تغيير مسير بورس

۱۴۰۴/۱۱/۱۴ - ۰۰:۵۶:۴۱
کد خبر: ۳۷۶۰۱۰

در ميان بازارهاي مختلف اقتصادي كشور، بورس همچنان يكي از معدود بسترهاي مولد به شمار مي‌رود؛ بازاري كه علي‌رغم همه ناملايمات، بي‌ثباتي‌ها و شوك‌هاي سياسي و اقتصادي، هنوز بخشي از فعالان آن نه صرفا با نگاه سوداگرانه، بلكه با نوعي دغدغه‌مندي نسبت به آينده اقتصاد كشور در آن حضور دارند.

مريم محبي

در ميان بازارهاي مختلف اقتصادي كشور، بورس همچنان يكي از معدود بسترهاي مولد به شمار مي‌رود؛ بازاري كه علي‌رغم همه ناملايمات، بي‌ثباتي‌ها و شوك‌هاي سياسي و اقتصادي، هنوز بخشي از فعالان آن نه صرفا با نگاه سوداگرانه، بلكه با نوعي دغدغه‌مندي نسبت به آينده اقتصاد كشور در آن حضور دارند. واقعيت اين است كه براي بخشي از سهامداران، ماندن در بازار سرمايه بيش از آنكه حاصل هيجان يا قمار اقتصادي باشد، نشانه‌اي از علاقه و پيوند عميق‌تر با سرنوشت اقتصادي كشور است.

البته نمي‌توان انكار كرد كه در هر بازاري، گروهي نيز با انگيزه‌هاي كوتاه‌مدت، هيجاني يا حتي لجبازانه فعاليت مي‌كنند، اما به نظر مي‌رسد وزن اين نگاه‌ها در بورس امروز نسبت به گذشته كاهش يافته است. آنچه اكنون بيش از هر چيز رفتار سرمايه‌گذاران را شكل مي‌دهد، نه هيجان، بلكه ارزيابي ريسك‌ها، سطح اعتماد و چشم‌انداز پيش‌روي اقتصاد است.

در همين چارچوب، يكي از پرسش‌هاي مهم اين روزهاي بازار سرمايه، موضوع ريسك‌هاي سياسي و به‌ ويژه ريسك‌هاي مرتبط با تنش‌هاي منطقه‌اي و احتمال درگيري‌هاي نظامي است. برخي معتقدند كه سطح اين ريسك‌ها تا حدي كاهش يافته، اما پرسش كليدي اينجاست كه آيا كاهش نسبي ريسك‌هاي سياسي مي‌تواند به تنهايي مسير بورس را تغيير دهد؟ پاسخ به اين سوال، ساده و تك‌بعدي نيست. تجربه بازار سرمايه نشان مي‌دهد كه تغيير روند پايدار از فاز منفي به مثبت، نيازمند مجموعه‌اي از پيش‌شرط‌هاست كه به‌ صورت زنجيروار به يكديگر متصل‌اند. نخستين حلقه اين زنجير، كاهش واقعي و ملموس ريسك‌هاي سياسي است؛ نه كاهش لفظي يا مقطعي. بازار به وعده‌ها واكنش بلندمدت نشان نمي‌دهد، بلكه به نشانه‌هاي عملي و پايدار توجه مي‌كند.

حلقه دوم، افزايش اعتماد است؛ اعتمادي كه هم بايد در سطح سياستگذاري اقتصادي شكل بگيرد و هم در رفتار نهادهاي تصميم‌گير. بدون بازسازي اعتماد، حتي در شرايط كاهش نسبي ريسك‌ها، سرمايه‌گذار ترجيح مي‌دهد همچنان محتاط باقي بماند. 

 اعتماد، حاصل ثبات در تصميمات، شفافيت در سياست‌ها و پرهيز از مداخلات غيرقابل پيش‌بيني است. درنهايت، آنچه مي‌تواند موتور حركت بازار سرمايه را روشن كند، شكل‌گيري يك چشم‌انداز مثبت و قابل باور براي اقتصاد كشور است. چشم‌اندازي كه نه ‌تنها از دل آمار و گزارش‌ها، بلكه از فضاي عمومي اقتصاد، روابط خارجي، سياست‌هاي كلان و جهت‌گيري آينده كشور قابل لمس باشد. بازار، پيش از هر چيز، آينده را قيمت‌گذاري مي‌كند و تا زماني كه اين آينده روشن نشود، نمي‌توان انتظار تغيير روند معنادار داشت. به بيان ديگر، كاهش ريسك‌هاي سياسي، افزايش اعتماد و شكل‌گيري چشم‌انداز مثبت، اجزاي يك پازل واحدند. نبود هر كدام از اين مولفه‌ها، تصوير نهايي را ناقص مي‌كند، بنابراين اگر قرار است بورس مسير تازه‌اي را آغاز كند، اين تغيير بايد واقعي، عميق و همه‌جانبه باشد؛ تغييري كه از سطح شعار عبور كرده و در عمل خود را نشان دهد.