امریکا و اسرايیل در بدترین نقطه تصمیم‌گیری علیه ایران

۱۴۰۴/۱۱/۱۳ - ۰۱:۲۰:۴۷
کد خبر: ۳۷۵۸۵۵

در شرایطی که امریکا با ادبیات تهدید و نمایش نظامی تلاش می‌کند فشار تازه‌ای علیه ایران ایجاد کند، بررسی واقعیت‌های میدانی و سیاسی نشان می‌دهد واشنگتن و تل‌آویو در یکی از ضعیف‌ترین موقعیت‌های راهبردی خود قرار دارند؛ وضعیتی که نه‌تنها شانس اقدام نظامی را کاهش داده، بلکه موقعیت ایران را در میدان و دیپلماسی تقویت کرده است. بر این اساس می‌توان موارد ذیل را درخصوص تهدیدات اخیر اسراییل و امریکا بیان کرد:

جعفر قنادباشی

در شرایطی که امریکا با ادبیات تهدید و نمایش نظامی تلاش می‌کند فشار تازه‌ای علیه ایران ایجاد کند، بررسی واقعیت‌های میدانی و سیاسی نشان می‌دهد واشنگتن و تل‌آویو در یکی از ضعیف‌ترین موقعیت‌های راهبردی خود قرار دارند؛ وضعیتی که نه‌تنها شانس اقدام نظامی را کاهش داده، بلکه موقعیت ایران را در میدان و دیپلماسی تقویت کرده است. بر این اساس می‌توان موارد ذیل را درخصوص تهدیدات اخیر اسراییل و امریکا بیان کرد:

1- فضای تهدیدآمیزی که در هفته‌های اخیر ازسوی امریکا علیه ایران شکل گرفته، در نگاه نخست ممکن است نشانه‌ای از افزایش تنش و احتمال درگیری تلقی شود، اما اگر این فضا با نگاهی دقیق‌‌تر و مبتنی بر واقعیت‌‌های سیاسی و میدانی تحلیل شود، نتیجه‌ای کاملا متفاوت به دست می‌‌آید. واقعیت آن است که امریکا و اسرايیل امروز در بدترین شرایط ممکن برای تصمیم‌‌گیری علیه ایران قرار دارند. اگر در واشنگتن و تل‌‌آویو یک ساختار تصمیم‌‌گیری منسجم، عقلانی و باثبات حاکم بود، هرگز این مقطع زمانی را برای فشار حداکثری یا حتی تهدید نظامی علیه ایران انتخاب نمی‌‌کردند. در داخل امریکا، دونالد ترامپ از منظر افکار عمومی در یکی از ضعیف‌ترین موقعیت‌های خود قرار دارد و شکاف‌‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی این کشور به ‌شدت عمیق شده است. در عرصه بین‌المللی نیز امریکا دیگر آن جایگاه بلامنازع گذشته را ندارد و با چالش‌های جدی مشروعیت و اعتبار روبه‌رو است. ازسوی دیگر، یکی از شانس‌‌های بزرگ ایران در این مقطع، دقیقا همین وضعیت خاص ترامپ است. اگر امریکا پیش از برخی تحولات اخیر، ازجمله پرونده ونزوئلا، قصد اعمال فشار جدی علیه ایران را داشت، شاید شرایط برای واشنگتن مساعدتر بود، اما امروز افکار عمومی جهان به ‌خوبی می‌‌دانند که ونزوئلا نه در ماجراهای مرتبط با حماس نقشی داشته، نه  حزب‌‌الله لبنان کمکی کرده و نه آن‌گونه که امریکا تبلیغ می‌کند، عامل بی‌ثباتی منطقه است. اما امریکا برای ونزوئلا ناامنی ایجاد کرده، چون منابع نفتی این کشور را طلب‌ می‌کند. این پرونده واقعیت‌های بین‌المللی از منظر تبلیغاتی، پشت جبهه ایران را تقویت کرده و موقعیت کشور را در افکار عمومی جهانی مستحکم‌‌تر از گذشته كرده است.

2- ازسوی دیگر باید توجه داشت، وضعیت اسرايیل نیز تفاوت چندانی با امریکا ندارد. این رژیم پس از کشتار گسترده غیرنظامیان و فلسطینیان، ازجمله ده‌ها هزار کشته و شهادت هزاران کودک، با بحرانی عمیق در مشروعیت بین‌المللی مواجه شده است. جنگ ۱۲روزه و وقایع اخیر، چهره واقعی اسرايیل و حامیانش را بیش از هر زمان دیگری برای افکار عمومی جهان آشکار کرده است. اگر این تحولات رخ نداده بود، همراه کردن افکار عمومی جهانی با روایت ایران بسیار دشوارتر بود؛ اما امروز شرایط کاملا تغییر کرده است. نکته مهم دیگر، تاثیر معکوس اقدامات خرابکارانه و فشارهای امنیتی علیه ایران است. این اقدامات نه‌ تنها به تضعیف ایران منجر نشده، بلکه پایگاه اجتماعی نظام را مستحکم‌‌تر کرده و ضدیت با امریکا و اسرايیل را از سطح شعار به یک باور عمومی تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، ایران از نظر سیاسی و تبلیغاتی در موقعیتی قرار دارد که کمتر در سال‌های گذشته تجربه کرده است. از منظر امنیتی نیز، بسیاری از شبکه‌‌ها، ابزارها و روش‌های عملیاتی دشمن در رخدادهای دی ۱۴۰۴ لو رفته‌اند. بخشی از عوامل شناسایی و دستگیر شده‌اند و خطوط عملیاتی طرف مقابل برای دستگاه‌های امنیتی ایران آشکار شده است. این مساله به ‌تنهایی یک دستاورد راهبردی محسوب می‌شود و قدرت مانور دشمن را به‌ شدت کاهش می‌دهد.

3- در سطح منطقه‌ای و ژئوپلیتیک نیز باید توجه داشت که خلیج‌فارس با ونزوئلا قابل مقایسه نیست. حجم عظیم سرمایه‌گذاری‌ها در حوزه نفت، گاز و زیرساخت‌ها، و منافع گسترده قدرت‌هایی مانند چین و روسیه در این منطقه، هرگونه ماجراجویی نظامی را با هزینه‌ها و ریسک‌های بسیار بالا همراه می‌کند. هیچ قدرتی حاضر نیست ثبات یکی از حیاتی‌ترین مناطق انرژی جهان را به‌راحتی قربانی یک تصمیم پرریسک کند.

4- درنهایت، نباید از محدودیت‌های راهبردی امریکا غافل شد. واشنگتن نه توان ورود به یک جنگ فرسایشی را دارد و نه تحمل تلفات انسانی بالا. کشته شدن سربازان امریکایی به‌ سرعت افکار عمومی این کشور را علیه کاخ سفید تحریک می‌کند و این یکی از آسیب‌پذیرترین نقاط امریکا در هر درگیری احتمالی است. از‌سوی دیگر، حتی تحلیلگران غربی نیز اذعان دارند که اسرايیل از نظر سامانه‌های پدافندی، توان مقابله کامل با حجم موشکی ایران را ندارد. 

مجموع این عوامل نشان می‌دهد تهدیدهای کنونی بیش از آنکه مقدمه یک اقدام نظامی واقعی باشد، بخشی از جنگ روانی و فشار سیاسی است. جنگی که در شرایط فعلی، کفه ترازوی آن بیش از هر زمان دیگری به نفع ایران سنگینی می‌کند.