طلا ؛ برنده بزرگ جهان پرتنش
بازار طلاي جهاني در ماهها و حتي يك سال اخير وارد مرحلهاي كمسابقه از تاريخ خود شده است؛ مرحلهاي كه ديگر نميتوان آن را صرفا نتيجه نوسانات مقطعي يا رفتارهاي هيجاني سرمايهگذاران دانست.
بازار طلاي جهاني در ماهها و حتي يك سال اخير وارد مرحلهاي كمسابقه از تاريخ خود شده است؛ مرحلهاي كه ديگر نميتوان آن را صرفا نتيجه نوسانات مقطعي يا رفتارهاي هيجاني سرمايهگذاران دانست. ثبت ركوردهاي پياپي قيمتي و عبور طلا از مرزهاي رواني كه تا همين چند سال پيش دستنيافتني به نظر ميرسيد، نشانهاي روشن از تحولات بنيادين در نظم اقتصادي و سياسي جهان است. طلا بار ديگر، نه فقط به عنوان يك كالاي سرمايهاي، بلكه به عنوان شاخصي از ميزان نااطميناني در اقتصاد جهاني، خود را در كانون توجه قرار داده است.
در قلب اين تحولات، بازگشت دونالد ترامپ به قدرت و تغيير جهت محسوس سياستهاي ايالات متحده نقش تعيينكنندهاي ايفا كرده. دولت ترامپ در يك سال گذشته با اتخاذ رويكردي تهاجميتر نسبت به تجارت جهاني، اعمال تعرفههاي گسترده، بازتعريف روابط اقتصادي با متحدان سنتي و تشديد فشار بر رقباي راهبردي، فضاي بينالمللي را با سطحي تازه از بيثباتي مواجه كرده است. اين سياستها عملا اين پيام را به بازارها مخابره كردهاند كه دوره پيشبينيپذيري و اجماع در نظام تجارت آزاد جهاني به پايان رسيده و جاي خود را به رقابتهاي پرهزينه و تصميمات ناگهاني داده است.
همزمان، تشديد تنشهاي ژئوپليتيكي در نقاط حساس جهان، از خاورميانه گرفته تا شرق آسيا و اروپا، تصوير آينده اقتصاد جهاني را مبهمتر كرده است. سرمايهگذاران در چنين فضايي، بيش از هر زمان ديگري به دنبال داراييهايي هستند كه از تصميمات سياسي، تحريمها، جنگهاي تجاري و شوكهاي ارزي كمترين آسيب را ببينند. طلا دقيقا در همين نقطه دوباره جايگاه تاريخي خود را بازيافته و به پناهگاهي امن براي سرمايههاي سرگردان بدل شده است.
از سوي ديگر، تغييرات سياست پولي و انتظارات مربوط به آينده اقتصاد امريكا نيز به اين روند دامن زده است. نگراني از كندي رشد اقتصادي، فشار بدهيهاي دولتها و احتمال حركت بانكهاي مركزي به سمت سياستهاي انبساطيتر، جذابيت داراييهاي بدون بهره اما امني مانند طلا را افزايش داده است. در شرايطي كه ارزش ارزهاي معتبر جهاني، بهويژه دلار، بيش از گذشته در معرض ترديد قرار گرفته، طلا دوباره به عنوان ابزار حفظ ارزش مطرح شده است.
نكته مهم آن است كه اين جهش قيمتي تنها حاصل رفتار سرمايهگذاران خرد نيست؛ بلكه بانكهاي مركزي، دولتها و نهادهاي بزرگ مالي نيز در حال بازآرايي سبد داراييهاي خود به نفع طلا هستند. اين تغيير رفتار، نشانهاي از يك دگرگوني عميقتر در نگاه به آينده اقتصاد جهاني است؛ دگرگونياي كه در آن اعتماد به ساختارهاي پيشين كاهش يافته و احتياط جاي خوشبيني را گرفته است.
در مجموع، ركوردشكنيهاي اخير بازار طلا را بايد بازتاب مستقيم جهاني پرريسكتر، سياستمحورتر و كمثباتتر دانست؛ جهاني كه در آن تصميمات سياسي، بهويژه در واشنگتن، بيش از هر زمان ديگري مسير بازارهاي مالي را تعيين ميكنند و طلا، همچنان، آينه تمامنماي اين نااطميناني فزاينده است.
قيمت طلا و نقره با افزايش شتابان قيمت، تحليلگران و بانكهاي سرمايهگذاري را براي همگام شدن با بازاري كه به سرعت در حال حركت است، به چالش كشيدهاند. اونس طلا روز جمعه از مرز ۴۹۰۰ دلار گذشت و تا سطح ۴۹۶۷ دلار و ۴۸ سنت پيشروي كرد و در ۱۲ ماه گذشته، حدود ۸۰ درصد افزايش يافته است. افزايش قيمت اونس نقره حتي چشمگيرتر بوده و ۲۲۵ درصد رشد در ۱۲ ماه گذشته نشان ميدهد. پس از صعود به حدود ۹۰ دلار در اواسط ژانويه كه بسيار بالاتر از محدوده ۷۸ تا ۸۳ دلار مشاهده شده در اولين هفته معاملاتي ۲۰۲۶ بود، قيمت اين فلز در معاملات روز جمعه تا ركورد ۹۹ دلار و ۳۸ سنت صعود كرد. به اين ترتيب، پيشبينيهاي بازار از قيمت اين فلزات گرانبها كه زماني جسورانه به نظر ميرسيدند، جاي خود را به واقعيت دادهاند. اونس طلا سال ۲۰۲۵ را نزديك به ۴۴۰۰ دلار و اونس نقره حدود ۷۰ دلار به پايان رساند و اين سطوح قيمت زمينه را براي شروع انفجاري سال ۲۰۲۶ فراهم كردند. هجوم به فلزات گرانبها با تركيبي ناپايدار از تهديدهاي تعرفهاي امريكا، عدم قطعيت ژئوپليتيكي و بحثهاي فزاينده در مورد سياست نرخ بهره فدرال رزرو تشديد شده است. اما تحليلگران ميگويند آنچه بيش از همه برجسته است، دوام تقاضا با وجود تداوم افزايش قيمتها است.
فيليپ نيومن، مديرعامل شركت مشاوره فلزات گرانبهاي «متالز فوكوس» مستقر در لندن گفت: «اين سطوح قيمت بيسابقه هستند. تصور ميكنم آنچه براي طلا و نقره شگفتانگيز بوده، اين است كه سطح فروش در هر دو فلز بسيار متوسط بوده است. اين عدم سودگيري، بخشي از چيزي است كه پيشبيني را بسيار دشوار ميكند.» نيومن افزود: «متالز فوكوس» انتظار دارد كه طلا در سال ۲۰۲۶ به قيمت ۵۵۰۰ دلار و نقره به ۱۰۰ دلار برسد. سرمايهگذاران منتظر راهنمايي از سوي بانكهاي سرمايهگذاري بزرگ بودهاند، اما بسياري از پيشبينيها براي اواخر سال ۲۰۲۶ محقق شده يا از رشد قيمت صورت گرفته، عقب ماندهاند. بانك جيپي مورگان اعلام كرد كه طلا در سال ۲۰۲۵ بهطور مداوم افزايش قيمت داشته است، زيرا نگرانيهاي تجاري، كاهش تقاضا براي دلار امريكا و افزايش خريد بانكهاي مركزي در كنار هم، شرايط ايدهآلي را براي افزايش قيمت ايجاد كردند. اين بانك پيشبيني ميكند كه ميانگين قيمت طلا تا سه ماهه پاياني سال جاري، ۵۰۵۵ دلار در هر اونس باشد و تا پايان سال ۲۰۲۷، به ۵۴۰۰ دلار افزايش يابد.
گلدمن ساكس، در دسامبر ۲۰۲۵، پيشبيني كرد كه طلا تا دسامبر ۲۰۲۶ به ۴۹۰۰ دلار در هر اونس افزايش خواهد يافت؛ هدفي كه اكنون بسيار زودتر از آنچه انتظار ميرفت، در حال آزمايش است. مورگان استنلي در ژانويه پيشبيني كرد كه طلا تا سه ماهه چهارم امسال به ۴۸۰۰ دلار در هر اونس خواهد رسيد، در حالي كه پيشبيني سيتيگروپ براي سه ماهه اول امسال ۵۰۰۰ دلار بود. جو كاواتوني، استراتژيست ارشد بازار قاره امريكا در شوراي جهاني طلا، گفت: اين افزايش قيمت توسط عواملي هدايت ميشود كه در چند سال گذشته تقويت شدهاند. محركهاي ساختاري كه در سالهاي اخير از طلا پشتيباني كردهاند شامل عدم قطعيت ژئوپليتيكي، تنوعبخشي بانكهاي مركزي و تقاضاي سرمايهگذاران براي پوشش ريسك پرتفوي، همچنان كاملا پابرجا هستند و چشمانداز نقره كمتر صرفا «پناهگاه امن» است و بيشتر به اقتصاد جهاني حساس است.
بنا بر توضيح اين تحليلگر، چشمانداز نقره بيشتر به چرخه صنعتي و سرمايهگذاري در گذار انرژي، در كنار همان مضامين كلان كه به نفع طلا هستند، گره خورده است. از نظر تاريخي، نقره در مراحل شديد ريسكپذيري عملكرد بهتري دارد و وقتي ريسكگريزي افزايش مييابد، عملكرد ضعيفي دارد.» اِوا مانتي، استراتژيست كالا در بانك «آي ان جي»، گفت كه طلا و نقره با شتاب وارد سال ۲۰۲۶ ميشوند زيرا نيروهاي متعددي همزمان بازار را تحت تاثير قرار ميدهند. انتظارات براي كاهش نرخ بهره فدرال رزرو بسيار مهم است؛ زماني كه بازار معتقد باشد چرخه تسهيلي قفل شده است، بازده واقعي كاهش مييابد، دلار ضعيف ميشود و فلزات گرانبها معمولا شاهد جريانهاي ورودي قوي هستند. تقاضاي صندوقهاي ETF در حال حاضر در حال افزايش است.
مانتي گفت: بانكهاي مركزي نيز نقش مهمي در حفظ تقاضا ايفا كردهاند و پايه خريدي را ارائه ميدهند كه به نوسانات كوتاهمدت بازار وابسته نيست. او افزود: پويايي عرضه نيز در حال تقويت اين افزايش است، به ويژه در نقره كه كمبود عرضه آن طي چندين سال افزايش يافته است. اختلالات انرژي، نگرانيهاي تورمي و ريسكهاي زنجيره تامين را تشديد كرده است كه هر دو از نظر تاريخي از تقاضا براي فلزات گرانبها پشتيباني ميكنند. نيومن هم به تشديد فضاي سياسي جهاني، از جمله ترسهاي تازه در مورد جهت سياست امريكا اشاره كرد.
در حالي كه افزايش قيمت طلا قدرتمند بوده است، اين نقره است كه دارنده عملكرد برجسته بوده است؛ حركتي كه تحليلگران آن را به شرايط فيزيكي سختتر و افزايش مصرف صنعتي نسبت ميدهند. مانتي گفت: نقره موجوديهاي محدودتر، نرخ ليزينگ بالاتر و محدوديتهاي عرضه شديدتري نسبت به طلا دارد. اين محدوديت، نقره را نسبت به تغييرات تقاضا حساستر ميكند و اغلب وقتي سرمايهگذاران هجوم ميآورند، انفجاريتر ميشود. او خاطرنشان كرد كه تقاضاي صنعتي همچنان محوري است. توليد انرژي خورشيدي، نيمهرساناها، الكترونيك و خودروهاي برقي محركهاي اصلي مصرف هستند و اين بخشها به سرعت در حال گسترش بودهاند. توقف تعرفههاي برنامهريزيشده مواد معدني امريكا هم عدم اطمينان را براي توليدكنندگان كاهش داده و به فعاليتهاي تداركاتي اجازه داده است تا عادي شوند. اين تحليلگر با نگاهي به آينده، انتظار دارد كه طلا به افزايش خود ادامه بدهد، اما با سرعت كمتري.
گزارشهاي اخير نشان ميدهد كه تقاضاي چين براي نقره بهشدت افزايش يافته و شتاب را در بازاري كه از قبل هم محدود بوده، تقويت ميكند. كاواتوني گفت: چين همچنان در هر دو فلز تاثيرگذار است، اما تاثير آن بر نقره به ويژه قابل توجه است زيرا بازار كوچكتر و بيشتر در معرض چرخههاي صنعتي است. در مورد نقره، افزايش خريد احتمالا منعكسكننده تركيبي از تقاضاي صنعتي، به ويژه مرتبط با ظرفيت خورشيدي و توليد لوازم الكترونيكي، و علاقه سرمايهگذاران داخلي به موضوع گستردهتر فلزات گرانبها است. با اين حال، او هشدار داد كه داستان تقاضاي طلا، گستردهتر و متنوعتر در سطح جهاني است. او گفت: در مورد طلا، تقاضاي خانوارها و بخش دولتي چين در يك اكوسيستم متنوع جهاني قرار دارد كه طلا به عنوان يك دارايي ذخيره و يك ذخيره ارزش بلندمدت در مناطق مختلف عمل ميكند. بنابراين، در حالي كه خريد نقره توسط چين براي آن بازار مهم است، روايت استراتژيك گستردهتر در مورد فلزات گرانبها همچنان بر نقش طلا در پرتفويها و ذخاير جهاني متمركز است. بر اساس گزارش خبرگزاري آناتولي، با ادامه ركوردشكني هر دو فلز، تحليلگران ميگويند كه اين افزايش قيمت ديگر فقط مربوط به گمانهزنيهاي كوتاهمدت نيست. بلكه نشاندهنده يك بازار جهاني است كه در حال تنظيم مجدد حول يك نظم ژئوپليتيكي شكنندهتر، تغيير چشمانداز پولي و محدود شدن عرضه فيزيكي است؛ عواملي كه ممكن است فلزات گرانبها را پس از سال ۲۰۲۶ در سطح بالايي نگه دارند.
با وجود آنكه فعلا مرز طلاي 5 هزار دلاري دست نخورده باقي مانده اما به نظر ميرسد كه از آن چندان نيز دور نيستيم. اتفاقي تاريخي كه ميتواند كه با ادامه جنجالهاي ترامپ به صعود تاريخي ماههاي گذشته رنگي تازه ببخشد.
