توليد يا وارد كنيم؟
چگونه ميتوان با تكيه بر ظرفيتهاي كشور در حوزه تجارت و بازرگاني شرايطي را ايجاد كرد تا اقلام اساسي با قيمتهاي مناسبتري به دست مردم برسد؟ اصولا توليد هر قلم جنسي در ايران گرانتر از قيمتهاي جهاني به فروش ميرسد.
چگونه ميتوان با تكيه بر ظرفيتهاي كشور در حوزه تجارت و بازرگاني شرايطي را ايجاد كرد تا اقلام اساسي با قيمتهاي مناسبتري به دست مردم برسد؟ اصولا توليد هر قلم جنسي در ايران گرانتر از قيمتهاي جهاني به فروش ميرسد. خودرو، پوشاك، لوازم خانگي و...در ايران توليد ميشوند در حالي كه ميتوان همين اقلام را با قيمتهاي كمتر وارد كشور كرد. بنابراين سيستم توليد ايران نيازمند بازنگري جدي است و در اين واقعيت ترديدي وجود ندارد. اين در حالي است كه در هيچ نقطهاي از جهان نيروي انساني و كارگر متخصص به ارزاني ايران نيست. تحقيقا در هيچ نقطهاي از جهان، سوخت و انرژي براي توليد به رايگاني ايران نيست. اما قيمت اقلام اساسي در ايران به نسبت قيمت جهاني بالاتر است. هم توليد در مقياس خرد و هم مبناي توليد كلان در ايران سرمايه داشتن است نه داشتن شعور و تفكر مديريتي و خلاقيت. هر فردي با هر ميزان درك و تخصص در ايران در صورتي كه سرمايه داشته باشد، ميتواند كارخانه بزند و از مواهب و رانتهاي بيشمار بهرهمند شود، چون رقابت به مفهوم علمي در ايران وجود ندارد، توليد ارتقا پيدا نميكند. اقتصاد ايران تا شفاف و رقابتي نشود و سپس به سمت رقابتي شدن حركت نكند، اوضاع بهبود نمييابد. بدون اين سه ضلع توليد نخواهيم داشت و بدون توليد هم رشد اقتصادي و توسعهاي محقق نميشود. از اين اشتباهات افراد بسياري ميلياردها دلار ثروت ملي ايرانيان را به خود اختصاص دادند. بخش زيادي از اين ثروت را به خارج از كشور انتقال دادند و حيف و ميل كردند. افرادي كه از رانتهاي كلان در كشور استفاده كردند و به بهانه توليد و تجارت از اين اعداد و ارقام نجومي بهرهمند شدند. لذا شرط اول هر سياستگذاري و مطالبهاي در اقتصاد ايران شفافسازي و رقابتي كردن اقتصاد همچنين زدودن زمينههاي فساد است. پس از اين مرحله است كه ميتوان به محيط آزاد اقتصاد پرداخت. در اين مراحل است كه اشكالات توليد هم بروز ميكند. در ايران صرف اينكه فردي يك سوله بزند و چند ماشينآلات وارد كشور كند، كافي است تا از مواهب عظيم و رانتهاي انبوه بهرهمند شود. به همين دليل گزارهاي كه در اقتصاد ايران هنوز جا نيفتاده، توان مديريت است. به همين دليل است كه عمده واحدهاي توليدي و صنعتي در كشور توسط صاحبان سرمايه مديريت ميشوند. صاحب سرمايه الزاما داراي شعور مديريت نيست و علم مديريت ندارد. البته شايد صاحب سرمايهاي باشد كه اين موارد را هم داشته باشد، اما اين يك قاعده كلي نيست. اغلب واحدهاي توليدي در ايران يا خود سرمايهگذار مدير كارخانه است يا پسرش يا دامادش اين سكان را به دست دارند. اين يكي از مشكلات ديرينه اقتصاد ايران است. اين در حالي است كه در كشورهاي توسعه يافته سرمايهگذار از مدير جداست و افراد با ايده و توان مديريتي هستند كه سكان هدايت واحدهاي توليدي را به دست ميگيرند. در شرايطي كه دولت دست به جراحي اقتصادي زده و قرار است همه كالاها از جمله كالاهاي اساسي با يك قيمت مشخص ارز وارد ايران شود، بايد ديد افراد و گروههايي كه ادعا ميكردند كشتي كشتي اعتبار دارند و ميتوانند اقلام وارداتي را در بنادر نگه دارند تا دولت ارز مورد نياز را تخصيص دهد، چه ميكنند. اين افراد هميشه ميگفتند از خدايشان است كه ارز تك نرخي شود تا آنها بدون تكيه به دولت تجارت كنند. دولت به عنوان سياستگذار بايد به داد مردم برسد و با سياستهاي متعددي كه اتخاذ ميكند از قدرت خريد مردم حفاظت كند. ايران به صورت سنتي در ماه مبارك رمضان و شب عيد فشارهايي را تجربه ميكند. اين دو مناسبت امروز يكي شده و بايد ديد دولت چگونه اين فشارهاي فزاينده را مديريت ميكند. ما پيشبيني اميدبخش خواهيم داشت و اميدواريم كه اوضاع معيشت مردم بهبود يابد. اما اين پرسش كه آيا واردات اقلام اساسي باعث كاهش قيمت اين اقلام ميشود يا نه؟ نيازمند بررسي همه جوانب است. همه گزارهها را بايد باور كنيم و آن اينكه قدرت خريد مردم كمتر شده است جدا از روغن و برنج و تخممرغ در ساير اقلام اساسي مانند گوشت و ماهي و...قدرت خريد مردم بسيار اندك شده است، چون طرف تقاضا ضعيف شده و دولت بايد مديريت بيشتري براي تامين اقلام اساسي مردم صورت دهد و اين امر با دشواريهاي بسياري همراه است.
