آيا شاخص كل ۵ ميليوني در راه است؟
در روزهاي اخير، مذاكرات مسقط به عنوان يك موضوع كليدي در سطح جهاني مطرح شده است كه توجه بسياري از تحليلگران و سرمايهگذاران را به خود جلب كرده است.
در روزهاي اخير، مذاكرات مسقط به عنوان يك موضوع كليدي در سطح جهاني مطرح شده است كه توجه بسياري از تحليلگران و سرمايهگذاران را به خود جلب كرده است. اين مذاكرات كه بين مقامات ايراني و امريكايي در حال انجام است، ميتواند بهطور بالقوه بر تحولات اقتصادي و سياسي ايران تاثير بگذارد. در همين راستا، اخبار و تحليلهايي كه از اين مذاكرات منتشر ميشود، معمولا باعث ايجاد هيجان و نوسانات در بازارهاي مختلف ميشود. اما آنچه بسياري از سرمايهگذاران بايد به آن توجه كنند، اين است كه بيشتر از اخبار مثبت يا منفي، انتظارات است كه ميتواند جهت و روند بازارها را تعيين كند.
انتظارات، بهويژه در بازار بورس، نقشي تعيينكننده در واكنشهاي بازار به رويدادهاي مختلف دارند. حتي اگر مذاكرات مسقط به توافقي مثبت منتهي شود، آنچه تاثير واقعي بر بازار خواهد گذاشت، واكنشهاي انتظاري و در كنار آن هيجاني كوتاهمدت است كه از سوي معاملهگران و سرمايهگذاران صورت ميگيرد. اين موضوع ميتواند به نوسانات بيشتر يا كمتر در بازار بورس منجر شود، اما اين نوسانات لزوما بهدليل تغييرات بنيادين يا منطقي نيست، بلكه بيشتر تحت تاثير پيشبينيها و انتظارات سرمايهگذاران از آينده است. بنابراين، به عنوان يك سرمايهگذار، بايد توجه ويژهاي به تحليلهاي بنيادي و متغيرهاي كلان اقتصادي داشت و به اين نكته پي برد كه اخبار و رويدادهاي سياسي يا اقتصادي ممكن است تاثيرات كوتاهمدت بر بازار داشته باشند، ولي در نهايت اين تحليلهاي منطقي و اصولي هستند كه ميتوانند مسير بلندمدت بازار را ترسيم كنند. به عبارت ديگر، درك عميق از شرايط كلان اقتصادي و توجه به دادههاي واقعي، ميتواند راهگشاي تصميمگيريهاي هوشمندانهتر در بازار بورس باشد.
انتظارات و تحركات قيمت
انتظارات در بازارهاي مالي به معناي پيشبينيهاي افراد از آينده است كه بر اساس تحليلهاي شخصي و جمعي آنها از شرايط موجود و تجربيات گذشته شكل ميگيرد. به عبارت ديگر، افراد با توجه به اتفاقات و تحولات گذشته، به پيشبينيهاي خاصي درباره آينده دست ميزنند. اين پيشبينيها كه غالبا بر مبناي اطلاعات موجود و تحليلهاي ذهني استوار هستند، در نهايت انتظارات جمعي را شكل ميدهند. در بازار بورس، اين انتظارات هستند كه تاثير زيادي بر قيمتها، تصميمات سرمايهگذاران و بهطور كلي روندهاي بازار دارند. براي مثال، در رشد نرخ دلار نيز اين عامل انتظارات است كه نقشي تعيينكننده ايفا ميكند. سرمايهگذاران و فعالان اقتصادي با توجه به تغييرات گذشته نرخ ارز، پيشبينيهايي از روند آينده دلار دارند و بر اساس آن تصميمگيري ميكنند. اگر اين پيشبينيها به سمت افزايش نرخ دلار پيش برود، طبيعتا تقاضا براي خريد ارز يا سرمايهگذاري در داراييهاي مقاوم در برابر تورم (مثل طلا و سكه) بيشتر خواهد شد كه در نتيجه بر بازار تاثير خواهد گذاشت. بنابراين، بايد به اين انتظارات وزن ويژهاي داد، زيرا تصميمات سرمايهگذاران بر اساس اين پيشبينيها است كه شكل ميگيرد و بر روند كلي بازار اثرگذار است. نرخ دلار در بسياري از مقاطع زماني صرفا بر مبناي انتظارات رشد كرده و در اين برهههاي زماني شاهد اثرگذاري محركههاي كلان اقتصادي نيز نبودهايم.
انتظارات ميتوانند روندهاي پايدار و بلندمدتي را در بازار ايجاد كنند. اين انتظارات جمعي هستند كه در نهايت جهت حركت بازار را تعيين كرده و ميتوانند مسير كلي بازار را به سمت مثبت يا منفي هدايت كنند. اين در حالي است كه هيجانهاي مقطعي، كه ناشي از اخبار گذرا و رويدادهاي خاصي هستند، معمولا تاثيرات كوتاهمدت دارند و به نوسانات مقطعي در بازار منجر ميشوند. اين نوسانات ميتوانند سبب تغييرات سريع در قيمتها شوند، اما در نهايت اگر اين تغييرات از نظر بنيادي تاثيرگذار نباشند، به سرعت كاهش يافته و بازار به مسير اصلي خود باز ميگردد. بنابراين، درك انتظارات و تاثير آنها بر تصميمات سرمايهگذاران بسيار حايز اهميت است. اين انتظارات هستند كه ميتوانند روندهاي پايدار در بازار ايجاد كنند و نه صرفا اخبار مثبت يا منفي كه ممكن است هيجانزده و موقتي باشند. به همين دليل، در تحليل بازار، توجه به انتظارات و پيشبينيهاي آينده بر مبناي دادهها و اطلاعات كلان اقتصادي از اهميت ويژهاي برخوردار است.، شاخص كل بورس تهران به دنبال اخبار مثبت مرتبط با مذاكرات مسقط، در مدار مثبت قرار گرفته است. اين رشد مقطعي و افزايش شاخصها در روز جاري نشاندهنده واكنش مثبت بازار به اخبار پيرامون پيشرفت مذاكرات است. اما سوال بسياري از معاملهگران اين است كه آيا اين روند ميتواند ادامهدار باشد يا خير؟ در پاسخ به اين سوال بايد گفت كه اين رشد موقت بازار، از منظر تحليل فاندامنتال توجيهي ندارد و به نظر ميرسد كه بيشتر ناشي از اصلاحات و بازگشت قيمتها پس از ريزشهاي قبلي باشد.
ريزشهاي اخير بازار كه به دليل پيشبينيهاي منفي از جمله سناريوهاي بدبينانه نظير احتمال جنگ ايران و امريكا و بحرانهاي مشابه شكل گرفته بود، اكنون در حال بازگشت است. اين بازگشت به هيچ عنوان نشانهاي از يك تغيير بنيادين در شرايط اقتصادي كشور نيست. بنابراين، احتمالا اين رشد بازار تا اواسط هفته ادامه خواهد داشت، اما به دليل نبود پشتوانه فاندامنتالي، ادامهدار و پايدار بودن آن بعيد به نظر ميرسد.
علاوه بر اين، بايد به برخي متغيرهاي كلان اقتصادي اشاره كرد كه بهطور مستقيم بر عملكرد بازار بورس تاثير دارند و در تحليلهاي بلندمدت بايد مورد توجه قرار گيرند. عواملي نظير نرخ تورم، وضعيت بودجه دولت، نرخ بهره و ساير دادههاي كليدي اقتصادي، از مهمترين متغيرهايي هستند كه بر بازار بورس اثرگذارند. تغييرات در اين متغيرها ميتواند بهطور مستقيم و بلندمدت روند بازار را تحت تاثير قرار دهد و اين موضوع بايد در تحليلها و تصميمگيريهاي سرمايهگذاران لحاظ شود. عوامل متعددي همچون متغيرهاي كلان و ريسكهاي سياسي و اقتصادي دست به دست هم داده تا روند بازار را در بلندمدت تعيين كنند. بايد به اين نكته اشاره كرد كه حتي اگر مذاكرات به توافقي مثبت برسند، تاثيرات آن بر بازار در بلندمدت قابل مشاهده خواهد بود. تغييرات موقت كه ناشي از هيجانهاي مقطعي و انتظارات از اخبار مثبت هستند، ممكن است باعث نوسانات شديد در بازار شوند. با اين حال، اين نوسانات بيشتر به دليل تاثيرات هيجاني و رواني است تا تغييرات بنيادين در شرايط اقتصادي كشور. بنابراين، اين رشدهاي مقطعي كه بهويژه بهواسطه انتظارات از مذاكرات شكل ميگيرد، نميتواند بهطور قطعي ادامهدار و پايدار باشد.
