واكنش بورس به تصميمات
ريسكهاي سياسي در اقتصاد كشور، پيش از آنكه خود را در قالب تصميمات رسمي يا رويدادهاي عيني نشان دهند، از مسير انتظارات و نوسانات رواني به بازار سرمايه ضربه ميزنند؛ ضربهاي كه نتيجه آن، خروج نقدينگي، افزايش بيثباتي و شكلگيري يكي از عميقترين شكافها ميان ارزش واقعي اقتصاد و اندازه بازار سرمايه است.

ريسكهاي سياسي در اقتصاد كشور، پيش از آنكه خود را در قالب تصميمات رسمي يا رويدادهاي عيني نشان دهند، از مسير انتظارات و نوسانات رواني به بازار سرمايه ضربه ميزنند؛ ضربهاي كه نتيجه آن، خروج نقدينگي، افزايش بيثباتي و شكلگيري يكي از عميقترين شكافها ميان ارزش واقعي اقتصاد و اندازه بازار سرمايه است.
بازار سرمايه در سالهاي اخير بيش از هر زمان ديگري در معرض اثرگذاري ريسكهاي سياسي قرار گرفته است. نخستين و ملموسترين پيامد اين ريسكها، افزايش قيمت جهاني طلا در دورههاي تنش سياسي است؛ افزايشي كه به سرعت به بازار داخلي منتقل شده و همزمان نرخ ارز و قيمت طلاي داخلي را نيز بالا ميبرد. در چنين شرايطي، جذابيت بازارهاي موازي مانند طلا و ارز افزايش يافته و سرمايهها به طور طبيعي از بازار سرمايه خارج ميشوند. نتيجه اين روند، كاهش تقاضا و تضعيف جريان نقدينگي در بورس است.
اما اثر ريسكهاي سياسي تنها به خروج پول محدود نميشود. يكي از مهمترين آسيبهايي كه اين ريسكها به بازار سرمايه وارد ميكنند، افزايش نوسان است. تجربه بازارهاي مالي نشان ميدهد كه سرمايهگذاران، حتي در بازارهايي با روند صعودي، تمايلي به ورود به فضايي با نوسانات شديد ندارند. نوسان بالا به عنوان يك شاخص منفي تلقي ميشود؛ شاخصي كه ريسكگريزي سرمايهگذاران را تشديد كرده و عملا مانع شكلگيري سرمايهگذاري پايدار ميشود. بازار سرمايه ايران، متاسفانه، همزمان با افتهاي سنگين، از نوسانات شديد نيز رنج ميبرد و همين موضوع اعتماد عمومي به اين بازار را به شدت كاهش داده است.براي درك عمق اين آسيب، بررسي «شاخص وارن بافت» ميتواند تصويري روشن ارايه دهد. اين شاخص كه از نسبت ارزش بازار سرمايه به توليد ناخالص داخلي (GDP) به دست ميآيد، در بسياري از كشورهاي جهان حول عدد ۱۰۰ درصد نوسان ميكند. به عنوان مثال، در اقتصاد امريكا اين نسبت به حدود ۱۵۰درصد رسيده كه از وجود حباب مثبت حكايت دارد. اما اگر همين شاخص را براي ايران محاسبه كنيم، تصوير كاملا متفاوتي نمايان ميشود. با فرض توليد ناخالص داخلي حدود ۴۷۵ ميليارد دلار و ارزش بازار سرمايه نزديك به ۹۰ ميليارد دلار، اين نسبت به حوالي ۲۰درصد ميرسد؛ به عبارتي، بازار سرمايه ايران با حدود ۸۰درصد حباب منفي مواجه است. اين شكاف عميق، يكي از بزرگترين آسيبهايي است كه ريسكهاي سياسي به اقتصاد و بازار سرمايه ايران وارد كردهاند. درحالي كه اقتصاد كشور از منابع و ظرفيتهاي استفادهنشده فراواني برخوردار است، نااطميناني سياسي و نوسانات مداوم، مانع از انعكاس اين ظرفيتها در ارزشگذاري بازار سرمايه شده است. از سوي ديگر، كوچك بودن اندازه اقتصاد ايران سبب شده حتي اخبار به ظاهر ساده يا شايعات سياسي، اثرات بزرگ و گاه مخربي بر كل بازار بگذارند؛ اثراتي كه گاه صرفا رواني هستند و حتي بدون تحقق واقعي يك رويداد، ميتوانند بازار را دچار نوسان كنند.
در مجموع، نميتوان اثر ريسكهاي سياسي بر بازار سرمايه و اقتصاد ايران را كماهميت دانست. اين ريسكها نه تنها جريان نقدينگي را مختل ميكنند، بلكه با تشديد نوسانات، كاهش اعتماد سرمايهگذاران و عميقتر كردن شكاف ميان اقتصاد واقعي و بازار مالي، يكي از اصليترين موانع توسعه پايدار بازار سرمايه كشور بهشمار ميروند.