هيدروژن؛ سوخت آينده يا روياي گرانقيمت نفتيها؟
در ميانه بحران اقليمي، جنگهاي انرژي و فشار جهاني براي كربنزدايي، نام يك عنصر بيش از هر زمان ديگري در محافل سياستگذاري و صنعت شنيده ميشود:
در ميانه بحران اقليمي، جنگهاي انرژي و فشار جهاني براي كربنزدايي، نام يك عنصر بيش از هر زمان ديگري در محافل سياستگذاري و صنعت شنيده ميشود: هيدروژن. سوختي سبك، بدون كربن در نقطه مصرف، و پر از وعده براي آيندهاي پاكتر. از بروكسل تا رياض، از توكيو تا واشنگتن، دولتها و غولهاي نفت و گاز روي هيدروژن شرطبندي كردهاند. اما سوال اصلي اين است: آيا هيدروژن ناجي صنعت نفت و گاز است، يا فقط رويايي پرهزينه براي خريد زمان؟ هيدروژن عنصر جديدي نيست؛ دهههاست در پالايشگاهها و پتروشيميها براي توليد آمونياك، متانول و پالايش سوختها استفاده ميشود. اما آنچه امروز هيدروژن را به ستاره سياست انرژي تبديل كرده، نقش بالقوه آن در گذار انرژي است.
امروز بيش از ۹۵ درصد هيدروژن جهان خاكستري است. هدف سياستگذاران اين است كه اين تركيب بهتدريج به سمت آبي و سبز تغيير كند؛ اما همينجا شكاف ميان روايت سياسي و واقعيت اقتصادي آغاز ميشود. براي شركتهاي نفتي، هيدروژن فقط يك سوخت نيست؛ پل بقا است. شركتهاي نفت و گاز خطوط لوله، مخازن، تجربه مهندسي و بازار صنعتي دارند؛ هيدروژن به آنها اجازه ميدهد از همين داراييها استفاده مجدد كنند.
با افت تدريجي تقاضاي بنزين و گازوئيل، هيدروژن روايتي تازه براي ماندن در بازي انرژي است. هيدروژن آبي بهويژه به شركتها اجازه ميدهد بگويند گاز طبيعي هنوز آينده دارد. اما منتقدان ميگويند بخشي از اين اشتياق، بيشتر روايتسازي سبز است تا تحول واقعي.
هيدروژن سبز در بسياري از كشورها ۲ تا ۴ برابر گرانتر از هيدروژن خاكستري است. فناوري جذب و ذخيره كربن براي هيدروژن آبي هنوز پرهزينه و پرريسك است. حملونقل هيدروژن (مايعسازي، فشردهسازي يا تبديل به آمونياك) هزينههاي بالايي دارد.
به همين دليل، بدون يارانههاي دولتي، قيمتگذاري كربن و سياست صنعتي فعال، هيدروژن بهسختي ميتواند رقابتي شود. اين موضوع هيدروژن را بهشدت به تصميمهاي سياسي وابسته كرده است. اما اين مسير نيازمند سرمايهگذاري سنگين، فناوري پيشرفته و دسترسي به بازارهاي جهاني است.
هيدروژن براي همه كاربردها مناسب نيست؛ برق مستقيم در بسياري موارد كاراتر است. تمركز بيش از حد بر هيدروژن ممكن است منابع را از توسعه تجديدپذيرها منحرف كند. خطر قفلشدن در هيدروژن آبي و ادامه وابستگي به گاز وجود دارد. به بيان ساده، هيدروژن اگر هدفمند و محدود استفاده نشود، ميتواند به دام پرهزينهاي تبديل شود. ايران از نظر منابع گاز، نيروي انساني و ظرفيت پتروشيمي، پتانسيل بالايي در زنجيره هيدروژن دارد. اما چالشها كم نيستند.
هيدروژن نه معجزه است و نه توهم محض. يك ابزار است؛ ابزاري كه اگر درست و در جاي درست استفاده شود، ميتواند صنعت نفت، گاز و پتروشيمي را وارد فصل تازهاي كند. اما اگر به عنوان راهحل همهچيز معرفي شود، به سرعت به رويايي گرانقيمت تبديل خواهد شد.
آينده انرژي نه سفيدِ مطلق است و نه سبزِ بيهزينه؛ تركيبي هوشمند از واقعگرايي اقتصادي و جاهطلبي اقليمي است و هيدروژن، اگر قرار است جايي در اين آينده داشته باشد، بايد از شعار عبور كند و به عدد، فناوري و بازار برسد.
