تهديدهاي نظامي و فضای پر ابهام چالش اصلی پیشرفت مذاکرات

ترامپ در محاصره وعده‌هاي ترامپي!

۱۴۰۴/۱۲/۰۳ - ۰۰:۱۵:۲۵
کد خبر: ۳۷۸۱۲۸
ترامپ در محاصره وعده‌هاي ترامپي!

درحالي كه روابط ايران و امريكا بار ديگر در نقطه‌اي حساس قرار گرفته، مجموعه‌اي از تحولات ديپلماتيك و امنيتي باعث شده فضاي سياسي دو كشور در وضعيت تعليق و انتظار قرار بگيرد. طي هفته‌هاي گذشته دو دور مذاكره ميان طرفين انجام شده، اما هنوز زمان مشخصي براي برگزاري دور سوم اعلام نشده و همين بلاتكليفي، گمانه‌زني‌ها درباره آينده مسير گفت‌وگوها را افزايش داده است.

درحالي كه روابط ايران و امريكا بار ديگر در نقطه‌اي حساس قرار گرفته، مجموعه‌اي از تحولات ديپلماتيك و امنيتي باعث شده فضاي سياسي دو كشور در وضعيت تعليق و انتظار قرار بگيرد. طي هفته‌هاي گذشته دو دور مذاكره ميان طرفين انجام شده، اما هنوز زمان مشخصي براي برگزاري دور سوم اعلام نشده و همين بلاتكليفي، گمانه‌زني‌ها درباره آينده مسير گفت‌وگوها را افزايش داده است. همزمان با اين توقف نسبي در روند مذاكرات، لحن تهديدآميز مقام‌هاي امريكايي درباره گزينه نظامي همچنان ادامه دارد؛ موضوعي كه به پيچيدگي فضاي سياسي افزوده و نگراني‌هايي را درباره احتمال تشديد تنش‌ها ايجاد كرده است. در اين ميان، موضع رسمي ايران در قبال مذاكرات نسبتاً شفاف و ثابت بوده است. مقام‌هاي ايراني بارها تاكيد كرده‌اند كه كشور آماده دستيابي به يك توافق «عادلانه، متوازن و روشن» است؛ توافقي كه بتواند نگراني‌هاي طرفين را در چارچوبي مشخص برطرف كند. با اين حال، تهران به‌طور مكرر تصريح كرده كه گفت‌وگوها بايد صرفاً بر محور موضوع هسته‌اي متمركز بماند و ورود به ساير حوزه‌ها، از مسائل منطقه‌اي گرفته تا موضوعات دفاعي، در دستور كار مذاكرات نيست. از نگاه تصميم‌گيران ايراني، گسترش دامنه گفت‌وگوها مي‌تواند روند رسيدن به توافق را پيچيده‌تر و زمان‌برتر كند و حتي اصل امكان تفاهم را زير سوال ببرد. به همين دليل، ايران تلاش كرده با ترسيم خطوط قرمز مشخص، چارچوبي محدود اما قابل مديريت براي ادامه مذاكرات تعريف كند.

در سوي ديگر، فضاي سياسي داخل امريكا نيز يكدست و هماهنگ به نظر نمي‌رسد. هرچند تهديدهاي نظامي از سوي برخي مقام‌ها و جريان‌هاي سياسي همچنان مطرح مي‌شود، اما همزمان صداهاي هشداردهنده‌اي نيز در داخل اين كشور شنيده مي‌شود كه نسبت به پيامدهاي هرگونه درگيري مستقيم با ايران ابراز نگراني مي‌كنند. بخشي از تحليلگران و چهره‌هاي سياسي امريكايي معتقدند ايران را نمي‌توان با ساير پرونده‌هاي سياست خارجي امريكا مقايسه كرد و هرگونه اقدام نظامي عليه آن مي‌تواند به بحراني گسترده و پرهزينه تبديل شود. از ديد اين گروه، ظرفيت‌هاي منطقه‌اي، پيچيدگي‌هاي ژئوپليتيكي و پيامدهاي اقتصادي يك درگيري احتمالي، سناريوي برخورد نظامي را به گزينه‌اي پرريسك براي واشنگتن تبديل مي‌كند. اين هشدارها در شرايطي مطرح مي‌شود كه ايده حمله نظامي با وعده‌ها و شعارهاي پيشين ترامپ نيز در تضاد قرار مي‌گيرد. او در دوره رقابت‌هاي انتخاباتي و در مواضع مختلف سياسي بارها بر اين نكته تاكيد كرده بود كه تمايلي به ورود امريكا به جنگ‌هاي جديد ندارد و سياست خارجي مطلوب خود را بر پايه كاهش درگيري‌هاي پرهزينه تعريف مي‌كند. از اين منظر، طرح گزينه نظامي عليه ايران مي‌تواند به عنوان فاصله گرفتن از همان رويكرد اعلامي تلقي شود و به بحث‌هاي داخلي درباره جهت‌گيري واقعي سياست خارجي امريكا دامن بزند. مجموع اين عوامل باعث شده وضعيت كنوني روابط ايران و امريكا در نقطه‌اي ميان ديپلماسي و فشار قرار گيرد؛ نقطه‌اي كه در آن نه مسير مذاكرات به‌طور كامل مسدود شده و نه چشم‌انداز روشني براي پيشرفت سريع گفت‌وگوها وجود دارد. توقف در تعيين زمان دور سوم مذاكرات، در كنار تداوم ادبيات تهديدآميز، فضايي از عدم قطعيت ايجاد كرده كه بر محاسبات هر دو طرف تاثير مي‌گذارد. در چنين شرايطي، نحوه مديريت اين دوره گذار مي‌تواند نقش تعيين‌كننده‌اي در شكل‌گيري آينده روابط دو كشور داشته باشد؛ آينده‌اي كه همچنان ميان سناريوهاي توافق محدود، تداوم بن‌بست يا افزايش تنش در نوسان است. ايرنا نوشته: آغاز هر نوع درگيري نظامي با ايران، به جنگ تمام عيار منطقه‌اي تبديل خواهد شد و اين مشخص‌ترين نتيجه چنين جنگي است. نتيجه‌اي كه نشان مي‌دهد ترامپ در منطقه خاورميانه هم با حمله نظامي عليه ايران، باز هم به نوعي ديگر با سياست‌هاي اعلامي و اعمالي خود در تعارض است. ايالات‌متحده امريكا سال گذشته شاهد يكي از بزرگ‌ترين قراردادهاي تجاري خود با كشورهاي منطقه بود، رقم‌هاي نجومي قراردادهايي كه ترامپ در عربستان و قطر تنظيم و امضا كرد، بيش از هر چيز براي تحقق، نيازمند ثبات در غرب آسيا است. از اين رو براي بسياري از كشورهاي منطقه هم اين پرسش احتمال بسيار پيش آمده كه اين قراردادها و همكاري‌هاي تجاري در صورت آغاز جنگ منطقه‌اي در اين كشورها چه سرنوشتي پيدا خواهند كرد؟ پرسشي كه پاسخ تلخ آن يكي از مهم‌ترين دلايل تقلاي كشورهاي منطقه براي پيشگيري از هر نوع بحران قابل ارزيابي است. آغاز جنگ عليه ايران با آگاهي از اين مهم كه چنين درگيري محدود نمانده و به تصريح «اميرسعيد ايرواني» سفير و نماينده دايم ايران در سازمان ملل متحد به اين معناست كه كليه پايگاه‌ها، تاسيسات و دارايي‌هاي نيروي متخاصم در منطقه، اهداف مشروع تلقي خواهند شد، در تضادي آشكار با آن چيزي است كه ترامپ سال گذشته در سفر به عربستان و قطر آن را امضا كرد؛ انتخاب تنش به جاي ثبات. تبعات تنش نظامي با ايران در عرصه بين‌المللي هم مي‌تواند به نوعي سياست‌هاي متناقض ترامپ را در مقايسه با ادعاي مصلح بودن وي آشكار كند. رييس‌جمهور امريكا مدعي است توانسته به هشت جنگ در جهان خاتمه دهد و فارغ از ميزان درستي و كيفيت اين ادعا، آغاز جنگي با اين ابعاد در منطقه‌اي آشوب‌زده در راستاي خلاف ادعاي صلح‌طلبي وي بوده و آخرين بخش‌هاي اعتماد جهان به ايالات متحده امريكا را نابود خواهد ساخت. با آغاز شليك هر موشك بخشي از بدنه راي ترامپ هم با آن فرو خواهد ريخت و اين براي سناتورهاي جمهوري‌خواهي كه قرار است امسال از مردم براي ورود به سنا و مجلس نمايندگان راي بگيرند، كابوسي بزرگ است. براساس آنچه از رفتارشناسي انتخاباتي امريكا در سال گذشته ميلادي مي‌توان دريافت، حاميان و پايگاه راي ترامپ چندان يك‌دست نيست و از دستكم دو طيف متنوع در دو سر اين پايگاه قرار دارند؛ گروهي مانند سناتور ليندزي گراهام طرفدار سرسخت گزينه نظامي و قدرت هستند و گروه ديگر از راي‌دهندگان همان ملي‌گرايان طرفدار «اول امريكا» هستند كه وعده عدم درگيري با هيچ كشوري آنها را به پاي صندوق راي و حمايت از ترامپ كشاند. حال اگر ترامپ به سمت گروه نخست كشيده شود، عمده طرفداران خود در گروه دوم را از دست خواهد داد. همزمان رويترز در گزارشي نوشت: ترامپ دستور استقرار شمار قابل‌توجهي از نيروهاي نظامي امريكا در غرب آسيا را در تدارك يك حمله احتمالي چندهفته‌اي عليه ايران صادر كرده است. اگرچه او براي مردم امريكا دقيقا مشخص نكرده است كه چرا ممكن است امريكا را به سمت يكي از تهاجمي‌ترين اقدامات عليه ايران از زمان انقلاب اسلامي سال ۱۹۷۹ سوق دهد. تمركز وسواس‌گونه ترامپ بر ايران موجب شده تا سياست خارجي او كه شامل استفاده گسترده‌تر از زور است، در اولويت قرار گيرد. اين موضوع اغلب مسائل داخلي را تحت‌الشعاع قرار داده است كه طبق نظرسنجي‌هاي براي بيشتر امريكاي‌ها اولويت زيادي دارد.با اين حال، يك مقام ارشد كاخ سفيد به شرط فاش نشدن هويتش گفت كه براي لفاظي‌هاي جنگ‌طلبانه ترامپ، هنوز «حمايت يكپارچه‌اي» در درون دولت براي اقدام عليه ايران وجود ندارد.همچنين اين مقام ارشد به رويترز گفته، مشاوران ترامپ به فكر خودداري از ارسال «پيامي منحرف‌كننده» به راي‌دهندگان مرددي هستند كه دغدغه‌هاي اقتصادي دارند. اين رسانه انگليسي در ادامه نوشت: يك منبع مطلع مي‌گويد مشاوران كاخ سفيد و مقامات كارزار جمهوري‌خواهان مي‌خواهند ترامپ بر اقتصاد تمركز كند -نكته‌اي كه اين هفته به عنوان يكي از مسائل اصلي اين كارزار در جلسه‌اي محرمانه مورد تاكيد قرار گرفت كه اين هفته با تعداد زيادي از اعضاي كابينه و بدون حضور ترامپ برگزار شد. انتخابات ميان‌دوره‌اي در نوامبر تعيين خواهد كرد كه آيا حزب جمهوري‌خواه همچنان كنترل هر دو مجلس كنگره را بر عهده خواهد داشت يا خير. از دست دادن كنترل يكي يا هر دو و واگذار كردن آنها به حزب رقيب چالشي براي ترامپ در سال‌هاي باقي‌مانده از رياست‌جمهوري‌اش ايجاد خواهد كرد. در همين راستا، «راب گادفري» يك استراتژيست جمهوري‌خواه مي‌گويد يك درگيري نظامي طولاني با ايران براي ترامپ و هم‌حزبي‌هايش مخاطره سياسي ايجاد خواهد كرد. در اين سو ايده‌هاي تهران ثابت است. «الكسي ليخاچف» مديركل شركت دولتي روس‌اتم هفته گذشته گفت، اين شركت از نظر فني آماده انتقال اورانيوم غني‌شده با غناي بالا از ايران است و تعيين معيارهاي اين فرآيند به تهران بستگي دارد. ليخاچف اعلام كرد: ما مي‌دانيم كه مذاكرات در قالب‌هاي مختلف در حال انجام است و سناريوهاي مختلفي در مورد سرنوشت محصول اورانيوم غني‌شده با غلظت بالا مورد بحث قرار مي‌گيرد. روسيه تجربه كمك به ايران در موقعيتي مشابه در ۱۰ سال پيش را دارد. براساس اين تجربه، ما آماده‌ايم تا اين كار را انجام دهيم.

يك ديپلمات آگاه به مذاكرات در گفت‌وگو با ايسنا با اشاره به پيشنهادات مختلف براي خروج مواد غني‌شده با غلظت بالا به ويژه اورانيوم تا ۶۰درصد از كشور با تاكيد بر اينكه باقي ماندن مواد هسته‌اي با هر غلظتي در كشور از موضوعات كليدي مدنظر ايران است، گفت: ما در مذاكرات با امريكا بر اين موضع تاكيد كرديم كه مواد هسته‌اي از كشور خارج نمي‌شود. اين ديپلمات با بيان اينكه روسيه همواره در مورد انتقال مواد هسته‌اي ايران اعلام آمادگي كرده، گفت: اما روس‌ها از موضع ايران كه مواد هسته‌اي از ايران خارج نمي‌شود، آگاه هستند. وي گفت كه در صورت توافق در مذاكرات با امريكا حتما اين مواد رقيق مي‌شوند.اين ديپلمات آگاه به مذاكرات همچنين درباره طرح ايجاد كنسرسيوم غني‌سازي در منطقه و مشاركت ايران در اين طرح گفت: فعلا موضوع كنسرسيوم در دستور كار نيست.

وي در رابطه با غني‌سازي در كشور با توجه به خساراتي كه به مراكز غني‌سازي كشور در جنگ ۱۲ روزه وارد شده ضمن تاكيد بر اين مطلب كه درباره غني‌سازي صفر ايران هيچ انعطافي ندارد، گفت: امكان غني‌سازي در ايران حتما وجود دارد. اين ديپلمات كشورمان تاكيد كرد كه در مذاكرات ژنو موضوع غني‌سازي صفر منتفي شد و امريكايي‌ها پذيرفتند كه بايد درباره مكان، سطح و تعداد سانتريفيوژها صحبت كنيم و به تفاهم برسيم؛ چه در مذاكرات با امريكايي‌ها در بهار سال جاري و چه در مذاكرات مسقط و ژنو، ايران محكم بر روي حفظ غني‌سازي در كشور ايستاده است.  در مجموع، شرايط كنوني نشان مي‌دهد روابط ايران و امريكا در وضعيتي شكننده ميان ديپلماسي و بازدارندگي قرار گرفته است؛ از يك‌سو ايران با تأكيد بر آمادگي براي توافقي روشن و محدود به پرونده هسته‌اي تلاش مي‌كند مسير مذاكره را باز نگه دارد و ازسوي ديگر تداوم تهديدهاي نظامي و بلاتكليفي در زمان دور بعدي گفت‌وگوها، فضاي بي‌اعتمادي را حفظ كرده است. همزمان در داخل امريكا نيز هشدارها درباره هزينه‌هاي هرگونه تقابل مستقيم با ايران و تعارض چنين رويكردي با وعده‌هاي پيشين دونالد ترامپ، بر پيچيدگي تصميم‌گيري افزوده است. برآيند اين عوامل حاكي از آن است كه آينده روابط دو كشور بيش از هر زمان ديگري به نحوه مديريت اين دوره حساس وابسته است؛ دوره‌اي كه مي‌تواند يا به احياي تدريجي مسير گفت‌وگو منجر شود يا زمينه‌ساز افزايش تنش‌ها گردد.