خاموشي فلرها؛ راهبرد پنهان تأمين گاز صنايع و مهار ناترازي انرژي
جمعآوري گازهاي همراه نفت و خاموشي فلرها ميتواند بدون فشار بر مصرف خانگي، بخشي از گاز صنايع را تأمين كرده و ناترازي گاز و بحران زمستاني را كاهش دهد. به گزارش مهر، ناترازي گاز طبيعي در سالهاي اخير به يكي از چالشهاي ساختاري اقتصاد انرژي كشور تبديل شده است؛ ناترازياي كه هر زمستان با افت فشار گاز، محدوديت براي صنايع و كاهش توليد خود را نشان ميدهد.
جمعآوري گازهاي همراه نفت و خاموشي فلرها ميتواند بدون فشار بر مصرف خانگي، بخشي از گاز صنايع را تأمين كرده و ناترازي گاز و بحران زمستاني را كاهش دهد. به گزارش مهر، ناترازي گاز طبيعي در سالهاي اخير به يكي از چالشهاي ساختاري اقتصاد انرژي كشور تبديل شده است؛ ناترازياي كه هر زمستان با افت فشار گاز، محدوديت براي صنايع و كاهش توليد خود را نشان ميدهد. در اين ميان، گازهاي همراه نفت كه سالهاست در ميادين نفتي كشور ميسوزند، به عنوان يك ظرفيت مغفول اما در دسترس، بيش از پيش مورد توجه سياستگذاران و كارشناسان قرار گرفتهاند. بر اساس دادههاي رسمي شركت ملي نفت ايران، ايران همچنان جزو كشورهاي داراي بالاترين ميزان فلرينگ در جهان است. ميلياردها مترمكعب گاز همراه نفت هر سال در مشعلها ميسوزد؛ گازي كه نهتنها ارزش اقتصادي بالايي دارد، بلكه ميتواند بخشي از نياز گاز صنايع، نيروگاهها و حتي خوراك پتروشيميها را تأمين كند. اين اتلاف مزمن، در شرايطي رخ ميدهد كه صنايع كشور در فصل سرد ناچار به توقف يا كاهش توليد ميشوند. خاموشي فلرها صرفاً يك پروژه زيستمحيطي نيست، بلكه يك راهبرد اقتصادي و امنيت انرژي محسوب ميشود؛ راهبردي كه ميتواند همزمان سه هدف را محقق كند: افزايش عرضه گاز، كاهش ناترازي و كاهش فشار بر مصرف زمستاني. در سالهاي اخير، اجراي پروژههاي جمعآوري گازهاي همراه نفت در دستور كار وزارت نفت و شركت ملي نفت ايران قرار گرفته است. تمركز اصلي اين پروژهها بر ميادين قديمي و پراكنده جنوب كشور، بهويژه در استانهاي خوزستان، بوشهر و كهگيلويه و بويراحمد بوده است؛ مناطقي كه بيشترين حجم فلرينگ مزمن را به خود اختصاص دادهاند. ويژگي مهم اين پروژهها، پراكندگي جغرافيايي و مقياس متوسط آنهاست. برخلاف طرحهاي عظيم توسعه ميادين گازي، جمعآوري گازهاي همراه اغلب به سرمايهگذاريهاي هدفمند، خطوط لوله كوتاهبرد و واحدهاي فرآورش محلي نياز دارد. همين موضوع باعث شده اين پروژهها با وجود محدوديتهاي مالي و تحريمي، قابليت اجرا و پيشرفت بالاتري داشته باشند. طبق برآوردهاي كارشناسي، با تكميل فازهاي اصلي پروژههاي در دست اجرا، امكان بازيافت روزانه دهها ميليون مترمكعب گاز همراه فراهم ميشود. اين ميزان معادل مصرف چندين استان صنعتي كشور است و ميتواند در فصل زمستان، بخشي از بار شبكه گاز را از دوش بخش خانگي بردارد. از منظر اقتصادي نيز، گاز بازيافتي از فلرها نسبت به توسعه ميادين جديد، هزينه تمامشده پايينتري دارد و سريعتر به مرحله بهرهبرداري ميرسد؛ مزيتي كه در شرايط ناترازي فعلي، اهميت دوچندان پيدا ميكند. يكي از پيامدهاي مستقيم ناترازي گاز، تحميل محدوديت به صنايع انرژيبر از جمله فولاد، سيمان، پتروشيمي و نيروگاههاست. قطع يا كاهش گاز صنايع در زمستان، نهتنها به كاهش توليد و صادرات منجر ميشود، بلكه اشتغال، زنجيره تأمين و درآمدهاي ارزي كشور را نيز تحت تأثير قرار ميدهد. در اين ميان، گازهاي همراه جمعآوريشده ميتوانند بهطور هدفمند به صنايع اختصاص يابند. اين رويكرد دو مزيت اساسي دارد: نخست آنكه گاز فلر شده، جايگزين گاز شبكه سراسري ميشود و فشار بر مصرف خانگي را كاهش ميدهد؛ دوم آنكه صنايع به منبعي نسبتاً پايدار و قابل برنامهريزي دسترسي پيدا ميكنند. كارشناسان حوزه انرژي معتقدند اگر تخصيص گازهاي همراه به صنايع در قالب قراردادهاي بلندمدت و با قيمتگذاري شفاف انجام شود، ميتواند به افزايش اطمينان سرمايهگذاري صنعتي منجر شود. صنعتي كه بداند در زمستان با توقف ناگهاني مواجه نميشود، امكان برنامهريزي توليد، صادرات و توسعه را خواهد داشت. از سوي ديگر، استفاده از گازهاي همراه براي نيروگاههاي نزديك به ميادين نفتي، ميتواند مصرف سوخت مايع را نيز كاهش دهد؛ موضوعي كه هم از منظر زيستمحيطي و هم از منظر كاهش هزينههاي دولت اهميت دارد. هاشم اورعي، استاد دانشگاه صنعتي شريف و كارشناس حوزه انرژي، با اشاره به تداوم ناترازي گاز در كشور ميگويد: مشكل اصلي بخش صنعت در حوزه انرژي، نه صرفا كمبود گاز، بلكه نبود يك سياست پايدار و قابل پيشبيني در تأمين سوخت است. صنايع زماني ميتوانند توليد پايدار داشته باشند كه بدانند در فصل سرد با قطع يا محدوديت ناگهاني گاز مواجه نميشوند. وي افزود: در سالهاي اخير، هر زمستان شاهد تكرار يك الگوي ثابت هستيم؛ با افزايش مصرف خانگي، اولين بخشي كه تحت فشار قرار ميگيرد، صنايع هستند. اين در حالي است كه صنايع موتور توليد، اشتغال و صادرات كشور محسوب ميشوند و محدوديت گاز آنها، مستقيماً به كاهش رشد اقتصادي منجر ميشود. اين كارشناس انرژي با اشاره به ظرفيت مغفول گازهاي همراه نفت تصريح كرد: جمعآوري گازهاي همراه و خاموشي فلرها ميتواند بخشي از اين خلأ را جبران كند. گازي كه امروز در مشعلها ميسوزد، اگر بهدرستي جمعآوري و فرآورش شود، ميتواند بهطور هدفمند در اختيار صنايع قرار گيرد، بدون آنكه فشار بيشتري به شبكه سراسري گاز وارد شود. اورعي گفت: مزيت مهم گازهاي همراه اين است كه ماهيتا براي مصرف صنعتي مناسب هستند. اين گازها ميتوانند در نزديكي ميادين نفتي به نيروگاهها، واحدهاي پتروشيمي يا صنايع انرژيبر اختصاص داده شوند و نياز به انتقال بلندمدت از شبكه سراسري را كاهش بدهند. وي افزود: در بسياري از كشورها، تأمين انرژي صنايع بر اساس قراردادهاي بلندمدت و پايدار انجام ميشود. اما در ايران، صنعتگر هيچ تضميني ندارد كه در زمستان بتواند با ظرفيت كامل كار كند. اين بيثباتي، يكي از عوامل اصلي كاهش سرمايهگذاري صنعتي در سالهاي اخير بوده است. اين استاد دانشگاه با تأكيد بر ارتباط مستقيم تأمين گاز و قيمت كالاها اظهار كرد: وقتي گاز صنايع قطع ميشود، توليد كاهش مييابد و هزينهها افزايش پيدا ميكند. نتيجه آن، افزايش قيمت كالاهاي پايه مانند فولاد، سيمان و محصولات پتروشيمي است كه اثر آن به سرعت به بازار مصرف منتقل ميشود. اورعي ادامه داد: اگر سياستگذار بهدنبال مهار تورم و ثبات بازار است، نميتواند از كنار موضوع تأمين پايدار انرژي صنايع عبور كند. خاموشي فلرها و استفاده از گازهاي همراه، يكي از كمهزينهترين و سريعترين راهكارها براي كاهش اين فشار است. وي افزود: البته اين مسير نيازمند شفافيت، جذب سرمايه و تعريف مشوقهاي اقتصادي است. بخش خصوصي زماني وارد پروژههاي جمعآوري گازهاي همراه ميشود كه بداند گاز توليدي خريدار تضمينشده دارد و سياستها با تغيير فصل يا دولت دچار نوسان نميشود. اين كارشناس انرژي در پايان گفت: اگر تأمين گاز صنايع به عنوان يك اولويت ملي ديده شود و گازهاي همراه نفت بهدرستي مديريت شوند، ميتوان اميدوار بود كه بخشي از ناترازي گاز كشور بدون فشار بر مصرفكننده خانگي و بدون توسعه پرهزينه ميادين جديد جبران شود. اين همان حلقه مفقودهاي است كه سالها در سياست صنعتي كشور ناديده گرفته شده است. فلرينگ مزمن، سالها يكي از چالشهاي زيستمحيطي مناطق نفتخيز جنوب بوده است. آلودگي هوا، انتشار گازهاي گلخانهاي و آسيب به سلامت ساكنان محلي، تنها بخشي از پيامدهاي اين پديده است. خاموشي فلرها، علاوه بر منافع اقتصادي، ميتواند اين آسيبها را بهطور محسوسي كاهش بدهد. اما اهميت خاموشي فلرها فراتر از محيطزيست است. در شرايطي كه امنيت انرژي به يكي از مولفههاي اصلي امنيت ملي تبديل شده، هر مترمكعب گاز بازيافتي، به معناي افزايش تابآوري شبكه انرژي كشور است. تجربه زمستانهاي اخير نشان داده كه اتكاي صرف به توليد گاز از ميادين بزرگ، بدون مديريت مصرف و بازيافت منابع هدررفته، پاسخگوي نياز كشور نخواهد بود. به گفته برخي كارشناسان انرژي، جمعآوري گازهاي همراه ميتواند به عنوان «سپر زمستاني صنايع» عمل كند؛ سپري كه هم ناترازي را كاهش ميدهد و هم از بروز شوكهاي ناگهاني در توليد جلوگيري ميكند. اين نگاه، خاموشي فلرها را از يك پروژه جانبي، به يك راهبرد كليدي در سياست انرژي ارتقا ميدهد. ناترازي گاز در ايران، بيش از آنكه ناشي از كمبود منابع باشد، نتيجه تركيبي از مصرف بالا، فرسودگي زيرساختها و اتلاف گسترده انرژي است. در اين ميان، گازهاي همراه نفت، فرصتي واقعي و در دسترس براي بهبود تراز گاز كشور محسوب ميشوند. پروژههاي جمعآوري گازهاي همراه و خاموشي فلرها، اگر با اولويتدهي به تأمين گاز صنايع، تسهيل سرمايهگذاري و نظارت مستمر اجرا شوند، ميتوانند بخشي از بار سنگين زمستاني شبكه گاز را كاهش دهند. اين مسير، نهتنها به تداوم توليد صنعتي كمك ميكند، بلكه نشان ميدهد اصلاحات هوشمند در بخش انرژي، لزوما به معناي فشار بر مصرفكننده نهايي نيست. خاموشي فلرها، امروز بيش از هر زمان ديگري، از يك انتخاب به يك ضرورت تبديل شده است؛ ضرورتي براي اقتصاد، محيطزيست و امنيت انرژي كشور.
