بررسي ريشه‌هاي اقتصادي و اجتماعي بازماندگي از آموزش ابتدايي

زنگ خطر عدالت آموزشي در ايران

۱۴۰۴/۱۲/۰۳ - ۰۱:۳۸:۰۳
کد خبر: ۳۷۸۱۶۸
زنگ خطر عدالت آموزشي  در ايران

 رضوان حكيم‌زاده، معاون آموزش و پرورش در نشست خبري اعلام كرد: در سال جاري تعداد ۱۴۸ هزار و ۵۰۵ دانش‌آموز بازمانده از تحصيل در دوره ابتدايي شناسايي شده‌اند كه اين رقم در مقايسه با آمار پيشين ۱۵۵ هزار و ۱۰۶ نفر، نشان‌دهنده كاهش تعداد بازماندگان است.

هزينه‌هاي پنهان آموزش به مانعي جدي براي ادامه تحصيل تبديل شده‌اند

گلي ماندگار|

 رضوان حكيم‌زاده، معاون آموزش و پرورش در نشست خبري اعلام كرد: در سال جاري تعداد ۱۴۸ هزار و ۵۰۵ دانش‌آموز بازمانده از تحصيل در دوره ابتدايي شناسايي شده‌اند كه اين رقم در مقايسه با آمار پيشين ۱۵۵ هزار و ۱۰۶ نفر، نشان‌دهنده كاهش تعداد بازماندگان است. وي افزود: در اين مدت، مجموعا ۳۹ هزار و ۷۴۱ دانش‌آموز جذب چرخه آموزش شده‌اند. به گفته او، فرآيند شناسايي، پيگيري و جذب دانش‌آموزان بازمانده از تحصيل به‌صورت مستمر ادامه دارد و آمار اين دانش‌آموزان به‌طور هفتگي رصد مي‌شود. بر اساس آخرين گزارش‌ها، روند موجود نسبت به دوره قبل حدود چهار دهم درصد بهبود را نشان مي‌دهد.

   كاهش بحران بازماندگي  از تحصيل كند پيش مي‌رود

وجود ۱۴۸ هزار و ۵۰۵ دانش‌آموز بازمانده از تحصيل در مقطع ابتدايي بار ديگر مساله عدالت آموزشي را در كانون توجه قرار داده است. اين آمار كه از سوي مسوولان آموزش‌وپرورش اعلام شده، نسبت به رقم پيشين (۱۵۵ هزار و ۱۰۶ نفر) كاهش نشان مي‌دهد، اما همچنان ابعاد بحران را نمايان مي‌كند. در همين مدت، ۳۹ هزار و ۷۴۱ دانش‌آموز به چرخه آموزش بازگشته‌اند؛ رقمي كه اگرچه مثبت ارزيابي مي‌شود، اما در برابر حجم كل بازماندگان نشان مي‌دهد كه راه‌حل‌هاي موجود هنوز پاسخگوي عمق مشكل نيست.

بر اساس گزارش‌هاي رسمي، روند شناسايي و پيگيري دانش‌آموزان بازمانده به‌صورت هفتگي انجام مي‌شود و نرخ بهبود نسبت به دوره قبل حدود چهار دهم درصد بوده است. اين عدد در نگاه نخست نشانه‌اي از پيشرفت است، اما وقتي با تعداد كل بازماندگان مقايسه مي‌شود، نشان مي‌دهد كه كاهش بحران بسيار كند پيش مي‌رود. به بيان ديگر، هرچند برخي كودكان به مدرسه بازگشته‌اند، اما ده‌ها هزار كودك همچنان از حق تحصيل محروم مانده‌اند.

   چالش آموزشي كه پيامدهاي نابرابري اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي است

اين مساله تنها يك چالش آموزشي نيست؛ بلكه پيامدي از نابرابري‌هاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي است. كارشناسان معتقدند كه بازماندگي از تحصيل ريشه در عوامل متعددي دارد: فقر خانوادگي، نبود زيرساخت‌هاي آموزشي در مناطق محروم، هزينه‌هاي پنهان تحصيل و حتي كيفيت آموزش. اگر اين عوامل به‌صورت همزمان مورد توجه قرار نگيرند، سياست‌هاي جذب دانش‌آموزان بازمانده نمي‌تواند نتيجه پايدار ايجاد كند. فروغ معتمد، كارشناس جامعه‌شناسي در اين باره به «تعادل» مي‌گويد: بازماندگي از تحصيل را نمي‌توان صرفا به عملكرد نظام آموزشي نسبت داد. اين پديده بازتابي از ساختارهاي اقتصادي و اجتماعي است. خانواده‌هايي كه در فقر زندگي مي‌كنند، معمولا آموزش را در اولويت پايين‌تري قرار مي‌دهند، زيرا برايشان تامين نيازهاي اوليه مانند غذا و مسكن مهم‌تر است. وقتي درآمد خانواده كفاف هزينه‌هاي زندگي را نمي‌دهد، هزينه‌هاي جانبي مدرسه به مانعي جدي تبديل مي‌شود. او ادامه مي‌دهد: در بسياري از مناطق محروم، دسترسي به مدارس استاندارد محدود است. برخي روستاها يا مناطق حاشيه‌اي مدارس كافي ندارند و دانش‌آموزان بايد مسافت‌هاي طولاني طي كنند. هزينه رفت‌وآمد، نبود امكانات حمل‌ونقل و حتي كمبود معلمان متخصص از جمله عواملي است كه مانع تحصيل كودكان مي‌شود. بنابراين سياست آموزشي بايد با سياست‌هاي رفاهي و توسعه منطقه‌اي پيوند بخورد. اين كارشناس جامعه‌شناسي اظهار مي‌دارد: براي درك ابعاد مساله، مي‌توان به داده‌هاي آماري اشاره كرد. بر اساس گزارش‌ها، حدود ۸ درصد از دانش‌آموزان دوره ابتدايي در معرض خطر بازماندگي از تحصيل قرار دارند. اگر اين درصد را به جمعيت دانش‌آموزان ابتدايي تعميم دهيم، مشخص مي‌شود كه ده‌ها هزار كودك در آستانه ترك مدرسه قرار دارند.  او مي‌افزايد: اين رقم نشان مي‌دهد كه مساله بازماندگي از تحصيل تنها مربوط به كساني نيست كه مدرسه را ترك كرده‌اند؛ بلكه گروه بزرگي در معرض خطر قرار دارند.

   بازماندن از تحصيل، باقيماندن در چرخه فقر 

فروغ معتمد تاكيد مي‌كند: كودكي كه از تحصيل بازمي‌ماند، در بزرگسالي با احتمال بيشتري در چرخه فقر باقي مي‌ماند. نداشتن مهارت و تحصيلات، فرصت‌هاي شغلي او را محدود مي‌كند و جامعه نيز از نيروي انساني توانمند محروم مي‌شود. اين يك چرخه معيوب است كه بايد از ريشه شكسته شود. او هشدار مي‌دهد: اگر امروز براي آموزش اين كودكان سرمايه‌گذاري نكنيم، هزينه‌هاي اجتماعي و اقتصادي آن در آينده بسيار بيشتر خواهد بود.

   هزينه‌هاي پنهان آموزش به مانعي جدي براي ادامه تحصيل تبديل شده اند

سينا احمدي، كارشناس اقتصاد خانواده نيز با اشاره به هزينه‌هاي پنهان آموزش بر فشارهاي مالي كه به خانواده‌ها وارد مي‌شود تاكيد داشته و در اين باره به «تعادل» مي‌گويد: آموزش در قانون رايگان است، اما هزينه‌هاي پنهان آن براي بسياري از خانواده‌ها سنگين است. خريد كتاب، نوشت‌افزار، لباس مدرسه و حتي تغذيه دانش‌آموز هزينه‌هايي هستند كه در بودجه بسياري از خانواده‌هاي كم‌درآمد جاي نمي‌گيرند. در شرايطي كه تورم بالا و قدرت خريد كاهش يافته، اين هزينه‌ها به مانعي جدي براي ادامه تحصيل تبديل مي‌شود. او با اشاره به آمارهاي اقتصادي ادامه مي‌دهد: بر اساس داده‌هاي رسمي، هزينه‌هاي خانوار در سال‌هاي اخير افزايش يافته، در حالي كه درآمدها رشد متناسبي نداشته است. اين وضعيت باعث شده كه برخي خانواده‌ها ناچار شوند هزينه‌هاي تحصيلي فرزندشان را كاهش دهند يا حتي او را از مدرسه خارج كنند. در خانواده‌هاي پرجمعيت، اين مشكل شديدتر است؛ زيرا هزينه‌هاي آموزشي براي چندين فرزند به‌طور همزمان سنگين مي‌شود.

   سياست‌هاي حمايتي  در ايران مغفول مانده‌اند

اين كارشناس اقتصاد خانواده اظهار مي‌دارد: سياست‌هاي حمايتي مي‌تواند نقش مهمي در كاهش بازماندگي از تحصيل داشته باشد. در بسياري از كشورها، برنامه‌هاي حمايت اجتماعي براي خانواده‌هاي كم‌درآمد اجرا مي‌شود تا كودكان از تحصيل بازنمانند. يارانه‌هاي آموزشي، كمك‌هزينه‌هاي مستقيم و بسته‌هاي حمايتي مي‌تواند فشار مالي را كاهش دهد. اما در ايران، اين حمايت‌ها هنوز به اندازه كافي گسترده نيست. اگر دولت بخواهد با بحران بازماندگي از تحصيل مقابله كند، بايد سياست‌هاي رفاهي را تقويت كند. سينا احمدي همچنين به اهميت شفافيت داده‌ها اشاره مي‌كند و مي‌گويد: براي برنامه‌ريزي موثر، بايد اطلاعات دقيق‌تري از وضعيت بازماندگان از تحصيل در دست باشد. مثلا مشخص شود كه اين دانش‌آموزان در كدام مناطق زندگي مي‌كنند، چه عواملي بيشترين تاثير را در ترك تحصيل داشته و چه گروه‌هايي در معرض خطر بيشتري هستند. بدون داده‌هاي دقيق، سياستگذاري بر اساس حدس و گمان خواهد بود.

   نداشتن انگيزه دليل ديگر ترك تحصيل 

اما مساله مهم ديگري نبود انگيزه در بين دانش‌آموزان است. شايد در مقطع ابتدايي مشكلاتي مانند هزينه‌هاي سنگين عامل اصلي باز ماندن از تحصيل باشند، اما در مقاطع بالاتر يك عامل ديگر را نبايد ناديده گرفت. مساله نبود انگيزه در بين دانش‌آموزان كه باعث مي‌شود آنها به راحتي ترك تحصيل كنند.  شايد در بين دانش‌آموزان مقاطع بالاتر هم مشكلات اقتصادي و حضور در بازار كار باعث ترك تحصيل باشد، اما شرايط حاكم بر مدرسه، فضاي خشك و بي‌روح كلاس‌ها و نبود امكان كسب مهارت انگيزه ادامه تحصيل و دستيابي به شرايط اجتماعي بهتر را از آنها مي‌گيرد.  عاطفه حسيني، كارشناس آموزش در اين باره به «تعادل» مي‌گويد: برخي دانش‌آموزان به دليل عدم انگيزه يا احساس بي‌ارتباطي با محيط مدرسه ترك تحصيل مي‌كنند. آموزش بايد جذاب و كاربردي باشد. اگر دانش‌آموز احساس كند آنچه مي‌آموزد به زندگي واقعي‌اش مرتبط است، انگيزه بيشتري براي ادامه تحصيل خواهد داشت. 

او ادامه مي‌دهد: روش‌هاي تدريس سنتي كه بيشتر بر حفظ كردن مطالب تمركز دارند، نمي‌توانند نيازهاي نسل جديد را پاسخ دهند. آموزش بايد مهارت‌محور باشد؛ يعني دانش‌آموز علاوه بر يادگيري مفاهيم، مهارت‌هايي كسب كند كه در زندگي واقعي به كارش بيايد. همچنين، مشاوره‌هاي تحصيلي و حمايت رواني مي‌تواند به دانش‌آموزاني كه دچار بي‌انگيزگي شده‌اند كمك كند. 

اين كارشناس با اشاره به تاثير محيط مدرسه در افزايش انگيزه دانش‌آموزان و نقش مهم آن اظهار مي‌دارد: اگر دانش‌آموز در مدرسه احساس امنيت نكند يا با تبعيض مواجه شود، احتمال ترك تحصيل افزايش مي‌يابد. مدارس بايد محيطي حمايتگر باشند كه در آن دانش‌آموز احساس ارزشمندي كند. اين امر به ماندگاري بيشتر دانش‌آموزان در سيستم آموزشي كمك خواهد كرد.

   با اين روند سال‌ها طول مي‌كشد تا بحران بازماندگي از تحصيل به‌طور كامل برطرف شود

حسيني تاكيد مي‌كند: تحليل‌هاي كارشناسان در اين حوزه و آمارهايي كه منتشر مي‌شود، نشان مي‌دهد كه بحران همچنان پابرجاست. كاهش چهار دهم درصدي بازماندگي از تحصيل، هرچند نشانه‌اي از پيشرفت است، اما سرعت حل مساله بسيار كند به نظر مي‌رسد. اگر روند فعلي ادامه يابد، سال‌ها طول خواهد كشيد تا اين بحران به‌طور كامل برطرف شود. او هشدار مي‌دهد: پيامدهاي بازماندگي از تحصيل تنها به فرد محدود نمي‌شود. جامعه‌اي كه بخشي از كودكانش از آموزش محروم باشند، در آينده با مشكلات بيشتري مواجه خواهد شد. نيروي كار كم‌مهارت، افزايش نابرابري اجتماعي و كاهش رشد اقتصادي از جمله پيامدهاي اين وضعيت است. بنابراين، سرمايه‌گذاري در آموزش نه‌تنها يك ضرورت انساني، بلكه يك ضرورت اقتصادي است. عاطفه حسيني در پايان مي‌گويد: در نهايت، حل بحران بازماندگي از تحصيل نيازمند رويكردي جامع است؛ رويكردي كه شامل حمايت اقتصادي از خانواده‌ها، توسعه مدارس در مناطق محروم، ارتقاي كيفيت آموزش و ايجاد انگيزه براي دانش‌آموزان باشد. بدون چنين سياستي، خطر تداوم اين مشكل همچنان وجود خواهد داشت. آموزش سرمايه‌اي است كه بازده آن در بلندمدت نمايان مي‌شود؛ اما اگر امروز براي آن برنامه‌ريزي نكنيم، هزينه‌هاي آينده بسيار بيشتر خواهد بود.