نزول بازار سرمايه به چه معناست؟

۱۴۰۴/۱۱/۰۷ - ۰۰:۴۴:۲۴
کد خبر: ۳۷۵۱۱۰
نزول بازار سرمايه به چه معناست؟

چرا بازار سرمايه پس از دوره‌اي رشد، در شرايط فعلي دوره‌اي از نزول را تجربه مي‌كند؟ تا چه اندازه اين نوسانات واقعي است و تا چه اندازه نوسانات در مغز ما وجود دارد؟

رضا غني‌پور

چرا بازار سرمايه پس از دوره‌اي رشد، در شرايط فعلي دوره‌اي از نزول را تجربه مي‌كند؟ تا چه اندازه اين نوسانات واقعي است و تا چه اندازه نوسانات در مغز ما وجود دارد؟
متغيرهاي بيروني تا چه اندازه در تحولات اثرگذارند و آيا اين نوسانات، معناي خاصي دارد؟بايد توجه دات كه مغز انسان ذاتاً يك ماشين معنا ساز است. اتفاقات خام، داده‌هاي جدا، و پديده‌هاي بدون دليل براي مغز تهديد محسوب مي‌شوند.
مغز انسان عادت دارد رويداد‌ها و اتفاقات را به هم پيوند داده و نمي‌تواند چيزي را بصورت خام درك كند. براي همين اطلاعات را طوري طبقه بندي مي‌كند كه معني پيدا كنند.
اين پديده در بازار هاي مالي هم به اين شكل خودشان را نشان مي‌دهد كه فعالان هميشه دنبال دانستن دليل رشد يا افت هستند و وقتي بتوانند علتي براي رشد يا افت پيدا كنند مغزشان آرامش پيدا مي‌كند. به‌ همين دليل، وقتي با يك نوسان قيمتي در بازارهاي مختلف از جمله بورس، طلا يا ارز مواجه مي‌شويم (مثلاً ريزش 3درصد يا رشد ناگهاني در بورس)، مغز نمي‌تواند بپذيرد كه شايد تصادفي بوده است.
نمي‌تواند قبول كند شايد تركيبي از هزار عامل ريز بوده كه چنين رخداد نزولي شكل گرفته است و هيچ دليل واحدي وجود ندارد. پس ذهن آدميزاد به ‌صورت خودكار دنبال «علت واحد و روشن» مي‌گردد تا اضطراب خود را كاهش بدهد. 
اما بايد ديد چرا مغز دنبال علت مي‌گردد؟ در دوران انسان اوليه، هر اتفاق بدون دليل ممكن بود مرگبار باشد. مثلاً صداي يك خش‌خش برگ در بوته‌ها بايد بلافاصله يك علت حدسي هم برايش ساخته مي‌شد.
«شايد يه حيوان در كمين است» يا «شايد شكارچي است» اين تخيل‌سازي باعث بقا مي‌شد (ابهام = فشار روي آميگدال مغز) اين روند در بازارهاي اقتصادي هم همين شكل را دارد. اما بايد اين روند تغيير پيدا كند و سرمايه‌گذاران درك درستي از تحولات پيدا كنند.
در ادامه لازم است به اين نكته هم توجه شود كه مغز براي ذخيره اطلاعات، بايد الگو بسازد. چيزي كه الگو نداشته باشد، حفظ نمي‌شود. اكثر حركت‌هاي بازار هماره با نوسان و نويز هستند. توهم كنترل عامل مهم ديگه است. وقتي ما يك دليل براي حركت قيمت پيدا مي‌كنيم، مغز اين پيام را دريافت مي‌كند كه اگر دليلش را فهميدم، پس قادر به كنترل يا پيش‌بيني هستم. حتي اگر دليل كاملاً ساختگي باشد. 
اين توهم كنترل، باعث حس آرامش مصنوعي در ذهن انسان مي‌شود.
براي مغز انسان يک علت غلط و بي ربط, بهتر از پيدا نكردن هيچ علتي است. مثل اين روز‌ها كه وقتي بازار دچار كوچك‌ترين اصلاحي يا نزولي مي‌شود همه دنبال ربط دادن عوامل ظاهرا بي‌ربط به هم هستند و مسائل غير واقعي را به عنوان ريشه اصلي تحولات بازار مطرح مي‌كنند.
در واقع در مواجهه با نزول بازار سهام كه روند عادي بازار در مواجهه با رخدادهاي بيروني است به دنبال قاتل بروسلي مي‌كردند. منظورم اين نيست كه همه صحبت‌ها و تصميمات كلان كاملا در نوسانات بازار بي تأثير هستند ولي بايد از اين زاويه نگاه كرد كه بازار اينگونه نيست كه جزييات بي‌ربط در آن تحولات ويژه و بزرگ بيافرينند. 
مساله اين است كه وقتي هر فردي كه آمد و دليلي براي ريزش يا افول بازار ارايه كرد نبايد به آن استناد كرد.
زماني برخي افراد ادعا مي‌كردند بازار به دليل تغيير نرخ بهره دچار ريزش شده اما كسي به اين نكته توجه نداشت كه بازار قرار نيست تا ابد در وضعيت صعودي باقي بماند. در بسياري موارد علت‌ها ساخته مي‌شوند و هيچ ارزش واقعي ندارند. حركت قيمت دليل لازم ندارد؛ فقط بايد زمينه معامله در بازار فراهم شود.
بورس كورمان هم اين روزها روند طبيعي خود را با توجه به رخدادهاي بيروني تجربه مي‌كند. هيچ كس تضمين نداده كه بازار همواره صعودي و به سمت رشد باشد، در بسياري از مواقع بازار با توجه به متغيرهاي اثرگذار دچار صعود يا نزول مي‌شود. اين روزها كه بازار در حال نزول مقطعي است فرصتي است براي درك اين واقعيت كه بازارها با نوسانات و فراز و نشيب‌هاي خود بازار مي‌شوند.