وضعيت برزخي بازار سرمايه
بازار سرمايه اين روزها بيش از هر زمان ديگري تحتتاثير ريسكهاي غيراقتصادي قرار گرفته است؛ ريسكهايي كه در راس آنها، سايه تنشهاي سياسي و احتمال وقوع جنگ در منطقه ديده ميشود.

بازار سرمايه اين روزها بيش از هر زمان ديگري تحتتاثير ريسكهاي غيراقتصادي قرار گرفته است؛ ريسكهايي كه در راس آنها، سايه تنشهاي سياسي و احتمال وقوع جنگ در منطقه ديده ميشود. مهمترين خطري كه در مقطع فعلي بورس تهران را تهديد ميكند، نه متغيرهاي بنيادين اقتصادي، بلكه نااطميناني ناشي از تحولات ژئوپليتيك و به ويژه احتمال درگيري نظامي است. اين درحالي است كه از منظر ارزشگذاري، بازار سهام الزاما در وضعيت گراني قرار ندارد. حتي باوجود رشد نرخ سود ابزارهاي درآمد ثابت تا محدوده ۳۹ و ۴۰درصد، همچنان ميتوان سهام ارزندهاي در بازار پيدا كرد. تغييرات ساختاري در نظام ارزي، از جمله حذف دلار نيما و انتقال ارز شركتهاي صادراتمحور به تالار دوم، موجب شده است كه سودآوري بسياري از بنگاهها تقويت شود و نسبتهاي مالي جذابي همچون P/E دو تا سه واحدي در برخي نمادها مشاهده شود؛ آنهم در كنار تقسيم سودهاي مناسب. با اين حال، واقعيت بازار چيز ديگري را نشان ميدهد. كاهش محسوس ارزش معاملات خرد و افت تمايل معاملهگران به خريد سهام، گواهي بر فضاي ترديد و انتظار حاكم بر بورس است. سرمايهگذاران در شرايطي قرار گرفتهاند كه تصوير روشني از آينده كوتاهمدت منطقه، به ويژه در افق يكي، دو ماهه ندارند. تداوم تنشهاي سياسي در خاورميانه و احتمال تكرار درگيري عاملي است كه دستكم در بعد رواني، مانع از بازگشت اعتماد به بازار شده است. در چنين فضايي، اگر فرض وقوع جنگ تقويت شود، طبيعي است كه بازار سهام با فشار فروش و حتي ريزش بيشتر مواجه شود، چراكه در شرايط بحران، نقدينگي معمولا به سمت داراييهاي امنتر حركت ميكند. با اين حال، برخي تحليلگران معتقدند در صورت وقوع درگيري، اين جنگ لزوما كوتاهمدت خواهد بود و پس از فروكش كردن هيجانات اوليه و بازگشت ثبات نسبي، بازار سهام ميتواند مجددا به مسير تعادلي خود بازگردد. حتي در اين سناريو، منفيهاي ابتدايي بيشتر جنبه هيجاني خواهند داشت و الزاما به معناي تخريب بنيادهاي بازار نيستند. ازسوي ديگر، اگر سايه جنگ از سر بازار برداشته شود و ابهام سياسي كاهش يابد، بازار سهام دليلي براي تداوم ريزش نخواهد داشت. بسياري از متغيرهاي بنيادي ازجمله سودآوري شركتها، نرخ ارز موثر بر درآمد صادراتي و سطح فعلي قيمتها، ظرفيت بهبود و حتي رشد بازار را فراهم كردهاند. آنچه امروز بيش از هر چيز به بازار آسيب ميزند، وضعيت «برزخي» فعلي است؛ حالتي كه نه وقوع جنگ قطعي شده و نه احتمال آن كاملا منتفي است. اين بلاتكليفي، بدترين سناريو براي بازار سرمايه محسوب ميشود. سهامداران و سرمايهگذاران در چنين فضايي قادر به تصميمگيري منطقي نيستند و ترجيح ميدهند در حاشيه بمانند. به نظر ميرسد با شفافتر شدن چشمانداز سياسي و تعيين تكليف ريسك جنگ، امكان تصميمگيري آگاهانهتر و بازگشت تدريجي نقدينگي به بازار سهام فراهم شود؛ امري كه ميتواند آغازگر دورهاي كمابهامتر براي بورس تهران باشد.
