فلرينگ از آمار به اقدام رسيد؛ كارنامه مثبت دولت در مهار فلرها
كاهش فلرينگ در صنعت نفت ايران از يك عدد ثابت آماري به پروژهاي اجرايي تبديل شده است؛ مسيري كه ميتواند ناترازي گاز، عدمالنفع اقتصادي و فشار زيستمحيطي را كاهش دهد.
به گزارش مهر، فلرينگ در صنعت نفت ايران سالها به عنوان يك شاخص منفي ثابت شناخته ميشد؛ عددي كه در اغلب گزارشهاي انرژي تكرار ميشد، اما تغيير محسوسي در آن ديده نميشد. طبق گزارش مركز پژوهشهاي مجلس، كشور در سال ۱۴۰۱ روزانه حدود ۵۰.۵ ميليون مترمكعب گاز همراه نفت را در مشعلها سوزانده و در يك دهه نزديك به ۳۴ ميليارد دلار عدمالنفع اقتصادي ثبت شده است. به همين دليل مهار فلرينگ به يكي از مهمترين شاخصهاي سنجش كارآمدي مديريتي در بخش بالادستي نفت تبديل شد، زيرا برخلاف افزايش توليد نفت كه عمدتا به حفاري و توسعه ميدان وابسته است، كاهش فلرينگ مستقيما به توسعه زيرساخت، سرمايهگذاري و مديريت پروژه مربوط ميشود. سوزاندن گاز همراه تنها يك چالش زيستمحيطي نبود بلكه پيامدهاي آن در سه سطح اقتصادي، انرژي و اجتماعي قابل مشاهده بود؛ از دست رفتن درآمد بالقوه ارزي، تشديد كسري گاز در زمستان و افزايش آلودگي در مناطق نفتخيز. برآورد وزارت نفت نشان ميدهد جمعآوري كامل اين گازها ميتواند حجمي معادل توليد دو فاز پارس جنوبي به عرضه كشور اضافه كند و حدود ۲۰ درصد ناترازي گاز زمستاني را كاهش دهد، بنابراين هر ميزان پيشرفت در اين حوزه مستقيما با امنيت انرژي كشور ارتباط پيدا ميكند. در سالهاي گذشته وعدههاي متعددي درباره حذف فلرها مطرح ميشد، اما دادههاي عملياتي جديد نشان ميدهد رويكرد اجرايي تغيير كرده و تمركز از اعلام هدف به تعريف پروژه منتقل شده است. در دوره دولت چهاردهم ظرفيت جمعآوري گازهاي مشعل به ۱۹.۹ ميليون مترمكعب در روز رسيده و رشد ۱۱۴ درصدي ثبت شده است. همچنين پروژه NGL3100 دهلران وارد مرحله راهاندازي شده و ايستگاههاي تقويت فشار نيز در حال تكميل هستند؛ اقداماتي كه بدون آنها اساسا امكان انتقال گاز همراه وجود ندارد. در سطح ميادين نيز تمركز بر نقاط پرحجم باعث كاهش محسوس فلر شده است بهطوريكه در محدوده اهواز ۹۸.۵ درصد گازهاي همراه جمعآوري ميشود و روزانه بيش از ۲ ميليون مترمكعب گاز بازيافتي پس از فرآورش وارد شبكه سراسري ميشود. همزمان گزارشهاي نظارتي نشان ميدهد عملكرد جمعآوري فلر بيش از ۴۰۰ درصد جلوتر از اهداف برنامه هفتم توسعه قرار گرفته كه نشاندهنده عبور پروژهها از مرحله برنامهريزي و ورود به فاز اجرايي است. در كنار اقدامات انجامشده، قراردادهاي جديدي نيز براي كاهش حدود ۲۹۵ ميليون فوت مكعب در روز فلر تا سال ۱۴۰۵ امضا شده است تا مسير ادامهدار پروژه تثبيت شود. اهميت اين بخش در آن است كه حذف كامل فلرينگ بدون پوشش ميادين كوچك و پراكنده ممكن نيست و اين پروژهها مرحله تكميلي كار محسوب ميشوند. گازهاي جمعآوريشده پس از فرآورش به شبكه تزريق ميشوند و مستقيما بر تراز انرژي كشور اثر ميگذارند، زيرا هر مترمكعب گاز بازيافتي ميتواند جايگزين سوخت مايع نيروگاهها شود، مصرف صنعتي را پايدارتر كند و فشار شبكه زمستاني را كاهش دهد؛ بنابراين بدون حفاري چاه جديد، عرضه انرژي افزايش پيدا ميكند. بررسي همزمان افزايش ظرفيت جمعآوري، كاهش فلر در ميادين بزرگ و عبور از اهداف برنامه توسعه نشان ميدهد روند مديريت از برنامهنويسي صرف به اجراي عملياتي تغيير كرده است. با اين حال حذف كامل فلرينگ هنوز محقق نشده و چالشهايي مانند پراكندگي چاههاي كوچك، هزينه بالاي خطوط انتقال محلي و زمانبر بودن احداث واحدهاي فرآورش باقي مانده است، به همين دليل كاهش سريعتر در ميادين بزرگ رخ ميدهد، اما صفر شدن كامل نيازمند چند سال اجراي مستمر پروژهها خواهد بود. با وجود اين، دادههاي عملياتي نشان ميدهد فلرينگ از يك شاخص آماري ثابت به پروژهاي در حال حل تبديل شده و در صورت تداوم مسير فعلي بخشي از عدمالنفع تاريخي صنعت نفت ميتواند در سالهاي آينده به منبع واقعي تامين انرژي كشور بدل شود.
