افت تحصيلي امروز آسيب اجتماعي فردا
افت تحصيلي دانشآموزان در سالهاي اخير به يكي از جديترين و در عين حال كمسروصداترين بحرانهاي نظام آموزشي كشور تبديل شده است؛ بحراني كه نشانههاي آن را ميتوان در كاهش نمرات، افت مهارتهاي پايه، بيانگيزگي گسترده نسبت به يادگيري و حتي ترك زودهنگام تحصيل مشاهده كرد.
آموزش مجازي در مقاطع پايينتر ناكارآمد است
گلي ماندگار|
افت تحصيلي دانشآموزان در سالهاي اخير به يكي از جديترين و در عين حال كمسروصداترين بحرانهاي نظام آموزشي كشور تبديل شده است؛ بحراني كه نشانههاي آن را ميتوان در كاهش نمرات، افت مهارتهاي پايه، بيانگيزگي گسترده نسبت به يادگيري و حتي ترك زودهنگام تحصيل مشاهده كرد. بسياري از معلمان و كارشناسان آموزشي معتقدند آنچه امروز در كلاسهاي درس رخ ميدهد، تنها نتيجه تنبلي يا بيتوجهي دانشآموزان نيست، بلكه محصول زنجيرهاي از سياستهاي ناپايدار، تعطيليهاي مكرر، آموزش مجازي ناكارآمد و تداوم روشهاي سنتي آموزشي است كه ديگر با نيازهاي نسل جديد همخواني ندارد. تعطيليهاي پيدرپي مدارس، چه در دوران همهگيري كرونا و چه پس از آن به دلايل مختلفي چون آلودگي هوا، كمبود انرژي يا شرايط اضطراري، نخستين ضربه جدي را به پيوستگي فرآيند يادگيري وارد كرد. آموزش، برخلاف بسياري از فعاليتهاي ديگر، نيازمند استمرار، نظم و تعامل چهرهبهچهره است. وقفههاي مكرر باعث شد بسياري از دانشآموزان، بهويژه در مقاطع ابتدايي، مفاهيم پايهاي مانند خواندن، نوشتن و محاسبات ساده را بهدرستي نياموزند. اين خلأ آموزشي در سالهاي بعد نهتنها جبران نشد، بلكه بهصورت تصاعدي عميقتر شد.
آموزش مجازي؛ انتقال ناقص
كلاس حضوري
در ادامه اين تعطيليها، آموزش مجازي به عنوان راهحلي اضطراري مطرح شد؛ راهحلي كه به گفته بسياري از كارشناسان، نه زيرساخت لازم براي آن فراهم بود و نه محتواي آموزشي متناسب با اين شيوه توليد شد. فاطمه حسيني، كارشناس آموزش در اين باره به تعادل ميگويد: آموزش مجازي در كشور ما بيشتر شبيه انتقال ناقص كلاس حضوري به يك صفحه كوچك موبايل بود. نه معلم آموزش ديد، نه دانشآموز و نه خانوادهها. نتيجه اين شد كه يادگيري عميق عملاً اتفاق نيفتاد و بسياري از دانشآموزان فقط براي رفع تكليف آنلاين ميشدند. او افزود: شكاف آموزشي ناشي از آموزش مجازي، در ميان دهكهاي مختلف اجتماعي نيز عميقتر شد: «دانشآموزي كه تبلت، اينترنت پايدار و فضاي آرام در خانه داشت، تا حدي توانست خودش را حفظ كند، اما براي بسياري از دانشآموزان مناطق محروم، آموزش مجازي عملاً به معناي حذف آموزش بود.» اين نابرابري آموزشي، امروز خود را در نتايج امتحانات نهايي و آزمونهاي استاندارد نشان ميدهد.
تداوم روشهاي سنتي آموزشي
و نقش مهم آن در افت تحصيلي
اين كارشناس آموزش در ادامه اظهار داشت: در كنار آموزش مجازي ناكارآمد، تداوم روشهاي سنتي آموزشي نيز نقش مهمي در افت تحصيلي ايفا كرده است. همچنان در بسياري از مدارس، آموزش بر پايه حفظيات، انتقال يكطرفه مطالب و ارزشيابيهاي مبتني بر نمره استوار است. حسيني تاكيد ميكند: دانشآموزان كمتر فرصت مشاركت، پرسشگري و تجربه عملي دارند و همين امر باعث ميشود يادگيري براي آنها به فعاليتي خستهكننده و بيمعنا تبديل شود. نسل امروز با تصوير، تعامل و سرعت رشد كرده، اما ما هنوز با تخته و ديكته و امتحانهاي تكراري با او حرف ميزنيم. طبيعي است كه انگيزهاش را از دست بدهد.
آموزش مجازي در مقاطع پايينتر
ناكارآمد است
فاطمه حسيني با اشاره به بررسي كارآمدي آموزش مجازي در مقاطع مختلف تحصيلي ميگويد: آموزش غيرحضوري هرچه در سنين پايينتر اجرا شود، ناكارآمدتر خواهد بود. در مقطع ابتدايي، بهويژه پايههاي اول تا سوم، آموزش غيرحضوري بسيار ضعيف عمل كرده و افت تحصيلي در اين مقاطع بيشتر نمود پيدا كرده است. به عبارتي، در مقاطع پايينتر تحصيلي، اين ناكارآمدي بيشتر خود را نشان ميدهد، زيرا كودكان نياز بيشتري به تمركز و تعامل حضوري دارند. او همچنين اضافه ميكند: ضعف زيرساختهاي اينترنت و سامانههاي آموزشي نيز مشكل را دوچندان كرده است. تنها تعداد محدودي از مدارس و خانوادهها به امكانات مناسب دسترسي دارند و بخش بزرگي از دانشآموزان عملاً از آموزش غيرحضوري محروم ميشوند. اين كارشناس آموزش ادامه ميدهد: حتي دانشآموزاني كه از امكانات و سامانههاي مناسب برخوردارند، در محيط غيرجدي خانه تمركز لازم براي يادگيري را پيدا نميكنند. در اين ميان، كلاسهاي غيرحضوري تنها ميتوانند نقش مكمل داشته باشند و هرگز جايگزين آموزش حضوري نميشوند. حسيني با اشاره به افزايش تعطيليها خاطرنشان ميكند: اين تعطيليها باعث بيبرنامگي خانوادهها و مدارس شده و روند افت تحصيلي را تشديد كرده است. در شرايطي كه نظام آموزشي ناكارآمد است و محتواي درسي و روشهاي تدريس جذابيت ندارند، تعطيليهاي مكرر مدارس ضربهاي مضاعف به كيفيت آموزش وارد كردهاند.
بيانگيزگي دانشآموزان
و ابعاد رواني عميق آن
فرشته اسدي، روانشناس نيز درباره بيانگيزگي دانشآموزان و دلايل آن به تعادل ميگويد: اين بيانگيزگي، صرفاً يك مساله آموزشي نيست، بلكه ابعاد رواني عميقي نيز دارد. در سالهاي اخير، ميزان اضطراب تحصيلي، احساس بيكفايتي و افسردگي خفيف در ميان دانشآموزان بهطور محسوسي افزايش يافته است. بسياري از آنها احساس ميكنند درس خواندن هيچ ارتباطي با آيندهشان ندارد و صرفاً منبع فشار و تنش است.او ميافزايد: آموزش مجازي و انزواي ناشي از آن، مهارتهاي اجتماعي دانشآموزان را نيز تضعيف كرده است. در واقع مدرسه فقط محل آموزش رياضي و علوم نيست؛ محل يادگيري تعامل اجتماعي، حل تعارض و همكاري است. دانشآموزي كه مدتها از اين فضا دور بوده، هنگام بازگشت به مدرسه دچار افت تمركز، پرخاشگري يا گوشهگيري ميشود كه مستقيماً بر عملكرد تحصيلياش اثر ميگذارد.
فشارهاي اقتصادي و عدم حمايت رواني خانواده ها
او همچنين به نقش خانوادهها اشاره ميكند و ميگويد: فشارهاي اقتصادي و معيشتي باعث شده بسياري از والدين نتوانند حمايت رواني و آموزشي لازم را از فرزندان خود داشته باشند. وقتي خانواده درگير تأمين نيازهاي اوليه است، پيگيري تكاليف درسي يا ايجاد انگيزه تحصيلي به اولويت دوم يا سوم تبديل ميشود.
نظام آموزشي
كارخانه توليد سرمايه انساني است
افت تحصيلي در اين سطح گسترده، پيامدهايي فراتر از ديوارهاي مدرسه دارد و بهتدريج به يك مساله اجتماعي تبديل ميشود. امانالله قرايي مقدم در تحليل اين موضوع به تعادل ميگويد: نظام آموزشي، كارخانه توليد سرمايه انساني است. وقتي اين كارخانه دچار اختلال شود، جامعه در آينده با نيروي كاري كممهارت، بيانگيزه و ناتوان از حل مساله مواجه خواهد شد.» به باور او، افت تحصيلي امروز ميتواند به افزايش بيكاري، فقر و نابرابري در سالهاي آينده منجر شود. اين جامعهشناس تأكيد ميكند: ترك تحصيل زودهنگام، يكي از خطرناكترين پيامدهاي افت تحصيلي است. دانشآموزي كه احساس شكست مداوم ميكند، بهتدريج از مدرسه دلزده ميشود و خروج از چرخه آموزش برايش منطقي به نظر ميرسد. اين افراد در آينده بيشتر در معرض آسيبهاي اجتماعي، اشتغال غيررسمي و حتي بزهكاري قرار ميگيرند. در نهايت هزينههاي اجتماعي اين روند، بسيار بيشتر از هزينههاي اصلاح نظام آموزشي است. او ميافزايد: از منظر جامعهشناختي، افت تحصيلي ميتواند اعتماد عمومي به نهاد آموزش را نيز تضعيف كند. زماني كه خانوادهها احساس كنند مدرسه قادر به تضمين آينده فرزندانشان نيست، نگاه ابزاري يا حتي بيتفاوت نسبت به آموزش تقويت ميشود. اين تغيير نگرش، خود به چرخهاي معيوب دامن ميزند كه در آن آموزش بيش از پيش تضعيف ميشود.
افت تحصيلي با راهكارهاي مقطعي
و شعاري رفع نميشود
كارشناسان معتقدند براي مقابله با افت تحصيلي، راهكارهاي مقطعي و شعاري كافي نيست. بازنگري در محتواي آموزشي، توانمندسازي معلمان، توجه به سلامت روان دانشآموزان و كاهش نابرابريهاي آموزشي از جمله اقداماتي است كه بايد بهصورت همزمان دنبال شود. همچنين ايجاد ثبات در سياستگذاري آموزشي و پرهيز از تعطيليهاي بيبرنامه، ميتواند نقش مهمي در بازگرداندن نظم و انگيزه به فضاي مدرسه داشته باشد.در نهايت، افت تحصيلي دانشآموزان را نميتوان صرفاً يك مشكل فردي يا خانوادگي دانست؛ اين پديده آينهاي است كه ضعفهاي ساختاري نظام آموزشي و اجتماعي را بازتاب ميدهد. بيتوجهي به اين هشدار خاموش، ميتواند هزينههاي جبرانناپذيري براي آينده جامعه به همراه داشته باشد؛ آيندهاي كه كيفيت آن، امروز در كلاسهاي درس رقم ميخورد.
راهكارهاي پيشنهادي
براي كاهش آسيبها
برخي از كارشناسان راهكارهايي را براي كاهش آسيبها پيشنهاد ميدهند كه از جمله مهمترين آن ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
استفاده از محتواي آموزشي آفلاين: خانوادهها و دانشآموزان ميتوانند از محتواي آفلاين بهرهمند شوند و برنامه اختصاصي خود را داشته باشند، بدون آنكه اميد زيادي به مدارس و آموزش و پرورش داشته باشند. در همين نظام آموزشي ناكارآمد، برخي دانشآموزان و خانوادهها جديتر عمل ميكنند و آينده خود را با چشمانداز تحصيلي گره زدهاند. براي اين گروه، داشتن برنامه اختصاصي و بهرهگيري از محتواي آفلاين بسيار موثر است.
بهرهگيري از معلمان خصوصي: آن دسته از دانشآموزاني كه امكان دسترسي دارند، ميتوانند از معلمان خصوصي استفاده كنند.
تشكيل كلاسهاي حضوري گروهي: دوستان و دانشآموزاني كه خانههايشان نزديك به يكديگر است، ميتوانند كلاسهاي حضوري گروهي تشكيل دهند و دروس را با هم تمرين كنند؛ حتي بهرهگيري از مدرس خصوصي براي اين گروهها مفيد است؛ تا هزينهها كاهش يابد و كيفيت آموزش افزايش پيدا كند. بر اساس تاكيد همين كارشناسان نظام آموزشي ناكارآمد فعلي، خانوادهها و دانشآموزان بايد نقش فعالتري در جبران كمبودها ايفا كنند و تنها با اتكا به مدارس نميتوان انتظار بهبود داشت.
