«تعادل» از شاهراه باريك ولي بازار عظيم نفت گزارش مي‌دهد

تنگه هرمز كابوس بازار جهاني نفت؟

۱۴۰۴/۱۱/۱۸ - ۰۱:۱۴:۵۸
کد خبر: ۳۷۶۳۰۷
تنگه هرمز كابوس بازار جهاني نفت؟

تنگه هرمز، اين گذرگاه آبي باريك ميان ايران و عمان، سال‌هاست فراتر از يك مسير دريايي ساده تعريف مي‌شود. هرمز، شاهرگ حياتي انرژي جهان است؛ جايي كه امنيت يا ناامني آن مي‌تواند قيمت نفت را در نيويورك و لندن جابه‌جا كند، رشد اقتصادي آسيا را تحت تأثير قرار دهد و حتي سياست خارجي قدرت‌هاي بزرگ را بازتعريف كند.

گلناز پرتوي مهر |

تنگه هرمز، اين گذرگاه آبي باريك ميان ايران و عمان، سال‌هاست فراتر از يك مسير دريايي ساده تعريف مي‌شود. هرمز، شاهرگ حياتي انرژي جهان است؛ جايي كه امنيت يا ناامني آن مي‌تواند قيمت نفت را در نيويورك و لندن جابه‌جا كند، رشد اقتصادي آسيا را تحت تأثير قرار دهد و حتي سياست خارجي قدرت‌هاي بزرگ را بازتعريف كند. در شرايطي كه تنش‌هاي ژئوپليتيك خاورميانه دوباره در كانون توجه بازارها قرار گرفته، نام تنگه هرمز بار ديگر به يكي از كليدواژه‌هاي اصلي تحليلگران انرژي تبديل شده است.

بر اساس تازه‌ترين داده‌هاي اداره اطلاعات انرژي امريكا (EIA)، روزانه حدود ۲۰ ميليون بشكه نفت خام و فرآورده‌هاي نفتي از تنگه هرمز عبور مي‌كند؛ رقمي كه معادل نزديك به يك‌پنجم كل مصرف نفت جهان است. اين حجم عظيم صادرات، هرمز را به مهم‌ترين گلوگاه انرژي دنيا بدل كرده؛ گلوگاهي كه كوچك‌ترين اختلال در آن مي‌تواند شوك قيمتي بزرگي ايجاد كند.

بخش عمده نفت صادراتي كشورهاي عربستان سعودي، عراق، امارات متحده عربي، كويت و ايران از مسير تنگه هرمز راهي بازارهاي جهاني مي‌شود. اين كشورها اگرچه هر كدام تلاش كرده‌اند مسيرهاي جايگزين محدودي ايجاد كنند، اما واقعيت اين است كه هنوز هيچ مسير ديگري توان رقابت با ظرفيت هرمز را ندارد.

نكته مهم‌تر آن است كه مقصد اصلي اين نفت، كشورهاي آسيايي هستند. آمارها نشان مي‌دهد حدود ۸۰ تا ۸۵ درصد نفت عبوري از تنگه هرمز به آسيا صادر مي‌شود؛ به‌ويژه چين، هند، ژاپن و كره جنوبي. همين وابستگي بالا باعث شده امنيت اين گذرگاه براي اقتصادهاي آسيايي اهميتي حياتي داشته باشد.

اهميت تنگه هرمز تنها به نفت خام محدود نمي‌شود. طبق برآوردهاي جديد، حدود ۲۰ درصد تجارت جهاني گاز طبيعي مايع (LNG) نيز از همين مسير انجام مي‌شود. قطر، به عنوان بزرگ‌ترين صادركننده LNG جهان، بخش اعظم صادرات خود را از طريق تنگه هرمز به بازارهاي جهاني ارسال مي‌كند.

اين موضوع به‌ويژه براي كشورهايي مانند ژاپن و كره جنوبي كه وابستگي بالايي به واردات LNG دارند، حساسيت دوچندان ايجاد كرده است. هر اختلال در تنگه هرمز مي‌تواند امنيت انرژي اين كشورها را به‌طور مستقيم تهديد كند.

تنگه هرمز در باريك‌ترين نقطه خود تنها حدود ۳۹ كيلومتر عرض دارد. مسيرهاي كشتيراني در اين آبراه بسيار محدود و مشخص هستند و همين موضوع، آن را به يكي از آسيب‌پذيرترين نقاط جهان تبديل كرده است. در شمال تنگه، ايران قرار دارد و در جنوب آن عمان و امارات متحده عربي؛ تركيبي كه همواره پاي بازيگران منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي را به اين آبراه باز كرده است.

از نگاه بازار، مساله فقط درگيري نظامي مستقيم نيست. حتي افزايش تنش‌هاي لفظي، رزمايش‌هاي نظامي يا حملات محدود مي‌تواند هزينه بيمه نفتكش‌ها را افزايش دهد و ريسك حمل‌ونقل را بالا ببرد؛ عاملي كه به سرعت در قيمت نفت منعكس مي‌شود.

تحليلگران موسسات بزرگ مالي بارها سناريوهاي بدبينانه درباره تنگه هرمز را بررسي كرده‌اند. بر اساس يكي از اين تحليل‌ها، اگر تنها نيمي از جريان نفت عبوري از هرمز براي مدتي متوقف شود، قيمت نفت برنت مي‌تواند به بالاي ۱۰۰ يا حتي ۱۱۰ دلار در هر بشكه برسد. چنين جهشي، نه‌تنها بازار انرژي بلكه تورم جهاني و رشد اقتصادي را نيز تحت فشار قرار خواهد داد. هرچند بسياري از كارشناسان معتقدند بسته‌شدن كامل تنگه هرمز بعيد است، اما همين احتمال كم هم براي بازار كافي است تا «پرميوم ريسك ژئوپليتيك» را در قيمت‌ها لحاظ كند. در ميان مصرف‌كنندگان جهاني انرژي، آسيا بيشترين آسيب‌پذيري را در برابر اختلال در تنگه هرمز دارد. به عنوان نمونه، حدود ۳۵ درصد نفت خام و بيش از ۴۰ درصد LNG وارداتي هند از مسير اين گذرگاه تأمين مي‌شود. چين نيز بخش قابل‌توجهي از واردات نفت خود را از كشورهاي حاشيه خليج فارس دريافت مي‌كند. براي اين كشورها، اختلال در هرمز تنها يك مساله قيمتي نيست، بلكه مستقيماً به امنيت انرژي و ثبات اقتصادي گره خورده است. برخي كشورهاي منطقه تلاش كرده‌اند وابستگي خود به تنگه هرمز را كاهش دهند. عربستان سعودي خط لوله شرق به غرب را براي انتقال نفت به درياي سرخ توسعه داده و امارات متحده عربي نيز بخشي از صادرات خود را از طريق بندر فجيره انجام مي‌دهد. با اين حال، مجموع ظرفيت اين مسيرهاي جايگزين حدود ۴ تا ۵ ميليون بشكه در روز برآورد مي‌شود؛ رقمي كه در بهترين حالت تنها بخش كوچكي از نفت عبوري از تنگه هرمز را پوشش مي‌دهد. به بيان ديگر، اين مسيرها بيشتر نقش ضربه‌گير دارند تا جايگزين واقعي. تنگه هرمز بيش از هر زمان ديگري نشان مي‌دهد كه بازار نفت، همچنان اسير جغرافيا و سياست است. در جهاني كه از گذار انرژي و كاهش وابستگي به سوخت‌هاي فسيلي سخن گفته مي‌شود، هنوز يك گذرگاه باريك آبي مي‌تواند سرنوشت قيمت نفت و امنيت انرژي جهان را تعيين كند. در كوتاه‌مدت، هر نشانه‌اي از كاهش تنش در منطقه مي‌تواند فشار نزولي بر قيمت نفت وارد كند، اما واقعيت اين است كه تا زماني كه بخش بزرگي از انرژي جهان از تنگه هرمز عبور مي‌كند، اين شاهراه باريك همچنان يكي از حساس‌ترين نقاط اقتصاد جهاني باقي خواهد ماند؛ نقطه‌اي كه نفت، سياست و امنيت در آن به‌هم گره خورده‌اند.