عيدي پايان سال و واقعيت تلخ سفره بازنشستگان
رييس كانون بازنشستگان تاميناجتماعي استان تهران، مبلغ پايه عيدي بازنشستگان را چهار ميليون و ۵۰۰ هزار تومان اعلام كرد.
ميزان عيدي بر اساس محدوديت مالي دولت و بيتوجه به شاخصهاي واقعي معيشت است
گلي ماندگار|
رييس كانون بازنشستگان تاميناجتماعي استان تهران، مبلغ پايه عيدي بازنشستگان را چهار ميليون و ۵۰۰ هزار تومان اعلام كرد. علي دهقان كيا با اشاره به مبلغ عيدي بازنشستگان گفت: مبلغ پايه عيدي بازنشستگان ۴ ميليون و ۵۰۰ هزار تومان است كه در صورت دارا بودن همسر، ۱ ميليون و ۵۰۰ هزار تومان و به ازاي هر فرزند تحت پوشش نيز ۵۰۰ هزار تومان به اين مبلغ اضافه ميشود. پيش از اين نيز مصطفي سالاري- مديرعامل سازمان تامين اجتماعي اعلام كرده بود كه عيدي بازنشستگان از محل سود سهام سازمان در شستا مربوط به اين دوره مالي تامين و تلاش ميشود كه در نيمه دوم بهمن ماه پرداخت شود. اين رقم براساس مبلغي است كه دولت مصوب كرده است.
فصل پر اضطراب بازنشستگان
هر چند اين روزها احوال مردم آنقدر خوش نيست كه براي رسيدن نوروز و عيد اشتياقي داشته باشند اما مساله اينجاست كه زندگي جريان دارد و در اين جريان زندگي معيشت هم يكي از دغدغههايي است كه طي سالهاي اخير براي خيلي از افراد جامعه تامين آن سخت، دشوار يا ناممكن شده است. در حالي كه بر اساس آمارهاي رسمي تورم خوراكيها در دي ماه به 60 درصد رسيد حالا اما اعلام مبلغ عيدي كه براي بازنشستگان در نظر گرفته شده نشان ميدهد كه اين تصميمگيريها هيچگاه بر اساس نيازهاي اساسي و ميزان تورم و ... نبوده است. اعلام رقم عيدي ۴ ميليون و ۵۰۰ هزار توماني براي بازنشستگان كه در صورت داشتن همسر به ۶ ميليون تومان و به ازاي هر فرزند با افزوده شدن ۵۰۰ هزار تومان افزايش مييابد، بار ديگر بحث قديمي فاصله ميان اعداد رسمي و واقعيتهاي معيشتي را به مركز توجه افكار عمومي كشانده است. عيدي كه در سالهاي گذشته همواره به عنوان كمكهزينهاي براي جبران بخشي از مخارج پايان سال تعريف شده، حالا در شرايطي پرداخت ميشود كه تورم بالاي ۶۰ درصد، قدرت خريد خانوارها را بهشدت فرسوده و نوروز براي بسياري از بازنشستگان بيش از آنكه نماد تازگي و آرامش باشد، به فصلي پراضطراب از محاسبه دخلوخرج تبديل شده است. بازنشستگان، بهويژه آن دسته كه تنها منبع درآمدشان مستمري ماهانه است، با هزينههايي روبهرو هستند كه نهتنها متوقف نشده، بلكه با شتابي نگرانكننده در حال افزايش است. اجاره مسكن در بسياري از شهرها جهشهاي چند دهدرصدي داشته، قيمت اقلام خوراكي و مايحتاج اوليه چند برابر شده و هزينههاي درمان و دارو بخش قابلتوجهي از درآمد ثابت سالمندان را ميبلعد. در چنين فضايي، عيدي چند ميليون توماني بيش از آنكه بتواند پوششدهنده هزينههاي نوروزي باشد، به يك مُسكن كوتاهمدت شبيه است كه تنها براي چند روز فشار معيشت را اندكي كاهش ميدهد.
شكاف عميق بين هزينهها و درآمد
اگر به سبد هزينههاي معمول نوروز يك خانواده بازنشسته نگاه كنيم، تصوير روشنتر ميشود. خريد سادهترين اقلام خوراكي، ميوه، آجيل، پوشاك حداقلي براي فرزندان يا نوهها، هزينه رفتوآمد و در برخي موارد ديدوبازديدهاي ناگزير، بهراحتي از مرز چند ميليون تومان عبور ميكند. اين در حالي است كه بسياري از بازنشستگان ناچارند عيدي خود را صرف بدهيهاي انباشته، اجاره عقبافتاده يا هزينههاي درماني كنند و اساساً سهمي براي شاديهاي نوروزي باقي نميماند. در چنين شرايطي، حتي پرداخت كالابرگ يا بستههاي حمايتي مقطعي نيز نتوانسته شكاف ميان درآمد و هزينه را به شكل معناداري پر كند.
ميزان عيدي بر اساس محدوديت مالي دولت و بيتوجه به شاخصهاي واقعي معيشت
مساله مهم ديگر، مبناي تعيين اين اعداد و ارقام است. عيدي بازنشستگان هر ساله با تصميم دولت و بر اساس مصوبات بودجهاي تعيين ميشود؛ تصميمي كه بيشتر تحتتأثير محدوديتهاي مالي دولت است تا شاخصهاي واقعي معيشت. در اين فرآيند، تورم رسمي، نرخ اجاره مسكن، هزينه سبد معيشت خانوار و تفاوتهاي منطقهاي كمتر بهصورت شفاف لحاظ ميشود. به همين دليل، رقم نهايي عيدي معمولاً با آنچه بازنشستگان در زندگي روزمره تجربه ميكنند فاصله زيادي دارد.
نگاه سياستگذار به اين مقوله عددي و صوري است
بهروز نيكرو، كارشناس اقتصاد خانواده در اين باره به تعادل ميگويد: متاسفانه نگاه سياستگذار به عيدي و حمايتهاي مشابه، همچنان «عددي و صوري» است. وقتي تورم سالانه از ۶۰ درصد عبور كرده، افزايش چند ميليون توماني عيدي عملاً قدرت خريدي را كه در طول سال از دست رفته جبران نميكند. او در ادامه اظهار ميدارد: اگر قرار باشد عيدي نقش واقعي در بهبود معيشت داشته باشد، بايد بر اساس «سبد هزينه واقعي خانوار» و نه صرفاً توان بودجهاي دولت تعيين شود. براي يك خانواده بازنشسته، هزينههاي ثابت مثل اجاره، درمان و خوراك، قابل حذف يا تعويق نيست. وقتي اين هزينهها هر ماه افزايش مييابد، پرداخت يك مبلغ ثابت در پايان سال نميتواند پاسخگوي فشار معيشتي باشد.
شرمندگي و فشار روحي به دليل عدم توانايي در تامين هزينه ها
نيكرو همچنين به اثرات رواني اين وضعيت اشاره ميكند و ميگويد: بسياري از بازنشستگان بهدليل ناتواني در تأمين هزينههاي نوروزي دچار احساس شرمندگي و فشار روحي ميشوند. نوروز زماني است كه خانوادهها انتظار دارند دور هم باشند، هديه بدهند و حداقل ظاهري از رفاه را حفظ كنند. وقتي بازنشستهاي مجبور ميشود از اين حداقلها بگذرد، احساس طردشدگي و ناكامي اجتماعي در او تشديد ميشود.
سالهاست مطالبه اصلي بازنشستگان ناديده گرفته ميشود
از سوي ديگر، فعالان كارگري و بازنشستگي نيز نسبت به شيوه تعيين عيدي انتقادهاي جدي دارند و آن را نتيجه بيتوجهي دولتها به مطالبه اصلي بازنشستگان ميدانند.
علي مولايي، فعال كارگري با اشاره به اينكه عيدي فعلي حتي با حداقل حقوق ماهانه هم تناسبي ندارد، به تعادل ميگويد: سالهاست كه مطالبه اصلي بازنشستگان، همسانسازي واقعي حقوق و مزايا با هزينههاي زندگي است. عيدي چند ميليوني شايد در ظاهر رقم قابلتوجهي به نظر برسد، اما وقتي قيمت يك كيسه برنج يا هزينه يك ويزيت پزشكي را كنار آن ميگذاريم، ميبينيم كه اين پول چقدر زود آب ميشود. او ادامه ميدهد: بسياري از بازنشستگان ناچارند عيدي خود را پيشخور كنند؛ يعني پيش از دريافت آن، بدهيهايي دارند كه منتظر اين مبلغ است. اين يعني عيدي اصلاً وارد چرخه مصرف نوروزي نشده و صرف جبران عقبماندگيهاي معيشتي ميشود.اين فعال كارگري در بخش ديگري از سخنان خود با بيان اين مطلب كه مشكل اصلي در نگاه كوتاهمدت به حمايتهاي معيشتي است، اظهار ميدارد: تا زماني كه سياستگذار به جاي اصلاح ساختار حقوق و مستمري، به پرداختهاي مقطعي دل خوش كند، وضعيت بازنشستگان تغيير اساسي نخواهد كرد. مولايي همچنين به بيتوجهي به تفاوتهاي خانوادگي اشاره ميكند و ميگويد: افزايش ۵۰۰ هزار توماني به ازاي هر فرزند در شرايطي مطرح ميشود كه هزينه نگهداري و حمايت از فرزند، بهمراتب بيشتر از اين رقم است. اين اعداد بيشتر جنبه نمادين دارد تا واقعي. او تأكيد ميكند: حتي در تعيين اين مبالغ هم، تورم واقعي و هزينههاي منطقهاي ناديده گرفته ميشود و يك رقم واحد براي همه كشور در نظر گرفته ميشود.
بازنشستگان در خط مقدم آسيبهاي اقتصادي و اجتماعي قرار دارند
در كنار اين نگاه اقتصادي، جامعهشناسان نيز نسبت به پيامدهاي اجتماعي چنين وضعيت معيشتي هشدار ميدهند. وقتي افراد در تامين نيازهاي اوليه خود ناتوان باشند ميتوان انتظار بروز انواع و اقسام آسيبهاي اجتماعي را داشت. امانالله قرايي، جامعه شناس با اشاره به اينكه خانوادههاي بازنشسته در خط مقدم آسيبهاي اقتصادي قرار دارند، به تعادل ميگويد: وقتي درآمد ثابت با تورم افسارگسيخته مواجه ميشود، نخستين پيامد آن فرسايش روابط خانوادگي و افزايش تنشهاي درونخانواده است. ناتواني در تأمين نيازهاي اوليه، احساس ناامني و اضطراب را در ميان سالمندان افزايش ميدهد و اين وضعيت ميتواند به انزواي اجتماعي و حتي افسردگي منجر شود. او ميافزايد: نوروز به عنوان يك مناسبت فرهنگي، نقش مهمي در حفظ پيوندهاي اجتماعي دارد، اما وقتي خانوادهها توان مشاركت در اين آيينها را از دست ميدهند، شكاف اجتماعي عميقتر ميشود. اين جامعهشناس تاكيد ميكند: بازنشستهاي كه نميتواند حداقلهاي نوروزي را فراهم كند، بهتدريج از جمع فاصله ميگيرد. اين فاصلهگيري نهتنها فردي، بلكه اجتماعي است و پيامدهاي بلندمدتي براي همبستگي اجتماعي دارد.
روند كاهشي اعتماد و اميد اجتماعي
قرايي همچنين به تأثير اين شرايط بر نسلهاي بعدي اشاره ميكند و ميگويد: وقتي فرزندان ميبينند والدين بازنشستهشان با وجود سالها كار و تلاش، در تأمين هزينههاي اوليه ناتوان هستند، اعتماد به آينده و اميد اجتماعي كاهش مييابد. حمايتهاي مقطعي مانند عيدي، اگر در چارچوب يك سياست رفاهي پايدار قرار نگيرد، نميتواند مانع بروز اين آسيبها شود.
اقدامي نمايشي به جاي راهحل موثر
در مجموع، عيدي ۴ ميليون و ۵۰۰ هزار توماني بازنشستگان، حتي با افزايشهاي مربوط به همسر و فرزند، در برابر موج سنگين تورم و افزايش هزينههاي زندگي، كاركردي محدود دارد. اين مبلغ شايد بتواند بخشي از هزينههاي نوروزي را پوشش دهد يا براي چند روز فشار مالي را كاهش دهد، اما پاسخگوي نيازهاي واقعي بازنشستگان نيست. كارشناسان، فعالان صنفي و جامعهشناسان همگي بر يك نكته تأكيد دارند: بدون در نظر گرفتن تورم واقعي، هزينههاي مسكن، درمان و سبد معيشت خانوار، تعيين ارقام حمايتي بيشتر به يك اقدام نمايشي شبيه است تا راهحلي موثر. نوروز براي بازنشستگان زماني ميتواند به معناي آرامش و آسودگي باشد كه سياستهاي معيشتي از نگاه كوتاهمدت فاصله بگيرد و به سمت اصلاحات ساختاري حركت كند. در غير اين صورت، هر سال با اعلام رقم جديد عيدي، تنها صورت مساله تغيير ميكند و مشكل اصلي همچنان پابرجا ميماند.
