راهبردی نوین برای تصمیمگیری در بطن اقتصادهای بیثبات
برای دههها، بنیان برنامهریزی راهبردی در بنگاههای اقتصادی بر این فرض بنیادین استوار بود که آینده، امتداد قابل پیشبینی گذشته است.
هیوا میرزایی
فرزین فردیس
برای دههها، بنیان برنامهریزی راهبردی در بنگاههای اقتصادی بر این فرض بنیادین استوار بود که آینده، امتداد قابل پیشبینی گذشته است. مدیران با اتکا به روندهای تاریخی، بودجههای سالانه تدوین میکردند، اهداف میانمدت و بلندمدت مینوشتند و براساس الگوهای نسبتا باثبات بازار، مسیر رشد سازمان را ترسیم میکردند. این منطق در اقتصادهای با ثبات نهادین و تورم پایین، کارآمد و قابل اتکا بود اما واقعیت اقتصاد جهانی در سالهای اخیر این پیشفرض را به چالش کشیده است. همهگیری کرونا، اختلالهای زنجیره تأمین، جنگهای منطقهای، بازگشت سیاستهای حمایتی و تجاری، شوکهای انرژی و افزایش تنشهای ژئوپلیتیک-سیاسی نشان دادند که بیثباتی دیگر یک رخداد مقطعی نیست بلکه به ویژگی ساختاری محیط کسبوکار تبدیل شده است. در چنین شرایطی، برنامهریزی خطی و مبتنی بر یک پیشبینی واحد از آینده، بیش از آنکه راهگشا باشد، میتواند سازمان را در برابر شوکها آسیبپذیرتر کند. برای اقتصاد ایران، این واقعیت حتی پررنگتر است. نوسانات ارزی، محدودیتهای تجاری و مالی، تغییرات ناگهانی مقررات و افق کوتاه تصمیمگیری، محیطی را شکل دادهاند که در آن «قطعیت» تقریبا وجود خارجی ندارد. از اینرو، نیاز به چارچوبی تازه برای تصمیمگیری راهبردی بیش از هر زمان دیگری احساس میشود یعنی چارچوبی که نه بر پیشبینی آینده بلکه بر آمادگی برای آیندههای متفاوت استوار باشد. این همان منطق «راهبرد سناریومحور» است.
تغییر پارادایم از پیشبینی به آمادگی
راهبرد سناریومحور بر این ایده بنا شده است که آینده را نمیتوان با دقت پیشبینی کرد، اما میتوان برای مجموعهای از وضعیتهای محتمل آماده شد. در این رویکرد، سازمان به جای آنکه تمام منابع و تصمیمهای خود را براساس یک تصویر واحد از آینده سامان دهد، چند سناریوی واقعبینانه و معنادار را طراحی میکند و برای هر یک، پاسخهای عملیاتی و مالی مشخصی درنظر میگیرد. این تغییر نگاه، از نظر مفهومی عمیق است. پرسش اصلی دیگر این نیست که کدام پیشبینی درست است، بلکه این است که اگر هر یک از این شرایط رخ دهد، ما چگونه عمل خواهیم کرد. به بیان دیگر، تمرکز از تلاش برای حدس زدن آینده، به سمت طراحی انعطافپذیری سازمانی جابهجا میشود. تجربه شرکتهای بزرگ بینالمللی نشان میدهد سازمانهایی که چنین رویکردی را در ساختار تصمیمگیری خود نهادینه کردهاند، نه تنها در برابر بحرانها کمتر آسیب میبینند، بلکه در بسیاری موارد از دل همان بحرانها فرصتهای رشد خلق میکنند.
ضرورت راهبرد سناریومحور برای کسبوکارهای ایرانی
در بسیاری از اقتصادهای توسعهیافته، سناریوپردازی ابزاری تکمیلی برای مدیریت ریسک است اما در ایران این رویکرد باید به هسته مرکزی تفکر راهبردی تبدیل شود. دلیل این امر آن است که متغیرهای کلیدی موثر بر عملکرد بنگاهها، از نرخ ارز و تورم گرفته تا دسترسی به تأمینکنندگان خارجی و سیاستهای تجاری، همگی در معرض تغییرات ناگهانی و غیرقابل پیشبینی قرار دارند.
چنین محیطی عملا هر نوع استراتژی تکمسیره را با خطر شکست مواجه میکند. بنگاهی که تمام برنامههای سرمایهگذاری، تأمین مالی و توسعه بازار خود را بر پایه یک فرض خوشبینانه از آینده بنا کرده باشد، با اولین شوک دچار اختلال میشود در مقابل، سازمانی که از پیش چند مسیر محتمل را درنظر گرفته و برای هر یک تمهیداتی اندیشیده است، میتواند بدون سردرگمی و با سرعت بیشتری واکنش نشان دهد. در فضای رقابتی امروز، همین سرعت واکنش و توان انطباق، به مزیت رقابتی پایدار تبدیل میشود.
تأثیر راهبرد سناریومحور بر کیفیت تصمیمهای سرمایهای
یکی از مهمترین حوزههایی که از سناریومحوری متأثر میشود، تصمیمهای سرمایهگذاری است. در شرایط عدمقطعیت بالا، سرمایهگذاریهای بزرگ و غیرقابل بازگشت میتوانند ریسک قابلتوجهی برای بنگاه ایجاد کنند. راهبرد سناریومحور به مدیران کمک میکند تا سرمایهگذاریها را به صورت مرحلهای طراحی کنند، نقاط تصمیمگیری میانی تعریف نمایند و امکان بازنگری یا توقف پروژه را در صورت تغییر شرایط حفظ کنند. چنین رویکردی از قفل شدن منابع در پروژههای پرریسک جلوگیری کرده و انعطاف مالی شرکت را افزایش میدهد. همزمان، این چارچوب امکان ارزیابی واقعبینانهتری از بازده پروژهها فراهم میآورد. به جای اتکا به یک پیشبینی خوشبینانه از فروش یا نرخ ارز، مدیران میتوانند عملکرد پروژه را در چند سناریوی متفاوت بسنجند و تصمیمهایی اتخاذ کنند که در طیف وسیعتری از شرایط اقتصادی توجیهپذیر باشند. بدین ترتیب، کیفیت تصمیمهای سرمایهای ارتقا یافته و احتمال خطاهای پرهزینه کاهش مییابد.
افزایش چابکی سازمانی و کاهش زمان واکنش
بحرانها معمولا نه به دلیل نبود راهحل، بلکه به دلیل تاخیر در تصمیمگیری، خسارتبار میشوند. سازمانهایی که در لحظه بحران تازه به دنبال تحلیل وضعیت و طراحی پاسخ هستند، زمان طلایی را از دست میدهند. در مقابل، راهبرد سناریومحور با پیشاندیشی و تمرین ذهنی شرایط مختلف، نوعی آمادگی انعطافپذیری سازمانی ایجاد میکند. هنگامی که نشانههای یک سناریوی خاص ظاهر میشود، سازمان به جای شروع از نقطه صفر، مستقیما به اجرای برنامه از پیش طراحیشده میپردازد. این آمادگی باعث میشود تصمیمها سریعتر، هماهنگتر و مبتنی بر منطق جمعی اتخاذ شوند. در محیطهای پرنوسان، همین چند هفته یا حتی چند روز اختلاف در واکنش، میتواند مرز میان بقا و خروج از بازار باشد.
پیوند سناریومحوری با تابآوری مالی و عملیاتی
راهبرد سناریومحور صرفا یک ابزار تحلیلی نیست بلکه به تغییرات ملموس در ساختار مالی و عملیاتی شرکت منجر میشود. وقتی مدیران ناچار میشوند سناریوهای بدبینانه را نیز جدی بگیرند، به طور طبیعی به تقویت ذخایر نقدی، تنوعبخشی منابع تأمین، کاهش وابستگیهای حیاتی و ایجاد حاشیههای ایمنی عملیاتی توجه بیشتری نشان میدهند. این اقدامات شاید در نگاه اول هزینهزا به نظر برسند اما در عمل نوعی بیمه راهبردی برای سازمان محسوب میشوند. چنین نگاهی بهویژه برای بنگاههای ایرانی اهمیت دارد، زیرا محدودیتهای تأمین مالی و اختلالهای وارداتی میتواند در مدت کوتاهی فعالیت شرکت را متوقف کند. سناریومحوری کمک میکند این آسیبپذیریها پیش از وقوع بحران شناسایی و مدیریت شوند، نه پس از آن. به عنوان نکته پایانی میتوان گفت که اقتصاد امروز، چه در سطح جهانی و چه در ایران، وارد دورهای شده است که در آن ثبات یک استثنا و تغییر قاعده است. در چنین فضایی، مزیت رقابتی دیگر صرفا از کارایی عملیاتی یا کاهش هزینهها حاصل نمیشود، بلکه از توانایی سازمان در انطباق سریع با شرایط متغیر ناشی میگردد. راهبرد سناریومحور دقیقا همین قابلیت را تقویت میکند. بنگاههایی که آینده را تکمسیره و تکبعدی میبینند، ناگزیر غافلگیر خواهند شد، اما سازمانهایی که برای چند آینده موازی محتمل آمادهاند، حتی در دل بحران نیز امکان بقا و رشد دارند. برای کسبوکارهای ایرانی که سالها در محیطی پرریسک فعالیت کردهاند، نهادینهسازی این رویکرد میتواند تجربه پراکنده مواجهه با بحران را به یک توانمندی راهبردی تبدیل کند.در شرایط کنونی اقتصاد کشور ما، مساله اصلی دیگر پیشبینی آینده نیست، بلکه طراحی سازمانی است که در برابر هر آیندهای، توان ایستادگی و پیشروی داشته باشد و راهبرد سناریومحور، پاسخی عملی و مدرن به همین ضرورت است.
