تقسيم نمادهاي بازار از نظر ارزندگي
در شرايط كنوني، سه دسته اصلي از نمادها براي خريد قابل بررسي اند؛ از شركتهايي كه از چشمانداز سودآوري دارند تا گروهي محدود از نمادهاي كه براي نوسان كوتاهمدت مناسب هستند.معاملات سهام اين روزها در نقطهاي ايستاده كه ديگر ميتوان با نگاه گسترده و انتخابهاي وسيع وارد آن شد، چون در شرايط تورمي افت زيادي داشته است، اما در مقطع كنوني تغيير در مبادلات تجاري ناشي از افزايش فشار تحريمها ميتواند در كاهش سودآوري برخي شركتها موثر باشد. ب
در شرايط كنوني، سه دسته اصلي از نمادها براي خريد قابل بررسي اند؛ از شركتهايي كه از چشمانداز سودآوري دارند تا گروهي محدود از نمادهاي كه براي نوسان كوتاهمدت مناسب هستند.معاملات سهام اين روزها در نقطهاي ايستاده كه ديگر ميتوان با نگاه گسترده و انتخابهاي وسيع وارد آن شد، چون در شرايط تورمي افت زيادي داشته است، اما در مقطع كنوني تغيير در مبادلات تجاري ناشي از افزايش فشار تحريمها ميتواند در كاهش سودآوري برخي شركتها موثر باشد. به همين دليل در دل اين گزارش، سه دستهبندي مهم براي شركتها وجود دارد كه مسير تصميمگيري سرمايهگذاران را روشنتر ميكند. دسته اول شركتهايي هستند كه چه با سود امسال و چه با سود سال آينده، از مدار ارزندگي خارج شدهاند. قيمتهاي فعلي آنها تقريبا با واقعيت بنيادي همخواني دارد و منطقيترين رفتار در برابرشان، سبككردن پرتفوي و خروج تدريجي است.
دسته دوم شركتهايياند كه قيمت امروز آنها با وضعيت بنيادي فعلي سازگار است، اما اميد به رشد سود سال آينده بهويژه از مسير تغييرات ارزي باعث ميشود بازار فعلا به آنها فرصت بدهد. با اين حال، اين گروه نيازمند احتياط است. احتمالا بعد از يك رشد كوتاهمدت، درجا خواهند زد و سرمايهگذار بايد بداند كه ورود به اين نمادها بدون صبر و مديريت ريسك، نتيجه مطلوبي نخواهد داشت.
اما زمين اصلي بازي، دسته سوم است؛ نمادهايي كه با وجود تغييرات اقتصادي، همچنان ارزندهاند و چشمانداز سودآوري آينده آنها روشن است. تعداد اين نمادها نسبت به گذشته بسيار كمتر شده و همين موضوع كار انتخاب را دشوارتر كرده است. ديگر نميتوان مثل ماههاي قبل با يك سبد گسترده وارد بازار شد. امروز انتخاب سهم بايد با دقت، تحليل و نگاه عميق انجام شود. در مقطع كنوني گروههاي زراعتي، غذايي و دارويي به دليل افزايش تقاضا حتي در دوران ركود سودآوري دارند.
همچنين عليرضا سادات، كارشناس بازار سرمايه در گفتوگو با خبرنگار بازار گفت: سرمايهگذاران بايد با چشماني باز سهم انتخاب كنند. هر نمادي شايسته حضور در پرتفوي نيست، هرچند بيشتر نمادها در محدوده ارزندگي هستند، اما چون جريان سودآوري بسياري از شركتها توان توجيه ندارد، ورود به آنها ريسك دارد با اين حال، شاخص گروههاي بورسي هنوز بعد از كاهش تنش، انرژي لازم براي يك رالي جديد را دارند و شايد حدود ۱۰۰ نماد بتوانند در اين مسير نقشآفريني كنند. جريان پول در هفتههاي آينده ميان همين نمادها جابهجا خواهد شد و اتفاقابازدهي خوبي هم براي آنها رقم ميخورد.
عليرضا سادات با تاكيد بر نقش سياستهاي كلان معتقد است كه اگر محدوديتهاي خارجي تشديد و اصلاحات ارزي با مانع جديدي روبرو نشود، پيبهاي فوروارد جايگزين پيبهاي فعلي ميشود و بازار دوباره به سمت رشد حركت ميكند. اما هرگونه دخالت دستوري در نرخگذاري ميتواند اعتماد سرمايهگذار را از بين ببرد و مسير بورس را تغيير دهد
وي افزود: در اين ميان، كاهش نرخ بهره ميتواند همه محاسبات را تغيير دهد. اين موضوع يكي از كليديترين بخشهاي اصلاحات اقتصادي و بودجه است. بدون كاهش نرخ بهره، حركت بازار كند و فرسايشي خواهد بود؛ اما اگر اين اتفاق رخ دهد، موتور رشد دوباره روشن ميشود. نكته مهم اين است كه با شرايط فعلي ارز و سياستهاي اقتصادي، سقوط سنگيني در بازار ديده نميشود. نهايتا اصلاح يا درجا زدن خواهيم داشت و بسياري از نمادها پس از اصلاح دوباره به گزينههاي جذاب خريد تبديل ميشوند.
سادات با اشاره به اينكه مهمترين عامل تعيينكننده، سياست بينالمللي و ارزي دولت تعيينكننده جهت بورس است، گفت: اگر محدوديت روابط خارجي فشار بر تجارت را افزايش ندهد و اصلاحات ارزي با موانع جديد روبهرو نشود در اين حالت، پيبهاي فوروارد جايگزين پيبهاي فعلي ميشود و بازار دوباره به سمت رشد حركت ميكند.
نمونهاش همين رسميت يافتن نرخ توافقي است كه انرژي تازهاي به بازار داده است. هيچكس نميداند برنامه نهايي چيست، اما اگر تالار توافقي به مبناي اصلي تبديل شود، بازار دوباره وارد يك مسير صعودي قدرتمند خواهد شد. در حال حاضر تقريبا همه شركتها ارز خود را در تالار توافقي ميفروشند و مكانيسم عرضه و تقاضا در آن فعال است. تنها نگراني اين است كه سياستگذار دوباره به سمت قيمتگذاري دستوري برود؛ اشتباهي كه بارها تكرار شده و نتايج تلخي داشته است. برخي تجار همين حالا هم نسبت به دخالتهاي احتمالي هشدار دادهاند.
وي ادامه داد: اگر دولت اين تالار را به رسميت بشناسد و خودش هم عرضهكننده ارز در آن باشد، تقريبا همه صنايع از پتروشيمي و فولاد گرفته تا صادركنندگان كوچك در تعيين نرخ نقش خواهند داشت. اين نرخ روزانه ميتواند مبناي محاسبات گمرك، انرژي، خوراك، حقوق دولتي و حتي نرخ تسعير بانكها و پالايشيها شود. چنين تغييري ميتواند سودآوري بسياري از صنايع را متحول كند؛ بهخصوص صادركنندگاني كه تا يك ماه پيش ارز خود را با نرخهاي ۷۰ هزار توماني ميفروختند.
ترسيم تصوير آينده بورس
اگر گزارشهاي ماهانه شركتها را نگاه كنيد، هنوز نرخهاي ۷۲ هزار توماني ديده ميشود؛ در حالي كه نرخهاي آزاد به مرز ۱۶۵ هزار تومان نزديك شدهاند. اين همان پتانسيلي است كه ميتواند جريان پول را دوباره به بازار برگرداند و موتور رشد را روشن كند.
بازار سهام در حالي وارد مرحلهاي حساس شده كه مجموعهاي از متغيرهاي كلان از نرخ انرژي گرفته تا سياستهاي تجاري و شكاف ارزي ميتوانند مسير آن را در ماههاي آينده دگرگون كنند. اگر چند عامل كليدي در مسير درست قرار بگيرند، بورس توان آغاز يك رالي قدرتمند را دارد؛ اما در صورت تداوم سياستگذاريهاي اشتباه، بازار در بهترين حالت درجا خواهد زد.
اگر بخواهيم تصوير آينده بورس را كاملتر ببينيم، بايد مجموعهاي از متغيرها را كنار هم قرار دهيم؛ متغيرهايي كه هركدام ميتوانند مسير بازار را در ماههاي آينده تغيير دهند. نرخ بهره و سياست ارزي مهمند، اما تنها بخشي از پازل هستند. واقعيت اين است كه بازار سرمايه در نقطهاي ايستاده كه چند عامل ديگر نيز به همان اندازه اثرگذارند و ناديده گرفتن آنها ميتواند تحليل را ناقص كند. متغير مهم ديگر، نرخ انرژي و سياستهاي جديد در برق و گاز است.
در سالهاي اخير، انرژي به يكي از بزرگترين ريسكهاي صنايع تبديل شده. اگر دولت نرخ انرژي را به سمت قيمتهاي صادراتي ببرد، سود بسياري از شركتها از فولاديها گرفته تا سيمانيها و پتروشيميها بهشدت كاهش مييابد. اما اگر سياست تثبيت نرخ انرژي ادامه پيدا كند، همين صنايع دوباره ميتوانند نقش موتور محرك بازار را بازي كنند. اثر نرخ انرژي بر سود شركتها گاهي حتي از نرخ ارز هم بيشتر است.