تعرفه 25درصدي ترامپ و تحولات اقتصاد جهاني
روز گذشته بود كه خبر رسيد دستور رييسجمهور امريكا در خصوص اعمال تعرفههاي 25درصدي كشورهايي كه اقدام به تجارت و بدهبستان اقتصادي با ايران كنند، اجرايي شده است. همزمان با اجرايي شدن اين فرمان برخي افراد و جريانات اعلام كردند ترامپ دوباره در بطن مذاكرات، پالسهاي تنش و تنازع ارسال كرده است.

روز گذشته بود كه خبر رسيد دستور رييسجمهور امريكا در خصوص اعمال تعرفههاي 25درصدي كشورهايي كه اقدام به تجارت و بدهبستان اقتصادي با ايران كنند، اجرايي شده است. همزمان با اجرايي شدن اين فرمان برخي افراد و جريانات اعلام كردند ترامپ دوباره در بطن مذاكرات، پالسهاي تنش و تنازع ارسال كرده است. هرچند امريكا همواره سياست چماق و هويج را در بطن مذاكرات دنبال ميكند، اما واقع آن است كه اين دستورالعمل قبلا صادر شده بود و روز شنبه به مرحله اجرايي شدن رسيده است. اما اتخاذ چنين رويكردهايي از سوي ايالات متحده در مواجهه با كشورهايي چون ايران، چين، روسيه و...به چه معناست؟تحولات اخير در اقتصاد جهاني، از جمله جنگهاي تجاري، تغييرات در اتحادهاي استراتژيك و اظهارات سياستمداران برجسته (مانند وزير خارجه اسبق ايران، دكتر ظريف) نشاندهنده پايان دوران وفاداريهاي ثابت در نظام بينالملل است. اين يادداشت مقاله با تمركز بر نقش چين و ايالات متحده به عنوان دو قطب اصلي قدرت اقتصادي، به تحليل روندهاي آينده اقتصاد جهاني با استفاده از چارچوبهاي آيندهپژوهي ميپردازد. استدلال اصلي مقاله اين است كه جهان در حال گذار به سمت يك نظام چندقطبي پيچيده است كه در آن همكاريها و رقابتها به صورت پويا و مبتني بر منافع ملي متغير شكل ميگيرند. با بررسي مواردي مانند تحريمهاي امريكا عليه ايران، رقابتهاي تجاري با چين و تغيير مواضع كشورهايي مانند هند و روسيه، اين مقاله نشان ميدهد كه اقتصاد آينده جهان تحت تاثير عواملي مانند امنيت انرژي، ديپلماسي تجاري و ظهور بازيگران غيردولتي خواهد بود.
نظام اقتصاد جهاني در دهههاي اخير شاهد تحولاتي بس عميق بوده است. «جهانيسازي اقتصادي» كه پس از جنگ سرد شتاب گرفت، اكنون با چالشهايي مانند «ظهور مليگرايي اقتصادي»، «جنگهاي تعرفهاي و تجاري» و «تغيير در اتحادهاي استراتژيك» مواجه شده است. اظهارات دكتر محمدجواد ظريف، وزير خارجه اسبق ايران، مبني بر پايان دوران وفاداري در نظام جهاني، نمادي است از اين تحولات. در اين راستا، نقش قدرتهاي بزرگي مانند چين و ايالات متحده به عنوان بازيگران اصلي در شكلدهي به آينده اقتصاد جهاني حايز اهميت است. اين يادداشت مقاله با نگاهي آيندهپژوهانه به تحليل نقش اين دو قدرت و تاثير آنها بر روندهاي اقتصاد جهاني ميپردازد.
۱. آيندهپژوهي در اقتصاد جهاني: آيندهپژوهي به عنوان يك رشته علمي، با استفاده از روشهايي مانند سناريوسازي، تحليل روندها و شناسايي پيشرانها به بررسي احتمالات آينده ميپردازد. در اقتصاد جهاني، آيندهپژوهي ميتواند به درك بهتر تحولات ساختاري مانند انتقال قدرت اقتصادي از غرب به شرق، تاثير فناوريهاي نوين و تغيير در الگوهاي تجاري كمك كند. در اين مقاله، از چارچوب آيندهپژوهي براي تحليل نقش چين و امريكا استفاده شده است. در اين مدل پيشبيني ميشود كه امريكا با استفاده از رويكردهاي تهاجمي چه دورنمايي را در اقتصاد و نظام سياسي بينالمللي كسب ميكند.
۲. نقش ايالات متحده از هژموني به رويكرد تهاجمي يكجانبه: ايالات متحده در دوره رياستجمهوري دونالد ترامپ شاهد تغييرات چشمگيري در سياست خارجي و تجاري بود. رويكردهايي مانند اعمال تعرفههاي يكجانبه عليه چين و متحدان اروپايي، همچنين تهديد به اعمال تعرفه 25درصدي كشورهاي تجارتكننده با ايران و تلاش براي بازتعريف توافقهاي تجاري (مانند توافق با هند) نشاندهنده گذار از هژموني مبتني بر همكاري به سمت «يكجانبهگرايي تهاجمي» است.واقع آن است كه تحريمهاي امريكا عليه ايران با هدف محدودسازي صادرات نفت كشورمان، نه تنها بر بازار انرژي جهاني تاثير گذاشته، بلكه باعث ايجاد اتحادهاي جديدي مانند افزايش خريد نفت ايران توسط چين شده است. اين امر نشان ميدهد كه تحريمها ممكن است به جاي منزوي كردن هدف، به ايجاد «شبكههاي تجاري موازي» منجر شود. از سوي ديگر، جنگ تجاري امريكا و چين به عنوان يكي از مهمترين تحولات اقتصاد جهاني، باعث تغيير در زنجيرههاي تامين جهاني و افزايش تلاشها براي خودكفايي اقتصادي شده است. هشدارهاي ترامپ به متحدان غربي درباره نزديكي به چين، نشاندهنده عمق اين رقابت است.
۳. نقش چين از رشد اقتصادي به سمت تاثيرگذاري جهاني: چين به عنوان دومين اقتصاد بزرگ جهان، با استفاده از ابزارهايي مانند ابتكار «كمربند و راه» و ديپلماسي تجاري فعال، در حال گسترش نفوذ خود در اقتصاد جهاني است.
جايگزيني نفت ايران با نفت ونزوئلا در بازار چين، نشاندهنده انعطافپذيري چين در تامين انرژي و تمايل به همكاري با كشورهاي تحت تحريم امريكاست. اين رويكرد امريكا اما مانند تلاشهاي قبلي او براي منزويسازي اقتصادي ايران منتج به نتيجه مورد نظر امريكا نخواهد شد.
