آيا خشكسالي اقليمي مساله اصلي زيست‌محيطي كشور است؟

۱۴۰۴/۱۲/۰۷ - ۰۲:۴۲:۰۸
کد خبر: ۳۷۸۷۱۹
آيا خشكسالي اقليمي مساله اصلي زيست‌محيطي كشور است؟

خشكسالي اقليمي در ايران ديگر يك پديده مقطعي يا صرفاً نتيجه كم‌بارشي يك سال خاص نيست؛ بلكه به مساله‌اي ساختاري و مزمن تبديل شده كه ابعاد زيست‌محيطي، اقتصادي و اجتماعي كشور را تحت تأثير قرار داده است.

خشكسالي اقليمي در ايران ديگر يك پديده مقطعي يا صرفاً نتيجه كم‌بارشي يك سال خاص نيست؛ بلكه به مساله‌اي ساختاري و مزمن تبديل شده كه ابعاد زيست‌محيطي، اقتصادي و اجتماعي كشور را تحت تأثير قرار داده است. ايران به‌طور طبيعي در كمربند خشك و نيمه‌خشك جهان قرار دارد، اما در سال‌هاي اخير، تغييرات اقليمي جهاني، افزايش دماي متوسط، كاهش بارش‌هاي موثر و تغيير الگوي زماني نزولات جوي، شرايط را پيچيده‌تر كرده است. آنچه امروز با آن مواجه هستيم، تنها كاهش ميزان بارندگي نيست، بلكه بي‌نظمي در توزيع زماني و مكاني آن است؛ بارش‌هاي كوتاه‌مدت و سيلابي جاي باران‌هاي آرام و مداوم را گرفته‌اند و همين امر از نفوذ آب به سفره‌هاي زيرزميني جلوگيري مي‌كند. افزايش دماي هوا، تبخير بيشتر منابع آبي، كاهش پوشش برف در ارتفاعات و افت شديد سطح آب‌هاي زيرزميني، نشانه‌هايي از تشديد خشكسالي اقليمي در كشور است. بسياري از تالاب‌ها و درياچه‌هاي داخلي كوچك يا خشك شده‌اند، رودخانه‌ها با كاهش دبي مواجه‌اند و كشاورزي در مناطق وسيعي با بحران كم‌آبي دست‌وپنجه نرم مي‌كند. اين وضعيت نه‌تنها امنيت غذايي را تهديد مي‌كند، بلكه موجب مهاجرت‌هاي اجباري، افزايش تنش‌هاي محلي بر سر منابع آب و تشديد فشار بر شهرهاي بزرگ شده است. خشكسالي اقليمي در ايران، حاصل هم‌زماني دو عامل است: تغييرات جهاني آب‌وهوا و مديريت ناپايدار منابع آب در دهه‌هاي گذشته. برداشت بي‌رويه از سفره‌هاي زيرزميني، توسعه نامتوازن كشاورزي آب‌بر و الگوي مصرف نامناسب، تاب‌آوري كشور را در برابر كاهش بارش‌ها تضعيف كرده است. اكنون پرسش اصلي اين است كه آيا مي‌توان با اصلاح سياست‌ها و سازگاري هوشمندانه با اقليم خشك، از تعميق اين بحران جلوگيري كرد، يا بايد خود را براي دوره‌هاي طولاني‌تر كم‌آبي آماده كنيم؟

     خشكسالي مديريتي

يك كارشناس محيط‌زيست با تأكيد بر اينكه «مساله اصلي كشور نه خشكسالي اقليمي بلكه خشكسالي مديريتي است، » ضعف در برنامه‌ريزي و پاسخ‌گويي در حوزه منابع آب را عامل اصلي بحران فعلي آب دانست. ميترا البرزي‌منش به ايسنا گفت: كشور ما به دليل الگوي بارش‌هاي مديترانه‌اي همواره دوره‌هاي ترسالي و خشكسالي را به‌صورت ادواري تجربه كرده است و اين پديده نوظهور نيست. آنچه امروز با آن مواجهيم، نتيجه دهه‌ها مديريت نادرست منابع آب است. 

   مديريت نادرست؛ ريشه بحران

او با اشاره به ميانگين بارندگي سالانه حدود ۲۱۰ تا ۲۲۰ ميلي‌متر كشور گفت: ميزان منابع آب ايران مشخص است و بر همين اساس بايد درباره توسعه كشاورزي، تأمين آب شرب و حتي گسترش صنايع به‌درستي برنامه‌ريزي شود اما توسعه بي‌رويه اراضي زراعي و سدسازي‌هاي گسترده بدون توجه به ظرفيت اكولوژيك سرزمين، تعادل منابع آب را برهم زده است. وي تأكيد كرد كه طي دهه‌هاي گذشته، بخش قابل‌توجهي از دشت‌هاي كشور به دشت‌هاي ممنوعه براي برداشت آب تبديل شده‌اند و بسياري از رودخانه‌هاي بزرگ كاركرد طبيعي خود را از دست داده‌اند. با وجود هزينه‌هاي سنگين سدسازي، نه فقر كاهش يافته و نه امنيت آبي كشور تضمين شده است.

    انتقال آب و بي‌عدالتي منطقه‌اي

البرزي‌منش با اشاره به انتقال آب از سد طالقان به تهران عنوان كرد: آب اين سد در برنامه‌ريزي‌هاي اوليه قرار بود براي كشاورزي دشت قزوين اختصاص يابد اما اكنون براي تأمين آب شرب تهران استفاده مي‌شود. اين نمونه‌اي از بي‌عدالتي در تخصيص منابع آب است. او با بيان اينكه تمركز جمعيتي و ساخت‌وسازهاي گسترده در تهران فشار مضاعفي بر منابع آبي وارد كرده است، گفت: وقتي سياست‌هاي توسعه شهري كنترل نمي‌شود، نمي‌توان انتظار داشت صرفاً با توصيه به مردم بحران حل شود.

    هدررفت ۳۰ درصدي آب در شبكه توزيع

البرزي‌منش همچنين با استناد به آمارهاي رسمي اظهاركرد: بين ۲۵ تا ۳۰ درصد آب در شبكه‌هاي آبرساني هدر مي‌رود. آيا برنامه جدي براي نوسازي لوله‌هاي فرسوده اجرا شده است؟ پيش از مطالبه صرفه‌جويي از مردم، بايد اين اتلاف گسترده مديريت شود.  او با بيان اينكه حتي اگر سرانه مصرف شهري اندكي كاهش يابد، تأثير آن در برابر مشكلات ساختاري ناچيز خواهد بود، گفت: مساله اصلي اصلاح ساختار مديريت منابع آب است، نه فرافكني مسووليت به شهروندان. وي همچنين در ادامه سد گتوند و سد سيوند را مصاديقي از جانمايي‌هاي بحث‌برانگيز دانست و اظهار كرد: كارشناسان نسبت به پيامدهاي زيست‌محيطي اين پروژه‌ها هشدار داده بودند اما اين هشدارها جدي گرفته نشد. امروز نيز شواهد نشان مي‌دهد ميزان شوري آب (EC) در پايين‌دست سد گتوند از بالادست آن بيشتر است. 

     نقش مردم در مديريت آب در آستانه نوروز

 او درباره سهم مردم در مديريت مصرف آب به‌ويژه در ايام خانه‌تكاني نوروز دارد، گفت: من نقش مردم را اساسي نمي‌دانم. مردم زماني به دعوت براي صرفه‌جويي پاسخ مثبت مي‌دهند كه پيش از آن شفافيت و اقدام موثر از سوي مديران ببينند. بي‌اعتمادي عمومي مانع اثرگذاري اين توصيه‌هاست. به عنوان يك شهروند، خود را موظف مي‌دانم در حد امكان صرفه‌جويي كنم اما راه‌حل پايدار، اصلاح ساختار مديريت آب و پاسخ‌گويي شفاف درباره بودجه‌ها و عملكردهاست. وزارت نيرو بايد به‌صورت شفاف اعلام كند چه ميزان بودجه در حوزه آب هزينه كرده و اين هزينه‌ها چه دستاوردي داشته است. بدون پاسخ‌گويي و اصلاح سياست‌ها، بحران آب در سال آينده و حتي تابستان پيش‌ رو نيز تداوم خواهد داشت.