چگونه اينترنت ماهواره‌اي مي‌تواند انحصار اتصال را بشكند و معادلات بازار ارتباطات ايران را تغيير دهد؟

استارلينك و تولد يك زيرساخت موازي

۱۴۰۴/۱۲/۰۲ - ۰۱:۲۲:۱۸
کد خبر: ۳۷۸۰۱۵
استارلينك و تولد يك زيرساخت موازي

استارلينك ديگر يك پديده حاشيه‌اي نيست؛ نشانه‌هاي ميداني و برآوردهاي فني نشان مي‌دهد حتي با ورود حدود ۶ هزار پايانه قاچاق، اين فناوري در حال تبديل شدن به يك زيرساخت موازي در ايران است.

استارلينك ديگر يك پديده حاشيه‌اي نيست؛ نشانه‌هاي ميداني و برآوردهاي فني نشان مي‌دهد حتي با ورود حدود ۶ هزار پايانه قاچاق، اين فناوري در حال تبديل شدن به يك زيرساخت موازي در ايران است. زيرساختي كه اگر روند كنوني ادامه يابد، نه‌تنها بخشي از پهناي باند حياتي كشور را تأمين مي‌كند، بلكه معادلات قدرت، اقتصاد و تنظيم‌گري در بازار ارتباطات را نيز بازنويسي خواهد كرد. بر اساس گزارش‌هاي منتشرشده، حدود ۶ هزار پايانه از شبكه استارلينك وارد ايران شده است. اگرچه اين عدد در مقياس جمعيت ۹۲ ميليوني كشور ناچيز به نظر مي‌رسد، اما در منطق اقتصاد شبكه، همين مقدار مي‌تواند نقطه عطفي تعيين‌كننده باشد. هر پايانه نسل سوم استارلينك به‌طور ميانگين ظرفيتي در حدود ۱۵۰ مگابيت بر ثانيه دارد. بر اين اساس، ۶ هزار كيت مي‌توانند ظرفيتي نزديك به ۹۰۰ گيگابيت بر ثانيه (حدود ۰.۹ ترابيت) ايجاد كنند. در شرايطي كه محدوديت زيرساخت بين‌الملل كشور حدود ۱۱ ترابيت برآورد مي‌شود، اين ميزان عملاً مي‌تواند بين ۸ تا ۱۰ درصد از ترافيك حياتي كشور را خارج از چارچوب شبكه رسمي تأمين كند؛ آن هم بدون اعمال فيلترينگ و محدوديت‌هاي مرسوم. به بيان ديگر، با وجود سهم عددي اندك، اثر ساختاري اين پايانه‌ها قابل توجه است؛ زيرا يك مسير مستقل و خارج از كنترل سنتي را براي دسترسي به اينترنت فراهم مي‌كنند.

 

جابه‌جايي تقاضا؛ از كيفيت به دسترسي

تجربه قطعي گسترده اينترنت در دي ۱۴۰۴ و پس از آن حذف برخي پروتكل‌ها، افت كيفيت و تشديد فيلترينگ، يك تغيير بنيادين در رفتار كاربران ايجاد كرد. تقاضاي بازار از «اينترنت باكيفيت» به «هر نوع دسترسي پايدار» جابه‌جا شد. در چنين فضايي، كاربران حرفه‌اي و كسب‌وكارها بيش از آنكه به سرعت اسمي اهميت دهند، به ثبات اتصال و امكان دسترسي بدون اختلال توجه مي‌كنند. در حال حاضر بخش بزرگي از ترافيك كشور از مسير VPNها عبور مي‌كند؛ وضعيتي كه نه از نظر فني پايدار است و نه از نظر اقتصادي بهينه. شكل‌گيري يك شبكه مبتني بر پايانه‌هاي استارلينك، به‌ويژه اگر از طريق راديوهاي وايرلس در محلات توزيع شود، مي‌تواند هزاران اپراتور خرد ايجاد كند كه اينترنت ماهواره‌اي را به‌صورت محلي عرضه مي‌كنند. در اين سناريو، هر پايانه عملاً به يك ISP كوچك تبديل مي‌شود و يك «شبكه سايه» در كنار شبكه رسمي شكل مي‌گيرد. قدرت اين شبكه در غيرمتمركز بودن آن است. توزيع پراكنده در صدها شهر و هزاران محله، كنترل متمركز را دشوار مي‌كند و لايه توزيع اينترنت را از انحصار خارج مي‌سازد.

 

سناريوي ۲۰ هزار پايانه پوشش ۱،۵ ميليون كاربر

اگر تعداد پايانه‌هاي فعال به ۲۰ هزار دستگاه برسد، ظرفيت ورودي اينترنت ماهواره‌اي به حدود ۳ ترابيت بر ثانيه افزايش خواهد يافت. با فرض توزيع اين ظرفيت با كيفيتي مشابه ADSLهاي ۱۶ مگابيتي و در نظر گرفتن ضريب اشتراك متعارف، هر پايانه مي‌تواند ده‌ها كاربر را پوشش دهد. در يك سناريوي بهينه، ۲۰ هزار كيت مي‌توانند به بيش از ۱.۵ ميليون كاربر فعال، سرويس پايدار ۱۶ مگابيتي ارايه دهند. اين رقم معادل پوشش بخش مولد اقتصاد ديجيتال كشور است؛ برنامه‌نويسان، تحليل‌گران، طراحان، تريدرها و استارتاپ‌هايي كه ستون فقرات ارزش‌آفريني آنلاين را تشكيل مي‌دهند. در سناريوهاي بزرگ‌تر كه از ارقام ۱۰۰ هزار IP سخن گفته مي‌شود، ظرفيت بالقوه مي‌تواند به سطوحي برسد كه عملاً يك زيرساخت موازي ملي ايجاد شود.

 

شكاف سود و معيشت چرا بازدارندگي كار نمي‌كند؟

قيمت يك كيت استاندارد استارلينك در بازارهايي مانند دبي حدود ۲۶۰۰ درهم است، اما در ايران گاه تا چند برابر فروخته مي‌شود. اين اختلاف قيمت، يك «پريميوم ريسك» ايجاد كرده كه قاچاق و توزيع غيررسمي را سودآور مي‌كند. وقتي حاشيه سود واردات غيرقانوني به ارقام نجومي مي‌رسد، جرم‌انگاري شديد الزاماً بازدارنده نيست؛ بلكه به افزايش قيمت و جذابيت اقتصادي منجر مي‌شود. از سوي ديگر، معيشت ميليون‌ها نفر در اكوسيستم تجارت الكترونيكي به كيفيت و پايداري اينترنت وابسته است. براي بسياري از فعالان اين حوزه، استارلينك نه يك انتخاب لوكس بلكه ابزاري براي بقا است. در چنين شرايطي، حتي برچسب‌هاي امنيتي نيز كاركرد پيشين خود را از دست مي‌دهند، زيرا امنيت اقتصادي و استمرار درآمد براي كاربران در اولويت قرار مي‌گيرد.

 

بازار ۲۰۰ همتي و خطر كارتل پهناي باند

برآورد مي‌شود بازار سياه فيلترشكن در ايران گردش مالي ده‌ها هزار ميليارد توماني داشته باشد. استارلينك مي‌تواند بازاري چند برابر ايجاد كند؛ زيرا علاوه بر حذف هزينه VPN، دو مزيت كليدي «دسترسي» و «كيفيت» را هم‌زمان ارايه مي‌دهد. در چنين بازاري، خطر شكل‌گيري كارتل‌هاي توزيع پهناي باند و نفوذ شبكه‌هاي غيررسمي به لايه‌هاي تصميم‌گيري وجود دارد. اينترنت آزاد به كالايي طبقاتي تبديل مي‌شود؛ هرچه توان مالي بيشتر، دسترسي امن‌تر و بدون محدوديت‌تر. اين وضعيت مي‌تواند شكاف ديجيتال را تعميق كند و نابرابري در دسترسي را به سطح جديدي ببرد.

اتصال مستقيم به اقتصاد جهاني

دسترسي پايدار و بدون اختلال به اينترنت جهاني، به معناي اتصال مستقيم به بازار كار بين‌المللي است. پلتفرم‌هايي مانند Upwork و Malt بخشي از بازاري چند تريليون دلاري را شكل مي‌دهند كه نيروي كار ايراني مي‌تواند در آن سهم داشته باشد. براي يك فريلنسر يا تريدر، قطعي چندساعته اينترنت مي‌تواند به معناي از دست رفتن قرارداد يا زيان مالي باشد. اتصال ماهواره‌اي پايدار، ريسك مسدود شدن حساب‌ها به دليل تغييرات ناگهاني IP يا قطع ارتباط را كاهش مي‌دهد و امكان دريافت درآمد ارزي با هزينه واسطه كمتر را فراهم مي‌كند. در اين معنا، استارلينك فقط ابزار وب‌گردي نيست؛ پلي است به اقتصاد جهاني و فرصتي براي افزايش بهره‌وري نيروي كار متخصص.

 

زوال تدريجي اپراتورهاي داخلي؟

خروج كاربران حرفه‌اي از شبكه رسمي، جريان نقدي اپراتورها را تحت فشار قرار مي‌دهد. مدل اقتصادي اپراتورهاي داخلي بر فروش پهناي باند و خدمات ارزش افزوده استوار است. اگر كاربران پيشران و پرمصرف به شبكه موازي مهاجرت كنند، هزينه‌هاي ثابت نگهداري زيرساخت بر دوش تعداد كمتري كاربر تقسيم مي‌شود و سودآوري كاهش مي‌يابد. در بلندمدت، اين روند مي‌تواند اپراتورها را به مجموعه‌هايي وابسته به يارانه تبديل كند. از سوي ديگر، تمايل كاربران استارلينك به استفاده از سرويس‌هاي جهاني، اقتصاد پلتفرم داخلي را نيز تحت تأثير قرار مي‌دهد. واقعيت آن است كه استارلينك محصول خلأ در كيفيت، ثبات و اعتماد است. تا زماني كه اينترنت داخلي نتواند نيازهاي حرفه‌اي و كرامت كاربران را تأمين كند، پايانه‌هاي ماهواره‌اي بر پشت‌بام‌ها افزايش خواهند يافت. راهكار پايدار نه در تقابل فيزيكي بلكه در رقابت كيفي و اصلاح تنظيم‌گري است. سرمايه‌گذاري واقعي در توسعه فيبر نوري، كاهش محدوديت‌هاي غيرضروري و پذيرش اين واقعيت كه اتصال آزاد يك نياز اقتصادي است، مي‌تواند از گسترش شبكه سايه بكاهد. در سطح كلان، ديپلماسي فناوري و مذاكره براي پذيرش مشروط اين فناوري به عنوان مكمل شبكه ملي، گزينه‌اي واقع‌گرايانه‌تر از ناديده گرفتن يا صرفاً جرم‌انگاري آن است. در غير اين صورت، استارلينك از يك پديده حاشيه‌اي به زيرساختي استراتژيك و موازي تبديل خواهد شد؛ زيرساختي كه قواعد بازي در اقتصاد ديجيتال ايران را بازتعريف مي‌كند.