هر ايراني چه ميزان آب پنهان مصرف مي‌كند؟

۱۴۰۴/۱۱/۲۷ - ۰۰:۴۱:۰۸
کد خبر: ۳۷۷۳۵۴

شايد زماني كه درباره كاهش مصرف آب و استفاده بهينه از آن حرف مي‌زنيم، تنها به اين نكته توجه كنيم كه بايد شير آب را كمتر باز كنيم تا آب كمتري به هدر رود، اما بايد بدانيم كه مي‌توانيم به‌طور غيرمستقيم هم در مصرف آب صرفه‌جويي كنيم، اما چگونه؟ به گزارش ايسنا، آب يكي از منابع ارزشمند و حياتي در زندگي روزمره افراد بوده و تصور نبود يا حتي كاهش اين ماده حياتي هم بسيار دشوار است.

شايد زماني كه درباره كاهش مصرف آب و استفاده بهينه از آن حرف مي‌زنيم، تنها به اين نكته توجه كنيم كه بايد شير آب را كمتر باز كنيم تا آب كمتري به هدر رود، اما بايد بدانيم كه مي‌توانيم به‌طور غيرمستقيم هم در مصرف آب صرفه‌جويي كنيم، اما چگونه؟ به گزارش ايسنا، آب يكي از منابع ارزشمند و حياتي در زندگي روزمره افراد بوده و تصور نبود يا حتي كاهش اين ماده حياتي هم بسيار دشوار است. همه افراد از آب به اشكال مختلفي استفاده مي‌كنند. در نوشيدن، پخت و پز و شست‌وشو معمولا آب زيادي مصرف مي‌شود، اما بايد بدانيم كه، در توليد غذا، كاغذ، لباس و تقريبا هر محصول ديگري از آب استفاده مي‌شود. اما آب‌هاي آشكار و روان، گاهي باعث فراموشي بخش مهمي از آب مي‌شوند كه به عنوان آب پنهان يا مجازي مطرح است. اين آب براي رشد، توليد و حمل و نقل محصولاتي است كه از آنها استفاده مي‌كنيم. آب پنهان يا آب مجازي، آبي است كه در مراحل مختلف تهيه، توليد و ارايه يك محصول (غذا، كالا، انرژي يا خدمات) به صورت مستقيم يا غيرمستقيم استفاده مي‌شود. اين اصطلاح را پرفسور توني آلن در سال ۱۹۹۳ معرفي كرد و بررسي‌هاي انجام شده وي در اين باره بسيار موثر بوده است. تا آنجا كه اين موضوع، در سال ۲۰۰۸ برنده جايزه روز جهاني آب شد. مصرف آب علاوه بر بعد ظاهري، يك بعد پنهاني هم دارد كه هرچند ميزان آن قابل توجه است اما كمتر مورد توجه قرار مي‌گيرد. تحقيقات آماري در بسياري از كشورها نشان مي‌دهد كه ميانگين مصرف روزانه آب براي هر نفر حدود ۳۰۰ ليتر و مصرف نهان آب براي هر نفر حدود ۶۰۰۰ ليتر است كه بيشترين حجم مصرفي از اين ۶۰۰۰ ليتر در حمام استفاده مي‌شود. هر فرد علاوه‌بر نوشيدن آب، مصرف‌هاي نهاني نيز دارد؛ به‌طور مثال در يك استحمام هشت دقيقه‌اي از ۶۲ ليتر آب داغ استفاده مي‌شود كه در مقايسه، در يك استحمام متوسط ميزان آب مورد استفاده تقريبا ۸۰ ليتر است كه همين موضوع اهميت مديريت مصرف در بخش‌هاي مختلف را نشان مي‌دهد. علاوه‌ بر اين، ماشين لباسشويي در هر بار شست‌وشو معادل ۳۰ بطري يك و نيم ليتري آب مصرف مي‌كند، به همين دليل لازم است به منظور كاهش مصرف آب از حداكثر ظرفيت استفاده شود. از سوي ديگر، در توليد بسياري از مواد غذايي همچون هندوانه آب زيادي مصرف مي‌شود و اين در شرايطي است كه بر اساس آمار هزاران تن هندوانه از ايران صادر مي‌شود. تحقيقات ثابت كرده هر كيلوگرم هندوانه ۴۰۰ ليتر آب مجازي در خود دارد. علاوه‌ بر اين، هر كيلوگرم برنج ۳۰۰۰ ليتر آب مجازي دارد؛ يعني يك بشقاب متوسط برنج ۷۵۰ ليتر آب دارد. هر كيلوگرم ذرت ۹۰۰ ليتر، هر كيلوگرم گندم ۱۳۵۰ ليتر، يك ليتر شير ۱۰۰۰ ليتر و هر كيلوگرم گوشت قرمز معادل ۱۶۰۰۰ ليتر آب مجازي دارد. همچنين از هر برگ ۱۰ ليتري كاغذ تا يك بشقاب ۱۷۵۰ ليتري قرمه‌سبزي، از يك لپ‌تاپ ۶۰۰۰ ليتري تا يك بستني ۳۰۰ ليتري را بايد بهينه و صرفه‌جويانه مصرف كنيم. براي توليد يك پرس برنج ۶۸۰ ليتر آب معادل ۴۵۰ بطري آب‌معدني مصرف مي‌شود، علاوه بر اين براي توليد هر نان سنگك معادل ۲۰۰ ليتر آب و براي توليد يك كاغذ A۴ بالغ بر ۱۰ ليتر آب به ميزان شش بطري آب معدني مصرف مي‌شود. درحالي كه ميزان مصرف آب در ايران حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد فراتر از ميانگين جهاني است، بر اساس اعلام بانك جهاني، سرانه مصرف آب خانگي براي كشورهاي بياباني مانند ايران بايد ۷۰ ليتر در شبانه‌روز باشد، اما اكنون اين ميزان ۱۵۵ ليتر است. در اين راستا يك دقيقه كم كردن زمان استحمام، معادل ۶۰۰ ليتر صرفه‌جويي در هر ماه را در بر دارد و بايد به اين مساله توجه كرد كه بين ۸۰ تا ۹۰ درصد آب مصرفي كشور براي توليد محصولات كشاورزي مصرف مي‌شود كه ۳۰ درصد از اين محصولات در مراحل مختلف توليد تا مصرف هدر مي‌رود. حدود ۶۵ درصد از آب مصرفي در توليد مواد غذايي استفاده مي‌شود. بخش بسيار زيادي از آب‌هاي پنهان كه حدود ۷۰ درصد است از كشوري به كشور ديگر با ورود محصولات مختلف منتقل مي‌شود. براي مثال، در توليد يك كيلو گوشت گاو به آب فراواني نياز است. براي رشد علف، تغذيه و آب آشاميدني براي حيوان در طول زندگي و همچنين پردازش و بسته‌بندي گوشت، به آب فراواني نياز است. البته مقدار آب پنهان كه سازمان‌هاي مختلف براي توليد محصولات معرفي مي‌كنند، اندكي متفاوت است، اما همه اين ارقام نشان‌دهنده اين مطلب است كه تا مقدار آب زيادي براي توليد يك محصول نياز است. به عنوان مثال، محققان عنوان كردند: براي توليد يك كيلوگرم گندم ۱۳۰۰ ليتر آب مصرف شده است و زماني كه اين محصول به كشوري صادر مي‌شود، به همراه آن، آب هم صادر مي‌شود يا در توليد يك قاشق برنج (۲۸۰ گرم) در حدود ۹۵ ليتر، يك تخم‌مرغ (۲۳۰ گرم) ۱۲۵۰ ليتر، يك همبرگر در حدود ۲۴۰۰ ليتر آب و همچنين يك فنجان قهوه، حدود ۱۴۰ ليتر آب مجازي استفاده شده است. آب مجازي نشان مي‌دهد كه همه آب مصرف شده در محصول نهايي ديده نمي‌شود و فقط اندكي از آن در محصول نهايي يافت مي‌شود. نگراني‌ها و مسائل مربوط به كاهش آب، منجر به توسعه مفاهيم جديد شده كه يكي از اين مفاهيم، همان آب مجازي است. در مناطق نيمه‌خشك و خشك، دانستن ارزش آب مجازي از يك محصول يا خدمات مفيد است و مي‌تواند باعث شود كه بهترين استفاده از آب را داشته باشند. اگرچه آب فراواني در زمين وجود دارد، اما تمام اين آب براي انسان و ديگر اهداف او قابل استفاده نيست و آب شيرين اكنون بزرگ‌ترين مشكل كشورهاي جهان است. از مهم‌ترين موارد موثر در ميزان آب مصرفي كالاها، شرايط اقليمي و فرهنگي، مكان توليد، مديريت و برنامه‌ريزي است كه در مناطق مختلف جهان متفاوت است.از آنجايي كه سفره‌هاي آب زيرزميني ديگر آب كافي ندارند، بايد از كشت محصولات پرآب در بخش كشاورزي خودداري شود. همچنين، توليد محصولاتي نظير فولاد در مناطقي باشد كه منابع آبي آن منطقه براي توليد كافي باشد. اما چرا بايد مقدار آب مصرف شده در توليد محصولات مختلف را بدانيم؟بسياري از جوامع در سراسر جهان با مشكل كمبود آب، بهداشت و راه دسترسي مواجه هستند. غذا نيز از مهم‌ترين منابع مصرف آب مجازي است. شناخت و مديريت صحيح مصرف آب مجازي اهميت كليدي براي مديريت پايدار آب دارد. دانستن مقدار مصرف آب مجازي به سياستگذاران كمك مي‌كند تا ارتباط بين توليد و مصرف را تشخيص دهند و بتوانند از اين طريق در مصرف آب صرفه‌جويي كنند. كشورها مي‌توانند براي كاهش مصرف آب مجازي، محصولاتي كه آب زيادي در فرآيند تشكيل آنها استفاده مي‌شود را توليد نكنند و از ديگر كشورها وارد كنند تا به نوعي در مصرف آب صرفه‌جويي شود. در واقع به منظور كاهش فشار بر منابع آبي، به‌طور غير مستقيم آب را وارد و از اين طريق بحران كم‌آبي را مديريت كنند. براي مقابله با اين مشكل برخي كشورها، تمام غلات مورد نياز را از ديگر كشورها وارد مي‌كنند. البته بايد بدانيم كه نوع تجارت جهاني آب مجازي منجر به وابستگي به كشورهاي ديگر خواهد شد. طرفداران آب مجازي معتقدند كه مديريت تقاضا در مقايسه با مديريت عرضه نشان مي‌دهد كه بايد به مديريت عرضه توجه كافي شود. مديريت تقاضاي مصرف‌كننده از طريق آموزش، اطلاع‌رساني و برچسب زدن مي‌تواند انجام شود، زيرا مصرف‌كنندگان و مسوولان بايد رابطه بين توليد و مصرف را بدانند. توجه به ميزان آب مصرفي مواد غذايي مختلف در برخي موارد به نفع اوضاع اقتصادي خانوار است، صرفه‌جويي در مصرف مواد غذايي و كالاها نيز به نوعي مصداق صرفه‌جويي در مصرف آب است، چرا كه از هدر رفتن آب استفاده شده جهت توليد اين اقلام و لزوم استفاده حجم بيشتري از آب براي توليد بيشتر جلوگيري مي‌شود. هرچند شرايط اقليمي و فرهنگي، مكان توليد، مديريت و برنامه‌ريزي در ميزان و حجم آب مجازي هر كالا موثر است و قطعا مقدار آن در مورد يك كالا در مناطق مختلف جهان متفاوت است، ولي نگاهي به متوسط جهاني برخي از اقلام مي‌تواند افق ديد ما را گسترش دهد. امروزه اهميت و جايگاه آب در بحث توسعه پايدار، بر كسي پوشيده نيست. در مناطق خشك و نيمه خشك جهان كه كشور ما هم در شمار آن مناطق قرار دارد، مديريت صحيح و بهينه آب (به ويژه آب كشاورزي كه بيش از ۹۰ درصدآب قابل استحصال كشور در اين بخش مصرف مي‌شود) اهميتي مضاعف مي‌يابد. در اين راستا، مفاهيم متعددي ارايه شده و هر يك برآنند تا از منظري متفاوت ميان توليد و مصرف آب رابطه‌اي برقرار كنند كه يكي از اين مفاهيم «آب مجازي» است. با توجه به بحران شديد كمبود آب در سطح جهان به ويژه در سال‌هاي اخير، مفهوم آب مجازي در بسياري از كشورها براي برنامه‌ريزي و سياستگذاري‌هاي كلان اقتصادي و كشاورزي از اهميت زيادي برخوردار شده است و چون امكان تجارت آب به لحاظ حجم و قيمت آن وجود ندارد، كشورهاي كم آب و پرجمعيت جهان، سرانجام مجبور شده‌اند كه در بحث صادرات و واردات كالاها با در نظر گرفتن ميزان آب مجازي مصرفي آنها، تمهيدات مناسبي به كار گيرند و خود را از توليد محصولات آب دوست كه منجر به فشار بر منابع آبي كشور مي‌شود، آزاد و رها سازند. به گفته كارشناسان‌ در يك تعريف كمّي دقيق‌تر از آب مجازي عمدتا دو رويكرد متفاوت پيشنهاد و به كار گرفته شده است: در رويكرد اول، محتواي آب مجازي به صورت حجم آبي كه در واقعيت براي توليد محصول مورد استفاده قرار مي‌گيرد، تعريف مي‌شود؛ مشكلي كه در اين رويكرد وجود دارد، وابستگي حجم آب مصرفي به شرايط توليد از قبيل زمان و مكان توليد و راندمان مصرف آب است. به عنوان مثال مقدار آب مورد نياز براي توليد يك كيلوگرم دانه در يك كشور خشك، دو يا سه برابر بيشتر از مقدار آب مورد نياز براي توليد همان مقدار دانه در يك كشور مرطوب است. در رويكرد دوم از ديدگاه مصرف‌كننده به جاي توليد‌كننده استفاده شده و محتواي آب مجازي يك محصول به صورت زير تعريف مي‌شود: مقدار آبي كه براي توليد محصول در محلي كه محصول مورد نياز است، لازم باشد.  اين تعريف به‌طور ويژه با اين سوال مرتبط است كه اگر به جاي توليد يك محصول در كشور، آن را از خارج از كشور وارد كنيم، چه مقدار در مصرف آب صرفه جويي خواهد شد؟ در اين رويكرد، يك مشكل مطرح مي‌شود و آن زماني است كه به علت شرايط اقليمي يك كشور، امكان توليد يك محصول در داخل كشور وجود نداشته باشد و تنها از خارج از كشور وارد شود؛ به عنوان مثال محتواي آب مجازي برنج در هلند كه در داخل كشور توليد نشده و تنها وارد مي‌شود، چه مقدار است؟ بررسي و ارزيابي مقدار آب مجازي يك كالا يا محصول، كار آساني نيست؛ چرا كه فاكتورهاي زيادي بر ميزان آب مصرفي در فرآيند توليد يك محصول تاثير مي‌گذارند. براي محاسبه مقدار آب مجازي محصولات (كشاورزي، صنعتي و غيره) لازم است كليه منابع آبي كه به صورت مستقيم يا غيرمستقيم (اعم از باران، آب سطحي يا آب زيرزميني) در توليد محصول موثر بوده‌اند را در محاسبات مورد توجه قرار داد. به‌طور كلي متوسط ميزان آب مجازي يك محصول مي‌تواند به‌ صورت نسبتي از متوسط نياز آبي به متوسط عملكرد آن محصول (مقدار محصول توليد شده) محاسبه شود. كارشناسان همچنين براين باورند كه آب مجازي و بهره وري آب نسبت به هم رابطه معكوس دارند. طبق تعريف، بهره وري آب عبارت است از مقدار محصول توليد شده از واحد حجم آب و واحد آن معمولا كيلوگرم بر متر مكعب تعريف مي‌شود، در حالي كه آب مجازي، مقدار آب مصرف شده براي توليد مقدار معيني محصول را مورد توجه قرار مي‌دهد و واحد آن ليتر بر كيلوگرم (يا مترمكعب بر كيلوگرم) است. به عبارت ديگر در بهره وري تاكيد بر مقدار توليد از آب و در آب مجازي برعكس، تاكيد بر مقدار آب (مصرف شده) در توليد محصول است. بنابراين با افزايش بهره‌وري آب، مقدار آب مجازي در محصول يا كالاي مورد نظر كاهش خواهد يافت و برعكس. با توجه به ارتباط آب مجازي و بهره وري آب، افزايش بهره وري آب در كشاورزي، مي‌تواند به عنوان ابزاري كارآمد درصرفه جويي آب مجازي باشد.