چشم‌انداز نقدينگي جهاني و سرنوشت بازارهاي مقصد

۱۴۰۴/۱۲/۱۳ - ۰۱:۲۵:۱۳
کد خبر: ۳۷۹۳۲۷
چشم‌انداز نقدينگي جهاني و سرنوشت بازارهاي مقصد

 نقدينگي جهاني در سال 2026 به چه سمت و سويي مي‌رود؟ با عبور از نيمه دهه 20قرن جديد ميلادي و آغاز سال 2026 اقتصاد جهاني شاهد يك پديده مهم خواهد بود: حركت يك جريان نقدينگي عظيم، نزديك به دو تريليون دلار كه تا پايان سال ۲۰۲۶ جابه‌جا مي‌شود.

پيمان مولوي

 نقدينگي جهاني در سال 2026 به چه سمت و سويي مي‌رود؟ با عبور از نيمه دهه 20قرن جديد ميلادي و آغاز سال 2026 اقتصاد جهاني شاهد يك پديده مهم خواهد بود: حركت يك جريان نقدينگي عظيم، نزديك به دو تريليون دلار كه تا پايان سال ۲۰۲۶ جابه‌جا مي‌شود. اين حجم از پول، برخلاف انتظار سنتي، مسير خود را به سمت دارايي‌هاي ايمن مانند اوراق قرضه دولتي نخواهد برد، بلكه عمدتا به سمت بازارهاي پرريسك‌تر شامل سهام و كالاها هدايت خواهد شد. اين جابه‌جايي عظيم نقدينگي، پيامدهاي ژرفي بر ساختار ارزش‌گذاري جهاني خواهد داشت، به ويژه تضعيف اجتناب‌‌ناپذير ارزهاي فيات (مانند دلار و يورو) و افزايش چشمگير ارزش دارايي‌‌هاي ملموس مانند فلزات گرانبها نظير طلا، نقره و پلاتين. همان‌طور كه پيش‌‌بيني مي‌شود تا اواخر سال ۲۰۲۶، حجمي معادل تقريبي دو تريليون دلار نقدينگي در سطح جهاني آزاد خواهد شد. پرسش اساسي اين است كه اين حجم پول به كدام بخش از اقتصاد تزريق خواهد شد؟ طبق تحليل‌هاي موجود و بررسي نمودارهاي نقدينگي در جهان، جريان اصلي اين نقدينگي به سمت اوراق قرضه سرازير نخواهد شد. در واقع، بخش عمده آن به سمت بازارهاي با پتانسيل بازدهي بالا‌تر، يعني بازار سهام و بازار كاموديتي‌ها (كالاها) هدايت مي‌شود.اين امر به‌طور مستقيم به معناي تقويت بازارهاي مالي اصلي است. آيا سهام رشد خواهد كرد؟ پاسخ قطعا مثبت است. آيا بازار كالايي رشد خواهد كرد؟ بله، اما نه به صورت يكپارچه. بازار كالاها خود شامل بخش‌هاي متعددي است كه تحت تاثير اين نقدينگي قرار مي‌گيرند: بازار انرژي، بازار فلزات گرانبها، بازار فلزات صنعتي و در نهايت، بخش محصولات مصرفي و كشاورزي. اين تزريق نقدينگي، به ويژه، تقويت قابل توجهي را براي طلا، نقره و پلاتين به ارمغان خواهد آورد.مكانيسم اصلي اين دگرگوني در سياست‌هاي پولي بانك‌هاي مركزي جهاني نهفته است. سياست‌هاي مداوم كاهش نرخ بهره كه به منظور تحريك اقتصادهاي داخلي اجرا مي‌شود، مستقيما بر قدرت برابري ارزهاي فيات (ارز فيات ارزي است كه دولت آن را به عنوان ارز رسمي و قانوني معرفي كرده، اما پشتوانه‌اي مثل طلا يا نقره ندارد) تاثير منفي مي‌گذارد. كاهش نرخ بهره جهاني باعث تضعيف شاخص دلار (DXY) مي‌شود؛ اين تضعيف، به هيچ‌وجه به معناي سقوط كامل دلار يا نابودي آن نيست، بلكه نشان‌دهنده كاهش قدرت نسبي آن در برابر ساير دارايي‌هاست. اين روند كاهش ارزش ارزهاي فيات در بلندمدت يك پديده جديد نيست. با نگاهي به تاريخ پس از جنگ جهاني دوم تا به امروز، مي‌‌‌توان مشاهده كرد كه ارزهاي كاغذي (فيات) بخش عظيمي از قدرت خريد خود را در برابر دارايي‌هاي ملموس از دست داده‌اند. اين كاهش ارزش به ويژه در برابر طلا و نقره بسيار مشهود است. نكته مهمي كه اغلب ناديده گرفته مي‌شود، اين است كه تضعيف دلار، لزوما نشانه‌اي از فروپاشي اقتصاد امريكا نيست. اقتصاد ايالات متحده با داشتن حدود ۲۵ درصد از توليد ناخالص جهان و كنترل بر ۶۰ درصد از ذخاير ارزي جهاني، همچنان بزرگ‌ترين و نوآورترين اقتصاد دنياست. ادعاي سقوط قريب‌‌الوقوع اقتصاد امريكا بر پايه تحليل ضعف دلار، ناشي از عدم درك صحيح از مكانيسم‌‌هاي پولي جهاني و نقش ذخيره ارزي است. در حقيقت، اين تضعيف بيشتر تابعي از عرضه انبوه نقدينگي و نرخ بهره پايين است تا شكست‌هاي ساختاري در موتور محرك اقتصادي امريكا. در نتيجه، فعالان بازار بايد آماده باشند تا اين دو تريليون دلار نقدينگي را به سمت دارايي‌هايي هدايت كنند كه بتوانند در برابر تورم ناشي از اين حجم پول، ارزش خود را حفظ كرده و افزايش دهند؛ دارايي‌هايي كه در راس آنها فلزات گرانبها قرار دارند.

بیمه ملت