بازارها در حالت انتظار
بورس تهران طي روزهاي اخير روند اصلاحي داشت و نتوانست شرايط خوبي را پشت سربگذارد. اين درحالي است كه اغلب بورسهاي جهاني روندي مثبت را تجربه كردند يا حداقل خنثي بودند.
بورس تهران طي روزهاي اخير روند اصلاحي داشت و نتوانست شرايط خوبي را پشت سربگذارد. اين درحالي است كه اغلب بورسهاي جهاني روندي مثبت را تجربه كردند يا حداقل خنثي بودند.
در شروع روز اول، شاخص كل با فشار فروش در نمادهاي كاموديتيمحور (بهويژه فلزات اساسي و پتروشيميها) قدري منفي شد، اما به مرور و با تقويت تقاضا در برخي نمادهاي ريالي و همچنين بانك و خودرويي بخشي از اين افت جبران شد. در مقابل، شاخص هموزن كه نماينده بهتري از وضعيت عمومي بازار است، عملكردي متعادلتر و بعضاً اندكي بهتر از شاخص كل داشت؛ اين تفاوت رفتاري نشاندهنده استمرار چرخش نقدينگي به سمت نمادهاي كوچكتر و ميانرده است، همان الگويي كه پيشتر در دورههاي ركود نسبي بازار نيز ديده شده بود.در روز دوم، تمايل به احتياط در ابتداي بازار بيشتر به چشم ميخورد؛ معاملات با فشار عرضه در بسياري از نمادها آغاز شد، اما در نيمه دوم بازار، بخشي از نقدينگي حقيقي بار ديگر در سهام دلاري و برخي تكسهمهاي صادراتمحور فعال شد و از شدت افت شاخص كاست. در مجموع، برآيند اين دو روز را ميتوان «نوسان محدود در محدودهاي فشرده» توصيف كرد؛ وضعيتي كه معمولاً بيانگر انتظار بازار براي دريافت سيگنالهاي قويتر از سمت سياستگذار يا متغيرهاي بيروني است.
اين روزها عامل مهمي كه توانسته رفتار بازار سرمايه و معاملهگران را تغيير دهد، ريسكهاي سياسي بوده. در اصل ريسكهاي سياسي باعث شده كه بازار سهام نتواند يكروند پايدار صعودي را همانند گذشته تجربه كند و اكنون در روند اصلاحي قرار گرفته است. البته عوامل ديگري نيز در اين ميان تأثير دارند؛ اما مهمترين عامل همين موضوع ريسكهاي سياسي است.
والاستريت؛ نوسان زير سايه فدرال رزرو
در دو روز گذشته، بورسهاي امريكا (والاستريت) در فضايي آميخته از نگراني نسبت به مسير آينده نرخ بهره و اميد به رشد سودآوري شركتهاي بزرگ فناوري، رفتاري نوساني و نه چندان يكدست داشتند. شاخص S&P 500 كه نماينده طيف وسيعي از صنايع است، حول يك محدوده قيمتي مشخص در رفتوآمد بود؛ فشار فروش در بخشهاي حساس به نرخ بهره (مانند سهام رشد و تكنولوژيهاي كوچكتر) با تقاضا براي برخي غولهاي فناوري و بخشهاي تدافعي (مانند سلامت و كالاهاي اساسي) تا حدي خنثي شد.
نزدك، به عنوان شاخصي تكنولوژيمحور، همچنان نوسان بيشتري نسبت به S&P 500 به نمايش گذاشت؛ هر خبر جديد درباره هوش مصنوعي، مقررات فناوري و نتايج مالي شركتهاي بزرگ، به سرعت خود را در اين شاخص نشان ميدهد.شاخص داوجونز نيز، متأثر از حركت سهام صنعتي و مالي، عمدتاً در محدودهاي محدود نوسان كرد و بيش از آنكه شاهد روندي قدرتمند باشد، الگوي «صبر و انتظار» را منعكس كرد.
كانون اصلي توجه سرمايهگذاران در اين دو روز، همچنان به دادههاي تورمي، آمار بازار كار و سخنرانيهاي مقامات فدرال رزرو گره خورده بود. از يك سو، كاهش تدريجي تورم در ماههاي اخير به بازار اين اميد را داده كه چرخه افزايش نرخ بهره به پايان رسيده و حتي احتمال كاهش نرخها در افق ميانمدت وجود دارد؛ اما از سوي ديگر، برخي دادههاي اقتصادي، نشانههايي از پايداري فشارهاي قيمتي يا قوت نسبي بازار كار را بروز ميدهند كه ميتواند بانك مركزي را در اجراي يك سياست انبساطي تهاجمي احتياطي كند.
اين دوگانگي باعث شده تا در دو روز اخير، هر انتشار داده اقتصادي يا اظهارنظر رسمي، به سرعت در تغيير جهت لحظهاي بازار تأثير بگذارد؛ به نحوي كه روزي با خوشبيني به كاهش نرخ بهره با رنگ سبز به پايان ميرسد و روز ديگر، با تقويت احتمال تداوم نرخهاي بالا، فشار فروش در بازار تشديد ميشود.
نقش بخش فناوري و هوش مصنوعي
بخش فناوري، بهويژه شركتهاي فعال در حوزه هوش مصنوعي، پردازش ابري و نيمههاديها، همچنان يكي از اصليترين پيشرانهاي بازار سهام امريكا است. در دو روز اخير نيز، هرچند برخي نمادهاي بزرگ با شناسايي سود از سوي سرمايهگذاران مواجه شدند، اما كليت جريان سرمايه هنوز با اين فرض حركت ميكند كه موج سرمايهگذاري در زيرساختهاي هوش مصنوعي ادامهدار خواهد بود.
هرگونه خبر مرتبط با توسعه نسل جديد تراشهها، قراردادهاي ابري يا ادغام و تملك شركتهاي تكنولوژيك، بهانهاي براي افزايش نوسانات در اين بخش شده است. در عين حال، ارزشگذاري نسبتاً بالاي بسياري از اين شركتها باعث شده تا بازار نسبت به هر نشانهاي از ضعف در رشد درآمد يا حاشيه سود بسيار حساس باشد.
شاخصهاي اروپايي در تله رشد پايين
بورسهاي اروپايي در اين دو روز، آينهاي از چالشهاي هميشگي اقتصاد منطقه يورو بودند: رشد اقتصادي پايين، تورم ساختاري و نگراني از چشمانداز تقاضاي جهاني. شاخصهايي مانند DAX آلمان، CAC 40 فرانسه و Euro Stoxx 50 عمدتاً در دامنهاي محدود نوسان كردند.
شركتهاي صنعتي و صادراتمحور اروپايي از يك سو تحت تأثير نگرانيها درباره تقاضاي چين و كاهش رشد تجارت جهاني قرار گرفتند، و از سوي ديگر، از ثبات نسبي يورو و فروكش كردن موقت ريسكهاي ژئوپليتيك كمي بهره بردند. اما در مجموع، فضاي معاملات بيشتر حالت تدافعي داشت تا هجومي.
بانك مركزي اروپا (ECB) نيز مانند فدرال رزرو، بين دو نگراني گير افتاده است: از يك طرف، تورم كه هرچند روندي نزولي دارد، اما هنوز بهطور پايدار در محدوده هدف تثبيت نشده؛ و از طرف ديگر، اقتصادي كه توان تحمل نرخهاي بهره بالاتر را به سختي دارد.هر بار كه دادههاي تورمي يا رشد توليد صنعتي منتشر ميشود، بازار در حال بازتخمين سناريوهاي آينده سياست پولي است. همين عدمقطعيت باعث شده تا سرمايهگذاران خارجي، اروپا را بيشتر به عنوان بازاري براي تنوعبخشي و حفظ ارزش ببينند تا ميدان اصلي ريسكپذيري.
چين؛ تلاش براي تثبيت اعتماد
بورسهاي چين در دو روز اخير تحت تأثير تركيبي از اخبار داخلي و جهاني قرار گرفتند. نگراني از وضعيت بخش مسكن، سطح بدهي دولتهاي محلي و سرعت كمتر از انتظار بهبود تقاضاي داخلي، همچنان بر احساسات سرمايهگذاران سايه انداخته است. دولت چين و نهادهاي تنظيمگر مالي در ماههاي گذشته با مجموعهاي از اقدامات حمايتي - از كاهش محدود نرخ بهره تا تسهيل برخي مقررات - تلاش كردهاند اعتماد به بازار سهام را تقويت كنند، اما تأثير اين اقدامات بيشتر به شكل «كند كردن روند خروج سرمايه» بوده تا ايجاد يك موج قوي صعودي. در دو روز اخير نيز، هر نشانهاي از حمايت دولتي يا اخبار مثبت درباره پروژههاي زيرساختي و محركهاي اقتصادي، به رشد مقطعي برخي نمادهاي بانكي، زيرساختي و فناوري منجر شد؛ ولي فشار نگرانيها درباره آينده بخش املاك و صادرات، اجازه شكلگيري روندي پايدار را نداد.
ژاپن؛ بهره منفي
بورس ژاپن طي ماههاي گذشته، يكي از نقاط جالب توجه در آسيا بوده و در دو روز اخير هم اين الگو ادامه يافت. سياستهاي پولي فوق انبساطي بانك مركزي ژاپن، همراه با ين ضعيف، جذابيت سهام صادراتي ژاپني را براي سرمايهگذاران خارجي افزايش داده است.در اين دو روز، هرچند نوسان در برخي نمادها ديده شد، اما كليت بازار عمدتاً در مسير نوسان حول سطوح بالاي تاريخي خود حركت كرد. سرمايهگذاران با دقت به هرگونه اشارهاي از سوي بانك مركزي مبني بر احتمال تغيير در سياست نرخ بهره منفي واكنش نشان ميدهند؛ چرا كه كوچكترين چرخش در اين سياست، ميتواند جهت جريان سرمايهها را بهطور قابلتوجهي تغيير دهد.
ساير بازارهاي آسيايي
بورسهاي ديگر منطقه، از جمله هند، كره جنوبي و كشورهاي جنوب شرق آسيا، با تركيبي از عوامل داخلي (سياستهاي مالي، انتخابات، اصلاحات ساختاري) و خارجي (نرخ بهره امريكا، قيمت انرژي و وضعيت تقاضاي جهاني) دستبهگريبانند. در دو روز اخير، عموماً الگوي معاملاتي در اين بازارها نيز شبيه ساير نقاط جهان بود: نوسان در محدودهاي نسبتا محدود، بدون شكلگيري روندي بسيار قدرتمند، و با حساسيت بالا نسبت به دادههاي اقتصاد امريكا و چين.
بازارهاي كالايي
قيمت نفت در دو روز گذشته تحت تأثير دو نيروي متضاد در نوسان بود. از يك سو، ريسكهاي ژئوپليتيك در برخي مناطق توليدكننده نفت و نگراني از عرضه، از قيمتها حمايت ميكند؛ از سوي ديگر، ترس از كاهش رشد اقتصاد جهاني - بهخصوص در چين و اروپا و تأثير آن بر تقاضاي انرژي، مانع از تداوم روند صعودي ميشود.
معمولاً هر خبر جديد درباره سطح ذخاير نفتي امريكا، ميزان پايبندي كشورهاي عضو اوپكپلاس به توافقات كاهش توليد، يا تشديد/كاهش تنشهاي ژئوپليتيك، بهانهاي براي افزايش نوسانات روزانه قيمت نفت ميشود؛ همين موضوع در اين دو روز اخير نيز قابل مشاهده بود.
طلا در دو روز اخير بار ديگر نقش دارايي امن را پررنگ كرده است. هر زمان كه بازار سهام تحت فشار نگراني از نرخ بهره يا ريسكهاي سياسي قرار ميگيرد، بخشي از سرمايهها به سمت طلا حركت ميكند. اگر انتظارات براي كاهش نرخ بهره در آينده تقويت شود، معمولاً اين دارايي از مزيت نرخ بهره نزديك به صفر خود بهره بيشتري ميبرد و جذابتر ميشود؛ اما تقويت دلار ميتواند در جهت عكس عمل كند.به همين دليل، نوسانات طلا در اين دوره بيشتر بازتابدهنده كشمكش ميان انتظارات تورمي، سياست پولي و ريسكهاي ژئوپليتيك است تا تغييرات بنيادين در عرضه و تقاضاي فيزيكي.
مس، آلومينيوم و ساير فلزات اساسي، كه معمولاً شاخصي براي سلامت اقتصاد جهاني تلقي ميشوند، در دو روز اخير بيشتر تحت فشار انتظارات ضعيفتر نسبت به رشد اقتصادي چين و اروپا بودند. هرچند برخي اخبار مربوط به بستههاي محرك اقتصادي در چين و پروژههاي زيرساختي ميتواند موقتاً قيمتها را بالا ببرد، اما بازار هنوز قانع نشده كه يك چرخه صعودي قدرتمند و پايدار در راه است.اين وضعيت براي بورسهايي مثل ايران نيز اهميت دارد؛ چرا كه سودآوري شركتهاي فلزي و معدني داخلي تا حد زيادي به قيمتهاي جهاني اين فلزات وابسته است و هر تغيير قابل توجه در بازار جهاني، با فاصله زماني كوتاهي در قيمت سهام اين شركتها منعكس ميشود.
برآيند بررسي دو روز اخير در بورس ايران و بورسهاي مهم جهاني نشان ميدهد كه يك ويژگي مشترك بر بسياري از اين بازارها حاكم است، حالت انتظار و احتياط در ايران، ابهام درباره در روند سياسي، مسير نرخ بهره، سياستهاي بودجهاي، وضعيت ارز و همچنين متغيرهاي سياسي، باعث شده تا نقدينگي بزرگ در حاشيه بماند و بيشتر معاملهگران فعال، به نوسانگيري در نمادهاي كوچكتر بسنده كنند.
در امريكا، اروپا و آسيا نيز، عدمقطعيت درباره زمان و شدت چرخش سياستهاي پولي بانكهاي مركزي و نگراني از سرعت رشد اقتصاد جهاني، بازارها را در وضعيت نوسان محدود و وابستگي شديد به اخبار روز قرار داده است. در بازارهاي كالايي، نفت و فلزات اساسي تحت تأثير دوگانه «ريسكهاي عرضه» و «نگراني از تقاضا» نوسان دارند و طلا نيز بيشتر به عنوان پناهگاه در برابر اين عدمقطعيتها عمل ميكند.
