«چتجيپيتي» همه پژوهشهاي يك استاد دانشگاه را حذف كرد!
يك استاد دانشگاه گفت كه «چتجيپيتي» حاصل دو سال پژوهش او را به كلي حذف كرده است.
به گزارش ايسنا، «چتجيپيتي» (ChatGPT) ميتواند يك فناوري عالي باشد، اما در صورتي كه ايميلهاي زيادي به صاحبخانه خود درباره نشت سقف زده باشيد و بخواهيد ايميلها بيشتر بررسي شوند. همچنين، چتجيپيتي در تهيه يك پيشنويس اوليه براي نوشتههاي غير مهم عالي عمل ميكند و به شما امكان ميدهد كه آن را با دقت بررسي و اصلاح كنيد. به نقل از فيوچريسم، با وجود همه مزاياي مذكور، چتجيپيتي نيز مانند همه رقباي خود با كاستيهاي فراواني همراه است؛ از توهمات شايع گرفته تا لحن چاپلوسانهاي كه ميتواند به راحتي كاربران را به باورهاي اشتباه سوق دهد. به عبارت ديگر، چتجيپيتي دقيقاً همان فناوري نيست كه كسي براي انجام كارهاي مهم به آن تكيه كند و اين درسي است كه «مارسل بوچر» استاد علوم گياهي «دانشگاه كلن» به سختي آموخت. بوچر در مصاحبه با مجله «Nature» گفت كه پس از غير فعال كردن گزينه «رضايت دادهها» در چتجيپيتي، دو سال كار دانشگاهي با دقت ساختاريافته را از جمله درخواستهاي كمكهزينه، ويرايشهاي نشريه، سخنرانيها و امتحانات از دست داده است. او اين ويژگي را غير فعال كرد، زيرا ميخواست ببيند اگر دادهها را در اختيار چتبات شركت «اوپنايآي» قرار ندهد، همچنان به همه ويژگيهاي آن دسترسي خواهد داشت يا خير، اما در كمال ناباوري، چتها فوراً و بدون هيچ ردي ناپديد شدند. بوچر گفت: هيچ هشداري ظاهر نشد. هيچ گزينه لغوي وجود نداشت. فقط يك صفحه خالي. اين ماجرا با موجي از شماتت در شبكههاي اجتماعي روبرو شد و كاربران اين پرسش را مطرح كردند كه چطور بوچر دو سال را بدون هيچ گونه پشتيباني محلي گذرانده است. برخي ديگر خشمگين شدند و از دانشگاه خواستند كه او را به دليل اتكاي شديد به هوش مصنوعي براي كارهاي دانشگاهي اخراج كند. با وجود اين، برخي نيز براي بوچر دلسوزي كردند. «رولند گرومز»، هماهنگكننده آموزشي «دانشگاه هايدلبرگ» نوشت: درود بر مارسل بوچر براي انتشار داستاني درباره يك گردش كار عميقاً ناقص و يك اشتباه احمقانه. بسياري از دانشگاهيان معتقدند كه ميتوانند مشكلات را ببينند، اما همه ما ميتوانيم سادهلوح باشيم و با اين نوع مشكلات روبرو شويم. بوچر اولين كسي است كه اذعان كرده چتجيپيتي ميتواند اظهارات به ظاهر مطمئن، اما گاهي نادرست را توليد كند و استدلال ميكند كه هرگز قابليت آن را با دقت واقعي برابر ندانسته است. با وجود اين، او به پيوستگي و ثبات ظاهري فضاي كاري تكيه كرده و از نسخه Plus چتجيپيتي به عنوان دستيار هر روز خود استفاده كرده است. استفاده از هوش مصنوعي مولد در دنياي علم بسيار بحثبرانگيز بوده است. مجلههاي علمي سرشار از مقالههاي بيكيفيت هوش مصنوعي شدهاند و روند بررسي دقيق مقالهها را به يك نمايش وحشتناك تبديل كردهاند. مجلههاي علمي جعلي بسياري در حال ظهور هستند تا از كساني كه سعي در انتشار مقالههاي هوش مصنوعي خود دارند، سوءاستفاده كنند. نتيجه اين است كه مقالههاي هوش مصنوعي توسط مدلهاي هوش مصنوعي بررسي ميشوند و آلودگي مطالب علمي را بيشتر تثبيت ميكنند. از سوي ديگر، دانشمندان دايماً در جريان چگونگي ارجاع به آثارشان در مقالههاي جديد و متنوع قرار ميگيرند، اما در نهايت متوجه ميشوند كه مطالب ارجاعدادهشده كاملاً توهم بودهاند. هيچ مدركي وجود ندارد كه نشان دهد بوچر به هر نحوي سعي در فروش اطلاعات نادرست هوش مصنوعي به دانشجويانش يا انتشار تحقيقات مشكوك توليدشده توسط هوش مصنوعي داشته است. با وجود اين، تجربه ناخوشايند او با اين پلتفرم بايد يك نشانه هشداردهنده براي ديگران باشد. بوچر اوپنايآي را متهم كرد كه به رغم عدم تضمين اقدامات حفاظتي اوليه براي جلوگيري از ناپديد شدن فوري سالها تلاش او، حق اشتراك نسخه Plus چتجيپيتي خود را ميفروشد. اوپنايآي در بيانيهاي به مجله Nature توضيح داد كه چتها پس از حذف قابل بازيابي نيستند و ادعاي بوچر مبني بر نبود هشدار را به چالش كشيد. مقامات اوپنايآي گفتند: ما پيش از اينكه كاربر يك چت را بهطور دايم حذف كند، يك پيام تأييد ارايه ميدهيم. همچنين، اين شركت به كاربران توصيه كرد كه براي كارهاي حرفهاي خود، نسخههاي پشتيبان شخصي را تهيه كنند.