چالشهای پنهان گذار انرژی پس از حمله امریکا و اسراییل به ایران
همزمان با آغاز جنگ ناجوانمردانه امریکا و اسراییل علیه ایران، پرسشی در افکار عمومی شکل گرفته که آیا افزایش قیمت نفت تاثیری در شمایل نهایی این تنازع خواهد داشت یا نه؟ این مهم باتوجه به اینکه رفت و آمد کشتیها در تنگه هرمز به حالت تعلیق درآمده و فعلا رفت و آمدی از این باریکه صورت نمیگیرد دارای اهمیت بسیاری است.

همزمان با آغاز جنگ ناجوانمردانه امریکا و اسراییل علیه ایران، پرسشی در افکار عمومی شکل گرفته که آیا افزایش قیمت نفت تاثیری در شمایل نهایی این تنازع خواهد داشت یا نه؟ این مهم باتوجه به اینکه رفت و آمد کشتیها در تنگه هرمز به حالت تعلیق درآمده و فعلا رفت و آمدی از این باریکه صورت نمیگیرد دارای اهمیت بسیاری است. شخصا معتقدم با بدون درنظر گرفتن ملاحظات استراتژیک در تامین منابع، ثبات شبکههای موجود و توسعه متوازن فناوریها، فرآیند گذار با چالشهایی جدی روبهرو خواهد بود که میتواند ثبات انرژی و توسعه پایدار را به خطر اندازد. در سالهای اخیر، گفتمان جهانی انرژی به طور کامل تحتالشعاع «گذار انرژی» (Energy Transition) قرار گرفته است. این گذار که عمدتا بر کاهش انتشار کربن و افزایش سهم منابع تجدیدپذیر تاکید دارد، یک ضرورت محیطزیستی انکارناپذیر است، اما زیربنای عملیاتی و استراتژیک آن مملو از پیچیدگیها و نقاط کوری است که اغلب در تبلیغات عمومی نادیده گرفته میشوند. جهان به انرژیهای فسیلی نیاز دارد و هر نوع اخلالی در این امر قیمت نفت را بالا برده و اقتصاد جهانی را با چالش روبهرو میکند.
چالش اول: وابستگی نهفته به سوختهای فسیلی و واقعیت تقاضا: جهان به سوختهای فسیلی وابستگی بسیاری دارد و اخلال در انتقال انرژی مستقیما اقتصاد جهانی را تحتالشعاع قرار میدهد. فارغ از تعهدات بینالمللی، تقاضای جهانی برای انرژی همچنان در حال رشد است، به ویژه در کشورهای در حال توسعه که نیاز مبرمی به صنعتی شدن و ارتقاي سطح زندگی دارند. انرژیهای تجدیدپذیر مانند خورشیدی و بادی، با وجود پیشرفت چشمگیر، هنوز نتوانستهاند قابلیت اطمینان (Reliability) و مقیاسپذیری (Scalability) لازم برای جایگزینی کامل سوختهای فسیلی در صنایع سنگین و تولید بار پایه شبکه (Base Load) را فراهم آورند. این امر سبب میشود که گاز طبیعی و در مواردی حتی زغالسنگ، همچنان به عنوان «سوخت پل» (Bridge Fuel) عمل کنند. تاکید بیش از حد بر قطع کامل سرمایهگذاری در فسیلیها، ریسک ناپایداری انرژی را در میانمدت افزایش میدهد؛ اتفاقی که میتواند منجر به شوکهای قیمتی و کند شدن روند توسعه اقتصادی شود.
چالش دوم: زنجیره تامین مواد معدنی حیاتی: ممکن است برخی ادعا کنند که برخی کشورها در حوزه سوختهای پاک سرمایهگذاری کردهاند تا وابستگیشان به انرژیهای فسیلی کاهش یابد، اما گذار به فناوریهای سبز، نیازمند حجم عظیمی از مواد معدنی خاص است؛ ازجمله لیتیوم، کبالت، نیکل، مس و عناصر خاکی کمیاب برای باتریها، توربینها و زیرساختهای شبکه هوشمند. تمرکز جغرافیایی استخراج و فرآوری این مواد در تعداد محدودی از کشورها، خود یک ریسک ژئوپلیتیکی بزرگ ایجاد کرده است. وابستگی جدیدی در حال شکلگیری است: وابستگی از نفت و گاز به مواد معدنی. اگر برنامهریزی دقیقی برای تنوعبخشی به منابع تامین، سرمایهگذاری در بازیافت پیشرفته (Recycling) و توسعه فناوریهای جایگزین (Alternative Materials) صورت نگیرد، گذار انرژی تنها جایگزینی وابستگیهای قدیمی با وابستگیهای جدید خواهد بود، بنابراین نفت همچنان مهمترین ساختار انرژی برای جهان است.
چالش سوم: عدالت اجتماعی در گذار انرژی (Just Transition): گذار انرژی نباید منجر به نابرابریهای اجتماعی جدید شود. جوامعی که اقتصادشان به شدت به صنایع سوخت فسیلی وابسته است (مانند مناطق استخراج و پالایش)، با بیکاری ساختاری گستردهای مواجه خواهند شد. سیاستگذاران موظفاند برنامههای جامعی برای «انتقال عادلانه» تدوین کنند؛ شامل آموزش مجدد نیروی کار، سرمایهگذاری در زیرساختهای اقتصادی جایگزین در این مناطق و اطمینان از اینکه دسترسی به انرژی پاک و ارزان برای همه اقشار جامعه تضمین میشود و به یک کالای لوکس تبدیل نمیگردد. امریکا با آغاز جنگ با ایران اقتصاد امریکا و جهان را در آستانه یک خطر بزرگ قرار داده است. هر چند امریکا به خرید نفت نیازی راهبردی ندارد اما سایر کشورهای اروپایی، روسیه و چین نیازی مبرمی به نفت و سایر انرژی های فسیلی دارند. اخلال در شبکه انتقال انرژی خطر رویاروییهای جهانی بر سر مساله سوخت را افزایش میدهد.
گذار انرژی یک مارپیچ صعودی تکنولوژیک نیست که به صورت خودکار اتفاق بیفتد، بلکه یک مهندسی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی پیچیده است. موفقیت در این مسیر منوط به پذیرش این واقعیت است که گذار باید تدریجی، متوازن و مبتنی بر امنیت عرضه باشد. ضروری است که سیاستها از تمرکز صرف بر «کاهش انتشار» به سمت «بهینهسازی سیستم انرژی در کل» تغییر جهت دهند؛ سیستمی که همزمان بر پایداری، مقرون به صرفه بودن و امنیت انرژی تاکید کند. نادیده گرفتن چالشهای لجستیکی و مالی کنونی، تنها موجب تاخیر در رسیدن به اهداف اقلیمی و تضعیف اعتماد عمومی به فرآیند گذار خواهد شد. سرمایهگذاری باید همزمان در بخش تحقیق و توسعه فناوریهای نسل بعد و همچنین نوسازی زیرساختهای موجود صورت پذیرد. ایران با درک این نیاز جهانی تلاش میکند تا از اهرمهای استراتژیک خود مانند تنگه هرمز در راستای تحقق منافع ملیاش استفاده کند.