نوروزي كه امن نشد؛ شكست يك پويش تبليغاتي
افزايش ۱۲ درصدي تلفات جادهاي در نوروز گذشته، آن هم در شرايطي كه از ماهها قبل كمپينهاي گستردهاي براي كاهش تصادفات به راه افتاده بود، بار ديگر اين پرسش جدي را پيش روي سياستگذاران و افكار عمومي قرار داده است
مرگ در كمين سفرهاي نوروزي؛ بازنگري در سياستهاي ايمني
گلي ماندگار|
افزايش ۱۲ درصدي تلفات جادهاي در نوروز گذشته، آن هم در شرايطي كه از ماهها قبل كمپينهاي گستردهاي براي كاهش تصادفات به راه افتاده بود، بار ديگر اين پرسش جدي را پيش روي سياستگذاران و افكار عمومي قرار داده است: چرا با وجود صرف هزينههاي تبليغاتي، بهكارگيري دهها هزار نيرو و اجراي طرحهاي مقطعي، همچنان جادههاي كشور در ايام پرتردد نوروز به كانون مرگ تبديل ميشوند؟
هدفي بلندپروازانه كه شكست خورد
بر اساس اعلام رييس پليس راه فراجا، در نوروز سال گذشته شمار جانباختگان حوادث رانندگي با رشد ۱۲ درصدي مواجه بوده است. اين در حالي است كه كمپين «نه به تصادف» در آستانه نوروز ۱۴۰۴ با هدفي بلندپروازانه آغاز شد؛ هدفي كه هر سال با نزديك شدن به تعطيلات نوروزي به يكي از دغدغههاي اصلي افكار عمومي تبديل ميشود: كاهش تلفات جادهاي و پيشگيري از داغدار شدن خانوادهها در ايامي كه قرار است زمان ديدار، سفر و شادي باشد. طراحان اين پويش تلاش كردند با بهرهگيري از ظرفيت رسانههاي رسمي، شبكههاي اجتماعي، چهرههاي شناختهشده و پيامهاي هشداردهنده، توجه مردم را به رعايت قوانين راهنمايي و رانندگي جلب كنند. شعار «نه به تصادف» قرار بود به يك مطالبه عمومي تبديل شود؛ نوعي همبستگي اجتماعي براي مراقبت بيشتر در جادهها. در روزهاي منتهي به نوروز، پيامهاي اين كمپين در قالب تيزرهاي تلويزيوني، پوسترهاي شهري و هشتگهاي فضاي مجازي منتشر شد. بر ضرورت پرهيز از سرعت غيرمجاز، توجه به جلو، استراحت در سفرهاي طولاني و رعايت فاصله ايمن تأكيد ميشد. برگزاركنندگان، اين پويش را حركتي ملي معرفي ميكردند كه ميتواند با تغيير رفتار رانندگان، آمار تلخ تصادفات را كاهش دهد. حتي برخي مسوولان از همراهي دستگاههاي مختلف و هماهنگي گسترده براي اجراي طرحهاي مكمل سخن گفتند و اميد داشتند كه نوروز ۱۴۰۴ نقطه عطفي در مديريت ايمني سفرهاي جادهاي باشد. شكست نسبي «نه به تصادف» را نميتوان صرفاً به بيتوجهي رانندگان نسبت داد. تجربههاي جهاني نشان ميدهد كه كمپينهاي فرهنگسازي زماني موفقاند كه در كنار آنها، اصلاحات ساختاري نيز به اجرا درآيد؛ از بهبود كيفيت راهها و ايمنسازي نقاط حادثهخيز گرفته تا ارتقاي استاندارد خودروها و نظارت هوشمند و مستمر بر تخلفات. اگر زيرساختها همچنان پرخطر باشند و سيستم حملونقل با چالشهاي قديمي دستوپنجه نرم كند، انتظار تغيير محسوس صرفاً با پيامهاي تبليغاتي، خوشبينانه خواهد بود.
كمپين «نه به تصادف» از نماد موفقيت به فاصله ميان نيت و نتيجه رسيد
از سوي ديگر، نوروز در ايران بزرگترين موج سفر سالانه را رقم ميزند؛ ميليونها نفر در بازهاي كوتاه عازم جادهها ميشوند. در چنين شرايطي، فشار ترافيكي بالا، خستگي رانندگان، شتاب براي رسيدن به مقصد و تراكم در محورهاي خاص، احتمال بروز خطا را افزايش ميدهد. بنابراين اگرچه فرهنگسازي ضروري است، اما به تنهايي نميتواند پاسخگوي پيچيدگي اين وضعيت باشد. اكنون كه آمارها از افزايش تلفات حكايت دارد، كمپين «نه به تصادف» بيش از آنكه نماد موفقيت باشد، به نمونهاي از فاصله ميان نيت و نتيجه تبديل شده است. اين تجربه ميتواند زنگ خطري براي بازنگري در شيوه سياستگذاري ايمني جادهاي باشد؛ بازنگرياي كه به جاي تكيه صرف بر شعارهاي مقطعي، به برنامهاي جامع، مستمر و مبتني بر دادههاي واقعي منجر شود. مقدمه اين گزارش، از همين نقطه آغاز ميشود: بررسي چرايي ناكامي يك پويش ملي و واكاوي اين پرسش كه چرا با وجود همه هشدارها، جادههاي نوروز همچنان قرباني ميگيرند.
بسيج ۹۸ هزار نيرو؛ اما نتيجه چه شد؟
به گفته رييس پليس راه، در نوروز گذشته بيش از ۹۸ هزار نيروي انساني در قالب طرح ترافيكي به صورت شبانهروزي فعاليت كردند و بالغ بر ۲۴ هزار دستگاه وسيله پليسي و امدادي در جادهها مستقر شد. اهداف اعلامي اين طرح شامل كاهش حوادث رانندگي، اجراي دقيق قوانين، افزايش احساس امنيت در سفر، تسهيل تردد و ارتقاي هماهنگي ميان دستگاهها بود. از منظر اجرايي، حجم مداخله كمسابقه به نظر ميرسد؛ اما شاخص اصلي يعني كاهش تلفات، محقق نشده است. آمار ثبت بيش از ۵۵۸ ميليون تردد برونشهري در نوروز گذشته - با رشد ۳.۵ درصدي نسبت به سال قبل- نشان ميدهد بار ترافيكي كشور به شكل مستمر در حال افزايش است. استان مازندران با بيش از ۱۰ درصد كل سفرها بيشترين ورودي مسافر را داشته و پس از آن گيلان، تهران و خراسان رضوي در رتبههاي بعدي قرار گرفتهاند. از سوي ديگر، تهران با سهم ۳۳ درصدي در صدر توليد سفر قرار دارد؛ به بيان ديگر، پايتخت همچنان اصليترين مبدأ سفرهاي نوروزي است. اين تمركز جغرافيايي سفرها، فشار مضاعفي بر محورهاي خاص وارد ميكند؛ محورهايي كه برخي از آنها سالهاست در فهرست نقاط حادثهخيز قرار دارند، اما ايمنسازيشان به كندي پيش ميرود.
كرمان در صدر تلفات جغرافياي نابرابر مرگ
سردار احمد كرمي اسد اظهار كرد: در ميان استانها، كرمان با سهم ۹ درصدي بيشترين تعداد جانباختگان نوروزي را به خود اختصاص داده است. پس از آن فارس (شمال و جنوب) با ۸ درصد، خراسان رضوي با ۷ درصد، سيستان و بلوچستان و خوزستان هر كدام با ۶ درصد، مركزي با ۵ درصد، اصفهان و آذربايجان غربي هر كدام با ۴ درصد و هرمزگان و لرستان در مجموع ۵۶ درصد از كل متوفيان را شامل ميشوند.
او معتقد است، اين توزيع آماري، يك واقعيت مهم را آشكار ميكند: تلفات جادهاي صرفاً تابع حجم سفر نيست، بلكه كيفيت راهها، استاندارد خودروها، دسترسي به خدمات امدادي و حتي الگوهاي رانندگي منطقهاي در آن نقش دارد. استانهايي مانند كرمان و سيستان و بلوچستان با وسعت بالا، محورهاي طولاني و دوطرفه و فاصله زياد ميان شهرها، بهطور سنتي در معرض خطر بيشتري قرار دارند.
۴۳ درصد «عدم توجه به جلو» روايت رسمي از علت تصادف
رييس پليس راهورناجا ادامه داد: ۴۳ درصد از علل وقوع حوادث نوروزي «عدم توجه به جلو» بوده است؛ عبارتي كه سالهاست در صدر دلايل تصادف قرار دارد. پس از آن، واژگوني خودروها با سهم ۲۵ درصدي قرار دارد و ۶۵ درصد حوادث نيز در محدوده ۳۰ كيلومتري شهرها رخ داده است؛ محدودهاي كه رانندگان معمولاً با تصور نزديك بودن به مقصد، تمركز خود را از دست ميدهند. از نظر زماني نيز بيشترين تصادفات بين ساعت ۱۶ تا ۲۰ (۲۹ درصد) و سپس ۱۲ تا ۱۶ (۲۰ درصد) رخ داده است؛ يعني دقيقاً در ساعات اوج حركت يا خستگي بعدازظهر. اما پرسش اينجاست: آيا تكرار اين آمارها در هر سال، بدون تغيير ملموس در سياستگذاري، خود به نوعي عاديسازي بحران نيست؟
وقتي «عدم توجه به جلو» سالهاست مهمترين عامل معرفي ميشود، آيا صرفاً با توصيههاي رسانهاي ميتوان اين الگوي رفتاري را اصلاح كرد؟
جاده، خودرو، يا راننده؛ سهم هر كدام چقدر است؟
در تحليل تصادفات، معمولاً سه ضلع «انسان، خودرو و راه» مورد توجه قرار ميگيرد. در ايران، تمركز رسمي بيشتر بر رفتار راننده است. اما واقعيت آن است كه كيفيت خودروهاي داخلي، نبود سيستمهاي كمكراننده پيشرفته، ضعف در استاندارد بدنه و ترمز و همچنين فرسودگي بخشي از ناوگان، سهم مهمي در شدت تلفات دارد. از سوي ديگر، بسياري از محورهاي دوطرفه كشور فاقد جداكننده مياني استاندارد هستند. هرچند پليس از نصب ۶۰۰ كيلومتر جداكننده فيزيكي در نوروز گذشته خبر داده، اما در مقياس شبكه گسترده راههاي كشور، اين عدد چندان بزرگ نيست. ايجاد ۷۰۰ استراحتگاه موقت نيز اقدامي مثبت ارزيابي ميشود، اما سوال اين است كه آيا اين زيرساختها دايمي و استاندارد هستند يا صرفاً تمهيداتي مقطعي براي ايام خاص؟
افزايش جرايم؛ بازدارندگي يا فشار مقطعي؟
طبق اعلام پليس، از ۲۰ اسفند تا ۲۰ فروردين نرخ جرايم برخي تخلفات افزايش مييابد. اين سياست با هدف بازدارندگي اجرا ميشود. اما تجربه سالهاي گذشته نشان داده كه افزايش مقطعي جريمهها، بدون تداوم نظارت هوشمند و قطعيت در اعمال قانون، اثر محدودي دارد. بسياري از كارشناسان بر اين باورند كه بهكارگيري گسترده دوربينهاي ثبت تخلف، سامانههاي هوشمند كنترل سرعت و برخورد بدون تبعيض با متخلفان ميتواند اثربخشي بيشتري نسبت به افزايش كوتاهمدت جرايم داشته باشد.
نوروز؛ آزمون سالانه مديريت بحران
نوروز در ايران صرفاً يك تعطيلات نيست؛ بزرگترين جابهجايي جمعيتي سالانه است. ميليونها نفر در بازهاي فشرده عازم سفر ميشوند. اين تمركز زماني، مديريت ترافيك را به چالشي پيچيده تبديل ميكند. رزمايشهاي پيش از نوروز، تشكيل كميتههاي مشترك و هماهنگي با سازمان مديريت بحران، بخشي از پاسخ حاكميت به اين چالش است. با اين حال، وقتي هر سال پس از پايان تعطيلات، آمار كشتهشدگان منتشر ميشود و جامعه با موجي از اندوه و پرسش روبرو ميشود، روشن است كه نياز به بازنگري عميقتري وجود دارد؛ بازنگرياي كه از سطح اقدامات نمايشي فراتر برود.
عاديشدن سوگ جادهاي
يكي از تلخترين ابعاد ماجرا، عاديشدن اخبار مرگهاي جادهاي است. در حالي كه در بسياري از كشورها، افزايش چند درصدي تلفات ميتواند به استعفاي مسوولان يا اصلاح فوري سياستها منجر شود، در ايران رشد ۱۲ درصدي به عنوان آماري در كنار ساير اخبار قرار ميگيرد و پس از چند روز به حاشيه ميرود. اگر قرار است كمپينهايي مانند «نه به تصادف» از سطح شعار فراتر بروند، بايد به مطالبهاي عمومي براي اصلاح ساختاري تبديل شوند؛ مطالبهاي كه كيفيت خودرو، ايمني راه، شفافيت در اعلام نقاط حادثهخيز، آموزش مستمر رانندگان و پاسخگويي دستگاههاي مسوول را همزمان در بر گيرد.
چشمانداز نوروز ۱۴۰۵؛ تكرار يا تغيير؟
پليس اعلام كرده اجراي طرح نوروزي از ۲۰ اسفند آغاز و تا ۱۵ فروردين ۱۴۰۵ ادامه خواهد داشت. استفاده از ظرفيت رسانهها، رفع كمبود علائم افقي و عمودي، ايمنسازي نقاط حادثهخيز و كنترل ناوگان حملونقل عمومي از جمله برنامههاي اعلامشده است. اما تجربه نشان داده كه موفقيت اين برنامهها نه در تعداد نيروهاي بهكارگرفتهشده، بلكه در اثربخشي واقعي آنها سنجيده ميشود. اگر نوروز آينده نيز با افزايش تلفات همراه باشد، بايد پذيرفت كه رويكردهاي فعلي نيازمند بازنگري اساسي است. افزايش ۱۲ درصدي تلفات نوروزي يك عدد ساده نيست؛ هر درصد آن به معناي جانهايي است كه ميتوانستند در كنار خانوادههايشان بمانند. تا زماني كه سياستگذاري ايمني جادهاي از سطح اقدامات فصلي و كمپينهاي مناسبتي فراتر نرود و به برنامهاي ملي، مستمر و مبتني بر داده تبديل نشود، بيم آن ميرود كه هر سال، نوروز با لبخند آغاز شود و با آمار مرگ به پايان برسد.
