فضاي مهآلود بازار سرمايه
بازار سرمايه اين روزها در يكي از مهآلودترين و مبهمترين مقاطع خود قرار دارد؛ شرايطي كه در آن، اخبار و متغيرهاي غيراقتصادي نقشي تعيينكنندهتر از تحليلهاي كلاسيك مالي ايفا ميكنند. پرسش اصلي فعالان بازار اين است كه آيا امكان بازگشت روند صعودي به بورس وجود دارد يا بايد خود را براي افتهاي بيشتر آماده كرد؟

بازار سرمايه اين روزها در يكي از مهآلودترين و مبهمترين مقاطع خود قرار دارد؛ شرايطي كه در آن، اخبار و متغيرهاي غيراقتصادي نقشي تعيينكنندهتر از تحليلهاي كلاسيك مالي ايفا ميكنند. پرسش اصلي فعالان بازار اين است كه آيا امكان بازگشت روند صعودي به بورس وجود دارد يا بايد خود را براي افتهاي بيشتر آماده كرد؟
واقعيت آن است كه تحليلهاي موجود، بيش از هر زمان ديگري تكراري شدهاند. ريسكهاي سيستماتيك، بهويژه ريسكهاي سياسي و ژئوپليتيكي، همچنان سايه سنگيني بر سر معاملات بازار سرمايه انداختهاند و همين موضوع، طي هفتهها و ماههاي اخير، خروج محسوس نقدينگي از بازار را رقم زده است. نتيجه اين وضعيت، تضعيف تقاضا و افزايش احتياط سرمايهگذاران بوده؛ احتياطي كه خود را در كاهش ارزش معاملات و بيرمق شدن جريان پول نشان ميدهد.
در چنين فضايي، نماگر اصلي بازار بار ديگر به زير مرز ۴ ميليون واحد عقبنشيني كرده است. اين افت، اگرچه از منظر عددي قابل توجه است، اما بيش از آنكه ناشي از ضعف بنيادين شركتها باشد، ريشه در نااطمينانيهاي كلان دارد. به بيان ديگر، بازار نه با بحران سودآوري بنگاهها، بلكه با بحران اعتماد دستوپنجه نرم ميكند.
از منظر ارزندگي، ترديدي در جذابيت نسبي قيمتها وجود ندارد. ميانگين نسبت قيمت به سود آيندهنگر (P/E Forward) بازار سرمايه براي سال آتي، به زير ۵ واحد رسيده است؛ رقمي كه در مقايسه با ميانگينهاي تاريخي، كمسابقه و حتي ميتوان گفت بيسابقه است. اين شاخص به وضوح نشان ميدهد كه بازار از منظر سودسازي شركتها، در سطوح ارزندهاي قرار گرفته و بسياري از سهمها با تخفيفهاي قابل توجهي معامله ميشوند.با اين حال، ارزندگي به تنهايي تضمينكننده بازگشت روند صعودي نيست. آنچه امروز بيش از هر شاخص ديگري بايد رصد شود، وضعيت نقدينگي و ارزش معاملات است. تجربه بازار سرمايه بارها نشان داده كه بدون ورود پول جديد، حتي ارزندهترين بازارها نيز ميتوانند براي مدت طولاني در ركود يا نوسان فرسايشي باقي بمانند.
در شرايط فعلي، نشانههاي پايداري و ثبات در متغيرهاي كلان به چشم نميخورد. تا زماني كه فضاي سياسي و اقتصادي با نااطميناني همراه باشد، نميتوان انتظار ورود معنادار نقدينگي به بازار داشت. حتي در سناريويي خوشبينانه كه نقش حمايتي متوليان بازار پررنگتر شود، محتملترين حالت، دنبال شدن يك بازار نوساني و كمرمق است، نه آغاز يك روند صعودي قدرتمند. در مقابل، اگر ريسكهاي سيستماتيك تشديد شوند يا شوكهاي منفي جديدي به بازار وارد شود، احتمال افت بيشتر شاخصها نيز دور از ذهن نخواهد بود.
از اينرو، فعالان بازار ناگزيرند بيش از هر زمان ديگري، نگاه خود را به تحولات بيروني و اخبار كلان معطوف كنند.در مجموع، بازار سرمايه در نقطهاي ايستاده كه مسير آينده آن بيش از تحليلهاي بنيادي، به ثبات يا بيثباتي فضاي كلان گره خورده است. بازگشت اعتماد، كليد اصلي تغيير فاز بازار خواهد بود؛ كليدي كه فعلا نشانهاي جدي از چرخيدن آن ديده نميشود.
