بحران انرژي با توسعه انرژي خورشيدي قابل مهار است
با وجود ظرفيت بالاي تابش در كشور، انرژيهاي تجديدپذير تنها ۳.۵درصد از سبد برق ايران را تشكيل ميدهند.
با وجود ظرفيت بالاي تابش در كشور، انرژيهاي تجديدپذير تنها ۳.۵درصد از سبد برق ايران را تشكيل ميدهند.
به گزارش مهر، خاموشيهاي گسترده در بخشهاي خانگي، صنعتي و كشاورزي نشان ميدهد كه ساختار فعلي تأمين انرژي، پاسخگوي نيازهاي كشور نيست. وابستگي بيش از ۸۰ درصدي توليد برق به سوختهاي فسيلي، بهويژه در فصول سرد سال، موجب ناترازي شديد در شبكه برق شده و امنيت انرژي را با تهديد مواجه كرده است.
اين در حالي است كه گسترش انرژيهاي تجديدپذير، به عنوان يكي از پايدارترين و كمخطرترين راهكارهاي عبور از بحران كنوني انرژي، در بسياري از كشورهاي جهان بهطور جدي دنبال ميشود. انرژيهاي پاك نهتنها وابستگي به سوختهاي فسيلي را كاهش ميدهند، بلكه با افزايش تابآوري شبكه برق، نقش مهمي در مديريت پيك مصرف و كاهش خاموشيها ايفا ميكنند.
ايران از نظر جغرافيايي و اقليمي، جزو كشورهاي برخوردار از ظرفيتهاي كمنظير انرژي خورشيدي و بادي است. استانهاي شرقي و جنوبشرقي كشور مانند سيستان و بلوچستان، كرمان، خراسان جنوبي و يزد، با بيش از ۳۰۰ روز آفتابي در سال، از بالاترين ميزان تابش خورشيد برخوردارند. مطالعات مختلف نشان ميدهد كه اين مناطق توان توليد هزاران مگاوات برق خورشيدي را دارند و ميتوانند بخش قابل توجهي از نياز انرژي كشور را تأمين كنند. با اين وجود، سهم انرژيهاي تجديدپذير در سبد برق ايران همچنان بسيار ناچيز و حدود 3.5درصد باقي مانده است؛ رقمي كه فاصله بسيار زياد با برنامه هفتم توسعه و استانداردهاي جهاني دارد.
يكي از مهمترين مزاياي نيروگاههاي خورشيدي، عدم وابستگي آنها به سوخت است. در شرايطي كه تأمين گاز در زمستان و حتي در تابستان با چالشهاي جدي مواجه ميشود، نيروگاههاي خورشيدي بدون نياز به سوخت فسيلي، برق توليد ميكنند و فشار را از شبكه تأمين انرژي كشور برميدارند. اين ويژگي در كنار ظرفيتهاي ايران در استفاده از انرژي خورشيدي، توليد برق از اين منبع پاك را به گزينهاي مطمئن براي افزايش امنيت انرژي تبديل كرده است.
از منظر اقتصادي نيز گسترش نيروگاههاي خورشيدي قابل توجه است. هزينههاي بهرهبرداري و نگهداري اين نيروگاهها پايين بوده و زمان احداث آنها نسبت به نيروگاههاي حرارتي بسيار كوتاهتر است.
براي راهاندازي يك نيروگاه حرارتي زمان مورد نياز چيزي حدود 3 تا 5 سال است؛ اين در صورتي است كه براي يك نيروگاه بزرگ مقياس خورشيدي 9 تا 12 ماه زمان ساخت مورد نياز است. علاوه بر اين، امكان اجراي طرحهاي خورشيدي در مقياسهاي كوچك و متوسط، زمينه مشاركت بخش خصوصي و حتي سرمايهگذاران خرد را فراهم ميكند. براي گسترش انرژي خورشيدي به خصوص در قالب مقياس كوچك، پيدايش شركتهاي جديدي مانند شركتهاي تجميعكننده ميتواند شغلهاي متعدد و دروازههاي جديدي را بر اين بخش بگشايد. اين موضوع ميتواند به ايجاد درآمد پايدار براي خانوارها، كشاورزان و صاحبان زمينهاي بلااستفاده، بهويژه در مناطق كمتر برخوردار منجر شود.
گسترش انرژي خورشيدي همچنين آثار مثبت زيستمحيطي قابل توجهي دارد. كاهش انتشار آلايندهها، صرفهجويي در مصرف آب و كاهش تخريب محيطزيست از جمله مزايايي است كه در شرايط بحران آب و آلودگي هوا، اهميت دوچندان پيدا ميكند در نهايت، حركت جدي به سمت بهرهبرداري از انرژي خورشيدي نيازمند عزم ملي، ثبات سياستگذاري و تسهيل سرمايهگذاري است. انرژي خورشيدي ضرورتي راهبردي براي عبور از ناترازي برق، كاهش خاموشيها به شمار ميرود؛ منبعي پاك و در دسترس كه ميتواند آيندهاي پايدارتر براي ايران رقم بزند.
