«تعادل» گزارش مي‌دهد

فلرينگ؛ سوزاندن سرمايه در هوا

۱۴۰۴/۱۱/۲۱ - ۰۰:۵۱:۴۲
کد خبر: ۳۷۶۷۷۶
فلرينگ؛ سوزاندن سرمايه در هوا

در دوراني كه تغييرات اقليمي و الزامات محيط‌زيستي به يكي از تعيين‌كننده‌ترين عوامل تجارت جهاني تبديل شده‌اند، صنعت پتروشيمي ديگر فقط با معيار «توليد بيشتر» سنجيده نمي‌شود.

در دوراني كه تغييرات اقليمي و الزامات محيط‌زيستي به يكي از تعيين‌كننده‌ترين عوامل تجارت جهاني تبديل شده‌اند، صنعت پتروشيمي ديگر فقط با معيار «توليد بيشتر» سنجيده نمي‌شود. امروز مفاهيمي مانند ردپاي كربن، مصرف آب، مديريت پسماند و كاهش فلرينگ، مستقيماً بر سرنوشت صادرات و اعتبار بين‌المللي شركت‌هاي پتروشيمي اثر مي‌گذارند. در اين ميان، اين پرسش جدي مطرح است: پتروشيمي ايران واقعاً در مسير سبزشدن حركت مي‌كند يا «سبز» فقط يك برچسب تبليغاتي است؟

پتروشيمي يكي از مهم‌ترين پيشران‌هاي اقتصاد انرژي ايران است و سهم قابل توجهي در ارزآوري غيرنفتي دارد. اما اين مزيت اقتصادي، هزينه‌هاي محيط‌زيستي بالايي نيز به همراه داشته است. بخش قابل توجهي از مجتمع‌هاي پتروشيمي كشور بر پايه انرژي ارزان و سوخت فسيلي فعاليت مي‌كنند؛ مزيتي كه اگرچه هزينه توليد را كاهش داده، اما منجر به‌شدت بالاي انتشار گازهاي گلخانه‌اي شده است.

در مقايسه با استانداردهاي روز جهان، شدت انرژي و ميزان توليد دي‌اكسيد كربن در بسياري از واحدهاي پتروشيمي ايران بالاتر از ميانگين جهاني است. اين مساله به‌ويژه در شرايطي اهميت پيدا مي‌كند كه بازارهاي هدف صادراتي، به‌خصوص اروپا، به سرعت به سمت اعمال محدوديت‌هاي كربني حركت مي‌كنند.

يكي از مهم‌ترين نقاط ضعف زيست‌محيطي صنعت پتروشيمي ايران، پديده فلرينگ يا سوزاندن گازهاي همراه است. حجم قابل توجهي از گازهاي ارزشمند، به‌جاي بازيابي و استفاده در زنجيره توليد، در مشعل‌ها سوزانده مي‌شوند. اين فرآيند نه‌تنها اتلاف منابع انرژي است، بلكه منبع مستقيم انتشار كربن، ذرات معلق و آلاينده‌هاي خطرناك محسوب مي‌شود.

اگرچه در سال‌هاي اخير پروژه‌هايي براي جمع‌آوري گازهاي فلر و كاهش اين پديده آغاز شده، اما گستره اين اقدامات هنوز محدود است و تا رسيدن به سطح قابل قبول جهاني فاصله زيادي وجود دارد. در بسياري از كشورها، فلرينگ به عنوان شاخص منفي عملكرد محيط‌زيستي صنايع انرژي تلقي مي‌شود؛ شاخصي كه مي‌تواند دسترسي به بازارهاي صادراتي را محدود كند.

مصرف بالاي آب در مجتمع‌هاي پتروشيمي، به‌ويژه در مناطق جنوبي كشور، يكي ديگر از چالش‌هاي جدي محيط‌زيستي است. بسياري از اين واحدها در مناطق كم‌آب يا تنش‌زده از نظر منابع آبي مستقر هستند و برداشت آب صنعتي، فشار مضاعفي بر اكوسيستم‌هاي محلي وارد مي‌كند. در كنار مصرف آب، مديريت پساب صنعتي نيز مساله‌اي تعيين‌كننده است. هرچند برخي مجتمع‌ها به سمت تصفيه پيشرفته و بازچرخاني آب حركت كرده‌اند، اما اين رويكرد هنوز به يك قاعده فراگير تبديل نشده است. دفع نامناسب پساب مي‌تواند منجر به آلودگي خاك، آب‌هاي سطحي و حتي آب‌هاي زيرزميني شود؛ آسيبي كه جبران آن در بلندمدت هزينه‌هاي سنگيني به جامعه تحميل مي‌كند. انتشار كربن ديگر صرفاً يك دغدغه زيست‌محيطي نيست؛ بلكه به يك مانع بالقوه تجاري تبديل شده است. اتحاديه اروپا با ابزارهايي مانند ماليات كربن مرزي، در حال ارسال پيام روشني به توليدكنندگان جهاني است: محصولي كه ردپاي كربن بالايي داشته باشد، در بازار اروپا با هزينه اضافي يا محدوديت مواجه خواهد شد. براي صنعت پتروشيمي ايران، اين تحول به معناي يك هشدار جدي است. بدون نظام شفاف اندازه‌گيري، گزارش‌دهي و كاهش انتشار كربن، رقابت در بازارهاي پيشرفته به‌تدريج دشوارتر خواهد شد. برخي شركت‌ها برنامه‌هايي براي بهينه‌سازي مصرف انرژي و كاهش انتشار آغاز كرده‌اند، اما نبود يك چارچوب ملي الزام‌آور، سرعت اين اقدامات را كند كرده است.

مديريت پسماندهاي خطرناك و صنعتي در صنعت پتروشيمي، يكي ديگر از نقاط ضعف ساختاري است. نبود زيرساخت‌هاي كافي براي بازيافت، امحاي اصولي و نظارت مستمر، باعث شده بخشي از پسماندها به‌صورت غيراستاندارد دفع شوند. اين موضوع نه‌تنها تهديدي براي محيط‌زيست، بلكه ريسكي براي سلامت جوامع محلي اطراف مجتمع‌هاي پتروشيمي است.

در استانداردهاي بين‌المللي، مديريت پسماند بخشي جدايي‌ناپذير از ارزيابي پايداري صنايع محسوب مي‌شود؛ معياري كه در آينده نقش پررنگ‌تري در رتبه‌بندي و اعتبار شركت‌ها خواهد داشت. يكي از نگراني‌هاي مطرح در فضاي جهاني، پديده «سبزشويي» است؛ يعني استفاده از ادبيات محيط‌زيستي بدون تغيير واقعي در عملكرد. صنعت پتروشيمي ايران نيز از اين خطر مصون نيست. اعلام پروژه‌ها و برنامه‌ها، اگر به نتايج ملموس در كاهش آلايندگي، مصرف آب و فلرينگ منجر نشود، بيش از آنكه اعتماد بسازد، ترديد ايجاد مي‌كند. گذار واقعي به پتروشيمي سبز، نيازمند سرمايه‌گذاري سنگين، انتقال فناوري، شفافيت اطلاعات و نظارت مستقل است؛ عناصري كه بدون اراده سياست‌گذار و فشار بازار به‌سختي محقق مي‌شوند.

پتروشيمي ايران در نقطه‌اي حساس ايستاده است. ادامه مسير فعلي، اگرچه در كوتاه‌مدت مزيت هزينه‌اي ايجاد مي‌كند، اما در بلندمدت مي‌تواند به از دست رفتن بازارهاي صادراتي و افزايش فشارهاي زيست‌محيطي منجر شود. فاصله صنعت پتروشيمي كشور با استانداردهاي محيط‌زيستي جهان هنوز قابل توجه است و پر كردن اين شكاف، نيازمند عبور از شعار و حركت به سمت اقدام واقعي است.  پرسش اصلي همچنان باقي است: آيا پتروشيمي ايران آماده است از «شعار سبز» عبور كند و به معناي واقعي، سبز شود؟