چگونه اينترنت متصل اما ناكارآمد شد؟
اينترنت در ظاهر به وضعيت باثباتي رسيده، اما تجربه كاربران چيز ديگري ميگويد. پشت نمودارهاي منظم و بازگشت الگوي شبانهروزي مصرف، شبكهاي قرار دارد كه با حذف پروتكلهاي مدرن، افزايش تأخير مصنوعي و اعمال محدوديتهاي پردازشي، از يك بستر انتقال داده به سامانهاي بازرسيمحور تبديل شده است؛ وضعيتي كه هم كاربران را كلافه كرده و هم كسبوكارهاي آنلاين را با چالشهاي جدي روبهرو ساخته است.
اينترنت در ظاهر به وضعيت باثباتي رسيده، اما تجربه كاربران چيز ديگري ميگويد. پشت نمودارهاي منظم و بازگشت الگوي شبانهروزي مصرف، شبكهاي قرار دارد كه با حذف پروتكلهاي مدرن، افزايش تأخير مصنوعي و اعمال محدوديتهاي پردازشي، از يك بستر انتقال داده به سامانهاي بازرسيمحور تبديل شده است؛ وضعيتي كه هم كاربران را كلافه كرده و هم كسبوكارهاي آنلاين را با چالشهاي جدي روبهرو ساخته است.
تحليل تازه از وضعيت اينترنت كشور نشان ميدهد آنچه كاربران در هفتههاي اخير تجربه ميكنند، صرفاً يك «كندي مقطعي» يا «اختلال گذرا» نيست، بلكه نتيجه مجموعهاي از مداخلات فني در لايههاي زيرساختي شبكه است؛ مداخلاتي كه بهگفته كارشناسان، اينترنت را از يك بستر انتقال داده به يك سامانه بازرسيمحور تبديل كرده است. اين تغيير رويكرد، كيفيت تجربه كاربران عادي و عملكرد كسبوكارهاي آنلاين را بهشدت تحت تأثير قرار داده و نشانههاي آن در شاخصهاي فني شبكه نيز قابل مشاهده است. كاربران در روزهاي اخير با مشكلاتي تكرارشونده مواجه بودهاند؛ پيامها در چتباتها ارسال نميشود يا در ميانه پاسخ متوقف ميماند، صفحات وب نيازمند چند بار رفرش هستند، سايتها با تأخير بارگذاري ميشوند، گاهي تنها عنوان صفحه ديده ميشود و بدنه سفيد باقي ميماند، اجزاي برخي صفحات بههم ميريزد، آپلود فايلها نيمهكاره قطع ميشود و برخي سرويسها پيدرپي كاربر را به مرحله كپچا هدايت ميكنند. اين اختلالها پس از قطعي گسترده اينترنت شدت گرفت و با وجود بازگشت اتصال، كيفيت به سطح پيشين بازنگشت.
اينترنت «بهتر» شده است؟
در نگاه نخست، برخي شاخصهاي كلان شبكه نشانههايي از ثبات را نشان ميدهند. بر اساس دادههاي هفت روز منتهي به چهارشنبه هفته گذشته، نرخ پاسخهاي موفق سيستم نام دامنه (DNS) تثبيت شده و نمودار ترافيك كلي كشور الگويي سينوسي و نسبتاً منظم را نمايش ميدهد. الگوي مصرف شبانهروزي نيز بازگشته و رفتار كاربران قابل پيشبينيتر شده است. اين وضعيت به معناي كاهش قطع و وصلهاي سراسري و بينظم روزهاي ابتدايي پس از بازگشايي اينترنت است. به بيان ديگر، شبكه از وضعيت آشفتگي حاد خارج و به سطحي از پايداري ظاهري رسيده است. اما اين «ثبات» الزاماً به معناي كيفيت مطلوب نيست. تعداد درخواستها همچنان بالاست و برخي شاخصها نشان ميدهد شبكه اگرچه متصل است، اما كارايي مفيد آن براي استانداردهاي نوين وب كاهش يافته است. همين تناقض، پرسش اصلي را ايجاد ميكند: چگونه ممكن است اينترنت همزمان پايدارتر و مختلتر باشد؟
اينترنت مختل شده است
از ۲۲ بهمن به بعد، براساس دادههاي كلاودفلر، حجم پهناي باند اينترنت كشور بين ۴۰ تا ۶۰ درصد كاهش يافته است؛ كاهشي كه در همه اپراتورها يكسان نيست. پيشتر، اختلالها بيشتر در سطح پروتكلها يا سرويسهاي خاص مشاهده ميشد، اما اكنون افت محسوس در ترافيك كل ديده ميشود. با اين حال، دادههاي IODA محدوديت در سطح اتصالهاي بينالمللي را تأييد نميكند؛ به اين معنا كه قطع كامل رخ نداده، بلكه حجم مصرف كاهش يافته است. بيشترين پهناي باند كشور دراختيار دو اپراتور بزرگ موبايل است. ترافيك ايرانسل با سقوط قابل توجهي مواجه شده و حتي الگوي منظم شبانهروزي آن نيز از بين رفته است. در مقابل، همراه اول كاهش ملايمتري را تجربه كرده و الگوي مصرف آن كمتر دچار اختلال شده است. شركت ارتباطات زيرساخت نيز افت محدودي را نشان ميدهد. در ميان اپراتورهاي ثابت مانند نداگستر، پيشگامان، آسياتك و مبيننت هم كاهش ترافيك قابل مشاهده است. اين تفاوتها نشان ميدهد كه افت ترافيك لزوماً ناشي از كاهش تقاضاي كاربران نيست، بلكه ميتواند حاصل محدوديتهاي اعمالشده در لايههاي فني يا مديريتي شبكه باشد.
تخريب پروتكلها و ايجاد گلوگاههاي پردازشي
ريشه اصلي مشكلات را بايد در سياستهاي كنترلي گسترده در لايه پروتكل و زيرساخت جستوجو كرد. مسدودسازي عمدي پروتكلهاي مدرن و امن مانند IPv6 با نسل سوم HTTP مرتبط است، باعث شده بخش عمدهاي از ترافيك كشور به پروتكل قديمي IPv4 هدايت شود. اين تمركز اجباري، فشار مضاعفي بر تجهيزات نظارتي وارد كرده و جداول آدرسدهي و سامانههاي بازرسي عميق بستهها (DPI) را با اشباع مواجه كرده است. نتيجه مستقيم اين وضعيت، افزايش نوسانات تأخير، كاهش پايداري در تماسهاي تصويري و بازيهاي آنلاين و افت كيفيت تجربه كاربري است. در يك گروه آزمايشي از وبسايتها، ميزان خطا و اختلال پس از قطعي اينترنت افزايش يافته است. بخشي از اين اختلالها ميتواند ناشي از محدوديتهاي پردازشي باشد، اما همزمان اين احتمال نيز مطرح است كه برخي تأخيرها و دستكاريهاي DNS بهصورت عمدي اعمال شده باشند. دادهها نشان ميدهد زمان پاسخدهي DNS در ايران بهطور غيرطبيعي افزايش يافته و در مواردي با جهشهاي ضرباني تا بالاي ۳۰۰ ميليثانيه همراه است، در حالي كه ميانه اين شاخص در حدود ۱۳۸ ميليثانيه ثبت شده است. اين درحالي است كه در شرايط عادي، چنين نوساني نشاندهنده توقف موقت درخواستها در لايههاي مياني براي بررسي و تحليل است. به بيان ساده، درخواست كاربر پيش از رسيدن به مقصد، در ايستگاهي مياني متوقف و پس از بازرسي ارسال ميشود. همزمان، سقوط نرخ استفاده از IPv6 به حدود يك درصد، بدون تغيير در تنظيمات هسته شبكه (BGP) ممكن نيست و نشان ميدهد اين اقدام بهصورت مهندسيشده انجام شده است. همچنين گزارشها از ايجاد تأخير مصنوعي در لايه IPv4 حكايت دارد؛ بهگونهاي كه براي يكچهارم كاربران، تأخير به حدود ۱۸۲ تا ۱۸۹ ميليثانيه رسيده است. اين سطح از تأخير، پايداري اتصالات رمزگذاريشده و ابزارهاي دور زدن فيلترينگ را به طور مستقيم هدف قرار ميدهد.
راستيآزمايي با گروه كنترل
براي درك بهتر ابعاد ماجرا، مقايسهاي ميان شبكه ايران و امارات متحده عربي در بازه هفتروزه اخير انجام شده است. هر دو كشور به كابلهاي زيردريايي و تأمينكنندگان پهناي باند مشابه در منطقه خليجفارس وابستهاند، اما كيفيت خروجي آنها تفاوتي چشمگير دارد. در امارات، ميانه زمان پاسخدهي DNS حدود ۵۴ ميليثانيه و ميانه تأخير كلي شبكه حدود ۲۰ ميليثانيه است؛ حتي يكچهارم كاربران تأخيري نزديك به ۱۲ ميليثانيه را تجربه ميكنند. نوسانها اندك و توزيع تأخير يكنواخت است. فاصله ميان سريعترين و كندترين بستهها حدود ۲۴ ميليثانيه است كه نشاندهنده پايداري در توزيع ترافيك است. در مقابل، در ايران شكاف ميان صدكهاي تأخير به بيش از ۶۰ ميليثانيه ميرسد و گروهي از كاربران با تأخيرهاي بالاي ۱۷۴ ميليثانيه مواجهند. سرعت دانلود نيز در امارات ميانهاي حدود ۳۲ مگابيت بر ثانيه دارد و نوسان آن تابع توان فني سرورهاست، اما در ايران سرعت روي حدود ۵.۸ مگابيت بر ثانيه تقريباً تثبيت شده است؛ گويي سقفي مصنوعي بر آن اعمال شده است. اين تفاوتها، فرضيه محدوديت زيرساختي يا كمبود ظرفيت را تضعيف ميكند و بهجاي آن، بر وجود مديريت متمركز و آگاهانه ترافيك در ايران دلالت دارد. درحالي كه امارات در حال گسترش IPv6 براي افزايش سرعت و امنيت است، در ايران اين پروتكلها عملاً حذف شدهاند و نرخ ناهنجاري در تستهاي دسترسي به وبسايتها افزايش يافته است.
مجموع اين دادهها تصويري دوگانه ارايه ميدهد؛ اينترنت از نظر فيزيكي «متصل» است، اما به دليل افزايش زمان انتظار اوليه (Timeout)، بسياري از خدمات وب و اپليكيشنها عملاً از كار ميافتند يا با اختلال جدي مواجه ميشوند. مهندسي ترافيك بهگونهاي انجام شده كه شبكه از انتقال بهينه داده فاصله گرفته و به سامانهاي براي كنترل و بازرسي بدل شده است. در چنين شرايطي، كاربران نهتنها با كندي، بلكه با بيثباتي و پيشبينيناپذيري مواجهند؛ وضعيتي كه اعتماد به خدمات آنلاين را كاهش ميدهد و هزينههاي پنهان سنگيني بر كسبوكارهاي ديجيتال تحميل ميكند. شكاف ميان استانداردهاي جهاني و وضعيت فعلي شبكه كشور نيز روزبهروز عميقتر ميشود؛ شكافي كه اگر تداوم يابد، تنها يك عقبگرد فناورانه نخواهد بود، بلكه ميتواند جايگاه اقتصاد ديجيتال را نيز تضعيف كند.
