سكوت نظام حمايتي در برابر كارگران باربر
كارگران باربر در بازارهاي شهري، از بازارهاي سنتي گرفته تا مراكز عمدهفروشي و ميدانهاي بار، يكي از نامرئيترين گروههاي شاغل در اقتصاد شهري محسوب ميشوند.
قانون هست، اراده اجرايي نيست
گلي ماندگار|
كارگران باربر در بازارهاي شهري، از بازارهاي سنتي گرفته تا مراكز عمدهفروشي و ميدانهاي بار، يكي از نامرئيترين گروههاي شاغل در اقتصاد شهري محسوب ميشوند. مرداني كه از ساعات اوليه صبح تا پاسي از شب، با چرخهاي دستي يا بر دوش خود بارهايي سنگين را جابهجا ميكنند و ستون فقرات اقتصاد خرد بازار را شكل ميدهند، اما سهمي از حداقلهاي حمايت اجتماعي ندارند. آنها نه قرارداد كاري دارند، نه امنيت شغلي و نه بيمهاي كه در صورت بيماري، حادثه يا ازكارافتادگي پناهشان باشد. سكوتي سنگين سالهاست بر وضعيت اين كارگران حاكم شده؛ سكوتي كه هر بار با وعدههاي كوتاهمدت مسوولان شكسته ميشود، اما در عمل تغييري در زندگي آنها ايجاد نميكند.
تامين معاش در سايه ناامني شغلي و حمايتي
حكايت بسياري از كارگران باربر در بازار مانند هممسلكانشان در عرصه ساخت و ساز است. همانطور كه كارگران ساختماني سالهاست بدون حمايت سازمانهاي بيمهگر امرار معاش ميكنند و تا وقتي زنده و سالم باشند ميتوانند چرخ زندگي را هر چند به سختي بگردانند، كارگران باربر در بازارها نيز از همين مشكل رنج ميبرند. آنها با تمام سختي و مشكلات براي تامين معاش خود و خانواده شان تلاش ميكنند اما از هيچ حمايتي برخوردار نيستند و عموما خبري هم از امنيت شغلي در عرصه فعاليتشان نيست. باربري در بازار شغلي است كه سختي آن كمتر از كار ساختماني نيست. حمل بارهاي چند ده كيلويي در مسيرهاي ناهموار، پلهها، رمپها و انبارهاي غيراستاندارد، فشار مداومي را به بدن اين كارگران وارد ميكند. بسياري از آنها از سنين جواني وارد اين كار شدهاند و پيش از رسيدن به ميانسالي، با دردهاي مزمن زانو، ديسك كمر، آرتروز گردن و آسيبهاي عضلاني دستوپنجه نرم ميكنند. با اين حال، نبود بيمه درماني و اجتماعي باعث شده حتي مراجعه به پزشك برايشان به يك تصميم پرهزينه و گاه غيرممكن تبديل شود.
كار نكنيم خبري از نان نيست
يكي از كارگران باربر در بازار بزرگ ميگويد: «اگر امروز كار نكنم، امشب نان ندارم. وقتي كمرم ميگيرد يا دستم بيحس ميشود، فقط يك مسكن ميخورم و دوباره بار ميزنم. دكتر رفتن براي ما يعني چند روز بيكار شدن و هزينهاي كه از توانمان خارج است.» اين روايت، تصويري عيني از وضعيت هزاران كارگر باربري است كه بدون پشتوانه، بار اقتصاد شهري را بر دوش ميكشند.
كار سخت و عنوان «شاغلان غير رسمي»
با وجود آنكه باربري شغلي دايمي و مستمر براي بسياري از اين افراد است، اما در طبقهبنديهاي رسمي بازار كار، آنها اغلب به عنوان «شاغلان غيررسمي» شناخته ميشوند؛ عنواني كه عملاً به معناي حذف از چرخه حمايتهاي بيمهاي و قانوني است. فعالان كارگري معتقدند اين غيررسميبودن نه يك انتخاب، بلكه نتيجه بيتوجهي ساختاري به مشاغل سخت و كمدرآمد است.
قانون هست، اراده اجرايي نيست
بهروز تجلي، فعال كارگري در اين باره به تعادل ميگويد: كارگران باربر بازار سالهاست در حاشيه سياستگذاريهاي حوزه كار و تأمين اجتماعي قرار دارند. بارها وعده داده شده كه اين گروه ذيل بيمههاي مشاغل سخت و زيانآور يا بيمههاي خاص كارگران فصلي و روزمزد قرار بگيرند، اما اين وعدهها هيچگاه به مرحله اجرا نرسيده است. او ميافزايد: مشكل اصلي، نبود اراده اجرايي است، نه فقدان قانون. به گفته او، قوانين موجود ظرفيت پوشش بيمهاي اين كارگران را دارند، اما دستگاههاي مسوول حاضر به پذيرش بار مالي و اجرايي آن نيستند.
اين فعال كارگري تاكيد ميكند: كارگران باربر نه كارفرماي مشخصي دارند و نه تشكل قدرتمندي كه بتواند مطالبات آنها را پيگيري كند. همين موضوع باعث شده در معادلات تصميمگيري، صداي آنها شنيده نشود. اين فعال كارگري معتقد است بيتوجهي به وضعيت اين كارگران، بهمرور آنها را به سمت فقر مزمن، ناتواني جسمي و حذف كامل از بازار كار سوق ميدهد؛ مسيري كه در نهايت هزينههاي اجتماعي آن به كل جامعه تحميل خواهد شد.
نظام بيمهاي كارفرما محور طراحي شده است
از منظر بيمهاي نيز، وضعيت كارگران باربري بازار يكي از خلأهاي جدي نظام تأمين اجتماعي است. عاطفه نوري، كارشناس بيمه با اشاره به ساختار فعلي بيمهها به «تعادل» ميگويد: نظام بيمهاي كشور بيش از آنكه بر شغلمحور بودن استوار باشد، كارفرمامحور طراحي شده است. به اين معنا كه بيمهشدن افراد منوط به وجود يك كارفرماي مشخص است كه سهم بيمه را پرداخت كند. او ميافزايد: در مشاغلي مانند باربري بازار كه رابطه كارگر و كارفرما شفاف نيست يا بهصورت روزمزد و پراكنده شكل ميگيرد، اين ساختار عملاً كارگران را از بيمه محروم ميكند. اين كارشناس بيمه توضيح ميدهد: بيمههاي اختياري و مشاغل آزاد ميتوانستند راهكاري براي پوشش اين گروه باشند، اما هزينه بالاي حق بيمه و سطح پايين درآمد كارگران باربر باعث شده استقبال چنداني از اين گزينهها نشود. وقتي يك كارگر باربر بايد بخش قابلتوجهي از درآمد ناپايدار خود را صرف پرداخت حق بيمه كند، طبيعي است كه اولويت را به تأمين معاش روزانه بدهد، نه آيندهاي نامعلوم. نوري همچنين به نكته مهمي اشاره ميكند و ميگويد: عدم بيمهبودن اين كارگران، در صورت بروز حادثه يا ازكارافتادگي، بار مالي سنگيني را به خانواده آنها و در نهايت به نهادهاي حمايتي تحميل ميكند. اين كارشناس ميافزايد: پيشگيري از اين وضعيت از طريق بيمهكردن كارگران، بهمراتب كمهزينهتر از مديريت پيامدهاي اجتماعي آن در آينده است.
كارگران باربر متاثر از نابساماني شرايط اقتصادي
از سوي ديگر كاظم احمديان، رييس انجمن صنفي كارگران باربر شهر تهران، در تشريح آخرين وضعيت كارگران باربر، با تأكيد بر جداييناپذيري وضعيت اين قشر از نابساماني شرايط عمومي اقتصاد كشور، به ايلنا گفت: كارگران باربر، جدا از ساير اقشار كارگري و كل جامعه نيستند. هر وقت وضعيت اقتصادي مردم خوب باشد و بازار رونق داشته باشد، وضعيت كاري اين كارگران هم بهتر ميشود و هر وقت بازار دچار ركود شود، اينها هم متأثر ميشوند. او با اشاره به شرايط كنوني بازار افزود: در حال حاضر، از نظر داشتن كار، كارگران باربر چه در بازار تهران و چه در ترمينالها و مراكز حملونقل، وضعيت بدي ندارند. اينطور نيست كه بيكار باشند. بالاخره جابهجايي كالا، خريد و فروش مردم و حملونقل وجود دارد و همين باعث ميشود كه كار براي اين قشر برقرار باشد. البته نميشود گفت وضعيت ايدهآل است يا نمره صد ميگيرد، اما در مجموع بازار كار دارند. احمديان تأكيد كرد: اصلي و اساسي كارگران باربر، نه نبود كار، بلكه فقدان حمايت بيمهاي است. مهمترين مشكل كارگران باربر، فقط و فقط بيمه تأمين اجتماعي است. متأسفانه نه سازمان تأمين اجتماعي، نه وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعي، نه وزير كار و نه حتي رييس كميسيون اجتماعي مجلس، هيچكدام بهطور جدي به فكر كارگران باربر بازار نيستند. او با اشاره به قطع حمايتهاي محدود گذشته اظهار كرد: كمكهاي دولتي و بيمههاي حمايتي كه سالها قبل براي اين كارگران وجود داشت، چندين سال است كه بهطور كامل قطع شده. در تمام اين مدت، حتي يك نفر از كارگران باربر هم نتوانسته وارد فرآيند بيمه تأمين اجتماعي شود. احمديان در پايان، با اشاره به فرسايشيبودن اين شغل تأكيد كرد: باربري يك شغل طاقتفرساست. اين كارگران بعد از چند سال دچار مشكلات جدي جسمي مثل كمردرد و ديسك كمر ميشوند و عملاً امكان ادامه كار طولانيمدت را ندارند. با وضعيت فعلي گراني و هزينههاي درمان، بسياري از آنها حتي توان درمان خود و خانوادهشان را ندارند. كارگران باربر صداي بلند و زبان گويايي ندارند، اما بخشي از طبقه كارگرند و دولت و نهادهاي مسوول بايد بالاخره براي آنها فكري بكنند.
بيتوجهي به وضعيت كارگران باربر عميقتر شدن شكافهاي اجتماعي
بيتوجهي به وضعيت كارگران باربر، تنها يك مساله فردي يا صنفي نيست، بلكه پيامدهاي اجتماعي گستردهاي دارد. كارگراني كه در اثر فشار كاري دچار آسيبهاي جسمي ميشوند و توان ادامه كار را از دست ميدهند، بدون بيمه و مستمري، به جمع بيكاران پنهان يا نيازمندان كمكهاي خيريه اضافه ميشوند. اين چرخه فقر، نهتنها كرامت انساني آنها را خدشهدار ميكند، بلكه شكافهاي اجتماعي را نيز عميقتر ميسازد. از سوي ديگر، نبود حمايتهاي قانوني و بيمهاي، اين كارگران را در برابر سوءاستفادههاي مختلف آسيبپذير كرده است. كاهش دستمزد، افزايش ساعات كار بدون ضابطه، نبود ايمني در محيطهاي كاري و حتي برخوردهاي تحقيرآميز، بخشي از واقعيت روزمره كارگران باربر است. فعالان كارگري هشدار ميدهند كه ادامه اين وضعيت ميتواند به شكلگيري نارضايتيهاي پنهان و بياعتمادي عميق نسبت به نهادهاي مسوول منجر شود. در سالهاي اخير، بارها موضوع بيمه كارگران باربري در اظهارنظرهاي رسمي مطرح شده است. وعدههايي درباره ساماندهي باربران بازار، ايجاد بانك اطلاعاتي و تعريف سازوكار بيمهاي متناسب با شرايط آنها داده شده، اما در عمل، اين وعدهها يا در حد طرح باقي مانده يا در پيچوخم بروكراسي اداري متوقف شدهاند. اين فاصله ميان وعده و اجرا، اعتماد اين كارگران به هرگونه اعلام حمايت جديد را بهشدت كاهش داده است.
حل مشكل كارگران باربر نيازمند نگاهي فرابخشي است
كارشناسان معتقدند كه حل مشكل كارگران باربر نيازمند نگاهي فرابخشي است؛ نگاهي كه وزارت كار، سازمان تأمين اجتماعي، شهرداريها و حتي اتحاديههاي صنفي بازار را درگير كند. تعريف بيمههاي يارانهاي ويژه مشاغل سخت و كمدرآمد، شناسنامهدار كردن كارگران باربر بدون تحميل هزينههاي اضافي و بهرسميتشناختن اين شغل در نظام رسمي بازار كار، از جمله راهكارهايي است كه بارها از سوي فعالان اين حوزه مطرح شده است. در نهايت، كارگران باربر بازار نماد گروهي از زحمتكشان هستند كه در سكوت كار ميكنند و در سكوت فرسوده ميشوند. ناديدهگرفتن آنها شايد در كوتاهمدت هزينهاي براي سياستگذاران نداشته باشد، اما در بلندمدت، جامعه را با انبوهي از مسائل اجتماعي، اقتصادي و انساني مواجه خواهد كرد. بيمهكردن اين كارگران نه يك امتياز ويژه، بلكه حداقلي از عدالت اجتماعي است كه سالهاست به تعويق افتاده است.
