كار در اعماق زمين، زندگي در مرز فقر
كار در معدن از همان نخستين روزهاي شكلگيرياش با خطر، فرسودگي جسمي و ناامني گره خورده است؛ كاري كه در اعماق زمين، دور از نور و هوا، جان انسان را هر روز به گرو ميگيرد.
آثار گسترده تكنرخي شدن ارز بر ايمني معادن نيز اثر ميگذارد
گلي ماندگار|
كار در معدن از همان نخستين روزهاي شكلگيرياش با خطر، فرسودگي جسمي و ناامني گره خورده است؛ كاري كه در اعماق زمين، دور از نور و هوا، جان انسان را هر روز به گرو ميگيرد. با اين حال، آنچه امروز زندگي كارگران معدن را بيش از پيش به مرز بحران رسانده، فقط ريزش تونل، انفجار گاز يا فرسودگي تجهيزات نيست، بلكه فشاري است كه از بيرون معدن و از دل اقتصاد به زندگي آنها تحميل شده است. حذف ارز ترجيحي، افزايش افسارگسيخته قيمت كالاهاي اساسي و ثابت ماندن يا رشد ناچيز دستمزدها، باعث شده است كه بسياري از كارگران معدن، حتي با وجود انجام يكي از سختترين و پرخطرترين مشاغل كشور، نتوانند حداقلهاي يك زندگي آبرومندانه را تأمين كنند. كارگران معدن اغلب در مناطق محروم و دورافتاده فعاليت ميكنند؛ جايي كه دسترسي به خدمات درماني، آموزشي و رفاهي محدود است. حقوق دريافتي آنها، كه در بسياري از موارد كمي بالاتر از حداقل دستمزد مصوب است، پيش از حذف ارز ترجيحي نيز پاسخگوي نيازهاي يك خانواده نبود، اما پس از جهش قيمتها، اين فاصله به شكلي عميقتر و نگرانكنندهتر خود را نشان داد. افزايش قيمت نان، برنج، روغن، لبنيات و دارو، بهويژه براي خانوادههايي كه يكي از اعضايشان شغلي پرريسك و فرساينده دارد، فشار مضاعفي ايجاد كرده است. در چنين شرايطي، بسياري از كارگران معدن ناچارند ميان سلامت، تغذيه مناسب و ساير نيازهاي ضروري خانواده دست به انتخابهاي دردناك بزنند.
اضافهكاري براي جبران هزينههاي زندگي
حسن نوربخش، فعال كارگري در اين باره به «تعادل» ميگويد: كارگر معدن هر روز جانش را كف دستش ميگذارد. ما با حوادثي طرف هستيم كه ممكن است در يك لحظه همهچيز را تمام كند؛ از ريزش تونل گرفته تا گازگرفتگي، اما دستمزدي كه پرداخت ميشود حتي هزينههاي ساده زندگي را هم پوشش نميدهد. او ميافزايد: بعد از حذف ارز ترجيحي، هزينه سبد معيشت چند برابر شده، اما حقوق كارگر نهايتا چند درصد افزايش پيدا كرده است. نتيجه اين ميشود كه كارگر، با بدني فرسوده و روحي خسته، مدام نگران اجارهخانه، قسط، درمان و هزينه تحصيل بچههاست. اين فعال كارگري اظهار ميدارد: بسياري از كارگران معدن براي جبران هزينههاي زندگي به اضافهكاريهاي سنگين تن ميدهند؛ اضافهكاريهايي كه خود خطر حوادث را افزايش ميدهد. وقتي كارگر خسته است، تمركز ندارد و همين موضوع احتمال بروز حادثه را بالا ميبرد. اما او چارهاي ندارد، چون اگر اضافهكاري نكند دخل و خرجش با هم نميخواند. اين يعني سيستم، كارگر را بين مرگ تدريجي زير فشار اقتصادي و خطر مرگ ناگهاني در معدن قرار داده است.
افزايش بدهيها براي كارگراني كه از جان مايه ميگذارند
نوربخش در ادامه ميگويد: حذف ارز ترجيحي، اگرچه ازسوي سياستگذاران به عنوان اقدامي براي اصلاح ساختار اقتصادي معرفي شد، اما در عمل بار اصلي آن بر دوش دهكهاي پايين درآمدي، ازجمله كارگران معدن، افتاد. افزايش قيمت كالاهاي اساسي، بدون آنكه سازوكار حمايتي موثر و پايدار براي جبران اين فشار درنظر گرفته شود، باعث شد قدرت خريد اين قشر بهشدت كاهش يابد. كارگران معدني كه پيش از اين نيز سهم بالايي از درآمدشان صرف خوراك و مسكن ميشد، حالا با كوچكتر شدن سفرهها و افزايش بدهيها مواجهند. او ميافزايد: وقتي كارگر بداند اگر اعتراض كند، ممكن است قراردادش تمديد نشود، طبيعي است كه سكوت كند. اين سكوت اما بهاي سنگيني دارد؛ بهايي كه گاهي جان كارگر است. ما بارها شاهد حوادث تلخ در معادن بودهايم، اما بعد از مدتي همهچيز فراموش ميشود و باز هم همان شرايط ادامه پيدا ميكند.
ورود خانواده در چرخهاي از فقر مزمن
داريوش پايدار، كارشناس اقتصاد خانواده نيز در اين باره به «تعادل» ميگويد: هر چند دولت تلاش ميكند با كالابرگ اثرات حذف ارز ترجيحي بر سفره اقشار كم درآمد را كم كند اما وقتي تورم به صورت افسار گسيخته ادامه پيدا كند اين راهكارها نيز به مرور زمان قدرت حمايتي خود را از دست ميدهند. او ميافزايد: وقتي از حذف ارز ترجيحي صحبت ميكنيم، بايد به تأثير آن بر سبد معيشت خانوادههاي كارگري توجه ويژه داشته باشيم. كارگران معدن بهطور متوسط درآمدي دارند كه بيش از ۶۰ تا ۷۰درصد آن صرف هزينههاي ضروري مثل خوراك، مسكن و انرژي ميشود. با افزايش قيمت اين اقلام، عملاً چيزي براي پسانداز، آموزش، تفريح يا حتي درمان باقي نميماند. اين شرايط، خانواده را وارد چرخهاي از فقر مزمن ميكند كه خروج از آن بسيار دشوار است. اين كارشناس اقتصاد خانواده خاطرنشان ميكند: فشار اقتصادي تنها به اعداد و ارقام محدود نميشود، بلكه آثار اجتماعي و رواني عميقي بهجا ميگذارد. وقتي پدر يا مادر خانواده دايماً نگران تأمين نيازهاي اوليه است، تنش در خانواده افزايش پيدا ميكند. كودكان در چنين خانوادههايي بيشتر در معرض ترك تحصيل يا اشتغال زودهنگام قرار ميگيرند. اين مساله در مورد خانوادههاي كارگران معدن كه اغلب در مناطق كمبرخوردار زندگي ميكنند، نمود پررنگتري دارد. داريوش پايدار تأكيد ميكند: وقتي خانوادهاي نتواند هزينههاي درمان را پرداخت كند، سلامت اعضاي آن به خطر ميافتد و اين موضوع درنهايت به كاهش توان كاري و درآمد منجر ميشود. اين يك چرخه معيوب است كه اگر با سياستهاي حمايتي جدي شكسته نشود، فقر را بازتوليد ميكند. او در پايان ميگويد: مسكن نيز يكي ديگر از دغدغههاي اصلي كارگران معدن است. افزايش قيمت اجارهبها، بهويژه در سالهاي اخير، فشار سنگيني بر اين قشر وارد كرده است. بسياري از كارگران مجبور شدهاند به مناطق حاشيهاي يا سكونتگاههاي غيررسمي نقل مكان كنند؛ جايي كه كيفيت زندگي پايينتر و دسترسي به خدمات عمومي محدودتر است. اين جابهجاييها نهتنها هزينههاي رفتوآمد را افزايش ميدهد، بلكه بر كيفيت زندگي خانواده و تحصيل فرزندان نيز اثر منفي ميگذارد.
زندگي در مرز مرگ و زندگي
كوشا مومني، فعال كارگري نيز در اين باره به «تعادل» ميگويد: در كنار مشكلات معيشتي، شرايط ايمني كار در معادن نيز همچنان يكي از دغدغههاي اصلي است. بسياري از معادن كشور با تجهيزات فرسوده فعاليت ميكنند و استانداردهاي ايمني در آنها بهطور كامل رعايت نميشود.
او ميافزايد: كارگراني كه با دستمزدي اندك و قراردادهاي موقت يا پيمانكاري كار ميكنند، اغلب جرأت اعتراض به شرايط ناايمن را ندارند، چراكه نگران از دست دادن شغل خود هستند. اين ناامني شغلي، فشار رواني مضاعفي بر آنها وارد ميكند و احساس بيپناهي را تشديد ميكند.
اين فعال كارگري تاكيد ميكند: ازسوي ديگر، هزينههاي درماني براي كارگران معدن و خانوادههايشان به يكي از چالشهاي جدي تبديل شده است. كار در معدن، بيماريهاي شغلي متعددي بههمراه دارد؛ از مشكلات تنفسي گرفته تا آسيبهاي اسكلتي و عضلاني. با افزايش قيمت دارو و خدمات درماني پس از حذف ارز ترجيحي، دسترسي به درمان مناسب براي بسياري از اين كارگران دشوارتر شده است. برخي از آنها درمان را به تعويق مياندازند يا بهطور ناقص انجام ميدهند؛ تصميمي كه در بلندمدت ميتواند پيامدهاي جبرانناپذيري داشته باشد.
كوشا مومني ادامه ميدهد: در مجموع، شرايط كارگران معدن تصويري روشن از شكاف عميق ميان سختي كار و ميزان دريافتي آنها ارايه ميدهد. آنها در خط مقدم توليد و استخراج منابع كشور قرار دارند، اما سهمشان از ثروتي كه خلق ميكنند، ناچيز است. حذف ارز ترجيحي، بدون طراحي سياستهاي جبراني كارآمد، اين شكاف را عميقتر كرده و زندگي اين قشر را بيش از پيش به مرز ناپايداري كشانده است. اين فعال كارگري در پايان تأكيد ميكند: كارگران معدن توقع زندگي لوكس ندارند. خواسته ما خيلي ساده است؛ امنيت شغلي، دستمزدي كه حداقلهاي زندگي را پوشش دهد و ايمني در محل كار. وقتي اينها فراهم نشود، نميتوان انتظار داشت كارگر با انگيزه و آرامش كار كند. جان كارگر نبايد ارزانترين بخش چرخه توليد باشد.
افزايش هزينه توليد فشار پنهان بر حقوق و رفاه كارگران
ازسوي ديگر، ابراهيم رحيميان، دبير اجرايي خانه كارگر طبس، با اشاره به آثار گسترده تكنرخي شدن ارز بر ايمني معادن، به ايلنا گفت: اين تصميم تنها به چند قلم كالاي مصرفي مانند روغن، برنج يا لبنيات محدود نميشود. امروز افزايش قيمتها در همه بخشها خودش را نشان ميدهد؛ براي مثال، اخيراً اعلام شده كه قيمت لاستيك تا ۵۳درصد افزايش داشته است. وقتي حرفهاي و تخصصي به حوزه معدن نگاه ميكنيم، ميبينيم كه در معادن زغالسنگ، بيش از ۹۰درصد تجهيزات ايمني، وارداتي است. او با اشاره به وابستگي شديد معادن زغالسنگ به تجهيزات خارجي توضيح داد: سنسورهاي تشخيص گاز متان كه در معادن استفاده ميشود، عمدتاً ساخت شركتهاي اروپايي مانند آلمان است و عملاً جايگزين داخلي ندارد. اين تجهيزات حتماً بايد با ارز وارد شود. در گذشته، اگر حمايتها يا تسهيلات دولتي وجود داشت، كارفرما ميتوانست اين تجهيزات را با نرخهاي ترجيحي يا نيمايي تأمين كند، اما با تكنرخي شدن ارز، انگيزه و توان كارفرما براي ارتقاي ايمني بهشدت كاهش پيدا ميكند.
رحيميان افزود: واقعيت اين است كه براي بسياري از كارفرمايان، اولويت اول فقط توليد است؛ آنهم توليد به هر قيمتي. در شرايط فعلي، نيروي انساني و ايمني، كمكم از دايره اولويت خارج ميشود و اين مساله ضربهاي مهلك به ايمني معادن، بهويژه معادن زغالسنگ، وارد ميكند. سيستمهاي مانيتورينگ، سنسورها و تجهيزات ايمني ما عمدتاً ساخت كشورهاي اروپايي مانند آلمان و لهستان است و اگر فاصلهاي بين تأمين اين تجهيزات و نياز واقعي معدن ايجاد شود، تبعات آن مستقيماً متوجه جان كارگران خواهد بود. دبير اجرايي خانه كارگر طبس هشدار داد: اگر دولت بهطور جدي وارد عمل نشود و حمايتهاي مشخصي درنظر نگيرد، در يكي، دو سال آينده، با مستهلك شدن تجهيزات فعلي، با مشكلات بسيار جدي و گستردهاي روبرو خواهيم شد. او در ادامه به تناقض موجود در زنجيره توليد اشاره كرد و گفت: درحالي كه در بسياري از كالاها شاهد تورم هستيم، در بخش زغالسنگ اين افزايش قيمت به شكل واقعي ديده نميشود. قيمت زغالسنگ سالها براساس درصدي از قيمت فولاد خوزستان تعيين ميشد و حتي پس از حوادث تلخ و مرگبار در معادن، افزايش قيمتها با مقاومت جدي برخي صنايع بزرگ مواجه شد.
