بررسي بحران دسترسي به دارو براي بيماران سرطاني و فرسايش رواني آنها

استرس اقتصادي؛ دشمن پنهان درمان سرطان

۱۴۰۴/۱۱/۲۰ - ۰۱:۴۹:۰۷
کد خبر: ۳۷۶۶۵۱
استرس اقتصادي؛ دشمن پنهان درمان سرطان

 افزايش قيمت داروهاي ضدسرطان ديگر فقط يك عدد روي فاكتور يا يك گلايه صنفي نيست؛ به تجربه‌اي روزمره براي هزاران بيماري تبديل شده كه ميان اميد به درمان و هراس از ناتواني در تأمين هزينه‌ها معلق مانده‌اند. آنچه پيش‌تر به صورت افزايش‌هاي ماهانه خود را نشان مي‌داد، حالا بنا به روايت داروخانه‌داران و خانواده‌ها، به تغييرات هفتگي و حتي روزانه رسيده است.

افزايش قيمت تمام شده توليد دارو باتوجه به شرايط ناگزير است

گلي ماندگار|

 افزايش قيمت داروهاي ضدسرطان ديگر فقط يك عدد روي فاكتور يا يك گلايه صنفي نيست؛ به تجربه‌اي روزمره براي هزاران بيماري تبديل شده كه ميان اميد به درمان و هراس از ناتواني در تأمين هزينه‌ها معلق مانده‌اند. آنچه پيش‌تر به صورت افزايش‌هاي ماهانه خود را نشان مي‌داد، حالا بنا به روايت داروخانه‌داران و خانواده‌ها، به تغييرات هفتگي و حتي روزانه رسيده است. بيماري كه امروز با هزار زحمت داروي خود را تهيه مي‌كند، مطمئن نيست هفته آينده هم بتواند همين مسير را تكرار كند يا نه. اين بي‌ثباتي، لايه‌اي از اضطراب را بر پيكر رنجور بيماران تحميل كرده كه گاه از خود درمان سنگين‌تر است. در راهروهاي مراكز درماني، گفت‌وگوها اغلب حول يك محور مي‌چرخد؛ «اگر دارو پيدا نشد چه؟» يا «اگر قيمتش دوباره بالا رفت چه كار كنيم؟» خانواده‌ها پيش از آنكه به عوارض شيمي‌درماني فكر كنند، درگير پيدا كردن منابع مالي تازه هستند. بسياري از آنها مي‌گويند هزينه‌ها به حدي رسيده كه بايد بين ادامه درمان و ساير نيازهاي اوليه زندگي انتخاب كنند؛ انتخابي كه اساساً نبايد وجود داشته باشد. بررسي‌هاي ميداني در برخي كلينيك‌ها نشان مي‌دهد كه مددكاري اجتماعي بيش از گذشته با درخواست كمك مواجه است. فهرست بيماراني كه نيازمند حمايت مالي هستند طولاني‌تر شده و منابع حمايتي محدودتر. اين شكاف، اضطراب جمعي ايجاد مي‌كند؛ بيماران مي‌بينند كه افراد زيادي در شرايط مشابه آنها هستند و همين، حس ناامني را افزايش مي‌دهد.

   بيماران سرطاني مجبور به ترك درمان مي‌شوند

دكتر ايمان سعادتي، فوق تخصص بيماري ريه در اين باره به «تعادل» مي‌گويد: بيماران سرطاني در بسياري از موارد قادر به تأمين داروهاي خود نيستند و متاسفانه درمان را ترك مي‌كنند. هرچند برخي دستورالعمل‌ها توصيه مي‌كنند درباره جزييات وضعيت بيماران كمتر در رسانه‌ها صحبت شود، اما واقعيت جاري در راهروهاي مراكز درماني چيز ديگري مي‌گويد.  او مي‌افزايد: اضطراب مداوم مي‌تواند روند درمان را مختل كند. به گفته او، استرس شديد باعث افزايش هورمون‌هايي مي‌شود كه سيستم ايمني بدن را تضعيف مي‌كند و تحمل بيمار براي ادامه شيمي‌درماني يا ساير روش‌ها را پايين مي‌آورد.  اين پزشك متخصص در ادامه اظهار مي‌دارد: وقتي بيمار هر روز نگران اين است كه آيا توان تامين نوبت بعدي دارو را دارد يا نه، تمركز ذهني لازم براي همكاري با تيم درمان از بين مي‌رود. بي‌خوابي، كاهش اشتها و نااميدي، پيامدهاي مستقيمي هستند كه مي‌توانند پاسخ به درمان را كاهش دهند. دكتر سعادتي تاكيد مي‌كند: در سال‌هاي اخير نقش حمايت رواني در كنار درمان دارويي پررنگ‌تر شده، اما گراني و كمبود دارو عملاً تمام تلاش‌ها را خنثي مي‌كند. بيمار وقتي مي‌بيند هزينه‌ها از توان خانواده خارج است، احساس گناه مي‌كند و همين احساس، فشار رواني مضاعفي ايجاد مي‌كند. در چنين شرايطي حتي بهترين پروتكل‌هاي درماني هم ممكن است به نتيجه مطلوب نرسد. او هشدار مي‌دهد: آنچه امروز در بازار داروي ضدسرطان ديده مي‌شود، فقط افزايش قيمت نيست؛ فرسايش اميد است. اميدي كه براي بيمار، بخشي از درمان محسوب مي‌شود.  اين پزشك متخصص با اشاره به نگراني از پيامدهاي رواني اين بحران مي‌گويد: وقتي بيمار آينده درمان خود را مبهم مي‌بيند، انگيزه جنگيدن با بيماري هم كاهش مي‌يابد. ادامه اين روند نه براي پزشك و نه براي بيمار خوشايند نيست.

   افزايش قيمت تمام شده توليد دارو باتوجه  به شرايط ناگزير است

در سوي ديگر ماجرا، توليدكنندگان دارو نيز از زنجيره‌اي از مشكلات سخن مي‌گويند. خسرو پناهي، يكي از سهامداران يك شركت توليد‌كننده دارو نيز در اين باره به «تعادل» مي‌گويد: بخش عمده مواد اوليه وارداتي است و با افزايش هزينه‌هاي ارزي، حمل‌ونقل و محدوديت‌هاي بانكي، قيمت تمام‌شده به شكل قابل توجهي بالا رفته است.  او توضيح مي‌دهد: قيمت‌گذاري دستوري در حالي اعمال مي‌شود كه هزينه‌ها به صورت روزانه تغيير مي‌كند و توليدكننده ناچار است براي بقا، قيمت‌هاي جديدي پيشنهاد دهد.  پناهي در ادامه به تاخير پرداخت‌‌ها اشاره كرده و اظهار مي‌دارد: تأخير در پرداخت مطالبات ازسوي بيمه‌ها و مراكز درماني نيز فشار نقدينگي را تشديد كرده و امكان برنامه‌ريزي بلندمدت را از كارخانه‌ها گرفته است.

اين سهامدار شركت دارويي تاكيد مي‌كند: هيچ شركت دارويي تمايلي ندارد دارويي كه مستقيماً با جان بيماران در ارتباط است گران شود، اما وقتي مواد بسته‌بندي، انرژي، دستمزد و ماليات افزايش مي‌يابد، ادامه توليد با قيمت‌هاي قبلي ممكن نيست.  او در پايان تاكيد مي‌كند: اگر حمايت‌هاي ارزي و تسهيلات مالي پايدارتري وجود داشته باشد، مي‌توان سرعت افزايش قيمت‌ها را كنترل كرد.

   دسترسي پايدار به دارو؛ بخش مهم فرآيند درمان

فاطمه علياري، كارشناس سلامت نيز در اين باره به «تعادل» مي‌گويد: دسترسي پايدار به دارو، بخشي جدايي‌ناپذير از فرآيند درمان سرطان است. درمان‌هاي سرطان بر پايه نظم و تداوم طراحي شده‌اند و هر وقفه‌اي مي‌تواند اثربخشي را كاهش دهد.  او مي‌افزايد: وقتي بيمار يا خانواده‌اش نسبت به تأمين نوبت بعدي دارو اطمينان ندارند، از همان ابتدا وارد چرخه‌اي از نگراني مي‌شوند كه تصميم‌گيري‌هاي درماني را نيز تحت تأثير قرار مي‌دهد. برخي بيماران ممكن است دوزها را عقب بيندازند، برخي ديگر به دنبال جايگزين‌هاي ارزان‌تر بروند و عده‌اي هم درمان را نيمه‌كاره رها كنند. اين كارشناس سلامت تأكيد مي‌كند: پيامد اين وضعيت فقط متوجه فرد نيست؛ سيستم سلامت نيز در بلندمدت با افزايش موارد عود بيماري و پيچيده‌تر شدن درمان‌ها مواجه مي‌شود. يعني همان صرفه‌جويي ظاهري كه شايد در كوتاه‌مدت رخ دهد، در آينده هزينه‌هاي بيشتري را تحميل خواهد كرد. علياري ادامه مي‌دهد: نظام درمان بايد استرس اقتصادي را به عنوان يكي از عوامل موثر بر پيامدهاي باليني به رسميت بشناسد. وقتي درباره موفقيت يا شكست درمان صحبت مي‌كنيم، نمي‌توانيم نقش توان پرداخت بيمار را ناديده بگيريم. بيماري كه هر لحظه احتمال قطع دارو را مي‌دهد، در واقع با يك مانع ساختاري روبروست، نه صرفاً يك چالش فردي. اين كارشناس سلامت مي‌گويد: سياست‌گذاري در حوزه دارو بايد به گونه‌اي باشد كه بيمار در خط مقدم نوسانات قرار نگيرد. او مي‌گويد: بيمه‌ها، دولت و توليدكنندگان بايد سازوكاري طراحي كنند كه حداقل براي دوره‌هاي درماني، قيمت و تأمين دارو قابل پيش‌بيني باشد، در غير اين صورت، هر برنامه درماني با ريسك جدي مواجه خواهد شد.

   تاثير رواني عدم دسترسي به دارو بر بيماران سرطاني

اما بخش كمتر ديده‌شده اين بحران كمبود داروي بيماران سرطاني، تأثير رواني است كه بر اين بيماران تحميل مي‌شود، فشاري كه آرام و مداوم عمل مي‌كند.  هما ظفري، روانپزشك در اين باره به «تعادل» مي‌گويد: امنيت خاطر نقش تعيين‌كننده‌اي در تحمل درمان دارد. از نگاه او، بيمار بايد بتواند حداقلي از پيش‌بيني‌پذيري براي آينده نزديك داشته باشد. وقتي اين پيش‌بيني‌پذيري از بين مي‌رود، مغز در وضعيت هشدار دايمي قرار مي‌گيرد؛ حالتي كه با ترشح مداوم هورمون‌هاي استرس همراه است. او مي‌افزايد: استرس مزمن مي‌تواند خواب را مختل كند، اشتها را كاهش دهد و سطح انرژي را پايين بياورد. بيمار خسته و بي‌خواب، كمتر توان همكاري با تيم درماني را دارد و حتي ممكن است براي حضور در جلسات درماني هم دچار ترديد شود. اين روانپزشك تاكيد مي‌كند: احساس ناتواني مالي، اغلب به احساس بي‌ارزشي يا گناه تبديل مي‌شود؛ بسياري از بيماران به خانواده خود مي‌گويند «نمي‌خواهم بيشتر از اين شما را درگير كنم» و همين جمله مي‌تواند مقدمه عقب‌نشيني از درمان باشد.

   پنهانكاري و نتيجه معكوس درمان

دكتر ظفري ادامه مي‌دهد: در برخي موارد، خانواده‌ها سعي مي‌كنند نگراني مالي را از بيمار پنهان كنند، اما واقعيت معمولاً دير يا زود آشكار مي‌شود. پچ‌پچ‌ها، تماس‌هاي مكرر، قرض گرفتن‌ها و فروختن دارايي‌ها، نشانه‌هايي هستند كه بيمار آنها را مي‌بيند و تفسير مي‌كند. پنهان‌كاري اگر با حمايت حرفه‌اي همراه نباشد، اغلب نتيجه معكوس مي‌دهد و اضطراب را تشديد مي‌كند. او مي‌افزايد: در چنين فضايي، حتي شايعه كمبود يك دارو مي‌تواند موجي از ترس ايجاد كند. بيماران شروع به ذخيره‌سازي مي‌كنند، تماس‌ها بيشتر مي‌شود و تنش در داروخانه‌ها بالا مي‌رود. اين وضعيت فرساينده نه فقط بيمار، بلكه كادر درمان را هم خسته مي‌كند. اين روانپزشك همچنين بر اهميت مداخلات رواني تأكيد كرده و مي‌گويد: از مشاوره فردي گرفته تا گروه‌هاي حمايتي كه بيماران بتوانند تجربه‌هاي خود را به اشتراك بگذارند، مساله مهمي است كه بايد به آن پرداخته شود. با اين حال هيچ مداخله‌اي نمي‌تواند جاي خالي دسترسي واقعي به دارو را پر كند. وقتي مشكل عيني وجود دارد، آرام‌سازي صرف كافي نيست. دكتر ظفري در پايان تاكيد مي‌كند: اميد، يك متغير انتزاعي نيست؛ بخشي از درمان است. اگر شرايط به گونه‌اي پيش برود كه اميد به دسترسي از بين برود، ما عملاً يكي از ابزارهاي مهم مقابله با بيماري را تضعيف كرده‌ايم. كاهش اضطراب بيماران نيازمند اقداماتي فراتر از توصيه‌هاي فردي است و به تصميم‌هاي كلان اقتصادي و مديريتي گره خورده است.

   كاش فقط با بيماري مي‌جنگيدند

در ميان تمام اين بحث‌ها، آنچه بيش از همه ديده مي‌شود، چهره بيماراني است كه با وجود ضعف جسمي، بار نگراني اقتصادي را هم به دوش مي‌كشند. برخي از آنها مي‌گويند كاش فقط با بيماري مي‌جنگيدند و نه با قيمت‌ها. جمله‌اي ساده كه عمق بحران را نشان مي‌دهد. در هر حال به عقيده بسياري از فعالان حوزه سلامت ادامه روند فعلي مي‌تواند به افزايش نابرابري در بقا منجر شود؛ يعني كساني كه توان مالي بيشتري دارند، شانس بيشتري براي ادامه درمان خواهند داشت. چنين وضعيتي، از منظر اخلاقي و اجتماعي قابل دفاع نيست. بحران داروهاي ضدسرطان، حالا ديگر فقط مساله بازار نيست؛ مساله كيفيت زندگي و حتي شانس زنده ماندن است. وقتي قيمت‌ها با سرعتي بيش از توان مردم حركت مي‌كنند، اضطراب به بخش ثابتي از زيست بيمار تبديل مي‌شود؛ اضطرابي كه همان‌طور كه متخصصان مي‌گويند، مي‌تواند به اندازه هر عامل ديگري در سرنوشت درمان نقش داشته باشد.