«تعادل» وضعيت بورس‌هاي جهاني را بررسي مي‌كند

بورس‌هاي جهان در لبه تعادل

۱۴۰۴/۱۱/۱۳ - ۰۱:۲۲:۴۶
کد خبر: ۳۷۵۸۵۶
بورس‌هاي جهان در لبه تعادل

بورس‌هاي جهاني در مقطع كنوني در شرايطي كم‌سابقه از نظر هم‌زماني فرصت و ريسك قرار دارند. از يك‌سو، شتاب فناوري‌هاي نوين به‌ويژه هوش مصنوعي، سرمايه‌گذاري‌هاي عظيم در زيرساخت‌هاي ديجيتال و انرژي پاك و تاب‌آوري نسبي سودآوري شركت‌هاي بزرگ، موتورهاي رشد بازارهاي سهام را روشن نگه داشته‌اند.

بورس‌هاي جهاني در مقطع كنوني در شرايطي كم‌سابقه از نظر هم‌زماني فرصت و ريسك قرار دارند. از يك‌سو، شتاب فناوري‌هاي نوين به‌ويژه هوش مصنوعي، سرمايه‌گذاري‌هاي عظيم در زيرساخت‌هاي ديجيتال و انرژي پاك و تاب‌آوري نسبي سودآوري شركت‌هاي بزرگ، موتورهاي رشد بازارهاي سهام را روشن نگه داشته‌اند. ازسوي ديگر، نرخ‌هاي بهره بالا، تورم چسبنده در بخش خدمات، بدهي‌هاي فزاينده دولت‌ها و تشديد رقابت‌هاي ژئوپليتيكي، باعث شده‌اند سرمايه‌گذاران با احتياط بيشتري حركت كنند. حاصل اين وضعيت، بازاري است كه نه كاملاً صعودي و نه در آستانه سقوط است، بلكه در فاز «تعادل ناپايدار» قرار دارد. طبق برآورد نهادهاي معتبر بين‌المللي، رشد اقتصاد جهاني در سال ۲۰۲۶ در محدوده ۲،۵ تا ۳درصد پيش‌بيني مي‌شود. اين رشد، هرچند نسبت به سال‌هاي ركودي گذشته بهبود يافته، اما همچنان شكننده است و به‌شدت به سياست‌هاي پولي و مالي وابسته مانده است. اقتصاد امريكا به عنوان موتور اصلي تقاضاي جهاني، نشانه‌هايي از كند شدن را بروز داده، اما هنوز وارد ركود نشده است. در اروپا، رشد اقتصادي ضعيف‌تر و ناهمگون است و آسيا تصويري دوگانه از رونق و ركود را هم‌زمان نمايش مي‌دهد. تورم جهاني اگرچه نسبت به اوج‌هاي سال‌هاي قبل كاهش يافته، اما در بسياري از اقتصادهاي بزرگ هنوز به سطح هدف بانك‌هاي مركزي نرسيده است. تورم خدمات، دستمزدها و هزينه‌هاي مسكن همچنان بالاتر از سطح مطلوب قرار دارند و همين موضوع باعث شده بانك‌هاي مركزي در كاهش نرخ بهره محتاط عمل كنند. اين احتياط، مستقيماً بر ارزش‌گذاري بازارهاي سهام اثر گذاشته و موجب افزايش نوسان شده است.

    بازار سهام امريكا

بورس امريكا همچنان مهم‌ترين و اثرگذارترين بازار سهام جهان است. شاخص‌هاي اصلي وال‌استريت، به‌ويژه S&P500 و نزدك، در ماه‌هاي اخير تحت تأثير عملكرد شركت‌هاي بزرگ فناوري حركت كرده‌اند. شركت‌هايي كه در حوزه هوش مصنوعي، پردازش ابري و نيمه‌هادي‌ها فعال‌اند، بيشترين سهم را در رشد شاخص‌ها داشته‌اند.

با اين حال، تمركز بيش از حد بازار بر چند شركت بزرگ، يكي از ريسك‌هاي اصلي بورس امريكا محسوب مي‌شود. بخش قابل توجهي از رشد شاخص‌ها ناشي از افزايش ارزش سهام تعداد محدودي از شركت‌هاست و بسياري از صنايع ديگر رشد متناسبي را تجربه نكرده‌اند. اين عدم تعادل باعث شده كارشناسان نسبت به پايداري رالي بازار هشدار دهند.

از منظر سياست پولي، فدرال رزرو امريكا همچنان بازيگر اصلي صحنه است. نرخ‌هاي بهره بالا، هزينه تأمين مالي شركت‌ها را افزايش داده و ارزش فعلي جريان‌هاي نقدي آتي را كاهش داده است؛ موضوعي كه به‌ويژه براي سهام رشدي اهميت دارد. بازارها اميدوارند كه در نيمه دوم سال، فدرال رزرو بتواند كاهش تدريجي نرخ بهره را آغاز كند، اما اين اميد به داده‌هاي تورمي و وضعيت بازار كار گره خورده است.

هوش مصنوعي بدون ترديد مهم‌ترين روايت بازارهاي سهام در سال‌هاي اخير بوده است. سرمايه‌گذاري‌هاي عظيم در مراكز داده، تراشه‌هاي پيشرفته و نرم‌افزارهاي هوشمند، سودآوري بسياري از شركت‌هاي فناوري را متحول كرده است. با اين حال، پرسش اصلي اين است كه آيا رشد فعلي قيمت سهام، متناسب با رشد واقعي سودآوري است يا خير.

بازار به‌تدريج از فاز هيجان اوليه عبور كرده و وارد مرحله تفكيك شده است؛ مرحله‌اي كه در آن، تنها شركت‌هايي با مدل كسب‌وكار شفاف، جريان نقدي پايدار و مزيت رقابتي واقعي، مورد حمايت سرمايه‌گذاران قرار مي‌گيرند. در مقابل، شركت‌هايي كه صرفاً بر موج تبليغاتي هوش مصنوعي سوار شده‌اند، بيش از پيش در معرض اصلاح قيمتي قرار دارند.

    اروپا؛ بازار ارزش‌محور 

بورس‌هاي اروپايي تصويري متفاوت از امريكا ارايه مي‌دهند. رشد اقتصادي پايين‌تر، جمعيت سالخورده و چالش‌هاي ساختاري، باعث شده‌اند بازار سهام اروپا از نظر ارزش‌گذاري جذاب‌تر، اما از نظر رشد محدودتر باشد. بسياري از شركت‌هاي اروپايي با نسبت قيمت به سود پايين‌تري نسبت به همتايان امريكايي خود معامله مي‌شوند. بانك‌ها و شركت‌هاي انرژي در اروپا از نرخ‌هاي بهره بالا و قيمت‌هاي نسبتاً مناسب انرژي سود برده‌اند. با اين حال، هرگونه شوك ژئوپليتيكي يا افزايش شديد قيمت گاز مي‌تواند به سرعت اين مزيت را از بين ببرد. سياست‌هاي بانك مركزي اروپا نيز همچنان محتاطانه است و كاهش نرخ بهره به‌صورت تدريجي و مشروط دنبال مي‌شود.

    آسيا و بحران اعتماد 

آسيا در بازارهاي جهاني نقش فزاينده‌اي دارد، اما تصوير اين قاره يكدست نيست. چين، به عنوان دومين اقتصاد بزرگ جهان، با چالش‌هاي ساختاري جدي مواجه است. بحران بخش مسكن، بدهي‌هاي دولت‌هاي محلي و كاهش اعتماد سرمايه‌گذاران خارجي، باعث شده بورس‌هاي چين عملكرد ضعيفي داشته باشند. حتي سياست‌هاي حمايتي دولت نيز تاكنون نتوانسته‌اند جريان سرمايه را به‌طور پايدار بازگردانند. در مقابل، ژاپن به يكي از نقاط روشن بازارهاي جهاني تبديل شده است. اصلاحات حاكميت شركتي، تمركز بر افزايش بازده سرمايه و تضعيف نسبي ين، به نفع شركت‌هاي صادرات‌محور ژاپني عمل كرده است. با اين حال، هرگونه تغيير ناگهاني در سياست پولي بانك مركزي ژاپن مي‌تواند نوسانات قابل‌توجهي ايجاد كند. در ساير بازارهاي نوظهور آسيا، از جمله هند و كشورهاي جنوب شرق آسيا، رشد اقتصادي همچنان قوي است، اما اين بازارها به‌شدت به شرايط مالي جهاني، نرخ دلار و جريان سرمايه وابسته‌اند.

    بازارهاي نوظهور

بازارهاي نوظهور همواره تركيبي از پتانسيل رشد بالا و ريسك‌هاي ساختاري هستند. در شرايط فعلي، اين بازارها بيش از هر چيز به سياست‌هاي پولي امريكا حساس‌اند. نرخ‌هاي بهره بالا و دلار قوي، فشار خروج سرمايه را افزايش مي‌دهد و هزينه بدهي را بالا مي‌برد. در مقابل، هر نشانه‌اي از تضعيف دلار يا كاهش نرخ بهره، مي‌تواند موجي از ورود سرمايه به اين بازارها ايجاد كند. كاموديتي‌ها نقش مهمي در عملكرد بازارهاي نوظهور دارند. كشورهايي كه صادركننده نفت، فلزات يا محصولات كشاورزي هستند، از افزايش قيمت‌ها منتفع مي‌شوند، اما افت تقاضاي جهاني مي‌تواند به سرعت اين مزيت را خنثي كند.

    كاموديتي‌ها و انرژي

بازارهاي سهام جهاني به‌طور فزاينده‌اي به تحولات بازار انرژي و مواد خام وابسته شده‌اند. قيمت نفت در محدوده‌اي نسبتاً باثبات نوسان مي‌كند، اما هرگونه اختلال در عرضه يا تشديد تنش‌هاي سياسي مي‌تواند باعث جهش ناگهاني قيمت‌ها شود. اين جهش، از يك‌سو سود شركت‌هاي انرژي را افزايش مي‌دهد و از سوي ديگر، فشار تورمي ايجاد مي‌كند كه به ضرر سهام رشدي است. فلزات صنعتي مانند مس، نيكل و آلومينيوم به دليل نقش كليدي در پروژه‌هاي انرژي پاك و زيرساخت‌هاي ديجيتال، در كانون توجه قرار دارند. آينده اين بازارها تا حد زيادي به وضعيت اقتصاد چين و سرعت گذار انرژي در جهان بستگي دارد. تنش‌هاي ژئوپليتيكي يكي از مهم‌ترين ريسك‌هاي غيرقابل پيش‌بيني بازارهاي جهاني هستند. رقابت امريكا و چين بر سر فناوري، جنگ‌هاي منطقه‌اي و افزايش هزينه‌هاي نظامي، همگي مي‌توانند به‌طور ناگهاني فضاي بازار را تغيير دهند. تجربه نشان داده است كه بازارها اغلب اين ريسك‌ها را ناديده مي‌گيرند، اما در لحظه وقوع شوك، واكنش‌هاي شديد و سريع نشان مي‌دهند. در چنين شرايطي، سرمايه‌گذاران معمولاً به سمت دارايي‌هاي امن مانند اوراق قرضه دولتي، طلا و ارزهاي معتبر حركت مي‌كنند و بازار سهام با افت مواجه مي‌شود.

    سناريوهاي پيش‌روي بورس‌هاي جهاني

براي آينده بازارهاي سهام مي‌توان سه سناريوي اصلي ترسيم كرد. در سناريوي پايه، رشد اقتصادي ملايم ادامه مي‌يابد، تورم به‌تدريج كاهش پيدا مي‌كند و بانك‌هاي مركزي كاهش تدريجي نرخ بهره را آغاز مي‌كنند. در اين حالت، بازار سهام مي‌تواند بازدهي مثبت اما نه انفجاري داشته باشد. در سناريوي بدبينانه، تورم مجدداً اوج مي‌گيرد يا شوك ژئوپليتيكي رخ مي‌دهد. در اين وضعيت، نرخ‌هاي بهره بالا باقي مي‌مانند و بازار سهام با اصلاح مواجه مي‌شود. سناريوي خوش‌بينانه نيز مستلزم مهار سريع تورم و رشد قوي‌تر از انتظار اقتصاد جهاني است كه احتمال آن كمتر ارزيابي مي‌شود. بورس‌هاي جهاني در مقطع كنوني در وضعيت «گذار» قرار دارند. دوران رشد سريع و كم‌ريسك به پايان رسيده و بازار وارد مرحله‌اي شده است كه در آن، انتخاب سهام، تحليل بنيادي و مديريت ريسك اهميت بيشتري نسبت به گذشته دارد. فناوري و هوش مصنوعي همچنان پيشران اصلي رشد هستند، اما بازار ديگر حاضر نيست هر قيمتي را بپردازد. نرخ بهره، تورم و سياست‌هاي پولي همچنان تعيين‌كننده مسير كلي بازار خواهند بود و ژئوپليتيك به عنوان ريسكي پنهان، همواره بالاي سر بازارها قرار دارد. در مجموع، مي‌توان گفت بورس‌هاي جهاني نه در آستانه سقوط هستند و نه آماده يك رالي پرشتاب؛ بلكه در مسير حركتي آرام، پرنوسان و انتخاب‌محور قرار گرفته‌اند. سال پيش‌رو، سال تمايز ميان سرمايه‌گذاري آگاهانه و رفتار هيجاني خواهد بود.