بازار سرمايه در سايه بي‌ثباتي سياستگذاري

۱۴۰۴/۱۱/۱۳ - ۰۱:۱۷:۲۹
کد خبر: ۳۷۵۸۵۳

اقتصاد ايران در مقطع فعلي در وضعيتي قرار دارد كه متغيرهاي كلان آن بيش از آنكه قابل اندازه‌گيري باشند، قابل پيش‌بيني نيستند. همين ويژگي، رابطه ميان اقتصاد و بازار سرمايه را از الگوهاي كلاسيك خارج كرده و بورس را به بازاري مبتني بر انتظارات كوتاه‌مدت بدل ساخته است.

هلن عصمت‌پناه

اقتصاد ايران در مقطع فعلي در وضعيتي قرار دارد كه متغيرهاي كلان آن بيش از آنكه قابل اندازه‌گيري باشند، قابل پيش‌بيني نيستند. همين ويژگي، رابطه ميان اقتصاد و بازار سرمايه را از الگوهاي كلاسيك خارج كرده و بورس را به بازاري مبتني بر انتظارات كوتاه‌مدت بدل ساخته است.

۱. تغيير كاركرد بورس در ساختار اقتصادي ايران: در شرايط متعارف، بازار سرمايه نقش تامين مالي توليد و انعكاس‌دهنده عملكرد واقعي بنگاه‌ها را ايفا مي‌كند. با اين حال، در اقتصاد امروز ايران، بورس عملا از اين كاركرد فاصله گرفته و بيشتر به محل واكنش سرمايه به نااطميناني‌هاي پولي تبديل شده است. قيمت سهام نه بر مبناي سودآوري پايدار، بلكه بر اساس برآورد فعالان بازار از آينده ارزش پول ملي و سياستگذاري‌ها و اخبار شكل مي‌گيرد.

۲. تورم مزمن و تضعيف منطق سرمايه‌گذاري: برخلاف تصور رايج، تورم بالا در ايران الزاما موجب تقويت بازار سهام نشده است. دليل اصلي اين مساله، ماهيت تورم موجود است كه بيشتر ناشي از بي‌ثباتي ساختاري، كسري بودجه و شوك‌هاي ارزي است، نه رشد اقتصادي. در چنين شرايطي، تورم به جاي افزايش سود واقعي شركت‌ها، هزينه‌هاي توليد را بالا برده و پيش‌بيني‌پذيري جريان‌هاي نقدي را كاهش مي‌دهد؛ امري كه سرمايه‌گذاري بلندمدت در بورس را تضعيف مي‌كند.

۳. نقش نرخ ارز؛ عامل دوگانه اما محدودكننده: نرخ ارز در اقتصاد ايران همچنان متغيري اثرگذار بر بازار سرمايه است، اما اثر آن ديگر يك‌سويه نيست. افزايش نرخ ارز اگرچه در ظاهر ارزش اسمي شركت‌هاي صادرات‌محور را افزايش مي‌دهد، اما همزمان احتمال كنترل‌هاي قيمتي و محدوديت‌هاي تجاري را بالا مي‌برد. به همين دليل، بازار سرمايه افزايش نرخ ارز را نه به عنوان فرصت، بلكه به عنوان سيگنال افزايش ريسك تفسير مي‌كند.

۴. رفتار سرمايه‌گذاران و پيام آن براي اقتصاد: رفتار غالب در بورس ايران نشان‌دهنده غلبه نگاه كوتاه‌مدت و محافظه‌كارانه است. خروج سريع سرمايه در مواجهه با اخبار منفي و ورود مقطعي در دوره‌هاي رشد، بيانگر آن است كه بازار فاقد اطمينان نسبت به تداوم سودآوري شركت‌هاست.

اين رفتار، بازتاب مستقيمي از اقتصادي است كه در آن افق تصميم‌گيري شفاف نيست و قواعد بازي به‌طور مكرر تغيير مي‌كند. رابطه اقتصاد ايران با بازار بورس، رابطه‌اي همزمان و هم‌سرنوشت است. بورس نه جلوتر از اقتصاد حركت مي‌كند و نه توان اصلاح آن را دارد. تا زماني كه بي‌ثباتي در سياست‌هاي اقتصادي، نوسانات شديد ارزي و نااطميناني نهادي وجود دارد، بازار سرمايه نيز در نقش بازاري ناپايدار و واكنشي باقي خواهد ماند، نه موتور رشد اقتصادي.