سدهاي خالي و دورنماي بحران آب

۱۴۰۴/۱۲/۰۵ - ۰۱:۲۰:۳۲
کد خبر: ۳۷۸۴۲۴

بر اساس اعلام مسوولان تنها 41درصد سدهاي كشور آب دارند و باقي ظرفيت‌ها در اين بخش خالي است. پرسش كليدي آن است كه براي مقابله با اين شرايط چه بايد كرد؟ وقتي سدها كه منابع آب سطحي هستند خالي مي‌شوند، فشار به‌ صورت مستقيم به «ذخاير راهبردي» يا همان آب‌هاي زيرزميني منتقل مي‌شود.

مهدي زارع

سدهاي خالي و دورنماي بحران آببر اساس اعلام مسوولان تنها 41درصد سدهاي كشور آب دارند و باقي ظرفيت‌ها در اين بخش خالي است. پرسش كليدي آن است كه براي مقابله با اين شرايط چه بايد كرد؟ وقتي سدها كه منابع آب سطحي هستند خالي مي‌شوند، فشار به‌ صورت مستقيم به «ذخاير راهبردي» يا همان آب‌هاي زيرزميني منتقل مي‌شود. در ايران، حدود ۹۰ درصد آب مصرفي در بخش كشاورزي است. اين ميزان در محدوده شهرهاي بزرگ مانند تهران حدود ۶۰ درصد است. در شهرهاي بزرگ بيشتر آب صرف شرب و خدمات مي‌شود. وقتي آب سدها تمام مي‌شود، چاه‌هاي عميق‌تر و بيشتري حفر مي‌شوند. اين يعني ما در حال مصرف آبي هستيم كه هزاران سال طول كشيده تا ذخيره شود. طبق آخرين داده‌هاي سال ۱۴۰۴ و گزارش‌هاي شركت آب و فاضلاب سهم بخش‌هاي مختلف از كل منابع آب استان تهران برخلاف كل كشور كه حدود 90درصد آب در بخش كشاورزي مصرف مي‌شود، سهم آب شرب و شهري بسيار بالاتر است و مصرف بخش كشاورزي حدود ۵۸ تا ۶۰ درصد بيشترين مصرف در دشت‌هاي ورامين، ري و شهريار است. بخش بزرگي از اين آب از چاه‌ها -آب زيرزميني- تامين مي‌شود كه عامل اصلي فرونشست زمين در اين مناطق است.بخش شرب و خدمات شهري: حدود ۳۸ تا ۴۰ درصد اين رقم در تهران است. سالانه بيش از ۱.۲ ميليارد مترمكعب آب شرب در تهران مصرف مي‌شود.بخش صنعت با مصرف حدود ۲ درصد صنايع تهران سهم كمتري دارند، اما تمركز آنها در مسيرهاي خاص -جاده مخصوص كرج و جنوب تهران- فشار موضعي زيادي ايجاد مي‌كند. در بخش «شرب و خانگي» در داخل شهر تهران، بخش خانگي حدود ۸۰ تا ۸۷ درصد و ساير بخش‌ها - تجاري، دولتي و فضاي سبز- حدود ۱۳ تا ۲۰ درصد مصرف مي‌كند. الگوي استاندارد مصرف براي هر نفر ۱۳۰ ليتر در روز تعيين شده، ولي ميانگين مصرف در تهران حدود ۲۳۰ تا ۲۵۰ ليتر است. در برخي مناطق شمالي تهران -مناطق ۱ تا ۳ - سرانه مصرف به دليل وجود استخرها و آبياري باغچه‌هاي بزرگ، گاهي تا ۸۰۰ ليتر براي هر نفر هم مي‌رسد. هدررفت آب شامل حدود ۲۲ تا ۲۵ درصد از كل آبي كه براي تهران تامين مي‌شود را شامل مي‌شود كه پيش از رسيدن به شير آب خانه‌ها، به دليل فرسودگي لوله‌ها و انشعابات غيرمجاز در زمين نفوذ مي‌كند. اين يعني ما سالانه معادل حجم يك سد بزرگ را به دليل خرابي شبكه از دست مي‌دهيم. در تهران فشار اصلي براي تامين آب شرب است و فرونشست زمين عمدتا ناشي از ۶۰ درصد مصرفي است كه در دشت‌هاي اطراف براي كشاورزي از زيرِ زمين بيرون كشيده مي‌شود. فرونشست زمين نتيجه مستقيم تخليه آبخوان‌هاست. وقتي آب ميان ذرات خاك خارج مي‌شود، لايه‌هاي زمين تحت وزن خود فشرده مي‌شوند. فرونشست در مناطقي از ايران مانند دشت ورامين و شهريار دراستان تهران و رفسنجان در كرمان و شمال اصفهان در مقادير اوج به به ارقام نگران‌كننده‌اي مثل ۳۰ تا ۴۰ سانتي‌متر در سال -در بعضي پهنه‌ها- رسيده است. اين پديده «برگشت‌ناپذير» است. يعني حتي اگر در آينده بارندگي زيادي داشته باشيم، زميني كه فشرده شده ديگر فضايي براي ذخيره آب نخواهد داشت. مانند اسفنجي كه خشك و سپس فشرده شده و ديگر آب جذب نمي‌كند.

فرونشست فقط يك پديده بياباني نيست. اين پديده در حال گسترش در شهرهاست و مي‌تواند باعث شكستگي لوله‌هاي گاز، كج شدن خطوط راه‌آهن، ترك خوردن بناهاي تاريخي و تخريب پي ساختمان‌ها شود.

براي اولويت‌گذاري سرمايه‌گذاري در حوزه آب و برق دولت سرمايه‌گذاري‌هاي سنگيني انجام داده، اما چالش اينجاست كه بسياري از اين پروژه‌ها «سازه‌محور» -مثل سدسازي- بوده‌اند، در حالي كه مشكل فعلي ما كمبود مديريت و بهره‌وري است. بازچرخاني آب و استفاده از پساب با سرمايه‌گذاري روي تصفيه‌خانه‌هاي پيشرفته براي استفاده مجدد از آب فاضلاب در صنعت و آبياري فضاي سبز ممكن است. اين «آب خاكستري» پايدارترين منبع در زمان خشكسالي است. نوسازي شبكه توزيع نيز ضروري است. در ايران حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد آب شرب به دليل فرسودگي لوله‌ها در شبكه شهري هدر مي‌رود. تعمير اين شبكه‌ها بسيار موثرتر از ساخت سد جديد است. بهبود بهره‌وري كشاورزي بايد بخشي از سرمايه‌گذاري نرم باشد. به‌ جاي انتقال آب بين‌حوضه‌اي، بايد روي تغيير الگوي كشت و سيستم‌هاي آبياري هوشمند سرمايه‌گذاري كرد. توسعه انرژي‌هاي تجديدپذير (خورشيدي و بادي) در ايران با پتانسيل تابشي فوق‌العاده‌اي، اولويت بالايي دارد.

 توسعه نيروگاه‌هاي خورشيدي فشار را از روي نيروگاه‌هاي برق‌آبي -كه وابسته به آب سدها هستند- برمي‌دارد. ارتقاي راندمان نيروگاه‌هاي حرارتي ضروري است. تبديل نيروگاه‌هاي گازي به «سيكل تركيبي» براي افزايش توليد برق بدون مصرف سوخت يا آب بيشتر و هوشمندسازي شبكه (Smart Grid) براي مديريت مصرف در زمان اوج بار و كاهش تلفات انرژي در خطوط انتقال از راه‌هاي بهبود بهره‌وري است. دورنماي آب در ايران نشان مي‌دهد كه دوران «تامين آب جديد» به پايان رسيده و ما وارد دوران «مديريت تقاضا» شده‌ايم. سرمايه‌گذاري‌ها بايد از «بتن و سازه» به سمت «توسعه فناوري و بهره‌وري» حركت كنند. وضعيت استان تهران در حوزه آب و فرونشست، به دليل تمركز جمعيت، استقرار صنايع و بارگذاري بيش از حد بر منابع طبيعي، در وضعيت «فوق‌بحراني» قرار دارد. تهران عملا به آزمايشگاهي براي مشاهده پيامدهاي سنگين سوءمديريت منابع آب تبديل شده است. تهران يكي از بالاترين نرخ‌هاي فرونشست را در ميان كلانشهرهاي جهان دارد. مناطق جنوب و جنوب غرب تهران (مناطق ۱۷، ۱۸، ۱۹ و ۲۰) و شهرهايي مانند شهريار، ورامين و اسلامشهر كانون‌هاي كنوني اين بحران هستند. در برخي نقاط دشت تهران و شهريار، نرخ فرونشست بين ۱۷ تا ۲۵ سانتي‌متر در سال گزارش شده است. در بخش‌هايي از منطقه ۱۷ و ۱۸ مفادير فرونشست سالانه بيش از ۳۰ سانتي‌متر در سال گزارش شده است. با تخريب دشت‌هاي حاصلخيز: دشت ورامين كه زماني قطب كشاورزي بود، به دليل فرونشست دچار «شكاف‌هاي طولي» بزرگي شده كه عملا نفوذپذيري خاك را از بين برده است. راه‌آهن تهران-جنوب، خطوط انتقال نفت و گاز و حتي فرودگاه امام خميني در محدوده‌هاي تحت تاثير فرونشست قرار دارند. وضعيت منابع آب تهران: وابستگي خطرناك منابع آب تهران را به دو بخش نشان مي‌دهد. آب‌هاي سطحي (سدهاي پنج‌گانه: كرج، لتيان، لار، طالقان و ماملو) و آب‌هاي زيرزميني (چاه‌ها) . در سال‌هاي نرمال، حدود ۷۰ درصد آب تهران از سدها و ۳۰ درصد از چاه‌ها تامين مي‌شد. اما با كاهش ذخيره سدها به زير ۴۰درصد، اين نسبت در حال معكوس شدن است و در سال ۱۴۰۴ در بيشتر نواحي استان تهران و البرز تامين آب از چاه‌ها عملا حدود ۸۰ درصد از تامين آب را بر عهده داشته است. با برداشت عميق‌تر از چاه‌ها، خطر ورود املاح و كاهش كيفيت آب شرب تهران جدي‌تر مي‌شود. رقابت شديدي بين مصرف شرب تهران و حقابه كشاورزي دشت‌هاي اطراف وجود دارد كه باعث خشك شدن باغات و تشديد گرد و غبار مي‌شود. اگر قرار باشد بودجه‌هاي عمراني و سرمايه‌گذاري دولت در تهران هدفمند هزينه شود، اولويت بايد از «انتقال آب» به «مديريت چرخه آب» تغيير كند. كارهايي مانند نوسازي اضطراري شبكه توزيع براي كاهش ميزان هدررفت آب در شبكه لوله‌كشي تهران (آب به‌ حساب ‌نيامده) و ايجاد شبكه فاضلاب و بازچرخاني (Local Reuse) با ايجاد تصفيه‌خانه‌هاي محلي (پكيج‌هاي تصفيه) كمك مي‌كند تا پساب را در همان محل توليد، تصفيه كرده و براي آبياري فضاهاي سبز و صنايع استفاده كند، نه اينكه فاضلاب را به جنوب شهر بفرستد و دشت‌ها را با آب آلوده آبياري كند. با تغذيه مصنوعي سفره‌هاي زيرزميني در زمان بارندگي‌هاي فصلي، به ‌جاي هدايت سيلاب‌ها به سمت شوره‌زارها، با پروژه‌هاي «آبخيزداري شهري»، آب به درون زمين تزريق مي‌شود تا نرخ فرونشست كنترل شود. جداسازي آب شرب از آب بهداشتي -در بلندمدت - با سرمايه‌گذاري روي دوكاره كردن شبكه توزيع در مناطق در حال توسعه، ممكن مي‌شود تا آب با كيفيت تصفيه ‌شده سدها صرفا براي شرب استفاده و براي شست‌وشو از منابع ديگر بهره گرفته شود.