شركتها در بنبست اينترنت
قطعي طولانيمدت اينترنت از ۱۸ ديماه ۱۴۰۴، كسبوكارهاي ديجيتال را در موقعيتي بيسابقه قرار داده است؛
قطعي طولانيمدت اينترنت از ۱۸ ديماه ۱۴۰۴، كسبوكارهاي ديجيتال را در موقعيتي بيسابقه قرار داده است؛ جايي ميان حفظ امنيت كاربران و پذيرش هزينههاي اجتماعي «اينترنت سفيد». شركتهايي كه دسترسي به سرورهاي خارجي، بهروزرساني نرمافزارها و تمديد لايسنسهاي حياتي برايشان ضروري است، حالا ناچارند ميان توقف فعاليت، به خطر افتادن قطعي طولانيمدت اينترنت از ۱۸ ديماه ۱۴۰۴، كسبوكارهاي ديجيتال را در موقعيتي بيسابقه قرار داده است؛ جايي ميان حفظ امنيت كاربران و پذيرش هزينههاي اجتماعي «اينترنت سفيد». شركتهايي كه دسترسي به سرورهاي خارجي، بهروزرساني نرمافزارها و تمديد لايسنسهاي حياتي برايشان ضروري است، حالا ناچارند ميان توقف فعاليت، به خطر افتادن داراييهاي كاربران يا درخواست اتصال محدود به اينترنت بينالملل يكي را انتخاب كنند. در اين ميان، تشكلهاي صنفي هشدار ميدهند ادامه اين وضعيت، نهتنها زيرساختهاي فني، بلكه اعتماد كاربران و آينده اقتصاد ديجيتال را نيز با تهديدي جدي روبرو كرده است. از ۱۸ ديماه ۱۴۰۴، قطعي گسترده و طولانيمدت اينترنت به يكي از جديترين چالشهاي اكوسيستم ديجيتال كشور تبديل شده است؛ بحراني كه نهتنها ارتباط كاربران با جهان بيرون را مختل كرده، بلكه بنيان فعاليت بسياري از كسبوكارها را نيز در معرض خطر قرار داده است. در اين بازه زماني، شركتها ناخواسته در موقعيتي دوگانه قرار گرفتهاند: يا بايد با پذيرش هزينههاي اجتماعي و اعتباري، براي دريافت اينترنت بينالملل و «سفيد كردن IP» اقدام كنند، يا با ادامه وضعيت موجود، ريسك از دست رفتن داراييهاي مالي، اطلاعاتي و امنيتي كاربران را بپذيرند. اين تصميم ساده نيست، چرا كه هر دو مسير پيامدهاي جدي بهدنبال دارد. قطعي اينترنت، فراتر از يك اختلال فني، به مسالهاي ساختاري تبديل شده كه زنجيرهاي از مشكلات را براي شركتهاي زيرساختي، پلتفرمهاي خدماتي، كسبوكارهاي رمزارزي، گردشگري و تجارت الكترونيك ايجاد كرده است. ناتواني در بهروزرساني نرمافزارها، تمديد لايسنسها، نظارت بر سرورها و حفظ امنيت دادهها، شركتها را به نقطهاي رسانده كه حتي سفر به خارج از كشور براي انجام امور حياتي به يك راهكار اجباري بدل شده است. در چنين شرايطي، اينترنت سفيد نه به عنوان يك انتخاب مطلوب، بلكه بهمثابه راهحلي موقت و ناگزير مطرح ميشود؛ راهحلي كه خود محل مناقشه، انتقاد و نگرانيهاي عميق اجتماعي و اقتصادي است. پس از بروز قطعي سراسري اينترنت، سازمان نظام صنفي رايانهاي امكان اتصال IP تعدادي از كسبوكارهاي عضو اين سازمان به اينترنت بينالملل را فراهم كرد. علي حكيمجوادي رييس سازمان نصر درباره درخواست اتصال اينترنت شركتها به پيوست توضيح ميدهد: «بر هيچكس پوشيده نيست كه راهكار اصلي بهرهمندي همه از اينترنت است و اقتصاد ديجيتال براي توسعه به كاربراني نياز دارد كه به اينترنت متصل باشند. اما حالا در شرايطي به سر ميبريم كه بنا به بحرانهاي اخير اين تصميم اتخاذ شده است.» او ادامه ميدهد: «اين راهكار موقت است اما متاسفانه حالا اين شرايط طولاني شده است. ولي بايد بدانيم شرايط شركتها متفاوت است و ما بايد محافظ منافع شركتها باشيم. نكته مهم اينجاست كه منافع شركتها به منافع كاربران گره خورده است. بعضي شركتها تامينكننده زيرساخت هستند و بحث خريد لايسنس و بهروزرسانيهاي آنها به قدري حياتي است كه اگر به اينترنت متصل نباشند، داراييهاي كاربران و امنيت شركتها به خطر ميفتد. برخي شركتها براي بهروزرسانيها مجبور به خروج از كشور شدهاند.» حكيمجوادي همچنين درباره اينكه چه تعدادي از شركتها حالا در حال استفاده از اينترنت سفيد هستند هم توضيح ميدهد: «۳۰ هزار عضو در نصر حضور دارند اما آمار دقيقي از اين تعداد كه حالا چند درصد آنها متصل شدهاند در دست نيست، اما در ۱۷ گروه مختلف اين درخواستها به سازمانهاي ذيربط ارسال شده است.» او تاكيد ميكند: «ما ميدانيم راهكار اجباري و موقت است و اميدواريم زودتر اين مشكل برطرف شود. اما همه اين روزها و اين بحرانها ما را بايد عميقتر به فكر تقويت زيرساختها و شبكههاي داخلي بيندازد كه در شرايط بحراني آماده باشيم. ما هم از طريق كه توانستهايم با انواع و اقسام مكاتبات با مسوولان ذيربط در ارتباطيم و نگرانيهاي كسب و كارها را به آنها منتقل كردهايم، اميدواريم به آن رسيدگي شود.»
راه ديگري مانده است؟
نيما قاضي رييس انجمن تجارت الكترونيك تهران هم درباره مواضع انجمن تجارت الكترونيكي و راهكار ناكارآمد اينترنت سفيد ميگويد: «ما در يك گيجي به سر ميبريم، نميدانيم با اين موقعيت چه كنيم و اين وضعيت تا كي ادامه پيدا ميكند. از يك طرف در نظر بگيريد شركتها بيش از دو هفته است كه به سرورهاي خود دسترسي ندارند و نميتوانند نرمافزارهاي خود را به روزرساني كنند. باگي در نرمافزارها پيش بيايد نميتوانند جواب مردم را بدهند.» او ادامه ميدهد: «واقعيت اين است كه اگر تهديدي داراييهاي مالي و معنوي كاربران را تهديد كند كاربران جز پلتفرمها و شركتها به چه چيزي دسترسي دارند. قطع اينترنت باعث ميشود داراييها در بيزينسهاي رمزارزي از بين برود. كيفپولها در پلتفرمهاي رمزارزي بايد دايما چك شوند، اينها پول مردم است بايد به آنها پس داده شود، اگر منصفانه نگاه كنيم اگر هر بحراني اتفاق بيفتد كاربران جز به كسب و كارها به هيچ نهادي نميتوانند اعتراض كنند و حق خود را از آنها بخواهند. يا يك سري كسب و كارها مثل گردشگري براي صدور بليت خارجي بايد به سرورهاي خارجي وصل شوند يا اگر بخواهند پروازي را چك كرده يا كنسل كنند. اينها راهي ندارند جز اينكه در پي اينترنت بينالملل باشند. همه كسب و كارها كه نميتوانند براي بهروزرسانيها به خارج از كشور مهاجرت كنند.» قاضي با توضيح اينكه استيصال شركتها را به وضعيت فعلي رسانده توضيح ميدهد: «ما نميدانيم راهحل بهتر چيست از سويي مردم هم با اينترنت سفيد مشكل دارند و نسبت به آن واكنش منفي دارند. اما همين مردم كه در شبكههاي اجتماعي به اينترنت سفيد و افرادي كه خط سفيد داشته و دارند توهين ميكنند اگر پروازشان كنسل شود مگر برايشان فرقي ميكند كه اينترنت استفاده شدهشان چه باشد. اين موضوع زماني كه خطري براي خودمان باشد اهميت پيدا نميكند.» او اضافه ميكند: «اگر تصور بر اين است به كسب و كارها فشار ميآمد شايد به حاكميت فشار ميآمد اين تصور اشتباه است. مگر حاكميت با فيلترينگ اينستاگرام با بيكاري دو ميليون نفر به آن فشار آمد. مگر فشار بيشتر از اين ميتواند باشد. به همين دليل است كه شركتها از نصر و اتحاديه درخواست آيپي سفيد دارند. پلتفرمهاي بزرگ چند ده ميليون كاربر دارند بايد جواب كاربران را بدهند.» او ادامه ميدهد: «ما فعالانه در حال مذاكره هستيم و از عواقب كار به آنها گفتهايم. هرچند به خيلي از تصميمگيران نهايي دسترسي نداريم اما فعلا راهحل بهتري هم در دسترسمان نيست و به هر جايي كه ميتوانيم از اين بحران پيش آمده گفتهايم.»
