«تعادل» عوامل تاثيرگذار روي بازار سرمايه را بررسي مي‌كند

بورس زير سايه سياست

۱۴۰۴/۱۱/۲۶ - ۰۰:۴۱:۱۵
کد خبر: ۳۷۷۲۱۴
بورس زير سايه سياست

اين روزها و هفته‌ها بازار سرمايه بيش از هر زمان ديگري نشان داده كه نه تنها آينه اقتصاد، بلكه بازتاب‌دهنده مستقيم تحولات سياسي و امنيتي است. در سال‌هاي گذشته هر خبر مربوط به تنش‌هاي منطقه‌اي، مذاكرات، تحريم‌هاي جديد گمانه‌زني‌هاي سياسي و امثال اين موارد به سرعت خود را در تابلوي معاملات بورس تهران در مقابل صف‌هاي فروش سنگين، افت شديد فروش، ارزش معاملات پايين و قفل شدن نقدشوندگي بازار نشان داده است.

اين روزها و هفته‌ها بازار سرمايه بيش از هر زمان ديگري نشان داده كه نه تنها آينه اقتصاد، بلكه بازتاب‌دهنده مستقيم تحولات سياسي و امنيتي است. در سال‌هاي گذشته هر خبر مربوط به تنش‌هاي منطقه‌اي، مذاكرات، تحريم‌هاي جديد گمانه‌زني‌هاي سياسي و امثال اين موارد به سرعت خود را در تابلوي معاملات بورس تهران در مقابل صف‌هاي فروش سنگين، افت شديد فروش، ارزش معاملات پايين و قفل شدن نقدشوندگي بازار نشان داده است. اين وضعيت به درستي نشان مي‌دهد كه ريسك ژئوپليتيك قلب بورس را هدف قرار مي‌دهند، مي‌توانند روند اين بازار را اصلاحي سازند و به نوعي شاهد زمينه اصلاح‌هاي سنگين را فراهم كنند. در اغلب بازارهاي مالي جهان، ريسك ژئوپليتيك يكي از متغيرهاي اثرگذار بر تصميم‌گيري سرمايه‌گذاران به حساب مي‌آيد؛ اما در ايران، اين ريسك نه يك متغير حاشيه‌اي، بلكه يكي از عوامل اصلي تعيين‌كننده رفتار بازار در ميان‌مدت و بلندمدت است. دليل اين موضوع را بايد در ساختار اقتصاد كشور جست‌وجو كرد؛ اقتصادي كه به‌شدت درگير تحريم‌هاي بين‌المللي، محدوديت‌هاي تجاري و وابستگي به سياست خارجي است. هرگونه تشديد تنش سياسي، بلافاصله انتظارات تورمي، چشم‌انداز نرخ ارز و مسير سودآوري شركت‌ها را دستخوش تغيير مي‌كند. در چنين فضايي، سرمايه‌گذاران بورسي كه تجربه شوك‌هاي متعدد را در حافظه خود دارند، اغلب واكنشي هيجاني نشان مي‌دهند؛ واكنشي كه خود به تشديد نوسانات بازار دامن مي‌زند. ازسوي ديگر اين عامل مي‌تواند روي نرخ دلار نيز تاثير بگذارد و درنهايت شاهد نوسان قيمت در شركت‌ها باشيم.

   تجربه تلخ در بازار سهام

نگاهي به تاريخچه بورس تهران در سال‌هاي گذشته نشان مي‌دهد كه بازار بارها تحت تأثير ريسك‌ها و شوك‌هاي ناشي از ريسك‌هاي ژئوپليتيك قرار گرفته است. از تشديد تحريم‌ها و بن‌بست‌هاي ديپلماتيك گرفته تا تنش‌هاي منطقه‌اي و اخبار امنيتي، همگي در مقاطع مختلف باعث ريزش شاخص‌ها، افزايش صف‌هاي فروش و خروج پول حقيقي شده‌اند.در برخي دوره‌ها، شدت اين شوك‌ها به حدي بوده كه سياست‌گذار ناچار به اعمال محدوديت‌هاي معاملاتي، كاهش دامنه نوسان يا حتي توقف موقت معاملات شده است. هر چند اين اقدامات با هدف كنترل هيجان انجام شده، اما در عمل به افزايش بي‌اعتمادي سرمايه‌گذاران و تضعيف كاركرد اصلي بازار سرمايه، يعني نقدشوندگي، انجاميده است. در بسياري از دوره‌ها كه محدوديت‌ها افزايش يافته شاهد آن بوديم كه بسياري از فعالان بازار سرمايه نسبت به اين محدوديت اعتراض داشتند، چراكه محدوديت بسيار بلندمدت و حتي چندساله بوده است. يكي از ويژگي‌هاي بورس تهران، واكنش سريع و حتي افراطي به اخبار سياسي است. در حالي كه بازارهاي موازي مانند مسكن يا حتي ارز، با تأخير بيشتري به تحولات سياسي واكنش نشان مي‌دهند، بورس معمولاً اولين بازاري است كه شوك را جذب مي‌كند حتي زودتر از بازار ارز و طلا.

دليل اين موضوع را مي‌توان در ماهيت نقدشونده بورس و همچنين تركيب سرمايه‌گذاران مي‌توان پيدا كرد. بخش قابل توجهي از فعالان بازار سرمايه را سهامداران خرد تشكيل مي‌دهند؛ گروهي كه بيش از تحليل‌هاي بلندمدت، به اخبار كوتاه‌مدت و فضاي رواني بازار واكنش نشان مي‌دهند. در شرايط تنش سياسي، ترس از آينده نامعلوم، اين سرمايه‌گذاران را به سمت فروش هيجاني هدايت مي‌كند.نكته اساسي اينجاست كه حتي در دوره‌هايي كه شاخص كل بورس تهران در مسير صعودي قرار مي‌گيرد، سايه ريسك ژئوپليتيك همچنان بر بازار سنگيني مي‌كند. رشد شاخص به تنهايي به معني بازگشت اعتماد نيست؛ چراكه در بسياري از موارد، اين رشد ناشي از افزايش قيمت چند نماد بزرگ و شاخص‌ساز است، نه ترميم كيت بازار سهام. حتي برخي كارشناسان و فعالان بازار سرمايه عقيده دارند كه در برخي دوره‌ها شاخص‌سازي در بازار انجام مي‌شود. شكاف ميان شاخص كل و شاخص هم‌وزن در چنين دوره‌هايي عميق‌تر مي‌شود؛ نشانه‌اي از آنكه بخش عمده‌اي از بازار، به‌ويژه شركت‌هاي كوچك و متوسط، از موج صعودي جا مانده‌اند. اين موضوع خود به تشديد احساس نااطميناني در ميان سهامداران خرد دامن مي‌زند.

مهم‌ترين نتيجه ريسك‌هاي سياسي در بورس را مي‌توان، كاهش شديد نقدشوندگي دانست. در شرايط تنش سياسي، خريداران بالقوه ترجيح مي‌دهند دست نگه دارند و فروشندگان نيز در صف‌هاي طولاني گرفتار مي‌شوند. نتيجه اين وضعيت، بازاري است كه عملاً كاركرد اصلي خود را از دست مي‌دهد.كاهش ارزش معاملات روزانه، افزايش صف‌هاي فروش و قفل شدن نمادها، همگي نشانه‌هايي از اختلال در نقدشوندگي هستند. اين مساله نه‌تنها به زيان سهامداران، بلكه به زيان كل اقتصاد است؛ چراكه بازار سرمايه نقش مهمي در تأمين مالي بنگاه‌ها ايفا مي‌كند.

در مواجهه با شوك‌هاي سياسي، سياست‌گذار بورسي اغلب دست به دامن ابزارهاي كنترلي مي‌شود؛ از تغيير دامنه نوسان گرفته تا تزريق منابع حمايتي يا اعمال محدوديت‌هاي معاملاتي. هرچند اين اقدامات ممكن است در كوتاه‌مدت ريزش‌ها را كاهش دهد، اما در بلندمدت مي‌تواند به تضعيف اعتماد بازار منجر شود. تجربه نشان داده است كه مداخله‌هاي دستوري، بدون اصلاحات ساختاري، نه‌تنها ريسك ژئوپليتيك را خنثي نمي‌كند، بلكه آن را به يك ريسك مضاعف تبديل مي‌كند؛ ريسكي كه از تركيب نااطميناني سياسي و نااطميناني مقرراتي شكل مي‌گيرد.

    مقايسه با بورس‌هاي جهان

در بسياري از بورس‌هاي دنيا، ريسك ژئوپليتيك با ابزارهايي مانند بازار مشتقه، پوشش ريسك ارزي و سازوكارهاي پيشرفته مديريت نوسان مهار مي‌شود. در اين بازارها، حتي در شرايط بحران، تلاش مي‌شود جريان معاملات حفظ شود و اعتماد سرمايه‌گذاران آسيب نبيند،در مقابل بورس تهران از كمبود ابزارهاي پوشش ريسك رنج مي‌برد. نبود بازار مشتقه كارآمد، محدوديت‌هاي ارزي و ضعف بازارگرداني، باعث شده كه بازار در برابر شوك‌هاي سياسي آسيب‌پذيرتر باشد. همين تفاوت ساختاري، واكنش بورس ايران به ريسك ژئوپليتيك را شديدتر و ماندگارتر مي‌كند.

ريسك ژئوپليتيك تأثير يكساني بر همه صنايع بورسي ندارد. گروه‌هايي كه وابستگي بيشتري به صادرات، واردات يا نرخ ارز دارند، معمولاً بيش از سايرين تحت تأثير قرار مي‌گيرند. پتروشيمي‌ها، فلزات اساسي و شركت‌هاي معدني، به‌دليل ارتباط مستقيم با بازارهاي جهاني و تحريم‌ها، در كانون توجه سرمايه‌گذاران قرار دارند.

در مقابل، صنايع داخلي‌محور مانند غذايي و دارويي، گاهي به عنوان گزينه‌هاي كم‌ريسك‌تر مطرح مي‌شوند؛ هرچند اين گروه‌ها نيز از نوسانات كلي بازار مصون نيستند.

ثبات در سياست خارجي، كاهش تنش‌هاي منطقه‌اي و افزايش پيش‌بيني‌پذيري، مي‌تواند بخش مهمي از ريسك ژئوپليتيك را از دوش بازار بردارد. در كنار آن، اصلاحات ساختاري در بازار سرمايه، توسعه ابزارهاي مالي و تقويت بازارگرداني، مي‌تواند تاب‌آوري بورس را افزايش دهد.

بورس تهران بيش از هر زمان ديگري زير سايه سياست و ريسك ژئوپليتيك قرار دارد. بازاري كه مي‌توانست با اتكا به متغيرهاي بنيادي رشد كند، بارها اسير شوك‌هاي سياسي شده و اعتماد سرمايه‌گذارانش را از دست داده است. تا زماني كه ريسك ژئوپليتيك به عنوان متغيري مسلط بر اقتصاد ايران باقي بماند، نمي‌توان انتظار داشت بازار سرمايه مسير باثبات و قابل پيش‌بيني را تجربه كند.با اين حال، تجربه نشان داده است كه حتي در چنين شرايطي، اصلاحات ساختاري و پرهيز از مداخلات دستوري مي‌تواند بخشي از آسيب‌ها را كاهش دهد. بورس تهران اگر قرار است نقش واقعي خود را در اقتصاد ايفا كند، ناگزير بايد از بازاري واكنش‌محور به بازاري تاب‌آور در برابر ريسك ژئوپليتيك تبديل شود.