ركوردشكني والاستريت
بازارهاي مالي همواره آينهاي از انتظارات آيندهاند، نه بازتاب صرف وضعيت فعلي اقتصاد. در ماههاي گذشته، اين ويژگي بيش از هر زمان ديگري خود را نشان داده است.
بازارهاي مالي همواره آينهاي از انتظارات آيندهاند، نه بازتاب صرف وضعيت فعلي اقتصاد. در ماههاي گذشته، اين ويژگي بيش از هر زمان ديگري خود را نشان داده است. در شرايطي كه اقتصاد جهاني همچنان با تورم، نرخهاي بهره بالا، تنشهاي ژئوپليتيك و نااطميناني سياسي مواجه است، بورس امريكا ركوردي تاريخي را ثبت كرده و بهتبع آن، جريان تازهاي از تحليل، اميد و ترديد در بازارهاي مالي جهان شكل گرفته است. عبور شاخص داوجونز از مرز ۵۰ هزار واحد، نه فقط يك عدد نمادين، بلكه نشانهاي از بازتعريف انتظارات سرمايهگذاران نسبت به آينده اقتصاد جهاني است. اين ركوردشكني باعث شده كه توجه بسياري از سرمايهگذاران در دنيا تنها به بورسها جلب شود و به نوعي در انتظار تغيير ماهيت در بورسها باشند.
ركورد ۵۰ هزار واحدي داوجونز و بازگشت اعتماد
اين روزها تحولات سياسي بسياري حول محور ايران و امريكا درحال رخ دادن است وبرخي از كارشناسان اقتصادي-سياسي انتظار ركوردشكني شاخص داوجونز را در چنين شرايطي نداشتند. شاخص Dow Jones Industrial Average براي نخستينبار در تاريخ از سطح ۵۰ هزار واحد عبور كرد؛ اتفاقي كه همزمان با صعود شاخصهاي S&P 500 و Nasdaq Composite به محدودههاي ركوردي رخ داد. اين ركوردشكني در شرايطي اتفاق افتاد كه تنها يك سال قبل، بسياري از تحليلگران از «ركود اجتنابناپذير» در اقتصاد امريكا سخن ميگفتند.
رشد بازار امريكا حاصل همافزايي چند عامل كليدي است، نخست، تغيير انتظارات تورمي. دادههاي اقتصادي اخير نشان ميدهد تورم در امريكا، هرچند بهطور كامل مهار نشده، اما از وضعيت بحراني فاصله گرفته است. همين موضوع باعث شده بازارها احتمال تغيير جهت سياست پولي فدرال رزرو و كاهش نرخ بهره در ماههاي آينده را جديتر بگيرند.
دوم، نقش بيبديل شركتهاي بزرگ فناوري. موج سرمايهگذاري در هوش مصنوعي، نيمهرساناها و زيرساختهاي ديجيتال، بار ديگر شركتهايي مانند Nvidia، Microsoft، Apple و Meta را به موتور محرك بازار تبديل كرده است. وزن بالاي اين شركتها در شاخصها باعث شده رشد آنها اثر مستقيمي بر ركوردشكني بازار داشته باشد.
سوم، ثبات نسبي بازار كار و مصرف. نرخ بيكاري پايين و استمرار هزينهكرد مصرفكنندگان امريكايي، نگراني از ركود عميق را كاهش داده و فضا را براي پذيرش ريسك در بازار سهام فراهم كرده است.
با اين حال، حتي در اوج خوشبيني، هشدارها نيز جدياند. بسياري از اقتصاددانان معتقدند فاصله گرفتن ارزش بازار سهام از واقعيتهاي اقتصاد واقعي ميتواند در صورت تغيير ناگهاني سياست پولي يا بروز شوك ژئوپليتيك، زمينهساز اصلاحهاي شديد شود.
اروپا؛ رشد محتاطانه
در حالي كه والاستريت ركوردشكني ميكند، بورسهاي اروپايي با احتياط بيشتري حركت ميكنند. شاخصهاي DAX آلمان، CAC 40 فرانسه و FTSE 100 بريتانيا در هفتههاي اخير رشد داشتهاند، اما اين رشد نه فراگير است و نه به اندازه بازار امريكا قدرتمند. اقتصاد منطقه يورو همچنان با رشد پايين، هزينههاي انرژي، كاهش قدرت خريد خانوارها و ابهام در سياستهاي بانك مركزي اروپا (ECB) مواجه است. بانك مركزي اروپا برخلاف فدرال رزرو، هنوز سيگنال شفافي درباره زمان كاهش نرخ بهره نداده و همين موضوع باعث شده سرمايهگذاران اروپايي محافظهكارتر عمل كنند. در اين فضا، شركتهاي صادراتمحور و صنايع دفاعي عملكرد بهتري داشتهاند، اما بخشهاي وابسته به مصرف داخلي و توليد صنعتي همچنان تحت فشار هستند .
آسيا؛ شكاف عميق ميان ژاپن و چين
بازارهاي آسيايي تصوير دوپارهاي از وضعيت بورسهاي جهان ارايه ميدهند. در يك سو، ژاپن قرار دارد. شاخص Nikkei 225 به بالاترين سطوح چند دهه اخير رسيده و بورس اين كشور به يكي از جذابترين مقاصد سرمايهگذاري تبديل شده است. سياستهاي پولي انبساطي، تضعيف ين و اصلاحات حاكميت شركتي، تركيبي كمنظير براي جذب سرمايه خارجي ايجاد كرده است.
در سوي ديگر نيز، چين قرار دارد؛ بازاري كه همچنان درگير بحران اعتماد است. مشكلات بخش املاك، بدهي شركتها و كاهش رشد اقتصادي، باعث شده بورسهاي چين نتوانند همپاي ساير بازارهاي بزرگ جهان حركت كنند. بستههاي حمايتي دولت تاكنون نتوانسته اعتماد ازدسترفته سرمايهگذاران را بهطور كامل بازگرداند.
ساير بازارهاي آسيايي مانند هند، كره جنوبي و تايوان، هر يك مسير خاص خود را طي ميكنند. هند با رشد اقتصادي پايدار و جمعيت جوان، يكي از گزينههاي اصلي سرمايهگذاران بلندمدت است، در حالي كه كره و تايوان بهشدت به چرخه جهاني نيمهرساناها وابستهاند.
بازارهاي نوظهور؛ فرصتهاي پرريسك
بازارهاي نوظهور بيش از هر زمان ديگري به سياستهاي پولي امريكا گره خوردهاند. ركوردشكني بورس امريكا و احتمال كاهش نرخ بهره ميتواند جريان سرمايه را به سمت اين بازارها تقويت كند، اما ريسكها همچنان بالاست: نوسانات ارزي، بدهي خارجي و بيثباتي سياسي. در اين ميان، كشورهايي مانند هند، برزيل و مكزيك عملكرد بهتري نسبت به ساير بازارهاي نوظهور داشتهاند، اما سرمايهگذاري در اين بازارها همچنان نيازمند نگاه محتاطانه است.
بورس ايران، جدا افتاده از بازارهاي جهاني
در نگاه اول، بورس كشور ما به دليل تحريمها، محدوديت سرمايه خارجي و ساختار خاص اقتصاد، بازاري جداافتاده از بورسهاي جهاني به نظر ميرسد. اما در عمل، تحولات جهاني بهويژه بورس امريكا بهطور غيرمستقيم بر انتظارات، جريان نقدينگي و حتي سياستگذاري داخلي اثر ميگذارد. در هفتههاي اخير، شاخص كل بورس تهران رشد قابلتوجهي را تجربه كرده و به سطوح بالايي رسيده است. اين رشد، بيش از آنكه ناشي از بهبود بنيادين اقتصاد باشد، حاصل تورم مزمن، رشد نرخ ارز و حركت نقدينگي است. با اين حال، ركوردشكني بورس امريكا پيام رواني مهمي براي بازار ايران دارد: تقويت اين تصور كه داراييهاي مالي، همچنان ابزار حفظ ارزش سرمايهاند. به عقيده كارشناسان درحال حاضر بورس ايران با مشكلاتي چون نبود اعتماد، كاهش قدرت خريد و نبود نقدينگي، نبود سرمايهگذار خارجي موثر، كاهش شديد قدرت خريد خانوارها، ريسكهاي سياسي و تصميمات غيرقابل پيشبيني، وابستگي بالاي سود شركتها به نرخ ارز و قيمتهاي جهاني و امثال اين موارد روبه روست. در عين حال، بسياري از صنايع بورسي ايران بهويژه فلزات، پتروشيمي و پالايشي به قيمتهاي جهاني وابستهاند و از اين منظر، تحولات بورسهاي جهاني بهطور غيرمستقيم بر آنها اثر ميگذارد.
برخلاف بازارهاي توسعهيافته، پيوند بورس ايران با جهان بيشتر از جنس انتظارات است تا جريان واقعي سرمايه. هر نشانهاي از ثبات منطقهاي، كاهش تنشهاي بينالمللي يا تغيير در سياستهاي امريكا نسبت به ايران، ميتواند انتظارات مثبت در بازار ايجاد كند؛ حتي اگر در عمل، تغيير فوري در متغيرهاي اقتصادي رخ ندهد.
ركوردشكني بورس امريكا، پيام قدرتمندي به بازارهاي مالي جهان ارسال كرده است، اما اين پيام در همه جا يكسان تفسير نشده است. اروپا محتاط است، آسيا دوپاره شده، بازارهاي نوظهور ميان فرصت و ريسك در نوساناند و بورس ايران، در عين جدايي ساختاري، از نظر رواني و انتظارات بيتأثير نيست. آنچه امروز در بازارهاي جهاني ديده ميشود، تعادلي شكننده ميان اميد و نگراني است. ركوردها شكسته ميشوند، اما آينده هنوز قطعي نيست. در چنين فضايي، سرمايهگذاران چه در نيويورك، چه در توكيو و چه در تهران بيش از هر زمان ديگري نيازمند تحليل عميق، نگاه ميانمدت و مديريت ريسك هستند.
