژي ارزان‌قيمت و تقاضاي ثابت صنعتي از بين رفته است. بخش خودروهاي الكتريكي، باوجود پيشرفت‌هاي تكنولوژيك، با اشباع بازار داخلي و رقابت شديد از سوي سازندگان چيني مواجه است. لندن به دليل ماهيت بين‌المللي خود، كمتر از ركود داخلي متأثر شده است. وزن بالاي سهام شركت‌هاي معدني و دارويي، آن را به يك محافظ نسبي در برابر نوسانات بازار سهام تبديل كرده است. بااين‌حال، ريسك‌هاي سياسي و تنظيم مقرراتي داخلي همچنان مانعي براي رشد تهاجمي باقي‌مانده است. اين شاخص عمدتاً توسط لوكس‌سازان و شركت‌هاي دفاعي هدايت مي‌شود. تقاضاي مصرف‌كنندگان ثروتمند در آسيا و امريكا همچنان براي كالاهاي لوكس فرانسوي قوي بوده و به‌نوعي از مشكلات توليد صنعتي منطقه جدا شده است.بانك مركزي اروپا (ECB) با يك بازي سخت بين كنترل تورم و حمايت از رشد در حال تعادل است. بازارها انتظار دارند كه كاهش نرخ بهره در اروپا اندكي ديرتر از پيش‌بيني‌ها رخ دهد، زيرا تورم خدمات در سطوح بالاتري نسبت به تورم كالاها باقي‌مانده است. اين وضعيت، جذابيت بازارهاي اوراق‌قرضه دولتي اروپايي را در مقايسه با بازدهي سهام، اندكي افزايش داده است. در بخش دوم، تمركز بر نيروهايي است كه بازارهاي آسيا و خاورميانه را در اين مقطع زماني شكل مي‌دهند؛ نيروهايي كه تركيبي از وابستگي شديد به زنجيره‌هاي تأمين جهاني و اتكاي استراتژيك به منابع انرژي و پروژه‌هاي ملي است.

    آسيا خط مقدم جنگ تراشه 

بازار سهام آسيا در ۳ مارس ۲۰۲۶ نه‌تنها يك منطقه، بلكه مجموعه‌اي از اكوسيستم‌هاي اقتصادي بسيار متفاوت است كه همگي به‌شدت به‌سلامت اقتصادهاي غربي وابسته هستند. عملكرد بورس تايوان به‌طور مستقيم با اخبار مربوط به سفارش‌هاي ساخت تراشه‌هاي پيشرفته (زير ۵ نانومتر) گره‌خورده است. در ۳ مارس، سيگنال‌هاي مثبت درباره افزايش ظرفيت توليد تراشه‌هاي هوش مصنوعي براي نسل بعدي مراكز داده، باعث تقويت سهام مرتبط شد. بااين‌حال، ريسك ژئوپليتيكي همچنان يك «ماليات پنهان» بر اين بازار محسوب مي‌شود كه باعث مي‌شود سرمايه‌گذاران بين‌المللي هميشه بااحتياط عمل كنند. عملكرد KOSPI بيشتر تحت‌تأثير شركت‌هاي بزرگ سازنده حافظه (Memory) و تجهيزات توليد تراشه است. بازگشت تدريجي تقاضا براي تراشه‌هاي حافظه پس از يك دوره ركود، به تقويت اين بازار كمك كرده است، اما نوسانات دلار و ين همچنان بر حاشيه سود شركت‌هاي صادراتي تأثير مي‌گذارد. شاخص Nikkei 225 پس از سال‌ها تلاش براي برون‌رفت از ركود، در موقعيت پايداري قرار گرفته است. عامل اصلي، اصلاحات حاكميتي (Corporate Governance Reforms) است كه شركت‌هاي ژاپني را مجبور به بازگرداندن سرمايه به سهام‌داران كرده است. اين امر همراه با تضعيف ين (كه صادرات را ارزان‌تر مي‌كند)، جذابيت سهام ژاپني را براي سرمايه‌گذاران جهاني، حتي باوجود نرخ بهره نزديك به صفر بانك مركزي ژاپن، افزايش داده است. بازار چين در تاريخ ۳ مارس ۲۰۲۶ در يك حالت توازن شكننده قرار دارد. شاخص CSI 300 نشان‌دهنده نوسان شديد ميان بخش‌هاي تحت حمايت دولت و بخش‌هايي است كه با مشكلات ساختاري دست‌وپنجه نرم مي‌كنند. اگرچه مداخلات سنگين دولت در اوايل سال ۲۰۲۶ از فروپاشي كامل بخش املاك جلوگيري كرد، اما اين بخش همچنان يك ريسك سيستمي بالقوه باقي‌مانده است. شركت‌هاي دولتي (SOEs) كه به زيرساخت‌ها و انرژي مي‌پردازند، ثبات نسبي را حفظ كرده‌اند، درحالي كه شركت‌هاي فناوري بزرگ با افزايش فشارهاي نظارتي در زمينه انحصار و داده‌هاي محلي، همچنان با عدم قطعيت روبه‌رو هستند. سرمايه‌گذاران جهاني، به‌ويژه، به دنبال نشانه‌هايي از بازگشت اطمينان كامل به بخش خصوصي چين هستند. بازارهاي MENA در اين مقطع، به دليل ماهيت متمركز بر منابع و پروژه‌هاي زيرساختي عظيم، از نوسانات تكنولوژيك دورتر هستند و عملكردي با همبستگي پايين‌تر با بازارهاي توسعه‌يافته دارند. تاداول (عربستان سعودي) و بازارهاي امارات (ADX/DFM) از يك‌روند صعودي پايدار بهره‌مند شده‌اند. عربستان سعودي و بازار تحت‌تأثير پروژه‌هاي عظيم ملي (مانند نئوم و پروژه‌هاي توسعه گردشگري) قرار دارد. اين امر تقاضاي داخلي براي مواد ساختماني، خدمات مهندسي و انرژي را افزايش داده است. سهام دولتي (به‌ويژه آرامكو) تحت حمايت قيمت نفت (كه در محدوده نسبتاً پايدار قرار دارد) باقي‌مانده‌اند. سرمايه‌گذاري‌هاي صندوق سرمايه‌گذاري عمومي (PIF) در بخش‌هاي غيرنفتي، محرك اصلي خوش‌بيني در بخش‌هاي تكنولوژي محلي و لجستيك است. دوبي و ابوظبي با موفقيت خود را به عنوان مراكز مالي و گردشگري بين‌المللي   تثبيت كرده‌اند. بخش املاك و مستغلات در دوبي پس از دوره رونق، اكنون وارد فاز تثبيت شده  اما  همچنان جذابيت بالايي براي سرمايه‌گذاران بلندمدت بين‌المللي دارد. بخش مالي نيز به دليل استقبال از IPOهاي بزرگ و جذب استعدادهاي مالي، عملكرد خوبي دارد.  بازارهاي كوچك‌تر منطقه‌اي مانند  مصر  و قطر، تحت‌تأثير متغيرهاي محلي (مانند نرخ ارز در مصر يا پروژه‌هاي گازي در قطر) نوسان دارند. بااين‌حال، روند كلي، به سمت تنوع‌بخشي بيشتر به سمت اقتصادهاي غيرنفتي و جذب سرمايه از شركت‌هايي است كه به دنبال دورزدن ريسك‌هاي ژئوپليتيكي در مناطق ديگر هستند.